انواع و طبقه‌بندی دلبستگی

انواع و طبقه‌بندی دلبستگی

انواع دلبستگی در کودکان

I. دلبستگی ایمن Secure Attachment

o این كودكان رفتار دلبستگی واضحی بعد از جدایی اولیه و ثانویه از مادر نشان می‌دهند. آن‌ها مادر را صدا می‌كنند، دنبال او می‌روند، داد می زنند و او را جستجو می‌كنند و نهایتاً شروع به گریه می‌كنند، و نشانه‌های نگرانی را بروز می‌دهند.  زمانی كه مادر برمی‌گردد خوشحال می‌شوند و او را بغل می‌كنند و می‌خواهند با وی تماس جسمی داشته باشند .
بعد از مدت كوتاهی آرام می‌شوند و سعی می‌كنند دوباره بازی كنند.

II. دلبستگی ناایمن اجتنابی Anxious-Avoidant Attachment

o این كودكان نسبت به جدایی اعتراض چندانی نمی‌كنند و رفتار دلبستگی واضحی از خود نشان نمی‌دهند. (مثل دنبال كردن مادر تا جلوی در، یا گریه كردن).
آن‌ها به بازی خود ادامه می‌دهند اگر چه كمتر در محیط به كاوش می‌پردازند.  گاهگاهی هنگامی كه مادر اتاق را ترك می‌كند با چشم او را دنبال می‌كنند و رفتن او را مشاهده می‌كنند.
o بعد از بازگشت مادر این نوزادان از او اجتناب می‌كنند و تقاضای برای در آغوش گرفتن او نمی‌كنند.  اغلب تماس بدنی زیادی بین آن‌ها وجود ندارد.

III. دلبستگی ناایمن دوسوگرا Anxious-Ambivalent Attachment

o این كودكان بعد از جدایی خیلی مضطرب می‌شوند و گریه می‌كنند. اما هنگامی كه مادر به اتاق برمی‌گردد، نمی‌تواند آن‌ها را آرام كند و مدت زمان زیادی طول می‌كشد تا این كودكان آرام شوند . گاهی حتی بعد از چند دقیقه هم نمی‌توانند به بازی برگردند .
o زمانی‌كه مادر آن‌ها را بغل می‌كند، این كودكان در عین حال كه ابراز تمایل برای تماس بدنی و مجاورت می‌كنند، اما نسبت به مادرشان پرخاشگری نشان می‌دهند.

IV. دلبستگی آشفته Disorganized/Disoriented Attachment

o حتی كودكی كه دلبستگی ایمن نشان می‌دهد، گاهی ممكن است رفتار آشفته‌ای بروز دهد،  مثلاً به سمت مادر برود، برای مدت كوتاهی دویدن را متوقف كند و سپس دوباره شروع به دویدن دور اتاق كند و دنبال مادرش بگردد و زمانی‌كه مادرش برمی‌گردد از نزدیك شدن به او امتناع كند.
o این الگوی دلبستگی آشفته اغلب در كودكانی مشاهده می‌شود كه در معرض مشكلات بالینی قرار دارند و یا كودكانی كه تجربه ضربه درونی مثل از دست دادن والدین، و جدایی از والدین داشته‌اند یا مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند.

o بالبی معتقد است سیستم كنترل دلبستگی مانند ترموستات عمل می‌كند كه دارای سنسورهایی است كه دمای كنونی را اندازه‌گیری و آن را با یك سطح استاندارد مقایسه می‌كند.

untitled11
عوامل مؤثر بر دلبستگی ایمن

• چه عواملی می‌توانند بر ایمنی دلبستگی تأثیر بگذارند؟
پژوهشگران پنج عامل تأثیرگذار مهم را معرفی كرده‌اند كه می‌توانند بر ایمنی دلبستگی تأثیر بگذارند.

1) فرصت برقرار كردن رابطه نزدیك:

o در صورتی كه یك بچه فرصت برقراری رابطه عاطفی با والد را نداشته باشد چه پیش می‌آید؟
مطالعاتی كه در مورد نوباوگان پرورشگاهی انجام شده نشان می‌دهد كه این نوباوگان به رغم رفتار شاد و معاشرتی قبل از جدایی، پس از جدایی با گریه كردن، كناره‌گیری از محیط، كاهش وزن و مشكل درخواب واكنش نشان دادند.

o زمانی كه این كودكان به فرزندی پذیرفته شدند بسیاری از آن‌ها توانستند با والد خوانده‌هایشان پیوند عمیقی برقرار كنند و این نشان می‌دهد كه اولین پیوند دلبستگی می‌تواند در اواخر ۴ تا ۶ سالگی ایجاد شود. اما این بچه‌ها در دوره كودكی و نوجوانی مشكلات عاطفی و اجتماعی زیادی مانند تمایل زیاد به جلب توجه بزرگسالان، صمیمیت افراطی نسبت به بزرگسالان ناآشنا و ضعف در رفاقت نشان دادند.

