رویكرد مراجع محوری

رویكرد مراجع محوری

Carlrogers-3
نقش و وظیفه درمانگر

• نقش درمانگر مراجع محوری ، سیری تحولی داشته است.
o در دهه ۱۹۴۰ درمانگر سعی می كرد نسبتاً ناشناس بماند و جوی توأم با گرمی و پذیرش ایجاد كند
تا در این جو ، مراجع با آرامش هر چه تمامتر خودكاوی كند .

o در دهه ۱۹۵۰ بر همدلی تأكید می شد .
o در این دوران درمانگر نه تنها موظف بود گرم باشد ، بلكه سعی می كرد تجارب ذهنی مراجعانش را درك كند .
o در همین دوران فنی به نام «انعكاس احساسات» ابداع شد .
o در این فن ، درمانگر برداشت خودش را از تجارب ذهنی مراجعان مثل آینه به آنها منعکس می کرد .
o تصویر قالبی رایج در مورد درمانگر مراجع محور نیز در همین دوران ترسیم شد .
o در دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ تحولات و پیشرفت های بیشتری رخ داد .
o در ۱۹۷۵ راجرز مقاله ای منتشر کرد که در آن مدعی شده بود این خود رابطه درمانی است که درمانبخش می باشد .
برخی خصایص و ویژگی های شخص درمانگر مهمتر از آموزش حرفه ای درمانگر و دیدگاه نظری و فنون است .
درمانگرانی كه این خصایص را دارند موفق و موثرتر خواهند بود .

• راجرز در بین كسانی كه در سطح دكترای روان شناسی آموزش حرفه ای ندیده اند ، پیروان پر و پا قرصی دارد .
o این موضوع راجرز كه «متخصصان همیشه شایسته ترین فرد برای كمك به دیگران نیستند .» بر محبوبیت او افزوده است .
o او بر این باور بود كه شرایط لازم برای پذیرش غیر مشروط ، همدلی و اصالت را اغلب كسانی كه یا اصلاً آموزش ندیده
یا آموزش اندكی دیده اند می توانند فراهم كنند .

• این خصایص چه هستند ؟

1. گرم بودن بدون پاسخدهی
o توجه مثبت نامشروط ،
o بها دادن ،
o پذیرش ،
o احترام ،
o توجه
o عشق بدون مالكیت.

توجه از این جهت می تواند درمانبخش باشد كه اعتماد ساز است و در مراجع ایجاد انگیزه می كند .
مراجعان در برابر كسی كه به آنها توجه می كند بیشتر احتمال دارد خود افشایی كنند .

2. درك همدلانه empathy

o مشاركت هیجانی دو انسان
o گرم بودن ،
o توجه ،
o نگرانی ،
o نشان دادن توجه
o در درمان مراجع محور ، درك نقطه نظر دیگران درك همدلانه ، نفوذ به دنیای مراجع و دیدن دنیا از زاویه دید او است .
o البته این كار خیلی سخت تر از آن است كه در نگاه اول به نظر می رسد .
o برای اینكه خوب همدلی كنیم باید از لاك خودمان بیرون بیاییم .
o از لاك خود بیرون آمدن یعنی كنار گذاشتن نقطه نظرات خودمان و تجسم و حدس زدن نقطه نظرات و احساس دیگران از زاویه دید آنها .
o درك همدلانه نفوذ به دنیای مراجع و دیدن دنیا از زاویه دید او است .
o مشاوران باید مراقب باشند كه همدلی در گرو كنار نهادن تجارب خودشان است .

چگونگی شروع رویكرد مراجع محوری راجرز

روی مادر بسیار باهوشی كار می كردم كه پسر آتشپاره ای داشت .
مشكلش ، طرد كردن صریح پسرش بود اما با گذشت چند جلسه گفتگو نتوانستم وی را متوجه این قضیه كنم .
من گفته های او را جمع بندی كردم و سعی كردم به وی كمك كنم قضیه را از این بعد نگاه كند .
اما به جایی نرسیدم .
بالاخره تسلیم شدم .
به او گفتم مثل اینكه هر دو خسته شده ایم و به جایی نمی رسیم
گفتم شاید بهتر باشد تماس مان را قطع كنیم .
او هم قبول كرد .
مصاحبه را تمام كردیم و دست دادیم .
به طرف درب دفترم حركت كرد .
ولی هنوز به درب دفترم نرسیده بود كه برگشت و پرسید :
«شما همین جا با بزرگسالان مشاوره انجام می دهید .»
وقتی جواب مثبت مرا شنید گفت :
«خوب من كمك می خواهم».
دوباره سرجایش نشست و شروع كرد به فاش كردن ناامیدی خودش از ازدواج و مشكلاتش با شوهرش
از شكست ها و آشفتگی های ذهنش حرف زد‏‏ ،
حرفهایی كه با «شرح حال ، سترونی كه قبلاً داده بود كاملاً فرق می كرد» .

