ویژگی های افراد کامل

ویژگی های افراد کامل

Fully Functioning Person

نظریه خود شکوفایی

• راجرز نظریه اش را از تجربیات خود با درمانجویان، نه از پژوهش آزمایشگاهی، به وجود آورد.
o عبارت درمان فردمدار حکایت دارد که توانایی تغییر دادن شخصیت و بهبود آن درون فرد قرار دارد.
o این فرد است نه درمانگر که چنین تغییری را هدایت می کند.
o ما موجودات منطقی هستیم که تحت تاثیر درک آگاهانه از خود و دنیای تجربی مان قرار داریم.
o راجرز برای نیروهای ناهشیار یا توجیهات فرویدی اهمیت زیادی قایل نبود.
o او این عقیده را نیز رد کرد که رویدادهای گذشته تاثیر کنترل کننده ای بر رفتار جاری دارند.
o او تاکید که احساسات و هیجانات کنونی، تاثیر بیشتری بر شخصیت دارند.
o راجرز فقط یک انگیزش فطری و اصلی را مطرح کرد :
گرایش فطری به شکوفا شدن. هدف نهایی شکوفا کردن خود است، تبدیل شدن به چیزی که راجرز آن را انسان کامل نامید.

8-3
خود Self و گرایش خود شکوفایی Actualization Tendency

• راجرز خود آگاهی را به صورت پذیرش خود و واقعیت، و احساس مسئولیت در قبال خود تعریف کرد.
o سطح خودآگاهی فرد تنها عامل بسیار مهمی است که رفتار را پیش بینی می کند.
o راجرز معتقد بود که افراد با گرایش فطری به شکوفا کردن، حفظ کردن و بهبود بخشیدن خود برانگیخته می شوند.
o این کشش به سمت خود شکوفایی، بخشی از گرایش شکوفایی بزرگتر است که تمام نیازهای فیزیولوژیکی و روان شناختی را در بر می گیرد.
o گرایش شکوفایی با پرداختن به مقتضیات اساسی، مانند نیاز به غذا، آب و ایمنی به حفظ کردن ارگانیزم و زنده نگه داشتن آن خدمت می کند.
o گرایش شکوفایی در رحم آغاز می شود و با کمک به تمایز کردن اندام های بدن و رشد عملکرد فیزیولوژیکی، به رشد انسان کمک می کند.
o گرایش شکوفایی مسبب رسش است- رشد اندام ها و فرایند های بدن که به صورت ژنتیکی تعیین شده است –
که دامنه آن از رشد جنین تا ظاهر شدن ویژگیهای جنسی ثانوی به هنگام بلوغ، گسترش دارد.
o این تغییرات که در ساخت ژن های ما برنامه ریزی شده اند، به وسیله گرایش شکوفایی به ثمر می رسند.
o با اینکه تغییرات به صورت ژنتیکی تعیین شده اند، پیش روی به سمت رشد کامل، نه خودکار و نه بی زحمت است.
o گرایش به شکوفا شدن از میل به واپس روی، صرفاً به دلیل دشوار بودن فرایند رشد، نیرومندتر است.

• فرایند حاکم در طول عمر، فرایند ارزش گذاری ارگانیزمی Organismic Valuing Process است.
o ما از طریق این فرایند، تمام تجربیات زندگی خود را از نظر اینکه چگونه به گرایش شکوفایی کمک می کند، ارزیابی می کنیم.
o تجربیاتی را که کمک کننده به شکوفایی می دانیم به صورت خوب و خوشایند ارزیابی می کنیم؛
یعنی برای آنها ارزش مثبت قایل می شویم.

دنیای تجربی

• ما با منبع بی شمار تحریک رو به رو می شویم که برخی جزیی و پیش پا افتاده و برخی مهم،
برخی تهدید کننده و برخی تقویت کننده هستند.
o واقعیت محیط ما به برداشت ما از آن بستگی دارد، که همیشه با واقعیت مطابقت ندارد.
o امکان دارد به تجربه ای طوری واکنش نشان دهیم که با واکنش صمیمی ترین دوست ما به آن، بسیار متفاوت باشد.
o برداشت های ما با گذشت زمان و بسته به شرایط تغییر می کنند.

