پدیدارشناسی انسانی و خود شكوفایی

پدیدارشناسی انسانی و خود شكوفایی 

Carlrogers-2

پدیدارشناسیِ انسانی در مشاوره و روان درمانیِ «مراجع محوری»

• پدیدارشناسیPhenomenology اساس مشاوره و روان درمانی مراجع محوری را تشكیل می دهد .
 پدیدار شناسی عبارت است از اینکه هر پدیده ای اعم از اینكه شی باشد یا شخص باشد یا ماده ای باشد یا جنبه ای از شی یا ماده باشد ، یك واقعیت عینی و قابل مشاهده دارد كه از طریق حواس انسان قابل احساس و قابل درك است . زمانی كه چنین شی یا چنین پدیده ای توسط یكی از حواس ما احساس می شود، با تفكر خود، با افكار خود و با نگرش خود آن احساس را درك می كنیم.  بعد از درك ، آن شی را تعبیر و تفسیر كرده و به آن معنی می دهیم .

بنابراین ادراك ما از یك پدیده، فی الواقع حاصل تجارب گذشته ما و ذهنیت ما از شی یا ماده است ،  این ویژگی یعنی درك (شناخت) شخصی فرد از اشیاء و پدیده ها و افراد ، مركز اصلی رویكردهای پدیدار شناسی است

• اما پدیدار شناسی چگونه با دیدگاه مراجع محوری راجرز جور در می آید ؟

 پدیدار شناسی بر اهمیت تجارب هوشیار و بلافصل شخص در تعیین و تشخیص واقعیت ها تأكید دارد .  آگاهی از نحوه ادراك و تلقی افراد از واقعیت ها ، برای درك و فهم رفتار آنان ضروری است .  هر یك از ما بر اساس ذهنیتی كه از خود و جهان خود داریم ، رفتار می كنیم .  مفهوم ضمنی این گفته این است كه واقعیت های عینی _ هر چه باشد _ شاخص مهم تعیین رفتار نیست . مهم نگرش و طرز تلقی انسان به آن واقعیت هاست .

انسان هایی كه تمایل به رشد و خود شكوفایی در ذات و طبیعت آنهاست و باید آنها را از چگونگی تلقی و تصورشان از واقعیت ها شناخت .  راجرز اساساً نسبت به توانش های بالقوه انسان خوشبین بود .  به نظر وی چنانچه آدم ها از قید عوامل اجتماعی محدود و تباه كننده رها شوند ، می توانند در روابط شخصی و درون فردی به مدارج عالی برسند و از تحریف واقعیت ها كه مانع دستیابی به رشد و تكامل (خود شكوفایی) فزاینده می شود ، اجتناب كنند .

تقابل جبر و اختیار

o جبر یعنی این نظر كه رفتار شخص با عوامل گوناگونی كه خارج از كنترل وارده اوست تعیین می شود.
o اختیار یعنی این نظر كه رفتار ، تابع انتخاب و اراده آزاد فرد است.

• تقابل جبر و اختیار موضوع نسبتاً پیچیده ای است .  موضع راجرز طوری است كه هر دو را تأئید می كند .  به اعتقاد او جبرگرایی سنگ بنای دانش در عصر حاضر است.
او به عنوان یك دانشمند این حقیقت را كه «در مجموع هر رفتار علتی دارد» پذیرفته بود . می توان با مطالعه آن دسته از عوامل عینی كه رفتار انسان را تحت تأثیر قرار می دهند ، به اطلاعات ارزشمندی دست یافت .  وی از تناقض موجود بین جبر و اختیار گیج و مبهوت است .

مهمترین نظری كه می توان در این باره اظهار داشت این است كه هر دوی این فرضیه ها مهم اند .

• جبرگرایی در تحلیل های علمی رفتار ، نقش مهمی ایفا می كند .  مفهوم اختیار نیز در عملكرد های شخصی و میان فردی (برای مثال در روابط درمانی) حیاتی است .