2) كیفیت پرستاری:

o پاسخ‌دهی بی‌درنگ، منظم و مناسب مادران به علایم نوباوگان و نگهداری محبت‌آمیز آن‌ها، با ایمنی دلبستگی ارتباط دارد.  نوباوگان دلبسته ناایمن مادرانی دارند كه تماس جسمانی را دوست ندارند، به طور نامناسبی با آن‌ها برخورد می‌كنند، به صورت یكنواخت و گاهی منفی، رنجیده و طرد كننده با آن‌ها برخورد می‌كنند.

o نوباوگان دلبسته اجتنابی Anxious-Avoidant در مقایسه با نوباوگان دلبسته ایمن از پرستاری بیش ازحد تحریك كننده و مزاحم برخوردارند.  برای مثال، مادر آن‌ها ممكن است زمانی كه آن‌ها به خواب رفته‌اند و یا سرگرم كار دیگری می‌باشند، با تمام نیرو با آن‌ها حرف بزند.  به نظر می‌رسد این نوباوگان با دوری ‌كردن از مادر از تعامل خسته كننده می‌گریزند.

o نوباوگان مقاوم Resistant ، معمولاً پرستاری بی‌ثبات را تجربه می‌كنند.  مادر آن‌ها نسبت به علایم بچه بی‌اعتنا است.  اما وقتی بچه شروع به كاوش می‌كند، آن‌ها با منحرف كردن توجه او به سمت خودشان در كاوش وی مداخله می‌كنند.  در نتیجه، این بچه‌ها بیش از حد وابسته‌اند و از درگیر شدن مادر عصبانی می‌شوند.  بدرفتاری با كودكان و بی‌توجهی به آن‌ها با هر سه نوع الگوی دلبستگی ناایمن ارتباط دارد.

3) ویژگی‌های كودك:

o چون دلبستگی حاصل رابطه‌ای دو نفره است، ویژگی‌های نوباوه می‌تواند بر سهولت برقراری ارتباط تأثیر گذارد.
o عواملی نظیر زایمان زودرس، عوارض زایمان و بیماری نوزاد، پرستاری را برای والدین سخت‌تر می‌كند.
o چنانچه والدین برای پرستاری از نوباوه‌ای كه نیازهای خاصی دارد، وقت و تحمل كافی داشته باشند، و فرزند آن‌ها دچار بیماری خاص و شدیدی نباشد، رشد دلبستگی را بخوبی پشت سر می‌گذارند.

4) شرایط خانوادگی:

o الگوهای واقعی درونی، خاطرات بازسازی شده‌ای هستند كه عوامل متعددی از جمله تجربیات رابطه در روند زندگی، شخصیت و رضایت فعلی از زندگی بر آن تأثیر می‌گذارند.  در نتیجه بزرگسالانی كه پرورش ناخوشایندی داشته‌اند، محكوم نیستند كه والدین بی‌عاطفه‌ای شوند، بلكه نحوه‌ای كه والدین كودكی خود را در نظر می‌گیرند، توانایی آن‌ها در گنجاندن الگوهای واقعی جدید در درونشان، كنار آمدن با رویدادهای ناگوار زندگی و فكر كردن به صورت محبت‌آمیز و با گذشت به والدینشان ، بر نحوه‌ای كه فرزندان خود را بار می‌آورند تأثیر زیادی دارد.

5) خلق و خوی كودك:

o همه روانشناسان در این نكته توافق دارند كه پاسخ دهی مراقب به كودك، عامل اصلی تكوین رفتارهای دلبستگی در كودك است.  در این مورد آنان توجه خود را معطوف به خلق و خوی فطری كودك كرده‌اند.  برای مثال خلق‌ و خویی كه بعضی از شیرخوارگان را در گروه ملایم قرار می‌دهد، شاید در عین حال سبب شود آن‌ها به میزان بیشتری از دلبستگی ایمن برخوردار باشند تا كودكانی كه خلق و خوی آن‌ها از نوع دشوار است.  در واقع پاسخ والد به كودك غالباً تابعی از رفتار خود كودك است. برای مثال مادران كودكان دشوار، وقت كمتری صرف بازی با آن‌ها می‌كنند.
o الگوهای دلبستگی ممكن است منعكس كننده تعامل بین خلق و خوی كودك و پاسخدهی والدین باشد.

