بی ادبی و بی نزاکتی

انسان شناسی آسیب های روزمره

بی ادبی و بی نزاکتی

Rudeness, Effrontery

Rudeness-2

o بی‌ادبی که پرروئی، گستاخی، جسارت یا وقاحت هم نامیده می‌شود. نشان دادن بی‌احترامی با پی‌روی نکردن از قانون‌های اجتماعی یا آداب یک گروه یا فرهنگ است.

 

• رولان بارت Roland Barthes در فصلی از کتاب معروفش «امپراتوری نشانه ها» (۱۹۸۳) Empire of Signs که به مفهوم تعظیم در فرهنگ ژاپن اختصاص دارد، بی ادبی و بی نزاکتی را در فرهنگ غرب، پدیده ای ریشه دار می داند که به افسانه‌شناسی یا اسطوره شناسی Mythology شخص مربوط است.

اسطوره‌شناسی یا افسانه‌شناسی دانشی‌است که به بررسی روابط میان افسانه‌ها، و جایگاهشان در دنیای امروز می‌پردازد. افسانه نماد زندگی دوران پیش از دانش و صفت و نشان مشخّص روزگاران باستان‌است. تحوّل اساطیر هر قوم، معرّف تحول شکل زندگی، دگرگونی ساختارهای اجتماعی و تحول اندیشه و دانش‌است. در واقع، اسطوره، نشانگر یک دگرگونی بنیادی در پویش بالا روندهٔ ذهن بشری است. اساطیر، روایاتی است که از طبیعت و ذهن انسان بدوی ریشه می‌گیرد، و برآمده از رابطهٔ دوسویهٔ این دو است.

Empire-Signs-Roland-Barthes
رولان بارت به این اشاره میکند که انسان غربی خود را ساخته شده از وجودی ذاتی و درونی و پر ارزش از یک طرف، و از طرف دیگر، از برونی نه چندان ارزشمند و شایسته تحقیر میداند (معنایی مقدس در برابر شکلی بی ارزش). به همین دلیل نیز اغلب نمی تواند «نزاکت» و «ادب» شرقی را بفهمد. نه تنها آنها را «با دیده شک و تردید» می نگرد، بلکه اصولاً «مودب بودن را به نوعی ایجاد فاصله و ریاکاری» تعبیر می کند.

استدلال بارت البته، شاید بیش از اندازه تعمیم اندیشه وی به جهانی باشد که هم در شرق و هم در غرب تا حد زیادی در امواج جهانی شدن، تخریب شده و رنگ باخته است.

Rudeness-0

• در حقیقت، ریشه های مسیحیت فرهنگ غربی، کاملاً توجیه دنیا گریزی برای رسیدن به سعادت اخروی بودند و بدین ترتیب فقر تقدس می شد، و آسایش و رفاهِ زمینی، تقبیح. از این رو، چندان توجهی به ظاهر و به بدن شایسته دانسته نمی شد. حتی به نوعی این بدن ظاهری به صورت مناسکی اما واقعی تنبیه نیز می شد: مراسم ریاضت کشی مسیحی ریشه در همین تفکر داشتند.

o اما بعدها اروپای پس از رنسانس همه چیز را تغییر دادد و اشرافیتی که ریشه از تن آسایی بربرهای شمال اروپایی بیرون آمده بود، بدل به اصلی شد که از قرن نوزده بهترین مصداق خود را در تازه به دوران رسیدگی بورژواها Bourgeoisie نشان می داد.
بورژوازی یک اصطلاح در علم جامعه‌شناسی و تاریخ است که مورد دسته‌بندی‌های مورد استفاده در تحلیل جوامع بشری است. این واژه به دستهٔ بالاتر یا مرفه و سرمایه‌دار در جامعه اطلاق می‌شود. این دسته قدرت خود را از استخدام، آموزش و ثروت به دست می‌آورند و نه لزوماً از اشراف‌زادگی. در جامعه سرمایه‌داری این واژه معمولاً به دسته‌های قانون‌گذار و مالک اطلاق می‌شود. طبقه بورژوا پس از اضمحلال شیوه تولید فئودالی در برجها و قلعه‌ها و شهرکهایی (Bourg Borough) تجمع کردند و اطلاق بورژوا به این طبقه را نیز به برج یا همان قلعه نسبت می‌دهند؛ لذا ریشه پیدایش آن را تاریخی می‌دانند.