رشد خود در کودکی

• بخش مجزا تجربه که با کلمه های من، مرا و خودم توصیف می شود، خود یا خود پنداره self-concept است.
o خود پنداره متمایز کردن آنچه مستقیم و بی واسطه بخشی از خود است از دیگران،
اشیا و رویدادهایی که نسبت به خویشتن بیرونی هستند، شامل می شود.
o خود پنداره تصور ما از آنچه هستیم، آنچه باید باشیم و آنچه دوست داریم باشیم نیز هست.
o در حالت عالی، خود، الگوی هماهنگ یا کل سازمان یافته ای است.
o تمام جنبه های خود برای هماهنگی تلاش می کنند.

توجه مثبت Unconditional positive self-regard

• این نیاز احتمالاً آموخته شده است، هرچند راجرز گفت منبع آن اهمیت ندارد.
o نیاز به توجه مثبت عمومیت دارد و پایدار است.
o اگر مادر به کودک توجه مثبت نکند، در این صورت از گرایش فطری کودک به شکوفایی و رشد خود پنداره، جلوگیری خواهد شد.
o اگر با وجود رفتارهای نا خوشایند کودک، توجه مثبت به او ادامه یابد، این وضعیت توجه مثبت نا مشروط نامیده می شود.
o جنبه مهم نیاز به توجه مثبت، ماهیت دو جانبه آن است.
o ارضا کردن نیاز دیگران به توجه مثبت، خشنود کننده است.
o ما با تعبیر کردن بازخوردی که می گیریم خود پنداره خویش را اصلاح می کنیم و نگرش های دیگران را درونی می کنیم.

o گاهی توجه مثبت بیشتر از درون فرد حاصل می شود تا از جانب دیگران،
وضعیتی که راجرز آن را حرمت نگرش مثبت به خود positive self-regard نامید.

شرایط ارزش Conditions of Worth

• شرایط ارزش از توالی رشد توجه مثبت که به نگرش مثبت به خود می انجامد به وجود می آید.
o نگرش مثبت به خود مدل راجرز برابر فرامن فرویدی است و از توجه مثبت مشروط به وجود می آید.
o توجه مثبت مشروط بر عکس توجه مثبت نا مشروط است.
o امکان دارد والدین به هر کاری که فرزند آنها انجام می دهد، با توجه مثبت واکنش نشان ندهند.
o کودکان یاد می گیرند که محبت والدین قیمتی دارد، این محبت به شیوه رفتار کردن قابل قبولی وابسته است.
o آنها با درونی کردن هنجارها و معیارهای والدین، طبق شرایطی که والدین آنها تعیین کرده اند،
خود را با ارزش یا بی ارزش، خوب یا بد، در نظر می گیرند.

ناهمخوانی Incongruence

• ما تجربیات را نه بر حسب اینکه چگونه به گرایش شکوفایی کلی کمک می کنند،
بلکه بر این اساس که آیا توجه مثبت دیگران را به همراه دارند،
ارزیابی کرده و آنها را قبول یا رد می کنیم.

o این به ناهمخوانی بین خود پنداره و دنیای تجربی، یعنی محیط به گونه ای که آن را درک می کنیم، منجر می شود.
o تجربیاتی که با خود پنداره ما نا همخوان یا نا هماهنگ هستند، تهدید کننده شده و به صورت اضطراب آشکار می شوند.
o برای مثال اگر خود پنداره ما این عقیده را در بر داشته باشد که همه انسان ها را دوست داریم،
وقتی با کسی آشنا می شویم که احساس می کنیم از او متنفریم، دچار اضطراب خواهیم شد.

o میزان سازگاری روان شناختی و سلامت هیجانی ما، حاصل همخوانی خود پنداره با تجربیات مان است.
o افرادی که از لحاظ روان شناختی سالم هستند، می توانند خودشان، دیگران،
و رویدادهای موجود در محیط خویش را همان گونه که واقعا هستند، درک کنند.

