عشق و وابستگی

عشق و وابستگی

o معمولاً عشق با وابستگی مشتبه می شود ،
اما واقع امر این است که هر کس فقط به اندازه ظرفیتش و میزان ناوابستگی اش می تواند دوست بدارد و عشق بورزد.

o هری استک سالیوان در این باره اظهار نظر شگفت انگیزی کرده و گفته است:
یک کودک تا رسیدن به به دوران پیش از نوجوانی، دو سال پیش از بلوغ، نمی تواند هیچکس را دوست بدارد.
البته می توان او را به رفتاری وا داشت که به دوست داشتن و عشق ورزیدن شباهت داشته باشد،
اما چنین رفتاری ظاهری است و پایه و اساسی ندارد، و اگر در وارد ساختن او به این رفتار اصرار ورزیده شود،
حاصل آن ناخوشایند و روان آزارانه خواهد بود.
o این بدان معنی است که کودک تا دوسال پیش از رسیدن به بلوغ، با قبول و تایید آدم های دیگر آشنا نیست،
و طبعاً ظرفیت عشق ورزیدن را ندارد.
o کودک به طور طبیعی وابسته به پدر و مادر است، آنان را دوست دارد، و می خواهد با آنان باشد.
اما اگر در رفتار و حالات کودکان دقت کنیم، متوجه می شویم که کشش بچه ها به خرس یا سگ مخملی خود،
بیشتر و خود به خودی است تا به آدم ها.

o حرف ما این است که باید برای هر احساسی نام متناسب با آن را درنظر بگیریم،
نه اینکه هر احساسی را عشق بنامیم.
o عشق و محبت واقعی را وقتی می آموزیم که آن را ساده و آسان تصور نکنیم
و اگر واقع گرا هستیم، از نقاب ها و پوشش های عشق نما، که در جامعه متظاهر به عشق وجود دارد، استفاده نکنیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published.