نظریه شخصیت یونگ

نظریه شخصیت یونگ

• یونگ تعریف فروید از شور جنسی یا لیبیدو را گسترش داد .  یونگ، شور جنسی را به صورت یک نیروی پویشی Dynamic کلی تر توصیف کرد. 

یونگ معتقد بود شخصیت علاوه بر گذشته، توسط آینده نیز شکل می گیرد و بر ناهشیار تاکید کرد.

 

• یونگ اصطلاح لیبیدو را به دو صورت مورد استفاده قرار داد: ۱- انرژی پراکنده و کلی  ۲-  انرژی محدودی که به کار شخصیت سوخت می رساند و آن را روان Psyche  نامید.

 مقدار انرژی که در یک فکر یا احساس صرف می شود، ارزش نام دارد. برای مثال اگر انگیزه زیادی برای کسب قدرت داشته باشیم، بیشتر انرژی روانی خود را صرف جستجو کردن قدرت میکنیم.

• انرژی روانی مطابق با اصول اضداد، هم ارزی و درونگشتی یا هرزش یا آنتروپی Entropy عمل می کند.   انرژی روانی ، نیرویی زیستی روانی است که اگربه کاربیفتد، انگیزه ، رفتار و نگرشِ انسان را سامان می دهد. 

 

اصل اضداد یا Principle of Opposites اعلام می دارد که هر جنبه ای از روان، ضد خود را دارد، و این ضدیت انرژی روانی تولید می کند.
اصل هم ارزی یا Equivalence Principle اعلام می دارد که انرژی هرگز در شخصیت از بین نمی رود، بلکه از یک قسمت به قست دیگر جابجا می شود.
اصل انتروپی Principle of Minimum Energy یا اصل کمینه شدن انرژی در حالت تعادل، اعلام می دارد که در شخصیت گرایش به آرامش و تعادل وجود دارد.

Psyche

ساختار شخصیت

• روان‌شناسی تحلیلی یونگ Psychodynamic Approach با مفهوم معروف آن «توارث فرهنگی» ، و تاکید او روی دو مفهوم درون‌گرایی و برون‌گرایی، و همچنین توجه عمیق به کارکردهای فکری مغز و احساسات، بر زمینه‌ای غنی و قوی از مطالعات او روی اسطوره‌ شناسی ، و روان‌شناسی مقایسه‌ای قبایل بدوی و متمدن ، و مطالعات بالینی فراوان مبتنی است.

o توارث فرهنگی Cultural Heritage یعنی این که بسیاری از خصیصه‌های فرهنگی در طول قرن‌ها به صورت ارثی به نسل‌های بعد منتقل شده‌اند.

Psyche2

شخصیت Personality

• شخصیت از سه قسمت تشکیل شده است:

o «منِ» آگاه the ego ،
o ناخودآگاه شخصی unconscious self و عقده‌های آن complexes،
o ناخودآگاه جمعی collective unconscious و نمونه‌های آغازین یا کهن الگوهای آن archetypes.

collective unconscious2

• «من» ego:

o بر خلاف نظر فروید که در آن فرض می‌شود تنها بخشی از «من» در سطح هشیار قرار دارد،  در نظریه یونگ «من» تماماً در سطح هشیار قرار دارد.
 «من» در این نظریه به ما احساس هویت، تداوم و احساس «من بودن» می‌دهد . همانند نظریه فروید، این «من» است که مسؤولیت بیشتری را برای اداره کارها بر عهده دارد.
 «من»از عناصر خودآگاهانه‌ای مانند ادراک آگاهانه، خاطرات، تفکرات و احساسات تشکیل شده است.
 «من»، مسؤول احساس هویت و تداوم شخصیت و محور اساسی تمام شخصیت است.

• یونگ «من»را مهم‌ترین کهن الگو می‌دانست. «من»با ایجاد توازن بین همه جنبه‌های ناهشیار، برای تمامی ساختمان شخصیت وحدت و ثبات را فراهم می‌کند.
 بدینسان «من» تلاش می‌کند که بخش‌های مختلف شخصیت را به یکپارچگی کامل برساند.
 یونگ آن را به کشش یا نیرویی در جهت «تحقق خود» یا «خود شکوفائی» self-actualization تعبیر می‌کرد.

• ناخودآگاه شخصی unconscious self:

ناخودآگاه شخصی، مجاور ایگو ego یا «من» قرار دارد، و شامل تجاربی می‌شود که زمانی آگاه بوده‌اند، ولی سرکوب شده‌اند.