bourgeois

بورژوا ها که خود افرادی بی فرهنگ بودند، بزودی گذشته خود را فراموش کردند و نوعی ادب و رفتارهای مودبانه مناسکی و کاملاً صوری را به شکلی مبالغه آمیز برجسته کردند.

o همین ها، درست برعکس، بی ادبی و بی نزاکتی را به طور کامل میراث گروه های فرو دست جامعه معرفی کردند. اما حقیقت چیز دیگری بود، بی نزاکتی و بی ادبیِ ظاهریِ غربی، در پشتِ خود، تحقیر گسترده ای را نسبت به همهِ گروه های ضعیف و مردمان غیر اروپایی حمل می کرد.

• رودررویی اروپای استعماری با فرهنگ هایی با پیشینه های دراز مدت، که روایت های متاخر آن امروز در حال انتشار است، نشان می دهد که بارت در قضاوت خود، لااقل درباره دوره ای از تمدن غربی، اشتباه نمی کرد. بسیاری از روابط احترام انگیزی که روابط میان جنسیت ها، نسل ها، گروه های اجتماعی، آداب و رفتارهای روزمره را در نظام های پیرامونی غیر اروپایی تنظیم می کردند، موضوعی برای تمسخر اروپایی ها، قرار گرفت که از شرقی ها الگویی برای «ریاکاری درونی شده و عمیق» عرضه می کرد و آن را در ادبیات و روایات داستانی گوناگون از قرن نوزده به بعد به شدت برای ساختن تصویری تصنعی از شرقی ها استفاده کردند.

Bourgeoisie3

• در این میان، چه در کشورهای اروپا و آمریکا و چه در سایر نقاط جهان، آداب و رسوم، روابط تنظیم کننده اجتماعی ، مناسبات احترام انگیز در رفتارهای روزمره آغاز شدند،  روابط که الگوی خود را از نظریه های جدیدی می گرفتند که به صورتی پیچیده به دنبال آن بودند که «آزادی» را در نبود روابط تنظیم کننده میان کنشگران اجتماعی تعریف کنند.

o این ایدئولوژی در واقع به صورتی کاملاً متوهم در اروپا و آمریکای دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شکل گرفت و با قرار دادن خود در قالبی «انقلابی» خود نیز به این باور رسید که برای از میان بردن هنجارهای یک جامعهِ سرکوبگر سرمایه داری، بهترین روش هنجار شکنی های روزمره و تخریب روابط این جامعه در سطح خرد یعنی در نزدیکترین و ساده ترین تعاملات اجتماعی است.

o از این رو بود که در مرکز این هنجار شکنی انقلابی، یعنی در فرانسه، امروز نیم قرن پس از جنبش بزرگ ماه مه، بخشی از میراث بر جای مانده از آن، خود را در قالب نوعی سقوط اخلاقی گسترده در تمام رفتارهای اجتماعی نشان می دهد که اتفاقاً نه تنها «انقلابی» نیست، بلکه به صورت گسترده به ابزارهایی در گسترش ابتذال ِ اوباشی گری در همه سطوح
جامعه کشیده شده است:

o وقتی سیاستمداران، هنرمندان، نخبگان مثل اوباش صحبت می کنند، تقدس بخشیدن به اوباش، نقطه پایانی است بر هنجار شکنی در معنایی انقلابی که متفکرانی نظیر فوکو Michel Foucault مطرح می کردند.