8-2
ویژگیهای افراد کامل

• فرد کامل کسی است که رابطه تنگاتنگی با فرایند ارزش گذاری ارگانیزمی دارد.
o فرد کامل کسی است که به طور خود انگیخته تکانه درونی خود را به صورت کلامی و غیر کلامی انتقال می دهد .
o او نسبت به تجربیات گشوده است .
o تجربیات را همان گونه که هستند می پذیرد و این تجربیات را به صورت تحریف نشده و صادقانه ابراز می کند .
o ارتقا انسان به فردی با کارکرد کامل، هدف نهایی رشد روانشناختی و تکامل اجتماعی است .

• ویژگی های اصلی یک انسان خود شکوفا با کارکرد کامل عبارتند از :

۱- آگاهی از همه تجربه ها Openness to Experience:

o هیچ تجربه ای به هیچ وجه قطع ،‌تحریف یا انکار نمی شود ، همه آن از طریق خود پالایش می شود .
o هیچگونه حالت تدافعی وجود ندارد چون چیزی وجود ندارد که دفاعی در برابر آن لازم باشد .
o تهدید علیه خود پنداره شخص وجود ندارد .
o شخص آزاد بوده و نسبت به هر چیزی پذیرا است .
o چه احساس های مثبت مانند تشویق و محبت آمیز بودن ، و چه احساس های منفی مانند ترس و درد .
o چنین شخصی بیشتر هیجانی است، به این معنی که او نه فقط گستره وسیعی از هیجانهای مثبت و منفی را تجربه می کند،
بلکه آنها را شدیدتر از فردی تجربه می کند که دارای حالت دفاعی است.

۲- تمایل و توانایی فرد به کمال و غنی زندگی کردن در هر لحظه : Living in the Here-and-Now

o برای فرد کامل هر لحظه و تجربه ای که می تواند با خود بیاورد تازه و جدید است .
o از این رو هر لحظه قابل پیش بینی و پیشگوییی نیست .
o بنابراین او در اینجا و اکنون زندگی می کند و هیچ گونه انعطاف ناپذیری و خشکی وجود ندارد ،
و هیچ گونه ساختار و چهار چوب غیر منعطف بر تجربه شخص تحمیل نمی شود .
o ساختار او یک سازمان سیال و دائماً در حال تغییر است و از تجربه او نشأت می گیرد .
o در افراد ناسالم همه تجربه ها در باور های از پیش ساخته ، طبقه بندی و تحریف می شوند .

۳- اعتماد به ارگانیسم فرد: Organismic Trusting

o یعنی به جای اینکه فرد توسط قضاوتهای دیگران هدایت شود ، یا با توجه به یک هنجار از قبل تنظیم شده اجتماعی
یا قضاوت عقلانی جهت گیری شود ، به احساس های خود و واکنش های شخصی خویش اعتماد دارد .

o راجرز می گوید « من آموخته ام که کل احساس ارگانیسم من از یک موقعیت قابل اعتمادتر از عقل من است »
o یعنی رفتار کردن فرد به شیوه ای که احساس می کند درست است .
o البته این بدان معنا نیست که شخص خود شکوفا به طور کامل اطلاعات رسیده از عقل خود یا از سوی دیگران را نادیده می گیرد
بلکه منظور این است که همه این گونه داده ها یا تجربه ها با خودانگاره شخص همخوانی دارند.
o آنان تهدید کننده نیستند و می توانند به درستی درک شده و مطابق با آن درک مورد ارزشیابی و درجه بندی قرار بگیرند .