سلسله مراتب اشخاص مورد دلبستگی

o اگر شخص اصلی مورد دلبستگی در یك موقعیت تهدید كننده حضور نداشته باشد، یا اگر كودك از او جدا شده باشد، واكنش كودك در چنین مواقعی: غمگینی، گریه، خشم و تلاش فعالانه برای پیدا كردن شخص مورد دلبستگی است.

o نوزاد طی سال اول زندگی، دلبستگی را براساس سلسله مراتبی از اشخاص كه در دسترس هستند و سطح اضطراب جدایی كه تجربه می‌كند شكل می‌دهد.  برای مثال اگر مادر به عنوان شخص اصلی مورد دلبستگی در دسترس نباشد، در زمان خطر یا تهدید، كودك می‌تواند برای امنیت هیجانی به سمت شخص مورد دلبستگی ثانویه (مثل پدر) برود . اما اگر درد یا اضطراب خیلی شدید‌تر باشد (برای مثال در یك سانحه جدی یا بیماری)، كودك برای حضور شخص مورد دلبستگی اصلی اصرار می‌ورزد و در حضور شخص مورد دلبستگی ثانویه آرام نمی‌شود.

دلبستگی‌های متعدد:

o نوباوگان به افراد آشنای متعددی دلبسته می‌شوند. نه فقط به مادران، بلكه به پدران، خواهر برادرها، پدربزرگ و مادربزرگ‌ها و پرستاران،
o گرچه بالبی امكان دلبستگی‌های متعدد را در نظریه مطرح كرد، اما باور داشت كه نوباوگان تمایل دارند رفتارهای دلبستگی خود را به سمت یك نفر هدایت كنند، به ویژه زمانی كه رنجور هستند.  برای مثال وقتی به نوباوگان یك ساله مضطرب Anxious امكان انتخاب كردن بین مادر و پدر برای تسلی یافتن و ایمنی داده می‌شود، عموماً مادر را ترجیح می‌دهند. این ترجیح معمولاً در سال دوم زندگی كاهش می‌یابد.

o دنیای رو به گسترش دلبستگی‌ها، زندگی عاطفی و اجتماعی خیلی از نوباوگان را غنی می‌كند. البته باید متذكر شد كه اگرچه ممكن است كودك به اشخاص متعددی دلبسته شود، اما برای دلبستگی خود سلسله مراتبی دارد.
o به نظر بالبی اشتباه است كه فكر كنید كه یك كودك خردسال در مورد شخص دلبسته خود سردرگم است و هیچ گونه دلبستگی محكمی با یك فرد خاص ندارد. بلكه كودك در اغلب اوقات به یك فرد اصلی دلبستگی عمیق دارد و در غیاب او احساس دلتنگی بیشتری می‌كند و جدایی از افرادی را كه كمتر به آن‌ها دلبسته است راحت‌تر از شخص اصلی تحمل می‌كند.

پدرها:

o مراقبت توام با عاطفه پدرها از كودك مانند مادرها موجب دلبستگی ایمن می‌شود و هرچه پدرها وقت بیشتری با بچه‌ها سپری كنند، این تاثیر نیرومندتر می‌شود.
o مادرها وقت بیشتری صرف مراقبت جسمانی و ابراز محبت می‌كنند.
o پدرها زمان بیشتری را صرف بازی بچه‌ می‌كنند.
o پدرها و مادرها به شیوه‌های متفاوتی با بچه‌ها بازی می‌كنند.
o مادرها بیشتر از اسباب‌بازی استفاده می‌كنند، با نوباوگان حرف می‌زنند و به بازی‌هایی نظیر دالی موشه می‌پردازند. دالی موشه یا دالی Peekaboo نوعی بازی است که بزرگترها با خردسالان انجام می دهند. در این بازی، فرد بزرگتر صورتش را می‌پوشاند و بعد همزمان با آشکار کردن صورتش، عبارت «دالی» یا «دالی موشه» را بر زبان می‌راند. خردسالان طبیعتاً در واکنش به این حرکت لبخند می‌زنند یا می‌خندند. گفته می‌شود که بازی دالی موشه بر هوش و روابط اجتماعی خردسالان تاثیر مثبتی دارد.

o در مقابل، پدرها به ویژه با پسرها به بازی‌های هیجان‌انگیزتر و پر جنب‌وجوش، می‌پردازند.  با این حال، این تصویر از «مادر به عنوان پرستار و پدر به عنوان همبازی» به علت تغییر در وضع شغلی زنان در برخی خانواده‌ها تغییر كرده است.
o مادران شاغل، بیشتر از مادران خانه‌دار به تحریك و نشاط فرزندان خود می‌پردازند و شوهران آن‌ها تا اندازه‌ای بیشتر به پرستاری مشغول هستند.
o وقتی پدرها مراقبت كننده اصلی باشند، سبك بسیار برانگیزنده بازی كردن خود را حفظ می‌كنند.  این پدرها كمتر به عقاید قالبی نقش جنسی پای‌بند هستند، شخصیت دوستانه و همدلانه‌ای دارند و پدری كردن را تجربه با ارزشی می‌دانند.