Bourgeoisie2

• در این میان سهم، کشورهای پیرامونی از جمله کشور ما، باز هم فرو رفتن در نمونه مضحک تر از اصل بود :

نمونه ای که امروز حاملان آن عمدتاً گروه های جوان هستند: چه جوانان به ظاهر «سنت گرا و ضد روشنفکر» که بی پروا و با زبان اوباش علیه روشنفکران می تازند و به سادگی هر کسی را به هر چیزی با زشت ترین واژگان متهم می کنند، و چه جوانان دیگری که خود را «مدرن و روشنفکر» می دانند و آنها نیز باز هم بی پروا به نسل های پیشین خود، به سایر روشنفکران، به زمین و زمان می تازند. و از این دو گروه، به خصوص گروه دوم که خود را به سنت غربی متصل می کند، شاید بسیار بیشتر در تبیینی بارتی از بی نزاکتی نزدیک می کند:

وقتی «روشنفکران» تراز اول ما، و به تبع آنها، «مریدانشان»، در مجالس خود، با سرو وضع ژولیده، با ظاهری که سهم بزرگی از میراث اوباشی گری است، ظاهر می شوند و با زبانی فقیر و بیمار و بی نزاکت، و صرفاً با اتکا به ردیف کردن گروهی از اسامی که از این سو و آن سو و در این و آن محفل شنیده اند، از زیر سئوال بردن هر نوع شرم و حیا و آبرو و حیثیتی، از تسویه حساب با نسل گذشته و «اشتباهات» آنها ابایی ندارند، نسلی همان اندازه «پررو» و «طلبکار» که بی فرهنگ و بی سواد، اما به شدت متوهم و دائماً به فکر «مچ گرفتن» از «بزرگتر» ها با این باور مضحک و عجیب که اتفاقاً به «بزرگی» آنها دارند

o زیرا تصور می کنند با به زیر کشیدنشان، هیکل های تنومندی بر خاک می افتند که می توانند رویش بایستند و سری میان سرها، در بیاورند: مترجمان و مولفان جوانی که منتظرند که از این و آن کتاب به کمک فرهنگ لغات، چند اشتباه پیدا کنند و «دست مترجمان و مولفان قلابی» را «رو کنند».

o جوانانی که با گستاخی کامل صفحه فیسبوک خود را به جولانگاه اوباشی گری های جاهلانه خود تبدیل کرده اند و نزاکت و ادب پدران و مادران خود، را یا به حساب «عقب افتادگی» می گذراند یا به حساب ریاکاری.

o شاید بد نباشد که به این مدعیان مدرنیته بی ریشه ایرانی، یادآوری کرد که این هنجارشکنی های خیالین هیچ ربطی به جنبش هایی چون اکسپرسیونیسم Expressionism ، سوررئالیسم Surrealism ، یا مه ۶۸، May 1968 و محتوای انقلابی آنها ندارد، زیرا به ویژه از صداقت آنها خالی است، و بلکه بیشتر از جنس دنباله روی و فرصت طلبی از بدترین نوع آنها، یعنی سودای رسیدن، در کمترین زمان و با کمترین هزینه، به ثروت و قدرتی است که همیشه آرزویش را داشته اند.

Rudeness-1
پانوشت ها:

هیجان‌نمایی یا اکسپرسیونیسم Expressionism

o هیجان‌نمایی یا اکسپرسیونیسم نام یک مکتب هنری است.  در آغاز قرن بیستم، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم Realism و امپرسیونیسم Impressionism پا گرفت که آرام‌آرام مکتب «اکسپرسیونیسم» از دل آن بیرون آمد.
o واژهٔ اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشی‌های «اگوست اروه» به کار رفته است. اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود.  به عبارت دیگراکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کج و معوج و خطوط زمخت بهره می‌گیرد.
o اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوه‌ای عاری از طبیعت گرایی که می‌خواست حالات عاطفی را هرچه روشنتر و صریح تر بیان نماید.
o دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور با هنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته‌است.
o عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دههٔ اول سدهٔ بیستم بنای کارشان را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستمگرانهٔ حکومت‌ها، مقررات غیرانسانی کارخانه‌ها و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند.
o این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگ‌های تند و مهیج و ضربات مکرر و هیجان زدهٔ قلم مو و شکل‌های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با اینجاد ژرفانمایی و بدون هیچگونه سامانی ایجاد می‌کردند و هر عنصری را که آرامش بخش و چشم نواز بود از کار خود خارج می‌کردند.

واقع‌گرایی یا رئالیسم Realism

o واقع‌گرایی یا رئالیسم در هنرهای تصویری و ادبیات، نمایش چیزها به شکلی است که در زندگی روزانه هستند، بدون هرگونه آرایش یا تعبیر افزون.
o این واژه همچنین برای شرح کارهای هنری که برای آشکارکردن راستی، چیزهایی چون زشتی و پستی را تایید کرده‌اند نیز به کار می‌رود.
o رئالیسم همچنین اشاره به جنبش فرهنگی میانه قرن ۱۹ دارد که از فرانسه ریشه گرفت و گونهٔ هنری سرشناس تا اواخر قرن ۱۹ بود.
o با آشنایی با عکاسی، این منبع جدید دیداری شور ساخت چیزهایی که همچون واقعیت بودند را در مردم زنده کرد و این جنبش هنری شکوفا شد. رئالیسم به شدت با رومانتیسیسم Romanticism مخالف بود.

دریافتگری یا امپرسیونیسم Impressionism

o دریافتگری یا امپرسیونیسم شیوه هنری گروه بزرگی از نگارگران آزاداندیش و نوآور فرانسه در نیمه دوم سده نوزدهم بود که بزودی جهانگیر شد.
o این شیوه مبتنی بر نشان دادن دریافت و برداشت مستقیم هنرمند از دیده‌های زودگذر با به کار بردن لخته رنگ‌های تجزیه شده و تابناک برای نمایش لرزش‌های نور خورشید است.
o در این روش اصول مکتبی طراحی دقیق و سایه روشن کاری و ژرفانمایی Perspective فنی و ترکیب بندی متعادل و معمارانه رعایت نمی‌شود.
o شیوه دریافتگری به عنوان انجمنی خصوصی از سوی گروهی از هنرمندان ساکن پاریس آغاز شد و این انجمن در سال۱۸۷۴ به نمایش همگانی آثار خود پرداخت.
o نام این جنبش از نام یک نقاشی از کلود مونه به نام دریافتگری، طلوع خورشید گرفته شده‌است.
o نام امپرسیونیسم را نقادی به نام لویی لِروی در یک نقد هجوآمیز ساخت.  امپرسیونیسم همچنین نام نهضتی در موسیقی است.
o در این سبک نقاشان از ضربات «شکسته» و کوتاه قلم مو آغشته به رنگ‌های خالص و نامخلوط به جای ترکیب‌های ظریف رنگ‌ها استفاده می‌کنند. مثلاً، به جای ترکیب رنگهای ابی و زرد برای تولید سبز آن‌ها دو رنگ آبی و زرد را مخلوط نشده بروی بوم قرار می‌دهند تا رنگ‌ها «حس» رنگ سبز را در نظر بیننده به وجود بیاورد. آنها در نقاشی صحنه‌های زندگی مدرن در عوض جزئیات، تأثیرات کلی واضح را نشان می‌دهند.

