رابطه دلبستگی با رضایتمندی زناشویی

رابطه دلبستگی با رضایتمندی زناشویی

• خانواده را یک مؤسسه یا نهاد اجتماعی معرفی کرده اند، که ناشی از پیوند زناشوئی زن و مرد است.
o در این نهاد، اعضای خانواده که شامل زوجین و فرزندان و گاهی هم اجداد و نوه هاست،
براساس همزیستی مسالمت آمیز، صفا، صمیمیت، انس و تفاهم مشارکت و تعاون زندگی می کنند.

o خانواده ها معمولاً واحدی کوچک متشکل از حداقل دو یا سه نفر است، ولی از نظر اهمیت آن را از مهمترین نهادهای اجتماعی و نخستین منبع سازندگی
و پرورش نسل و عالی ترین سرچشمه خوشبختی و غنی ترین منبع عاطفه دانسته اند.

o از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان، وجود تعامل های سالم و سازنده میان انسان ها و برقرار بودن عشق به همنوع و ابراز صمیمیت وهمدلی به یکدیگر است.
o انسان موجودی چند بعدی است، که بخش مهمی از ماهیت پیچیده او را میل به زندگی جمعی و پیوند جویی با همنوع تشکیل می دهد.
o روان شناسان و سایر متخصصان علوم رفتاری از جمله متخصصانی هستند که با مطالعه ابعاد پیچیده رفتار و انسان و دنیای روانی او برای بهزیستی و دستیابی به سلامت تن
و روان اطلاعات و راهبردهای سودمندی را ارایه می دهند، تا از این راه رسیدن به زندگی صلح آینده و توام با آسایش برای فرد فرد آدمیان امکان پذیر گردد.

o روان شناسان، خانواده را محل ارضای نیازهای مختلف جسمانی و عقلانی و عاطفی می دانند .
o داشتن آگاهی از نیازهای زیستی و روانی و شناخت چگونگی «ارضا و اطفا»ی آنها و تجهیز شدن به تکنیک های شناخت تمایلات زیستی و روانی مهمتر،
مسلح بودن به چگونگی ارضای درست و سالم آنها ضرورتی انکار ناپذیر می باشد.

o تحقیقات زیادی در این زمینه مشاهده می شود که دلالت برتائید نقش دلبستگی در پیوندهای بزرگسالان و روابط زناشویی رضایتمند میباشد.
o تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته، به طور خاص به بررسی رابطه بین الگوهای دلبستگی و سازگاری یا نگرش نسبت به روابط زناشویی پرداخته اند.

o خانواده اصلی ترین هسته هر جامعه و کانون حفظ سلامت وبهداشت روانی است و نقش مهمی در شکل گیری شخصیت فرزندان یعنی پدران و مادران آینده جامعه دارد
و هیچ نهاد و مرجعی نمی تواند جایگزین خانواده به ویژه مادر شود.

o جامعه ای سالمتر و پویاتر است که مادران و پدرانی با شخصیت تر و سالمتر و با اعتمادتر داشته باشد.

o رضایت زناشوئی یکی از عوامل موثر در ثبات و پآیائی خانواده ها و در عین حال بهداشت روانی همسران و فرزندان است.

o در روابط زناشوئی عوامل متعددی باعث رضایت همسران از یکدیگر می شود. مهمترین عوامل موفقیت در زندگی زناشوئی را:

1. رشد عاطفی و فکری
2. تشابه علائق و طرز تفکر
3. تشابه مذهبی
4. تشابه تحصیلی و طبقاتی
5. تشابه طرز تفکر نسبت به امور جنسی
6. تشابه علایق در زندگی و سرعت عمل در کارها
7. رابطه با خانواده زن و شوهر
می دانند.

