عجب جایی به داد من رسیدی

ایلویِ من، عجب جایی به دادِ من رسیدی!

عجب جایی به داد من رسیدی تا من دنیارو زیباتر ببینم
تا من اونقد بخوام زنده بمونم باهات رویامو تا آخر ببینم
عجب جایی به داد من رسیدی تا من دنیارو تنهایی نگردم
تو تنها آدمی هستی که هیچوقت باهاش احساس تنهایی نکردم
تا از پیشت میرم دلتنگ میشم مرورت میکنن حرم نفس هام
به هیچکی جز تو احساسی ندارم به جز تو از خدا چیزی نمیخوام
تا وقتی که تو رو دارم کنارم چه فرقی داره کی هست و کی نیست
بگو داریم تو بیداری میبینیم که بین دستامون هیچ مانعی نیست
عجب جایی به داد من رسیدی تا من دنیارو زیباتر ببینم
تا من اونقد بخوام زنده بمونم باهات رویامو تا آخر ببینم
عجب جایی به داد من رسیدی تا من دنیارو تنهایی نگردم
تو تنها آدمی هستی که هیچوقت باهاش احساس تنهایی نکردم
پر از خوشحالی بی وقفه میشم تا دستام توی دستای تو میره
شاید این لحظه باور کردنی نیست که از خوشحالی من گریه ام میگیره
ببین تا پر شدم از ناامیدی غمو از تو دلم بیرون کشیدی
غمو از تو دلم بیرون کشیدی دارم دنیارو زیباتر میبینم
عجب جایی به داد من رسیدی
عجب جایی به داد من رسیدی تا من دنیارو زیباتر ببینم
تا من اونقد بخوام زنده بمونم باهات رویامو تا آخر ببینم
عجب جایی به داد من رسیدی تا من دنیارو تنهایی نگردم
تو تنها آدمی هستی که هیچوقت باهاش احساس تنهایی نکردم

میلاد افشین

شعر

Leave a Reply

Your email address will not be published.