۴- احساس آزادی Freedom:

o افراد کامل و خود شکوفا احساس آزادی اصیل دارند تا به هر جهتی که میل دارند حرکت کنند و بدون اجبار دست به انتخاب بزنند .
o در نتیجه آنها احساسی از قدرت شخصی را درباره زندگی خود تجربه می کنند زیرا می دانند که آینده بستگی به عمل آنها دارد
و به وسیله اوضاع و احوال ، رویدادهای گذشته و مردمان دیگر تعیین نمی شود .
o آنها از سوی دیگران احساس اجبار نمی کنند .
o آنها در وضعیت خودشان احساس مسئولیت می کنند.

۵- خلاقیت Creativity:

o فردی با شخصیت سالم ، فردی خلاق است که با وجود اینکه ممکن است شرایط محیطی تغییر کند ،
به طور خلاق و سازگار زندگی می کند .
o او همواره با این خلاقیت احساس خود انگیختکی دارد .
o او می تواند به طور انعطاف پذیر با تجربه ها و چالش های تازه سازگار شده و آنها را بیابد .
o او نیاز به قابل پیش بینی بود امنیت یا حالتی عادی از تنش ندارد .

• تجربه های افراد کامل عبارتند از :

o غنی کننده ،
o هیجان انگیز ،
o پاداش دهنده ،‌
o چالش انگیز و
o با معنی .

• راجرز صفتهایی نظیر :
o شاد ،
o سعادتمند یا خرسند
را برای توصیف افراد کامل و خود شکوفا به کار نمی برد زیرا اینها برچسب های پویا نیستند .
o اگرچه افراد کامل در مواقعی دارای این احساس ها هستند .

• فرد کامل نتیجه مطلوب رشد روان شناختی و تکامل اجتماعی است:

i. افراد کامل از تمام تجربیات آگاهند.
هیچ تجربه ای انکار یا تحریف نمی شود، همه تجربیات از صافی خود رد می شوند، حالت دفاعی وجود ندارد،
زیرا چیزی که علیه آن دفاع شود، چیزی که خود پنداره را تهدید کند، وجود ندارد.
آنها پذیرای احساس های مثبت مانند جرات و عطوفت و احساس های منفی نظیر ترس و رنج هستند.
افراد کامل عاطفی تر هستند.

ii. افراد کامل در هر لحظه به طور کامل و پر مایه زندگی می کنند.
تمام تجربیات به صورت بالقوه تازه و جدید هستند.

iii. افراد کامل به ارگانیزم خودشان اعتماد می کنند.
رفتار کردن به صورتی که فرد احساس می کند درست است، هیچ چیز تهدید کننده نیست؛
همه اطلاعات را می توان درک، ارزیابی و به دقت سبک سنگین کرد.

iv. افراد کامل بدون قید و بندها یا بازداری ها، احساس می کنند در تصمیم گیری ها آزاد هستند.
آنها احساس نمی کنند که مجبورند توسط خودشان یا دیگران فقط به یک صورت رفتار کنند.

v. افراد کامل خلاق هستند و هنگامی که شرایط محیطی تغییر می کند به صورت ثمر بخش و سازگارانه زندگی می کنند.
آنها به پیش بینی پذیری، امنیت یا رهایی از تنش نیازی ندارند.

vi. امکان دارد که افراد کامل با مشکلاتی روبرو شوند.
راجرز برای توصیف افراد کامل از کلمه شکوفا کننده نه شکوفاشده استفاده کرد.
رشد همواره ادامه دارد.
کامل بودن مسیر است نه مقصد.

