استیثار و ایثار

روانشناسی خودگزینی و دیگرگزینی

استیثار و ایثار

Altruism

خودگزینی پدیده ‌ای روانشناختی است مبنی بر ترجیح خواسته‌ های شخصی خود بر خواسته‌ های دیگران.

دیگرگزینی و ایثار در لغت به معنی عطاکردن، غرض دیگران را بر غرض خویش مقدم‌ داشتن، و منفعت غیر را بر مصلحت خود مقدم ‌شمردن است. یعنی فرد از روی قصد و نیت خیر، غیر را بر خود اختیار کند و او را بر خویشتن برگزیند. دیگرگزینی در مقابل استیثار و خودگزینی قرار دارد.

ذکر این نکته ضروریست که در اینجا خودگزینی با خودخواهی و خودشیفتگی تفاوت دارد و عملکرد فرد خودگزین لزوما شامل ضرر و زیان عمدی دیگران نمی شود و سؤ استفاده ای در کار نیست.

از طرف دیگر، دیگرگزینی بیمار گونه هم مد نظر نیست. در دیگرگزینی بیمار گونه، فرد کمک شونده میتواند آسیب ببیند، مثلاً محبت های خاله خرسانه، محبت های آزار دهنده و آسیب زای مادرانه یا افراد وابسته.

خودگزینی:

گروهی از متفکرین باور دارند که همه انسانها خودگزین هستند. از این منظر، خودگزینی یعنی انسان همواره با انگیزه منافع شخصی خود عمل می کند، حتی زمانیکه به نظر در حال کمک به دیگران است. طرفداران این تفکر ادعا می کنند که زمانی که فردی به دیگران کمک میکند، آنرا در نهایت به دلیل منافع شخصی خود انتخاب می کند، و این که آنها این کار را برای به دست آوردن مستقیم یا غیر مستقیم انتظارات خود انجام میدهند.

دیدگاه خاص طرفداران فلسفه خودگزین بودن انسان این است که انگیزه نهایی همه اعمال داوطلبانه انسانها در واقع میل به تجربه لذت و یا برای جلوگیری از برخورد با درد است. یعنی اقداماتی برای لذت بردن آنی یا آتی در کمک کننده. با این حال، برخی افراد معتقدند که در مواقعی، انسانها ارضاء و لذت فوری را برای لذت بیشتر در آینده رها میکنند. یعنی، انسان انگیزه ای جز اجتناب شدید از درد و لذت بردن ندارد، اماگاهی، دردی را برای رسیدن به لذت بزرگتری تحمل می کند. بر این اساس، تمام اقدامات نوع دوستانه و کمک ها فقط ابزاریست برای افزایش لذت و یا کاهش درد.

دیگرگزینی:

دیگرگزینی و نوع دوستی، شامل اصولیست که انسان عملی را از روی خود گذشتگی و با هدف رفاه دیگران انجام دهد. در بسیاری از فرهنگ ها و سنت های مختلف مذهبی و جهان بینی سکولار، دیگرگزینی یک فضیلت محسوب می شود.

دیگرگزینی به این صورت تعریف شده که فردی عملی انجام میدهد که برای خودش هزینه بر است (مثلا گذشت از لذت و کیف از زندگی، گذشت از وقت و مال خود، و حتی بقا و یا تولید مثل خود). اما در عوض، منافع آن عمل، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، به دیگر افراد برسد، البته، بدون چشم داشت و انتظار عمل متقابل و یا اقدامات جبرانی. یعنی انجام اقدامات عمدی و داوطلبانه با هدف بالا بردن رفاه دیگری، بدون هر گونه پاداش خارجی.

دیگرگزینی از وفاداری متمایز است، وفاداری بر روابط اجتماعی استوار است. دیگرگزینی به روابط مربوط نیست.

آیا واقعا دیگرگزینی و نوع دوستی در روانشناسی انسان ممکن است؟ نظریه روانشناختی خودگزینی می گوید که هیچ عمل کمک و یاری بدون چشم داشت حداقل یک پاداش و رضایت درونی و در قالب لذت شخصی ممکن نیست. اعتبار این استدلال بستگی به آن دارد که آیا پاداش های درونی و وجدانی را به عنوان منافع شخصی به حساب بیآوریم یا خیر.

دیگرگزینی را میتوان به این فرضیه اخلاقی مربوط کرد که افراد از نظر اخلاقی و وجدانی مجبورند به نفع دیگران رفتار کنند. با این معنا، دیگرگزینی با تعریف خودگزینی در تضاد است.

Altruism2

چند نکته:

دیگرگزینی با مهربانی، سخاوت و کمک به مردم فرق دارد. در دیگرگزینی، فداکاری وجود دارد.
کمک چند ملیونی یک میلیاردر دیگرگزینی محسوب نمیشود، ولی کسی که غذای خودش را به دیگری بدهد و خود گرسنه بماند، دیگرگزینی است.

خودگزینی با خودخواهی فرق دارد. خودخواهی با خشونت همراه است. خودخواه کسی است که از مردم به منظور دستیابی به خواسته های خودش سؤ استفاده میکند. به ما آموخته اند که خودخواهی متشکل از نادرستی، سرقت، خونریزی، و هوی و هوس های لحظه ای است.

تفکر و اندیشه اخلاقی دیگری هم وجود دارد که بر اصل (بدون ایثاری) استوار است. در این اصل ، هر فرد مسئولیت زندگی و شادی خود را بعهده دارد، و به افراد دیگر هم اجازه می دهد تا همین کار را انجام دهند. هیچ کس نه خود را قربانی دیگران میکند، و نه اجازه می دهد کسی قربانی او شود. هر فرد باید سرمایه مالی و عشق و احترام و اعتماد به نفس و شادی و زندگی با ارزش خود را خود کسب کند.

ایثار گری در مبحث عشق