گرایش به خود شكوفایی

• گرایش به خود شكوفایی تنها انگیزه اساسی آدمی است .
انسان ، ذاتاً مایل به حفظ و نگهداری خویش و در تقلای پیشرفت و تعالی است و منظور از «خود شكوفایی» نیز همین است . خود شكوفایی در عین حال به معنای حفظ بقای ارگانیزم نیز هست .  انسان از همان آغاز تولد طوری برنامه ریزی شده است كه با موفقیت به خود شكوفایی دست یابد .  ما انسان ها ذاتاً فعال و پیشرو هستیم و در صورت مناسب بودن شرایط برای به حداكثر رساندن توانایی های بالقوه خویش تلاش خواهیم كرد . ویژگی های رشد از فردی به فردی دیگر تفاوت می كند .

به عبارت دیگر وقتی شرایط برای شكوفایی فراهم است، هیچ فردی عیناً به كاری كه دیگری انجام می دهد نمی پردازد .  گر چه خود شكوفایی با در نظر گرفتن ویژگی های افراد از شخصی به شخص دیگر متفاوت است، ولی مواردی كلی نیز وجود دارد .  برخی ویژگی های مشترك ناشی از فرایند خود شكوفایی عبارتند از :
i. انعطاف پذیری در برابر تحجر ،
ii. باز و پذیرا بودن در برابر دفاعی بودن
iii. خود پیروی در برابر دیگر پیروی .

• اساس روان درمانی مراجع  محوری بر «اینجا و اكنون» Here & Now قرار دارد و در آن حوزه است كه «اگر – آنگاه» If & Then  به گونه ای كه خواهیم گفت طرح می شود .

بدین معنی كه اگر در جلسه روان درمانی ، احترام و توجه و درك توأم با همفهمی بین مراجع و درمانگر بوجود آید ، آنگاه تغییرات مطلوب و مقبول در مراجع به وقوع خواهد پیوست .

راجرز نسبت به انسان نگرش مثبت دارد و معتقد است كه انسان تمایل ذاتی به خود شكوفایی ، تحقیق اهداف ارگانیسم و حفظ تمامیت خود دارد .

• این تمایل ذاتی موجب تلاش و فعالیت انسانی و سبب: o خود رهبری ، o خود نظمی ، o تسلط بر نفس ، o استقلال ، o مسئولیت و اجتماعی شدن انسان می شود .

اگر شرایط محیطی سرشار از صفا و صمیمیت و پذیرش باشد ، احساس ارزشمندی و دوستی و محبت در فرد به وجود خواهد آمد و به خویشتن نگری مثبت خواهد انجامید .

در مقابل ، اگر شرایط محیطی مملو از خصومت و تنفر و طرد باشد ، بدبینی و نفرت در فرد بوجود می آید و به خویشتن نگری منفی منتهی می گردد .

انسان اصولاً موجودی اجتماعی ، واقع بین ، پیشرونده به سوی رشد و تكامل ، هدفدار و اعتماد پذیر است و در صورتی كه شرایط مناسب باشد توانایی خود شكوفایی دارد .

انسان به توجه و احساس ارزشمندی ، به شدت نیازمند است و در صورت برآورده شدن این نیازها ، خشنودی و رضایت او حاصل خواهد آمد . انسان همچنین موجودی آزاد و در عین حال مسئول است . زیرا آزادی بدون مسئولیت به هرج و مرج می انجامد .
هر تجربه ای كه با سازمان خود در تضاد باشد نوعی تهدید برای ارگانیسم محسوب می شود و به تحجر رفتار و تنش و بیقراری می انجامد .  آدمی این تجربیات را كه با خود شكوفایی تباین دارند به نحوی تحریف یا آگاهانه انکار می کند ، در نتیجه دامنۀ فعالیت سازندۀ فرد تقلیل می یابد ، مانع انتخاب آزاد می گردد و تصمیم گیری مطلوب و معقول را غیر ممکن می سازد .

 

ادامه در صفحه بعد

Pages: 1 2 3

Pages ( 1 of 3 ): 1 23بعدی »