رمانتیسیسم Romanticism

o رُمانتیسم یا رمانتیسیسم یا رمانتیسیزم عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد.
o رمانتیسم جنبه‌های احساسی و ملموس را دوباره به هنر غرب وارد کرد. هنرمندان رمانتیک آزاد از چهارچوب‌های تصویرگری‌های سنتی، به تحقق بخشیدن ایده‌های شخصی خود پرداختند.
o رمانتیسیسم را همان‌طور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خردمحوری به‌شمار آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رؤیا،
به سوی گذشتهٔ تاریخی و به سوی سرزمین‌های ناشناخته.
o از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم می‌شود:
1. یکی دستهٔ خردگرا (جهان اعداد و اَشکال)، و
2. دوم دستهٔ احساسات و یا به‌طور دقیق‌تر، والاترین‌ها و زیبایی‌ها.

o رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس در آلمان، فرانسه و سراسر اروپا رشد کرد.
o رمانتیسم تا حدودی بر ضد جامعهٔ اشرافی و دوران روشنگری Age of Enlightenment (به طور بهتر، عقلانی) بود.
o گفته می‌شود که ایدئولوژی انقلاب فرانسه و نتیجه‌های آن این طرز فکر را تحت تأثیر خود قرار داد.
o رمانتیسم را جنبشی ضد روشنگری Enlightenment می‌دانند.
o برلین، به‌خصوص، علاقه‌مند به استفاده از چنین لفظی برای اشاره به این جنبش بود.
o درحالی‌که روشنگری، نهضتی فکری به‌حساب می‌آمد که با علم و منطق و پیشرفت‌های نظام‌های عقلانی بشری در فهم علوم تجربی و انسانی گره خورده بود، متفکرین و هنرمندان رمانتیک، تأکید فرهنگی بر خرد را محدودکننده و سرکوبگر روح آدمی می‌دانستند و بر مؤلفه‌هایی چون هنر، شور، هیجان، تخیل، مضامین معنوی، مناسک و نمادها تأکید می‌کردند.
o در میان اصحاب رمانتیک، امر خاص ارزشمندتر از امر عام بود و خاص‌بودن فرهنگ‌های بومی، تنوع و تکثر زبان‌های بشری، هویت‌های محلی و منحصربه‌فرد بودن آدمیان ستایش می‌شد.

فراواقع‌گرایی یا سوررئالیسم Surrealism

o فراواقع‌گرایی یا سوررئالیسم یکی از جنبش‌های هنری قرن بیستم است.  سوررئالیسم به معنی گرایش به ماورای واقعیت یا واقعیت برتر است.
o زمانی که دادائیسم در حال از بین رفتن بود، پیروان آن به دور آندره برتون André Breton که خود نیز زمانی از دادائیست‌ها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را پی ریزی کردند.
o این شیوه در سال ۱۹۲۲ به طور رسمی از فرانسه آغاز شد و فراواقع‌گرایی نامیده شد.  این مکتب بازتاب نابسامانیها و آشفتگی های قرن بیستم است.
o این جنبش در عمل با انتشار مجلهٔ انقلاب فراواقع‌گرا توسط برتون آغاز شد.  سالوادور دالی Salvador Dalí ، رنه ماگریت René Magritte و لویی آراگون Louis Aragon از جمله سوررئالیست‌های مشهور هستند.

جنبش ماه می ۱۹۶۸

o جنبش دانشجویی-کارگری مه ۱۹۶۸ فرانسه به مجموعه حوادثی اطلاق می‌شود که در طول ۴ هفته در ماه مه سال ۱۹۶۸ در فرانسه رخ داد، نقطه اوج این جنبش در فاصله یک هفته‌ای سوم تا دهم ماه مه به وقوع پیوست، خیزشی که از اعتراض یک گروه دانشجویی شروع شده بود، میلیون‌ها نفر از مردم شهرنشین فرانسه را به میدان مبارزه کشاند.
o هرچند رویدادهای مه ۱۹۶۸ فرانسه هرگز به عنوان انقلاب شناخته نشد ولی تأثیر آن بر روابط انسانی و زندگی مدنی جامعه از هیچ انقلابی کمتر نبود.
o در مورد جنبش ۱۹۶۸ نظرات و عقاید متفاوت و متضادی مطرح می‌شود، برخی آن را گسترش دامنه آزادی و شکوفایی و بالندگی انقلاب کبیر فرانسه تعبیر کردند و در برابر برخی دیگر جنبش را غوغای عوام، روان‌پریشی توده‌ای یا کارناوال نام نهادند