o سلامت فیزیکی و عاطفی و بهداشت روانی افراد در جامعه در گرو سلامت روابط زناشویی و تداوم و بقای ازدواج می باشد.
o رضایت یک فرد از زندگی زناشوئی به منزله رضایت وی از خانواده محسوب می شود
o رضایت از خانواده به مفهوم رضایت از زندگی بوده ودر نتیجه تسهیل در امر رشد و تعالی و پیشرفت مادی و معنوی جامعه خواهد شد.
o بنابراین با توجه به اهمیتی که روان شناسان، جامعه شناسان و حتی همه مذاهب به خانواده و ارتباط زناشویی می دهند
و اینکه تشکیل خانواده جایگاهی برای نارضایتی نیست، این سوال به ذهن می رسد که:
چرا زوجین دچار نارضایتی می شوند؟
چه علل و عواملی می تواند بر رضایت مندی آن تأثیر گذارد؟
آیا شیوه های دلبستگی زوجین می تواند بر رضایت مندی زوجین تأثیر گذارد ؟

o با توجه به نقش غیر قابل انکار الگوهای دلبستگی در کارکردهای رفتاری والگوهای هیجانی بزرگسالان و همچنین با توجه به اینکه از موضوعاتی که بیشتر مد نظر روان شناسان
و پژوهشگران و نظریه پردازان روابط زناشویی و الگوهای سازگاری در زندگی زناشویی بوده است، از عوامل تأثیرگذاری که همیشه توسط دست اندر کاران مورد تاکید واقع شده،
مقوله رضایت مندی جنسی و رابطه زناشویی رضایت بخش در بین همسران بوده است.

فرضیه ها:

۱) بین سبک های دلبستگی و رضایت زناشوئی همبستگی وجود دارد.
۲) بین سبک دلبستگی ایمن در مردان و زنان تفاوت وجود دارد .
۳) بین سبک دلبستگی مضطرب در مردان و زنان تفاوت وجود دارد.
۴) بین سبک دلبستگی اجتنابی در مردان وزنان تفاوت وجود دارد.
۵) بین رضایت زناشوئی مردان و زنان تفاوت وجود دارد.

تعریف دلبستگی

o دلبستگی را می توان یک الگوی رفتاری خاص در نظر گرفت که در اکثر جوامع برای رشد سالم اهمیت حیاتی دارد و زمانی دلبستگی مطلوب بوجود می آید
که در سال اول زندگی کیفیتی متقابل و خوشایند بین کودک و مادر یا ( نگهدارنده ) شکل گرفته و این رابطه گرم و صمیمانه و پآیا بین کودک و مادر است
که برای هر دو رضایت بخش و مایه خوشی است.

دلبستگی دارای سه سبک ایمن، اجتنابی، مضطرب ، می باشد.

تعریف رضایتمندی زناشوئی :

o احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجریه شدن توسط زن یا شوهر موقعی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر می گیرند.

مقایسه سبک های دلبستگی

o در این زمینه می توان اشاره به پژوهشی کرد که به منظور مقایسه سبک های دلبستگی در زنان روسپی و زنان عادی شهر تهران است.
o نتایج بدست آمده از این پژوهش بیانگر آن است که در مقایسه با زنان عادی، زنان روسپی همواره از رابطه والدین و مراقبت اولیه شان ناراضی تر بودند
و الگوی دلبستگی نافذ در ایشان الگوی دلبستگی ناایمن بود .

o در پژوهش دیگر که رابطه میان الگوهای دلبستگی و سابقه رفتارهای خود آسیب رسانی ( بویژه خودکشی ) مورد ارزیابی قرار گرفت به این نتیجه رسیده اند
که بین اندیشه پردازی خودکشی و توسل به رفتارهای خود آسیب رسانی با الگوی دلبستگی آشفته سردرگم به ترتیب در %۷۸ و %۸۶ از افراد گروههای دارای
سابقه رفتار خودکشی و اندیشه پردازی درباره خودکشی رابطه وجود دارد
o تنها در % ۴۴ از افراد فاقد هرگونه اندیشه پردازی یا رفتارهای خود آسیب رسان، اما داوطلب درمان روانپزشکی رابطه وجود دارد.

