کارل یونگ

کارل یونگ

Carl Gustav Jung, 1875-1961

• کارل گوستاو یونگ روانپزشک و متفکر سوئیسی است. یونگ به‌خاطر فعالیت‌هایش در روانشناسی و ارائهٔ نظریاتش تحت عنوان روان‌شناسی تحلیلی Analytical psychology معروف است.
o یونگ را در کنار زیگموند فروید از پایه‌گذاران دانشِ نوین روانکاوی قلمداد می‌کنند. به تعبیر «فریدا فوردهام» پژوهشگر آثار یونگ: «هرچه فروید ناگفته گذاشته، یونگ تکمیل کرده‌است.»

carl-jung 2 carl-jung 1 carl-jung

• او در ۱۸۷۵ در سوییس متولد شد. او تک پسر یک کشیش پروتستان انجیلی اصلاح‌طلب سوییسی بود و خانواده او غرق مذهب بودند.  هشت عمو و پدربزرگ مادری یونگ همگی کشیش بودند.  بنابر نظری، خاندان پدری یونگ به گوته شاعر آلمانی می‌رسد، او خود را نسبتاً سوئیسی می‌داند، زیرا قدمت ملیت سوئیسی خانواده‌اش به صد سال نمی‌رسد. اولین زمین بازی یونگ گورستان کلیسا بود.

• یونگ در دوازده سالگی به دلیل بیماری صرع که دوره‌هایی از حالت غش را منجر می‌شد، به‌نحوی از رفتن به مدرسه شانه خالی می‌کرد، اما با ارادهٔ خود از این سرگیجه و غش و ضعف خلاص شد.  او به‌تدریج به مردی قدبلند، خوش‌صورت و ورزشکاری نیرومند تبدیل شد. این صفات همراه با قهقهه‌های شادمانه و عشق به زندگی به او حضور فیزیکی قابل توجه و جذبه‌ای بسیار، به‌ویژه در ارتباط با زنان، داد.

جوانی و تحصیل

• در جوانی مجذوب علم و فلسفه شد . دانشگاه بازل University of Basel برای تحصیل در رشتهٔ پزشکی به او بورس داد.  در سن بیست سالگی پدرش درگذشت و خانواده‌اش مجبور به ترک خانه کشیشان شدند و به نزدیک بازل نقل مکان کردند.

• یونگ به عضویت انجمن مناظرات دانشگاه در آمد. او در مباحثات و وصله ‌پیله‌کردن‌ های عقلانی پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشت.  یونگ پی برد آموزه‌ای که او دنبالش می‌گردد روان‌پزشکی است.

• یونگ بیش از دو سال در جلسات احضار روح شرکت می‌کرد. این جلسات موضوع آماده‌ای برای تحقیقات او بود . موضوع پایان‌نامه دکتری یونگ در سال ۱۹۰۲ شد.
o در این سال نظریات روان‌پزشکی به دست شارکو Jean-Martin Charcot و فروید Sigmund Freud بسط یافت. یونگ کارآموزی‌اش را در روان‌پزشکی از دسامبر ۱۹۰۰ به عنوان دستیار بیمارستانی از درمانگاه‌های وابسته به دانشگاه زوریخ آغاز کرد. او طی مدت نه سال در برنامهٔ پیشگام تجربی روانشناسی تحت سرپرستی رئیس بیمارستان فعال بود.
o تحقیقات بیمارستان حول مسئله اسکیزوفرنی بود. تحقیقات بیمارستانی در این زمان به تحقیقات فروید دربارهٔ ضمیر ناخودآگاه و روان‌زدایی اختلالات، گرایش پیدا کرده بود.

• یونگ از گالوانومتر برای اندازه‌گیری حالات روانی از راه پاسخ‌های پوستی و غده‌های عرقی استفاده نمود،  دستگاهی که امروزه به آن دروغ یاب می‌گویند.
o او در آن زمان مشغول تحقیق در آزمون ربط کلمات و تأثیر آن بر بیماران روانی و تبه‌کاران بود. کوشش‌های یونگ در این زمینه باعث شهرت او به خصوص در آمریکا شد. او درسال ۱۹۰۵ پزشکی ارشد و مدرس دانشکده طب در دانشگاه زوریخ گردید.

ازدواج

• یونگ در ۱۹۰۳ با اما یونگ (اما روشنباخ) (۱۹۵۵–۱۸۸۲) ازدواج کرد. «اما» از یک خانواده آلمانی-سوئیسی و زنی تحصیل‌کرده، زیبا و محبوب بود.  او دختر یک کارخانه‌دار ثروتمند بود و این باعث آزادی یونگ از لحاظ مالی شد.

میان‌سالی و ایجاد روان‌شناسی تحلیلی

• در سال ۱۹۰۹ یونگ غرق در مطالعه افسانه‌ها بود که تمایل به آنها او را سرگشته و در عین حال سودایی کرده بود.  او پس از جدایی از فروید سفر پرآسیب گذر از بحران میان‌سالی را آغاز کرد.  او در ۳۹ سالگی به بن‌بست رسیده بود.  دوستان و همکارانش رهایش کرده بودند.
o از کتاب‌های علمی بیزار شده بود و سمت خود را در دانشگاه از دست داده بود.  بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۹ از جهان کناره گرفت تا ناخودآگاه خویشتن را بکاود.

• او غرقه در اعماق تاریک وجود خویش شد.  در این هنگام با شخصیت‌های کتاب مقدس و ایلیاد و اودیسه سخن گفت.  اما مهم‌ترین شخصیتی که دیدار کرد فیله‌مون Philemon بود. آنها با هم در باغ قدم می‌زدند و بحث‌های فلسفی می‌نمودند.  فیله‌مون استاد معنوی یونگ بود The Red Book .