o از همان جا بود كه درمان واقعی شروع شد و با موفقیت زیادی خاتمه یافت .
o این ماجرا یكی از آن ماجراهایی بود كه مرا به این حقیقت رهنمون ساخت كه خود مراجعان بهتر از هر كس دیگری عامل و مسبب
ناراحتی هایشان و سمت و سوی آن را می شناسند .
o آنها بهتر از هر كسی می دانند كه كدام مشكلاتشان بسیار مهم و حیاتی اند و چه تجربه هایی در اعماق وجودشان دفن شده است .
o براساس همین نوع ماجراها بود كه دریافتم جز در مواقع ضروری كه باید از ذكاوت و دانشم استفاده كنم ،
بهتر است تعیین مسیر درمان را به عهده مراجعان بگذارم.

طبیعت و ماهیت بشر در نظریه مراجع محوری

• انسان های كارآمد Fully functioning فرایند گرا Process orientation هستند .
• فرآیندگرایی دو معنا دارد :
1. آنها زندگی را فرایند شدن می دانند و بر انجام دادن تمركز دارند .
انسان ها ماهیتاً تغییر پذیرند به همین دلیل انسان های كارآمد آماده اند در ارزش ها ، اهداف و نگرش های خود تجدید نظر كنند .
o در نتیجه چنین افرادی دارای «خود» ثابتی نیستند .
o همگام با رشد و تغییر این افراد ، سازمان دهی «خود» آنان نیز پیچیده تر و متمایز تر می شود .

2. تمركز بر انجام دادن تا تمركز بر نتایج ،
o انسان هایی كه خیلی به نتیجه عملكردشان فكر می كنند مدام به این قضیه فكر می كنند كه خوب بوده اند یا بد .
o هیچكس حق ندارد برای دیگران طرز زندگی تجویز كند .
o این قضیه شامل والدین ، نظام آموزشی و مراجع قدرت است .
o آیا از مراجع قدرت نباید تبعیت كرد ؟
o خیر ، ولی آنها نباید حرف مراجع قدرت را بی هیچ چون و چرایی به صرف اینكه قدرتمندند ، بپذیرند .
o قبول افكار مراجع قدرت به صرف اینكه معلم ، پدر و مادر و . . . هستند ،
بین ارزش های اقتباس شده و احساس واقعی شخص ، تعارض ایجاد می كند .

• تأكید خوشبینانه راجرز بر جنبه های مثبت طبیعت انسان لااقل بین كسانی كه در دیدگاه امیدبخش وی شریك هستند بر معروفیت وی افزوده است .
o رویكرد وی به نسیم تازه ای تشبیه شده است كه نشاط آور و فرح افزاست .
o در پاسخ به پرسشی در مورد خوشبین بودن پاسخ راجرز این بود كه ممكن است فطری و ذاتی باشد .
o در ادامه خاطرنشان كرد كه همواره به رشد ، خواه رشد گیاهان و خواه حیوانات علاقه مند بوده است .
o باغبانی از جمله فعالیت های مورد علاقه او بود .
o او بین رشد گیاهانی كه در شرایط مطلوب قرار داشتند و افرادی كه شرایط مناسب موجب رشد و بالندگی آنها می شود ، مشابهت هایی می دید .
o «آیا آب ، كود و نور كافی ، برای گیاهان می تواند شباهتی به توجه مثبت غیر مشروط ، همدلی و هماهنگی با افراد داشته باشد ؟» .
o مراجع در نظریه مراجع محوری مفهوم اصلی در درمان مراجع محوری ، احترام قایل شدن برای رشد و كمالی است كه خود فرد بانی و مولدش باشد .

توصیه درمانگر به مراجع

• درمانگر مراجع محور توصیه خاصی به مراجعانش جهت حل مشكلاتشان نمی كند .

1- مثلاً از آنها نمی پرسد «چرا سعی نمی كنی با او صادق باشی ؟»
2- راهبرد خاصی را برای زندگی به مراجعانش توصیه نمی كند . مثلاً به آنها نمی گوید : «باید این مكانی و این زمانی زندگی كنی .»
3- از قضاوت یا سرزنش كردن پرهیز می كند : «حق داری از مادرت عصبانی شوی»
4- به مراجعانش بر چسب نمی زند : «تو روان پریش هستی»
5- برای مراجع طرح درمان نمی ریزد «ابتدا روی جسور نبودن كار می كنیم بعد می پردازیم به اضطرابت.»
6- درمانگر به تفسیر معنای تجارب مراجعانش نمی پردازد . مثلاً به آنها نمی گوید «تو واقعاً از من عصبانی نیستی ، تو در واقع از پدرت عصبانی هستی» .