عصر روشنگری Age of Enlightenment

o عصر روشنگری، یک جنبش فلسفی بود که بر دنیای ایده‌ها و تفکرات اروپای قرن ۱۸‌ام چیره بود.
o اهداف اصلی متفکران روشنگری آزادی، پیشرفت، دلیل، مدارا، و پایان دادن به سوء استفاده از کلیسا و دولت بود.
o در فرانسه، دکترین مرکزی روشنفکران Enlighteners آزادی فردی و مدارای مذهبی، در تقابل با پادشاهی مطلقه و تعصبات ثابت کلیسای کاتولیک روم بود.
o روشنگری با افزایش تجربه گرایی، دقت علمی و تقلیل گرایی، همراه با افزایش بازجویی از مذهب مشخص شده بود.
o فلسفهٔ روشنگری فلسفه قرن هجدهم را شامل می‌شود.
o دیدرو Denis Diderot ، ولتر Voltaire ، روسو Rousseau ، مونتسکیو Montesquieu ، کانت و ساد Marquis de Sade از فیلسوفان عصر روشنگری‌اند.
o روشنگری اشاره به حرکت تاریخی روشنفکریِ است که دنباله‌رو دکارت René Descartes و مدافع عقل به عنوان مبنای سیستم زیبایی‌شناسی معتبر، اخلاق، حکومت و منطق بوده و به فیلسوفان اجازه می‌دهد حقیقت قابل مشاهده را در جهان به دست آورند.
o عصر روشنگری دوران آزاداندیشی است.
o البته این آزاداندیشی هنوز به معنای تحقق عملی آزادی و کسب حقوق شهروندی نیست، بلکه دوران پاشیدن بذر اندیشه و معرفت و دوران آمادگی برای رهایی خویشتن از طریق معرفت و شناخت است.

مکتب دادا Dadaism

o دادا، دادائیسم، داداگری یا مکتب دادا مکتبی است پوچ گرا و هیچ انگار که در سال‌های پس از جنگ جهانی یکم رواج داشت.
o در واقع، دادا واکنشی است انقلابی به پیامدهای ناگوار جنگ جهانی یکم و تاثیرات آن.
o دادائیسم جنبشی فرهنگی بود که به زمینه‌های هنرهای تجسّمی Visual arts ، موسیقی، ادبیّات (بیشتر شعر) تئاتر و طراحی گرافیک مربوط می‌شد.
o این جنبش در زمان جنگ جهانی اول در شهر زوریخ در کشور سوئیس پدید آمد.

هنرهای تجسمی Visual arts

o هنرهای تجسمی که به آن گاهی هنرهای بصری یا دیداری نیز گفته می‌شود، آن گروه از هنرهای مبتنی بر طرح است که مشخصاً حس بینایی را مخاطب قرار می‌دهند.
o هنرهایی چون نقاشی، خوشنویسی، مجسمه‌سازی، طراحی، عکاسی، گرافیک، طراحی صنعتی، معماری و طراحی داخلی و همچنین هنرهای مشتق از آن‌ها از این دسته‌اند.
o هنرهای تجسمی با هنرهای نمایشی، شنیداری و کلامی و دیگر انواع هنر متفاوت است، هر چند این تقسیم‌بندی چندان محکم نیست.
o در حال حاضر و در کاربرد کنونی، هنرهای تجسمی شامل هنرهای زیبا و هنرهای کاربردی است، هنرمند تجسمی به‌شخصی اطلاق می‌گردد که در زمینه هنرهای زیبا، هنرهای دستی و هنرهای کاربردی فعالیت می‌کند.