8-4
سوالهایی درباره ماهیت انسان

o موضع راجرز اراده آزاد است.
o افراد کامل در آفریدن خودشان آزاد هستند.
o هیچ جنبه ای از شخصیت از پیش برای آنها تعیین نشده است.
o راجرز درباره موضوع طبیعت – تربیت، نقش محیط را مهم تر دانست.
o گرچه گرایش شکوفاشدن فطری است، ولی خود فرایند شکوفا شدن بیشتر تحت تاثیر نیروهای اجتماعی قرار دارد تا نیروهای زیستی.
o تجربیات کودکی تا اندازه ای بر رشد شخصیت تاثیر دارند.
o احساس های کنونی برای شخصیت ما، مهم تر از رویدادهای دوران کودکی ماست.
o هدف نهایی و ضروری زندگی، فرد کامل شدن است.
o ما به تعارض با خودمان یا جامعه خویش محکوم نیستیم.
o نگرش ما پیش رونده است نه پس رونده و به سمت رشد گرایش دارد نه رکود.
o افراد از طرریق درمان فردمدار می توانند با استفاده از امکانات درونی خویش، انگیزه فطری برای شکوفایی، بر مشکلات غلبه کنند.

ارزیابی در نظریه راجرز

o تنها راه ارزیابی شخصیت این است که تجربیات ذهنی فرد، وقایع زندگی او به صورتی که آنها را درک می کند
و به عنوان واقعیت می پذیرد، در نظر گرفته شود.

درمان فرد مدار

o راجرز در شیوه درمان فرد مدار، احساسات و نگرش های درمانجو را نسبت به خود و دیگران بررسی می کرد.
o او بدون هرگونه پنداشت، سعی می کرد دنیای تجربی درمانجو را درک کند.
o درمانگر با تمرکز کردن روی تجربیات ذهنی، فقط از رویدادهایی که درمانجو به صورت هشیار بیان می کند، آگاه می شود.
o تنها عقیده از پیش تعیین شده درمانگر فرد مدار، ارزش فطری درمانجوست.
o درمانجویان همان طوری که هستند پذیرفته می شوند.
o درمانگر به آنها توصیه نمی کند که چگونه رفتار کنند.
o راجرز با روشهای ارزیابی مانند تداعی آزاد، تحلیل رویا، و شرح حال های موردی مخالف بود.

8-1

گروه های رویارویی

o افراد می توانند از طریق فرایند درمان، انعطاف پذیری، خود انگیختگی، و گشودگی را پرورش دهند یا آن را بازیابند.
o راجرز یک شیوه گروهی را ابداع کرد که افراد بتوانند به وسیله آن از خودشان و اینکه چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند یا رو به رو می شوند، آگاه شوند.
o او این رویکرد را گروه رویارویی Encounter Group نامید.
o تعداد اعضا گروه ۸ تا ۱۵ نفر است.
o اعضا معمولاً طی چند جلسه به مدت ۲۰ تا ۶۰ ساعت یکدیگر را ملاقات می کنند.

پژوهشهایی درباره نظریه راجرز

o راجرز معتقد بود که مصاحبه فردمدار که بر خود سنجی های درمانجویان متکی هستند بیشتر از روشهای آزمایشی ارزش دارند.
o راجرز برای گرد آوری اطلاعات درباره شخصیت از روش های آزمایشگاهی استفاده نکرد، ولی برای تایید و ثابت کردن مشاهدات بالینی خود از آنها استفاده کرد.
o او جلسات درمان را ضبط می کرد و از آنها فیلم می گرفت تا پژوهشگران را قادر سازد تعامل درمانجو – درمانگر را بررسی کنند.
o گاهی جلوه صورت یا لحن صدا بیشتر از کلمات، اطلاعات را بر ملا می سازند.

ارزیابی درمان فردمدار

o راجرز و همکارانش با استفاده از فنون کیفی و کمی در سنت علمی جلسات درمان را بررسی کردند.
o در بیشتر پژوهشها از روش دسته بندی پرسش ها استفاده شد.
o راجرز با اجرای روش همبستگی، از پاسخ های داده شده به دسته بندی پرسش ها برای مشخص کردن این موضوع استفاده کرد
که خود انگاره یا خود پنداره درمانجو تا چه اندازه ای با خود آرمانی مطابقت دارد.

پیمان دوستی