o در تحقیق دیگری به منظور بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و شیوه همسر گزینی ( تک همسری – چند همسری ) به این نتیجه رسیده اند
که بین سطوح مختلف تنوع طلبی جنسی با سبک های دلبستگی رابطه معنی داری وجود ندارد.
o اما نشان می دهد که مردان تک همسر نسبت به مردان چند همسر از سطوح تنوع طلبی جنسی بالاتری برخوردارد هستند.

o در تحقیق دیگر بیان شده که رابطه قوی و مهمی میان سبک دلبستگی با ساختار خانواده و سازگاری زناشویی وجود دارد.
o این ارتباط خاصه در زمانی که سبک های دلبستگی همسران با یکدیگر جفت می شد وسازگارانه ترین نوع ارتباط و بالاترین رضایت مندی زناشویی وزوج های ( ایمن – ایمن )
و پائین ترین میزان آن در زوجهای ( اجتناب گر – اجتناب گر ) مشاهده شد.

o یکسری مطالعات تجربی دیگر درباره نقش شناخت در ناکارآمدی زناشویی هم انجام شد.
o دراین مطالعات از پرسشنامه نارضایتی زناشویی استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که استنادهای زوجها درباره علت وقایع پیش آمده در روابط زناشویی
و رفتارهای منفی مانند شکایت کردن، پرداختن به موضوعات فرعی و ذهن خوانی، موجب نارضایتی های زناشویی می شود.

o در تحقیقی دیگر در آموزش به ۱۵۷ زوج دانشجو، میزان ارتباط کلامی و ابراز احساسات آنها را مورد بررسی قرار دادند.
o نتایج تحقیق چنین بود: زوجهایی که سازگاری بیشتری داشتند بیش از زوجهای ناسازگار، افکار، احساسات و انتظارات یکدیگر را می پذیرفتند.
o در این گروه حتی احساسات نامطلوب هم بیان می شد و به اندازه احساسات مطلوب مورد توجه قرار می گرفت.
o زوجها برای احساسات یکدیگر اهمیت قائل می شوند و در مقایسه با این گروه زوجهای ناسازگار به طور معنی داری از برقراری ارتباط کلامی امتناع می کردند
و حاضر نبودند هیچ نوع از احساسات خود را ابراز کنند.

o در تحقیق دیگری که تحت عنوان ابعاد سبک های دلبستگی بزرگسالان و اثرات آن بر روی تفاهم زناشویی صورت گرفت مشخص شد که
سبک دلبستگی از عوامل تعیین کننده روابط بین فردی از جمله تفاهم زناشویی است .
o افرادی که دارای سبک دلبستگی ایمن هستند، درک عمیق تری را از روابط به صورت بالاتر نشان می دهند
و این افراد از اشتراک های بالاتری در روابط بین فردی برخوردارند
o فرضیه های این تحقیق از طریق تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفته و عنوان می شود که می توان سبک های دلبستگی را
بعنوان عاملی تعیین کننده در زمینه تفاهم زناشویی محسوب کرد.

o در تحقیق دیگری که تحت عنوان اثرات سبک های دلبستگی برتفاهم زناشویی صورت گرفت، به اثرات سبک های دلبستگی ایمن، اضطراب و اجتنابی بر تفاهم زناشویی پرداخته شد.
o با استفاده از روش تحقیق طولی تعداد ۱۴۴ زن و شوهر مورد بررسی قرار گرفتند.
o در نهایت مشخص گردید که سبک دلبستگی ایمن با احترام، تعامل و تفاهم بیشتری در ارتباط است، تا سبک دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی .
o در پیگیری ای که به مدت شش ماه بعد صورت گرفت، مشخص گردید که آشفتگی های هیجانی در افراد با سبک دلبستگی ایمن نسبت به آنهایی که
دارای سبک دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی می باشند کمتر می باشد.

