گزیده ای از آرش سزاوار

گزیده ای از آرش سزاوار

چرا وقتی که آدم تنها میشه …غم و غصه اش قدِ یک دنیا میشه

میره یک گوشه ای پنهون می شینه …اونجا رو مثل یه زندون می بینه

غم تنهایی اسیرت می کنه …تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

وقتی که تنها میشم، اشک …تو چِشَم پر می زنه …غم میاد یواش یواش …خونهِ دل در می زنه

یاد اون شب ها می افتم …زیر مهتاب بهار …توی جنگل لب چشمه  …می نشستیم من و یار

میگن این دنیا دیگه …مثل قدیما نمیشه …دل این آدما زشته …دیگه زیبا نمیشه

اون بالا باد داره زاغِ …ابرا رو چوب می زنه …اشکِ این ابرا زیاده …ولی دریا نمیشه

 

تو سینه این دلِ من، می خواد آتیش بگیره … مونده سر دوراهی، چه راهی پیش بگیره

یکی حالا پیدا شده قدر اونو می دونه … رگِ خواب یارِ من رو رقیب من می دونه

وای دارم آتیش می گیرم … دیگه از غصه و غم … دلم می خواد بمیرم

وای اگه برگرده پیشم … براش پروانه میشم … ازش جدا نمیشم

نمی تونه مرغِ دلم از حسودی بخونه … نمی دونه رویِ کدوم شاخه باید بمونه

اگه یه روز ببینم کسی براش می میره … حسودی رو میاره، دلم آتیش می گیره

می ترسم حرفای خوبی تویِ گوشش بخونه … می ترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه

 

پشت این پنجره ها دل می گیره  …غم و غصه ی دلُ تو می دونی

وقتی از بختِ خودم حرف می زنم  …چشام اشک بارون میشه تو می دونی

عمریه غم تو دلم زندونیه  …دل من زندون داره تو می دونی

هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه  …میگه من دوسِت دارم تو می دونی

می خوام امشب با خدام شِکوه کنم  …شِکوه های دلمُ تو می دونی

بگم ای خدا چرا بختم سیاه ست  …چرا بخت من سیاه ست تو می دونی

پنجره بسته میشه شب می رسه  …چشام آروم نداره تو می دونی

اگه امشب بگذره فردا میشه  …مگه فردا چی میشه تو می دونی

 

من همینم اگه زشتم اگه خوشگل  …من همینم اگه آسون اگه مشکل

من همینم اگه خاموش اگه روشن  …من همینم اگه خارم اگه گلشن

کسی نیست شب رو با من سر بکنه  …کسی نیست بغضمو باور بکنه

غریبه تو از راه دور اومدی  …غریبه تو از پیش نور اومدی

غریبه به جون هر دومون قسم  …که تبار عاشقا کم شده کم

 

خواب ِتو، بیدار تواَم  … فقط سزاوار تواَم  … حافظ اسرار تواَم  … بخوان که تکرار تواَم

 باد به خانه می رسد  … گل به جوانه می رسد  … هق هق ِشب ترانه ها  … به عاشقانه می رسد

 تو ای خود ِصدا، صدا بزن مرا  … ببین دل مرا، بزن به دریا  …

من که بریده از منم، در عطش رسیدنم  … به تو چرا نمی رسم، چرا چرا نمی رسم؟

 بخوان مرا به نام عشق  … بخوان مرا به نام تو  … این همه شعر ناتمام  … تمامه از تمامِتو

 دلم ترانه خوان ِ تو  … زبان ِ بی زبان ِ تو  … بی تو و با توام هنوز  … در به درِ نشان تو