گزیده ای از گروس عبدالملکیان

گزیده ای از گروس عبدالملکیان

و گنجشکی که سالها ‎بر سیم برق نشسته ‎از شاخه درخت می ترسد

موسیقی عجیبی ست مرگ. بلند می شوی و چنان آرام و نرم می رقصی که دیگر هیچکس تو را نمی بیند

می خواهم تو را بکشم  اما  چاقو را در سینه‌ی خود فرو می کنم. تو کشته خواهی شد یا من؟

شعر

گزیده ای از گروس عبدالملکیان

Pages: 1 2 3 4 5

Pages ( 1 of 5 ): 1 2 ... 5بعدی »