اختلال محرومیت عاطفی

اختلال محرومیت عاطفی

یا لاغری عاطفی

Emotional Deprivation Disorder
Deprivation Neurosis

 

اختلال محرومیت عاطفی یک مشکل و اختلال روانی مرتبط با شکل گیری روابط یک فرد با دیگران است.

Emotional Deprivation Disorder-fa

این اختلال شامل احساس عمومی خود بی کفایتی و بیش حساسی به انتقاد دیگران می باشد. سندرم اختلال محرومیت عاطفی ناشی از تایید نشدن، نامعتبر شناخته شدن و کمبود قدرت عاطفی فرد است. فردی ممکن است مکرراً مورد انتقاد قرار گرفته شده باشد، نادیده گرفته شده باشد، مورد آزار قرار گرفته شده باشد، و یا در اوایل زندگی توسط والدین مورد بی مهری قرار گرفته باشد، و در نتیجه از رشد عاطفی باز مانده شده باشد.

افراد فاقد تایید، از رسیدن به بلوغ عاطفی در بزرگسالی عاجزند و همواره منتظر تایید شدن و اعتبار از اشخاص دیگر می باشند.

 

بلوغ، زمانی فرا میرسد که یک رابطه هماهنگ، تحت هدایت عقل و اراده،

بین جسم و بدن فرد، ذهن و افکار فرد، احساسات، عواطف و معنویت فرد بوجود آید.

 

نشانه های اختلال:

 

‌ألف. ناقص و ناکافی بودن زندگی عاطفی

1. روابط دوستانه غیر طبیعی

• ناتوانی ایجاد رابطه عادی و تماس بالغانه با دیگران.
• احساس تنهایی و ناراحتی در مجامع اجتماعی.
• توانایی ایجاد ارتباط غیر عاطفی با دیگران.

2. خود گزینی

• دارای عواطف در سطح دوران کودکی.
• احساس یک کودک یا نوزاد بودن. نیازمند توجه دیگران همانند توجه بزرگسالان به یک کودک خردسال.
• ناتوانی تسلیم عاطفی به همسر.

3. واکنش در حضور دیگران

• ممکن است در طبیعت ترسو و یا شجاع و پر انرژی جلوه کند.
• افرادی که بیشتر از او ترس دارند را دلسرد و افسرده میکند.
• افرادی که شجاعتر و پر انرژی تر از او هستند را تهاجمی تر میکند.

ب. احساس عدم اطمینان و ناامنی

1. ترس و اضطراب

• می تواند در قالب اضطراب عمومی ظاهر شود.
• ترس از صدمه رساندن به احساسات شخص دیگر.
• ترس از صدمه رساندن به دیگران و یا آلوده کردن آنها (با میکروب یا سرماخوردگی).
• نیاز مکرر به تایید و حصول اطمینان.

2. احساس ناتوانی تحمل زندگی

• نگرانی از قرار گرفتن در یک وضعیت بغرنج.
• دلسردی و افسردگی سریع و راحت.
• وانمود به در کنترل بودن به منظور پنهان سازی احساسات درونی ترس و وحشت.

3. تردید و بی تصمیمی

• مشکل در تصمیم گیری.
• تغییر فکر سریع و راحت.

4. بیش حساسی

• حساسیت بیش از حد به قضاوت و انتقاد و تحقیر توسط دیگران.
• به راحتی صدمه دیدن یا خجالت زده شدن.

5. نیاز به خوشنود کردن دیگران

• خشنود نمودن دیگران به منظور محافظت از خود و انتقاد یا طرد نشدن و به دست آوردن تأیید دیگران.
• به راحتی مورد استفاده و سوء استفاده قرار میگیرند.
• از درخواست التفات یا خدمات مورد نیازشان از دیگران ترس دارند.

6. خود آگاهی

• نگرانی از آنچه دیگران فکر می کنند.
• شک به خود و نیاز به اخذ اطمینان.

7. درماندگی

از ترس طرد، جرات “نه” گفتن ندارد.

‌ج. احساس حقارت و بی کفایتی

1. احساس دوست داشته نشدن

• باور دارد که هیچ کس نمی تواند او را دوست داشته باشد.
• احساس عاری از عشق بودن دارد.
• باور دارد قادر به دوست داشتن کسی نیست.
• به هر نشانه ای از محبت مشکوک است. به طور مستمر به صداقت دیگران شک دارد.

2. ظاهر فیزیکی

ممکن است در ظاهر فیزیکی خود احساس بی کفایتی کند.

3. احساس ناتوانی هوشی

• ممکن است تکمیل کار برایش سخت باشد.
• شکست های مکرر داشته و یا ترس از شکست مجدد دارد.

4. نشانه های از هم پاشیدگی در شرایط جدید

• از وضعیت و چالش های جدید می ترسد.
• در مقابله با کار جدید، صاحبخانه جدید،جابجایی، مشکل دارد.

5. نواقص حسی

• حواس ناقص دارد (لامسه، چشایی، بینایی، بویایی)
• نامرتب و شلخته است.
• خسته است.

‌د. علائم احتمالی در برخی افراد

• احساس عمیق گناه.
• جنون سرقت.
• احساس نیاز به جمع آوری و ذخیره کردن چیزهای بی فایده.
• وضعیت پارانوئید و توهم.

 

درمان

درمان اختلال محرومیت عاطفی با ارائه یک جایگزین،

بجای عشق بی قید و شرطی که فرد در زندگی از آن محروم بوده امکان پذیر است.

 

این فرآیند تصدیق درمانی نامیده میشود. (این تصدیق متفاوت با تکرار خود اظهاری برای اطمینان دادن به خود است).

 

از آنجا که یک شخص در دوران کودکانه خود محروم بوده است،

اکنون نا امید گشته و نمی تواند به یک حالت فرد بزرگسال بالغ رشد نماید،

مگر عشق بی قید و شرطی برای وی پیش بیاید.

 

فلسفه تصدیق درمانی، اولویت “تاثیر داشتن” بر “موثر بودن”، و اولویت “بودن” بر “انجام دادن” است.

درمان بر اساس تاثیر گذاری یک فرد بالغ بر بیمار است.

درمانگر باید به درون زندگی واقعی بیمار رخنه کند و علاقه مند نشان دهد، چه از طریق تماس چشمی و چه با بیان حالت صورت.

یکی دیگر از جنبه های مهم درمان، صبر و شکیبایی است.

درمانگر باید از طریق هدایت ملایم، به جای فریاد و فشار کلامی، عاطفه بیمار نا بالغ را به یک فرد بزرگسال تبدیل نماید.

از طریق تصدیق درمانی بیمار می آموزد که با اعتماد به انسان دیگری، میتواند نشانه های به تدریج اختلال محرومیت عاطفی خود را ناپدید کند.