این مفهوم كه درمانگر باید به رشد كمالی كه خود فرد بانی و مولدش است احترام بگذارد بر دو فرض استوار است :

1- واقعیت ها برای افراد مختلف متفاوتند ،
o یعنی هیچ كس نمی تواند در مقام قضاوت بر آید كه واقعیت فلان انسان در مقایسه با واقعیت دیگر نادرست ،
تحریف شده یا غیر رضایت بخش است.

2- دومین فرض این است كه اگر به واقعیت های دیگران احترام بگذاریم و اعتماد اساسی خود را به آنان نشان بدهیم ،
رشد و كمال خود خواسته مورد نظر در مسیر مثبت زندگی بخش خواهد افتاد .
o بطور كلی در درمان مراجع محور اولویت با پذیرش و احترام گذاشتن به تجارب مراجع است ،
o یعنی اینكه درمانگر باید قبول داشته باشد برای نگاه كردن به واقعیت ، راه های مختلفی وجود دارد .
o پذیرش به معنای تأیید نقطه نظر مراجع یا اعمال وی و موافقت با او نیست .

هدف مشاوره و روان درمانی مراجع محوری

• هدف از روان درمانی ، باز گرداندن این توانایی در فرد است كه با تمام وجودش با مشكلات زندگی مقابله ای خلاقانه و هوشمندانه انجام دهد .
o این نیز اصولاً از طریق خود پذیری حاصل می شود .
o اگر مراجعان نگرش غیر قضاوتی در مورد خودشان داشته باشند و خودشان را بپذیرند آنگاه می توانند دوباره با تجارب خویش ارتباط برقرار كنند .

o به دنبال این جریان ، محتاطانه با سازه های خویش برخورد می كنند و سازه های انعطاف پذیری با ساختار بیشتر برای خویش تدارك می بیند .
o افراد خود شكوفا برای حل مشكلات جدید زندگی و ادامه دادن آن به استقبال اضطراب و بی نظمی و آشفتگی می روند .
o البته بجای استفاده از تعبیر «خود شكوفا» بهتر است اصطلاح «در حال خود شكوفایی» را در مورد آنان به كار ببریم .

o راجرز می گفت «به نظر من اگر بگوییم آدم های سازگارشده adjusted هستند در واقع به آنها اهانت كرده ایم .
o اگر هم بگوییم آدم های شاد قانع یا حتی خود شكوفایی می باشند ، خودشان این نظریات را رد می كنند .»
o به نظر راجرز ، اختلافات هیجانی معلول نوعی فرزند پروری است كه در آن اثری از توجه مثبت به كودكان دیده نمی شود .

o والدین با شرایط قایل شدن در مورد ارزشمندی فرزندشان ، وی را مجبور می کنند ارزش گذاری ارگانیسمی خود را نادیده بگیرد
و در او ناهمخوانی ایجاد می کنند .
o یکی از ابعاد مهم درمان عبارت است از فرایند خلاقانه ترکیب شیوه های جدید پیچیده تر و منسجم تر ادراک و تجربه کردن خود و دنیا در یکدیگر .
o هدف از این نوع درمان ، آزاد كردن و ممكن ساختن خلاقیت مراجعان است .

o مراجعان در این نوع درمان راه حل های جدیدی برای مسایل زندگی خود می یابند ،
o راه حل هایی كه پیش از آن نه درمانگر به آن فكر كرده است نه خود مراجع .
o به طور كلی فرایند روان درمانی از دو جزء تشكیل می شود .
o ابتدا مراجع راه و رسم گوش دادن به تجربه و پذیرش آن را می آموزد .
o با این كار انعطاف پذیری و خود گردانی او بیشتر می شود و در مورد سازه های خویش جانب احتیاط را رعایت می كند .
o سپس پذیرش كامل تجربه درونی ، ظرفیت خلاقیت ، متكامل تر شدن و ترمیم را در مراجعان بسیج می كند
و مراجع را به سوی راه حل های جدید خلاقانه هدایت می كند و به او اجازه می دهد برخورد جدید و منسجم تری با زندگی داشته باشد .
o در مشاوره مراجع محوری ، مشاوران سعی می كنند «مونس» مراجعان خویش باشند نه «تعمیر كار» آنان .