عقده‌ complex:

complex 1

o عبارت است از مجموعه متشکل و سازمان ‌یافته‌ای از احساسات، تفکرات، ادراکات و خاطرات که در ناخودآگاه شخصی مستقرند.
 عقده ممکن است خودمختار شده و کنترل تمام شخصیت را به دست گیرد.  اگر چنین شود، شخص تمام وجود خود را در خدمت ارضای آن عقده قرار می‌دهد.
o یونگ ابتدا منشاء عقده‌ها را رویدادهای ناگوار دوره کودکی می‌پنداشت.  اما بعد به این نتیجه رسید که آن‌ها از تجربه‌های ژرف‌تری سرچشمه می‌گیرند.
 به نظر وی تجربه‌های خاصی که در تاریخ تکامل بشر از راه مکانیسم‌های توارثی از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابند،‌ بر عقده‌ها تاثیر می‌گذارند.

complex 2

• ناخودآگاه جمعی یا اشتراکی collective unconscious:

ناخودآگاه جمعی، عبارت است از تجربه‌های اجدادی ما طی میلیون‌ها سال که بسیاری از آن‌ها ناگفته باقی مانده و یا انعکاس رویدادهای جهان ماقبل تاریخ که با گذشت هر قرن، تنها میزان اندکی بر آن افزوده می‌گردد.
از نظر یونگ ناهشیاری جمعی نه تنها منشاء بسیاری از اعمال حیاتی و خلاقیت‌های ماست، بلکه مبنای رفتارهای روان نژندی و نامعقول ما نیز می‌باشد.
این مفهوم یکی از مفاهیم ابتکاری و بحث‌انگیز نظریه شخصیت یونگ است.  از نظر او، ناخودآگاه جمعی، قوی‌ترین و بانفوذترین سیستم روان است.
ناخودآگاه جمعی انبار خاطرات نژادی است و مخزن تمام تجاربی است که طی تکامل انسان، به وسیله نسل‌ها تکرار شده است.

Basic RGB

• ارکی‌تایپ (کهن الگو) archetypes:

o ارکی‌تایپ‌ها عبارتند از عناصر سازنده ناخودآگاه جمعی.  این‌ها تجربیات و معلوماتی هستند که در طول تاریخ بشری از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند.  مثلا میان انسان جاودانگی یک صورت ازلی است که در اسطوره‌ها به صورت‌های مختلف منعکس شده است.

archetypes

• پرسونا یا نقاب Persona :

منظور یونگ از این اصطلاح صورتی است که شخص با آن در اجتماع ظاهر می‌شود.  اما در واقع جامعه است که پرسونا یا نقاب خاصی را به شخص تحمیل می‌کند.
اگر تاثیر جامعه شدید باشد، ضخامت این ماسک زیادتر می شود و آدمی استقلال شخصی خود را از دست داده به شکلی که جامعه می خواسته است در می آید.
بنابراین دیگر نمی تواند هدف ها و آرزوهای واقعی خود را دنبال کند و آنها را تحقق بخشد.

این نقاب ما را به‌گونه‌ای که می‌خواهیم در جامعه ظاهر شویم نشان می‌دهد.  ارتباط با افراد گوناگون نقش‌ها یا صورتک‌های گوناگون می‌طلبد؛  مادامی که شخص از وجود این صورتک‌ها بر صورت اصلی خود آگاه است، نقاب بی‌ضرر است؛  اما زمانی که شخص دیگر بازی نکند و تبدیل به آن نقش شود، سایر جنبه‌های شخصیت مجال رشد و پرورش نمی‌یابند و انسان از خود راستین بیگانه می‌شود.

o تفاوت میان اشخاص سالم و ناسالم این است که اشخاص ناسالم خود را نیز همراه دیگران می‌فریبند.

o شخصیت سالم می‌داند چه وقتی چه نقشی را بازی کند و در همان حال طبیعت راستین درون خویش را می‌شناسد.

Persona

• آنیما و آنیموس Anima and Animus:

o آنیما و آنیموس اصل دو جنسی بودن است،  یعنی این که در هر انسان هم جنبه‌ها‌ی زنانگی و هم جنبه‌های مردانگی توامان وجود دارد.
 انسان از نظر فیزیولوژیکی دارای هورمون‌های مردانه و زنانه است، که در هر دو جنس ترشح می‌شود.  از نظر روانی نیز خصوصیات مردانه و زنانه در هر دو جنس دیده می‌شود.  از دیدگاه یونگ جنبه زنانه شخصیت مرد، آنیما و جنبه مردانه شخصیت زن، آنیموس نامیده می‌شود.

o به نظر یونگ چون زن و مرد صدها هزار سال در طول تاریخ با هم زندگی کرده‌اند، این هم‌نشینی کسب خصوصیات جنس مخالف را در هر جنس سبب شده است.
 یونگ با کمک واژه‌های آنیما و آنیموس، عشق را توضیح می‌دهد.  به نظر او معشوق کسی است که بسیار شبیه آنیما یا آنیموس پنهان در ضمیر ناخودآگاه ماست.