Red_Book_by_Carl_Jung
o نویسنده ای به نام فیلیپ کوپن در مقاله ای راجع به automatic writing of Jung صحبت می کند، یعنی او چه جور دست به قلم بر می داشت و بی اراده می نوشت، می نویسد که همه او را به عنوان یک روانشناس آزادمنش، لیبرال که خیلی راحت اجازه می داد که هر چیزی در روانشناسیش وارد شود می شناسند، اما به این توجه ندارند که یونگ بیش از اینکه یک روانشناس باشد ، یک عارف ، یک کیمیاگر، که مسیر عرفانی رو می رفت باید نگاه کنیم، خود یونگ اعتقاد دارد که استاد معنوی من کسی نبوده که در دنیا فعلاً حضور داشته باشد بلکه، فیله مون یکی از استاد های خردورزی یونان باستان و از اسطوره های یونان باستان است.

Philemon_And_Baucis_2_A_Greek_Legend
o یونگ میگوید که فیله مون استاد من بوده و از طریق این دست نوشته ها جواب سوالاتم رو می داد. که البته تو کتاب نظریات شخصیت اولت وشولتز گفته اند که مثل اینکه یونگ در آخر عمرش روان پریش شده بود. علت سایکوتیک شدن هم این بود که آخر آدمی که ادعا می کند که یکی از یونان باستان من را هدایت می کند و دست من را می چرخاند، طبق طبقه بندی روانپزشکی سایکوتیک است. برای همین میگویند که مسیر یونگ رو باید به شکل یه عارفانه مسیر یونگ رو دید و نه یه مسیر کاوش علمی .
o از نظر روان‌پزشکی یونگ با خودش حرف می‌زد و فیله‌مون یک خیال و نشانه‌ای از جنون بود.  اما در چارچوب آثار یونگ در روان‌شناسی تحلیلی فیله‌مون صورت مثالی روح است که برگرفته از گنجینه تصورات ناخودآگاه‌است.

• یونگ در بقیه‌ایام زندگی کوشید تا بینش‌های حاصل از اکتشاف ناخودآگاه خویش را بیان کند.  او در سال ۱۹۱۳ روش خویش را روان‌شناسی تحلیلی Analytical psychology نامید. او آن را از روانکاوی متمایز ساخت و ادعا کرد که این روش شیوه‌ای‌است که می‌تواند تمام کوشش‌های روانشناسی همچون روانکاوی فروید و روانشناسی آلفرد آدلر را دربرگیرد.
o او در سال ۱۹۱۹ برای اولین بار واژه کلمات فراخوان را به کار برد.

• یونگ در اوایل سال ۱۹۴۴ در ۶۹ سالگی بر اثر سانحه‌ای زمین خورد و پایش شکست.  پس از آن دچار یک حملهٔ قلبی شد . تحت تأثیر دارو و در حال مرگ به هذیانی (تجربه نزدیک به مرگ) دچار شد و پدیدهٔ خروج روح از بدن را تجربه کرد.  وی دربارهٔ این تجربه خود در کتاب خاطرات، رؤیاها، اندیشه‌ها توضیحاتی ارایه کرده‌است.

خاطرات، رؤیاها، اندیشه‌ها
o او کره زمین را از مسافتی می‌بیند که بیست سال پس از آن فضانوردان، زمین را در آن فاصله برای نخستین بار دیده و وصف کرده‌اند.  زمینی محصور در نوری آبی، با توصیف قاره‌ها، اقیانوس‌ها و دریاها؛ حتی هیمالیای پوشیده از برف اما ابری و مه آلوده. o صحنه‌ای که به گفته خود یونگ، دیدنش از آن فاصله، باشکوه‌ترین چیزی بوده که در عمرش دیده‌است.
o وی در زاویه‌ای دیگر از تجربه‌اش، معبدی سنگی را می‌بیند، که پاسخ سوالات بسیاری را در آن در دسترس خود می‌دیده‌است!
o یونگ سالها پس از این تجربه هفده سال دیگر به حیات خود ادامه می‌دهد . در حالیکه پزشک معالج وی اندکی پس از هوشیاری اش، به عفونت خون مبتلا و در می‌گذرد!  پس از این بیماری بود که آثار اصلی یونگ در پی شناخت نوین وی از زندگی نوشته شد.

• او اولین کسی بود که در قرن بیستم، کیمیاگری را از لحاظ روان‌شناسی قابل دسترسی ساخت. او نشان داد که چگونه رازهای کیمیاگری شبیه صورت‌های مثالی رؤیا هستند.

• همسر یونگ، اما در ۲۷ نوامبر ۱۹۵۵ فوت کرد.  از آن به بعد یک زن انگلیسی به نام روث بیلی تا پایان مرگ همراه و پرستار او شد.

مرگ

• یونگ راجع به کارهایش مکاتبات بسیاری داشت.  بارها در سنین کهولت از او تجلیل به عمل آمد.  او در سن ۸۵ سالگی در آخرین شب حیات خویش چشمانش را گشود و جامی از بهترین شرابی که در خانه داشت نوشید.  روز بعد در ۶ ژوئن ۱۹۶۱ در کمال آرامش از دنیا رفت.

هر چیزی که ما را خشمگین می سازد، می تواند ما را به خودآگاهی، و شناخت بهتر خودمان هدایت کند.
(کارل یونگ)