تكنیك ها و ابزار مشاوره مراجع محوری

• پذیرش :
o وقتی شخصیت افراد را بر مبنای پاداش پرورش می دهیم ، ارزش های برگزیده آنها دیگر با امكانات و توانائی های بالقوه شان هماهنگ نخواهد شد .
ولی فكر نمی كنم اگر افراد را در جوی آزاد بار بیاوریم به كلاهبرداری ، قتل و دزدی كشیده شوند .
o پذیرش یا اعتماد به واقعیت دیگری به معنای موافقت با آن یا تأییدش نیست . بلكه به معنای تصدیق مشروط ادراك های اوست .

o پذیرش یعنی گوش دادن نامشروط .
o درمانگر می تواند ابراز نظر كند به شرطی كه آن نظر را فقط نظر خودش جلوه دهد ،
o درمانگر نباید بگوید «تو اشتباه می كنی»
o باید بگوید : «من نظرت را قبول ندارم ، به نظر من پلیس قصد دستگیر كردن تو را ندارد .»
o این پاسخ به طور تلویحی دیدگاه مراجع را محترم می شمارد و آن را درك می كند .

• همدلی :
o همدلی یعنی دیدن موضوعات از زاویه دید فردی دیگر یا دیدن جهان از چشم دیگران یا به قولی «با كفش دیگران راه رفتن» .
o همدلی یعنی درك احساسات دیگران آن چنان كه گویی احساسات خود ماست ، با تأكید در معنای واژه «گویی» .
o همدلی با همدردی تفاوت دارد .
o همدردی به معنای «احساس برای كسی» و همدلی به معنای «احساس با كسی» است .
o همدلی به عنوان داشتن درك دقیق احساسات و افكار شخصی دیگر ضمن حفظ جدایی از او است .
o همدلی مهمترین ویژگی در غنی سازی ارتباط میان فردی و افزایش رشد شخصی است.

• انعكاس احساس :
o فنی است كه در دهه ۱۹۵۰ برای نشان دادن درك همدلانه درمانگر ابداع شد .
o انعكاس ها معمولاً اینگونه می شوند «بنظر می رسد ، احساس می كنید ، یا می خواهید بگویید . . .»

• همدلی و انعكاس احساس به دلایل زیر درمانبخش هستند :

i. همدلی توأم با گرمی ، اعتماد ساز است .
ii. معمولاً احساس درك شدن به خودی خود درمانبخش است .
iii. همدلی و انعكاس ، باعث متمركز شدن حواس مراجعان بر تجارب درونی شان می شود .

• خلوص :
o خلوص عبارت است از خود بودن درمانگر در ارتباط با مراجع ،
o بدین معنی كه درمانگر در جریان روان درمانی ، بدانگونه كه خود هست عمل می كند ،
o در گفتار و رفتارش ثبات وجود دارد و نقش شخص دیگری را ایفا نمی كند
o در موارد ضروری تجربیات خود را آگاهانه و صادقانه با مراجع مطرح می سازد .
o همخوانی ، اصالت ، سعه صدر ، خود افشایی ، خصایص مرتبط با خلوص هستند .

مراحل شكل گیری مشاوره و روان درمانی مراجع محوری

• سه دوره متمایز را در شكل گیری و گسترش مراجع محوری می توان مشاهده كرد:

1. دوره اول ، در فاصله سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ ، كه درمان بطور غیر مستقیم انجام می شد .
o در این دهه ، نقش اصلی درمانگر ایجاد رابطه پذیرا و فضایی آزاد و عاری از تهدید بود كه بدان وسیله مراجع می توانست
نسبت به خود و موقعیت خویش بینش كسب كند .

2. در دوره دوم ، كه سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۷ را شامل می شود ، درمانگر بر اساس پژوهش های انجام شده در نحوه كار خود تغییراتی به وجود آورد
و به انعكاس احساسات و عواطف مراجع و ارائه پاسخ های مناسب به او در جریان روان درمانی پرداخت .

3. در دوره سوم ، درمان تجربی و احساسی Existential Therapy در خلال سال های ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۰ دیدگاه های جدیدی را در روان درمان مراجع – محوری ایجاد كرد .
o راجرز با ادامه كار در بیمارستان ها و نیز با افراد سالم ، دریافت كه نحوه برخورد درمانگر و درك توأم با همفهمی Empathetic Understanding
با مراجع به مراتب مهمتر از كاربرد فنونی است كه قبلاً توصیه كرده است .
o بدین لحاظ در این دوره بر جهان پدیداری Phenomenal World و تجربیات درونی مراجع و نیز شرایط حاكم بر جریان روان درمانی تأكید بیشتری مبذول شد .