o اهمیت آنیما و آنیموس برای سلامت روان در آن است که هر دو باید بیان شوند.  یعنی مرد باید ویژگی‌های زنانه خود (نظیر ملایمت) و زن خصایص مردانه خود (چون رقابت) را همراه با خصوصیات جنسی خود بروز دهد.  تا شخص هر دو جنبه خود را بیان نکند، نمی‌تواند به شخصیت سالم دست یابد.

anima_animus

سایه Shadow :

سایه نیرومندترین کهن الگو و بالقوه زیان‌بخش است.  زیرا همان وجه شیطانی و حیوانی ابتدایی بشر است.
سایه مرکب از مجموعه غرایز حیوانی و خشن و وحشیانه‌ای است که از اجداد بشر به او به ارث رسیده است.
سایه در نظریه یونگ معادل نهاد id در نظریه فروید است، با این تفاوت که در نظریه یونگ سایه به صورت دوقطبی از بهترین تا بدترین جنبه‌های طبیعت آدمی توصیف می‌شود.  به عبارت دیگر تا «شر» وجود نداشته باشد، آدمی نخواهد دانست «خیر» چیست.

• انرژی روانی Psychic Energy

به نظر یونگ، شخصیت یک سیستم انرژی نیمه‌ بسته است، که انرژی آن تا اندازه‌ای تامین می‌شود.  او این انرژی یا نیرویی که شخصیت بر اساس آن فعالیت می‌کند را «نیروی روانی» می‌نامد.  انرژی روانی، تجلی انرژی زندگی است که در واقع، همان نیروی بیولوژیک است.  انرژی روانی مانند انواع دیگر انرژی ها از متابولیسم بدن نشات می‌گیرد.

تعداد انرژی که برای هر یک از فعالیت‌های روانی مصرف می‌شود، پویایی روانی آن فعالیت محسوب می‌شود.  از نظر یونگ، انرژی روانی پدیده یا ماده مشخصی نیست. بلکه نوعی ساختار فرضی است. انرژی روانی به شکل خاصی در توانایی‌های بالقوه یا بالفعل تجلی می‌یابد.  از این‌گونه توانایی‌ها می‌توان از تمایلات، خواسته‌ها، توجه، گرایش‌های فکری و عاطفی نام برد.

• یونگ اساس نظریه خود را بر پایه دو اصل استوار ساخت: o اصل جابجایی نیرو ،o اصل هم‌ترازی نیرو.

o اصل جابجایی نیرو این است که نیروی مصرف شده برای ایجاد یک وضع یا حالت روانی، از بین نمی‌رود،  بلکه در جاهای دیگری به کار گرفته می‌شود
o بنابر اصل انتروپی یا هم‌ترازی، وقتی دو جسم مختلف با دو کمیت متفاوت انرژی در ارتباط با یکدیگر قرار گیرند،  انرژی از جسم قوی‌تر به جسم ضعیف‌تر انتقال می‌یابد. هدف از این اصل رسیدن به تعادل قواست.

o یونگ در اواخر زندگی خود، برای توجیه و تشریح بعضی از خصوصیات انسانی، اصلی را مطرح کرد و آن را اصل همزمانی خواند. بر اساس این اصل بعضی از وقایع بدون اینکه علت و معلول یکدیگر باشند؛ همزمان به وقوع می‌پیوندند.
یونگ معتقد است که پدیده‌هایی مانند تله‌پاتی یا خواندن افکار دیگران را بدون داشتن ارتباط ادراکی نمی‌توان با نظریه‌های موجود یا فقط بر اساس عامل تصادف توجیه کرد.

psychicenergy
• تکامل‌ و خودشکوفایی Self-Actualization

یکی دیگر از جنبه‌های پر اهمیت نظریه یونگ، تاکید وی بر پیشرفت و تکامل انسان از کودکی تا بزرگسالی است.  او اعتقاد دارد که شخصیت انسان دایماً از مرحله‌ پایین‌تر به مرحله تکامل‌ یافته‌تری در حال حرکت است.  هدف نهایی این تکامل چیزی است که یونگ به آن خودشکوفایی می‌گوید.  خودشکوفایی یعنی رسیدن به حداکثر وحدت، هماهنگی و تکامل تمام قسمت‌های مختلف شخصیت انسان.

self-actualization
• وراثت Heredity

در مکتب روان‌شناسی یونگ وراثت نیز نقش عمده‌ای دارد.  یونگ وراثت را مسئول ایجاد غرایز جسمی می‌داند که ضامن صیانت ذات و تولید مثل است.
یونگ معتقد است: هر فرد انسانی نه تنها خصوصیات جسمانی اجداد خود را به ارث می‌برد، بلکه تجارب اکتسابی آن‌ها را نیز از طریق وراثت به دست می‌آورد.  این تجارب که بهتر است آن‌ها را استعدادی بالقوه بخوانیم، همان تجارب اجداد بشری هستند که از طریق کهن الگو ‌ها به نسل جدید منتقل می‌شوند.

Heredity