o در تحقیقی دیگر در انگلستان به ارتباط سبک های دلبستگی و تفاهم زناشویی در ۴۰ زن که در دامنه سنی ۴۴-۲۵ سال قرار داشتند، پرداخته شد.
o یافته های پژوهشی معرف این بود که سبک های دلبستگی با تفاهم زناشویی مرتبط بوده و همواره زنان با سبک دلبستگی ایمن،
تفاهم زناشویی بالاتری را نشان می دهند و از مشکلات و مشاجرات زناشویی کمتری نسبت به افراد با سبک دلبستگی نا ایمن ( اجتنابی دوسوگرا) رنج می کشند.

• مری مین و همکارانش روابط بین تجارب اولیه مادر با وضعیت دلبستگی کودک را به آزمون گذاشتند . به این صورت که :
o چطور ممکن است الگوهای موجود در تجارب اولیه دلبستگی مادر به رفتار کودک ارتباط داشته باشد؟
o مین، فرم مصاحبه ای ابداع کرد که قادر به کشف الگوهایی نه تنها در توصیف رویدادهای زندگی بزرگسالان قابل مشاهده بود
بلکه به روشنی در شیوه یادآوری و سآزماندهی خاطرات نیز دیده می شد.
• به علاوه مین دریافت بزرگسالانی که دوره کودکی سختی داشته اند، الزاماً ناایمن نخواهند بود.
آنچه این گروه را از ناایمن ها جدا می کند، کیفیت بازنمائیهای دلبستگی در ذهن آنان است.

• مین Mary Main در اصل سه الگوی دلبستگی بزرگسالان را توصیف کرد:

1) خود پیرو Autonomous-Secure
2) دوری گزین Dismissing
3) دل مشغول Preoccupied.

• بزرگسال خود پیرو مثل کودکان ایمن ( که ناراحتی و نیاز خود را با روشی واضح و ارتباطی نشان می دهند) به دامنه ای از احساسات مثبت و منفی خود درباره
تجارب اولیه دلبستگی، دسترسی آسان و مرتبطی داشتند، بازنمائیهای ذهنی آنان درباره تجارت اولیه دلبستگی مرتبط و منعطف بود.

o بزرگسالان ناایمن برعکس چنین تجربیاتی را به صورتی نامربوط و ناهمسو توصیف می کردند.

• بزرگسالان دوری گزین تجارب اولیه خود را ایده آل سازی کرده و حوادثی درد آور را بصورتی منفک شده و به روشنی ناموافق توصیف می کردند.
• در بزرگسالان دلمشغول بنظر می رسید که غرق در عواطف تداعی شده با تجارب دلبستگی اولیه می شوند.

• مین دریافت والدینی که خود پیرو Autonomous بودند، در موقعیت نا آشنا، کودکانی ایمن داشتند.
• آنهایی که دوری گزین بودند، کودکانی اجتنابی داشتند
• والدین دلمشغول، کودکان مقاوم می پرورانند.
• والدینی که دلبستگی سازمان نایافته در اثر فقدان یا ضربه داشتند، کودکانی با دلبستگی سازمان نایافته پرورش داده بودند.

تفاوتهای فردی در دلبستگی بین اشخاص

• تحقیقات اولیه، در بررسی دلبستگی زوجین، بیشتر بر جستجوی رابطه سبک دلبستگی و ارزیابی کیفیت روابط متمرکز بودند.
o این پژوهش ها نشان دادند که سبک دلبستگی بر گستره ای از رفتارها که در شرایط گوناگون ظاهر می شوند، تأثیر دارد.

o افراد با سبکهای دلبستگی متفاوت در موقعیت های گوناگون و از جمله موقعیت های تنش زا، به شکل های متفاوت رفتار می کنند.
o به عبارت دیگر، سبک دلبستگی افراد، عاملی برای شناسایی و طبقه بندی تفاوت های فردی است.

