دیدگاه های راجرز

دیدگاه های راجرز

• ویژگی اساسی دیدگاه راجرز عبارت از تشریح روشن تعدادی از فنون درمانی،
تاکید بر نگرش و سبک هیجانی درمان‌گر و بی‌اهمیت قلمداد کردن برخی از روش‌های خاص است.

• نام آوری کارل راجرز بیشتر به سبب کارهای زیر است:

1- رویکرد غیرمستقیم برای درمان با نام «درمان بیمار محور» Person-Centered Therapy

2- ارائه‌ی مفهوم «گرایش واقعی‌سازی» Actualizing Tendency

3- ارائه‌ی مفهوم «فرد با کارکرد کامل» Fully Functioning Person

Carlrogers-2
تاریخچه تحول فكر راجرز :

• راجرز در آغاز كارش از شیوه های سنتی رواندرمانی و روانشناسی بالینی در فعالیت های درمانی اش استفاده می كرد
o بدین معنی كه آزمونهای شخصیت و تشخیص را بكار می بست و برای نیل به تغییر رفتار به توصیف و دگرگون سازی محیط مبادرت می ورزید ،
o سرانجام در ۱۹۵۱ به روش درمان غیر مستقیم متوسل شد
o او در نگرش جدید خود بر دنیای ذهنی و خصوصی فرد و بر استعدادهای بالقوه او برای رشد و بر كیفیت رابطه مشاورهای تاكید كرد .

• یك جهت گیری مبتنی بر پدیده شناسی Phenomenology ، اصالت وجود ، و اصالت فرد است كه این ایمان عمیق او را به انسان ،
و به استعدادهای ذاتی او برای رشد و تكامل نشان میدهد .

o راجرز در نظریه خود وجود یك نیروی انگیزشی را در انسان مسلم فرض می كند كه به عقیده او همان تمایل ذاتی
ترکیب موجود زنده Organism است ، و برای رشد و توسعه همه استعدادهایش در شرایط معینی شكوفا می شود .

• راجرز در تدوین نظریه اش از افكار معاصران خود از جمله جان دیوی نیز بهره فراوان برد.
o بر اساس فلسفه جان دیوی انسان قادر است از طریق خود شناسی خود را آنطور كه می خواهد بسازد .
o رنک Otto Rank نیز معتقد است كه فرد استعدادهایی در جهت هدایت خویش دارد كه این استعدادها از طریق درمان متجلی میشوند .

o رنک سه عامل را در رواندرمانی مؤثر میدانست :

i. مراجع ،
ii. مشاور ،
iii. رابطه بین آنها

o نظریه راجرز دارای دیدگاه پدیدار شناسی Phenomenology «آنچه دیده می‌شود» است.
o در پدیدارشناسی اعتقاد بر این است كه گرچه دنیای واقعی ممكن است موجود باشد،
ولی موجودیت آن را نمی توان مستقیماً شناخت یا تجربه كرد،
بلكه می توان بر اساس ادراكات فرد از جهان این موجودیت را تصور و دریافت كرد .

o انسان فقط بر اساس ادراكاتش از اشیا و امور و بر اساس تصورش از آنها رفتار خواهد كرد
o راجرز هنگامی كه در باره مرجع قیاس درونی بحث می كند، در واقع دیدگاه پدیدار شناسی را بكار می برد .

• بطور كلی نظریه راجرز از نظر تكامل به سه دوره تقسیم می گردد :

i. دوره درمان غیر مستقیم.
ii. دوره درمان بر طبق انعكاس مطالب.
iii. دوره درمان تجربی .

1. دوره درمان غیر مستقیم

o نقش مشاور در ایجاد:
فضائی آزاد ،
مبرا از دخالت ،
مبتنی بر پذیرش ،
روشن سازی ،

o تغییرات در شخصیت مراجع بصورت:
پیشرفت تدریجی بصیرت مراجع نسبت به خود و موقعیتش ،
و تلاشی به استفاده از ابتكار و خلاقیت مراجع در جهت ایجاد:
رشد
سلامتی ،
سازگاری .

2. در دوره دوم روان درمانی مبتنی بر انعكاس مطالب

o نقش مشاور :
انعكاس احساسات ، در جریان انعكاس احساسات، مشاور خود را كاملاً در نگرشهای مراجع غوطه ور می كند
و به درون او راه می یابد ، و مشكل را از دریچه چشم او می نگرد .

اجتناب از هرگونه تهدید در جریان رابطه و تغییر شخصیت مراجع ،

رشد و هماهنگی و توافق میان خویشتن پنداری و زمینه پدیده شناسی فرد

توجه عمیق مشاور به محتوای عاطفی اظهارات مراجع و نه به محتوای معانی و بیان آنها.

3. در دوره سوم رواندرمانی مبتنی بر تجربه كه از نتایج درمانهای غیر مستقیم و انعكاسی است
و هدف آن كمك موثر به افراد نرمال و پریشان است
o این دوره به تاثیر تكنیك هائی نظیر :
احترام مثبت ،
درك همدلانه
خلوص مشاور
توجه خاصی مبذول می شود .

o ماهیت اصلی رواندرمانی مبتنی بر تجربه ، به تجربه در آوردن امور است كه هر مشاوری به طریقه خاصی آن را اعمال میكند ،
مهم آنكه تمام پاسخ ها و فعالیتهای مشاور باید بر تجربیات مراجع متكی باشد .

Carlrogers-4
• عواملی كه در پیشرفت و گسترش همه جانبه نظریه درمان مراجع محوری موثر است :

i.= هماهنگی آن با فرهنگ پراگماتیزم غربی كه در آن اعتقاد به این است كه انسان قادر است
از خود آنچه را كه می خواهد بسازد و این عمل از طریق خود شناسی عملی میشود .
ii. – وجود فلسفه و دیدگاه مثبتی در باره تغییر و سازندگی انسان
iii. – ساده بودن آن برای مشاوران تازه كار و نامطمئن از خود
iv. – ارائه روشی ساده تر برای تغییر شخصیت
v. – پذیرش سهل و سریع آن بدلیل مفاهیم فلسفی و بی نیازی اش از ابزار و لوازم