o تحقیقات اخیر، تأثیر سبک دلبستگی را بر کیفیت روابط زوجین به خوبی نشان می دهند .
o آزمودنی هایی که هم خود و هم همسرشان، سبک دلبستگی ایمن داشتند، کیفیت روابطشان مطلوب تر بود .
o یافته هایی از این دست، این سوال را به ذهن متبادر می کند که آیا سبک دلبستگی زوجین، پیش بینی کننده کیفیت روابط بین آنهاست؟

o در یک آزمایش روی یک برگه، خصوصیات شریک جنسی فرضی که براساس رفتارشان منعکس کننده ایمنی، رفتار اجتنابی و رفتار مجذوب کردن بودند،
ارائه می گردید و آزماینده به ارزیابی پاسخ ارتباطی آزمودنیها در برابر شریک جنسی، می پرداخت.
o یافته های مذکور نشان داد که بین سبک دلبستگی زوجین و نوع ارتباطی که با شریک جنسی فرضی برقرار می کردند، رابطه متقابل معنی دار ولی غیر خطی وجود داشت.
o بدین ترتیب که آزمودنیهای ایمن با وجود گرایش به سمت شریک جنسی ایمن، احساس مثبت کمی را در قبال شریکهای جنسی ناایمن گزارش می کردند.
o برعکس آزمودنیهای ناایمن و بالاخص آزمودنیهای اجتنابی، پاسخ مساعد کمتری، به یک شریک جنسی اجتنابگر ابراز می نمودند و بیشتر یک شریک جنسی مجذوب را ترجیج می دادند .

o این آزمایش بر روی زوجهای واقعی نیز اجرا شد و یافته های مشابهی بدست آمد .
o آزمایشی بر روی تعدادی زوجین صورت گرفت و در آن اثر متقابل سبک دلبستگی آزمودنیها و همسرانشان اندازه گیری شد.
o در این آزمایش، میزان سبک دلبستگی زوجین ( بر اساس راحتی در صمیمیت و اضطراب در روابط ) و رضایت زناشویی مورد بررسی قرار گرفت.
o نتایج نشان دادند، هنگامی که زنان، در ایجاد رابطه مضطرب بودند و مردان در برقراری صمیمیت، احساس راحتی می کردند،
میزان رضایتمندی زناشویی در طرفین، در بیشترین سطح قرار داشت.

o یافته دیگر این است که میزان رضایتمندی زنانی که شوهرانشان کمتر در روابط صمیمی راحت بودند، کاهش چشمگیری داشت.
o در زوجینی که به تازگی ازدواج کرده اند، رفتار اجتنابی شوهران مضطرب بسیار مخرب است.
o در صورتیکه رفتار مضطرب زنانه در ارتباط با رفتار اجتنابی و غیر صمیمانه همسر قرار گیرد، سیکل معیوبی تشکیل می شود که
در آن زن نیازمند است که بطور مکرر جلب حمایت و اطمینان آفرینی کند.

o در تحقیقی رابطه سبک دلبستگی و مراقبت و تأثیر آنها را در رضایتمندی زناشویی براساس سودمندی مراقبت اندازه گیری کردند،
دریافتند که آزمودنیهایی که خود و همسرانشان ایمن بودند و به یکدیگر مراقبت سودمندی ارائه می کردند،
در مقابل آزمودنیهای ناایمن ( انکار کننده، غیر مصمم، و مجذوب ) رضایت بیشتری در روابطشان تجربه می کردند.

o در مطالعه دیگری، کیفیت مراقبت براساس پاسخگوئی و حساسیت زوجین نسبت به یکدیگر و سبک دلبستگی بر اساس میزان راحتی در صمیمیت
و اضطراب در روابط اندازه گیری شده بود. این یافته نشان داد که آزمودنیهایی که در سطح بالای راحتی در صمیمیت و سطح پائین در اضطراب را گزارش می کردند،
نسبت به نیازهای همسران خود پاسخگو تر و حساستر بوده و از رضایت زناشویی بیشتری برخوردارند.

 

 

 

ویستا