خرافه پرستی

انسان شناسی آسیب های روزمره

خرافه پرستی

Superstition

Superstition-2

 

o خرافات (جمع واژه عربی خرافه) به معنی اعتقاد غیرمنطقی و ثابت نشده به تأثیر امور ماورای طبیعت در امور طبیعی و به عبارت دیگر، هر نوع پندار عجیب برای مردم عوام است.
معمولاً خرافات ریشه در گرایش‌های درونی یا باطنی در زندگی بشر داشته‌اند و به مرور تبدیل به خرافه شده‌اند.

o آنچه مورد اتفاق فیلسوفان است این است که هیچ تعریف مشخص و همه پسندی دربارهٔ خرافه وجود ندارد و تعریفی که از خرافه به معنای امر موهوم در ذهن مردم است بسیار نا مشخص و گنگ به نظر می‌رسد.

Superstition is the belief in supernatural causality— that one event causes another without any natural process linking the two events— such as astrology and certain aspects linked to religion, like omens, witchcraft, and prophecies, that contradict natural science.

Superstition-8

o بحث خرافه پرستی و روی آوردن به خرافات مسأله ای است که نه فقط جامعۀ عوام یعنی مردم عادی بلکه گاهی افراد درس خوانده و تحصیل کرده هم به این مسألۀ موهوم و خیالی که اسلام به شدت با آن برخورد کرده، مبتلا هستند.

o خرافات تنها یک بیماری صرفاً مربوط به جامعه ایرانی و آسیایی، نیست؛ بلکه فال و فالگیری، اعتقاد به نحوست ها، و روابط نامعقول بین قضایا در غرب و اروپا هم فراوان است. آن قدر که در غرب بازار فالگیرها و رمال ها و طالع بین ها داغ است، شاید در بلاد اسلامی کمتر باشد.

Superstition-6

o ولتر کتابی به نام «روانشناسی خرافات» نوشته است. او در این کتاب درباره این که خرافات از کجا شروع شده و علت رسوخ خرافات در بین مردم سخن گفته است.  وی در اول کتابش می گوید:

خرافات یعنی کارهای غیر معقول و غیر منطقی، خرافات یعنی برخوردهای غیر علمی.
 خرافات آن است که انسان بین دو چیز ارتباط قائل باشد،
در حالی که هیچ ارتباطی بین آن دو نیست.

Superstition-14
o مثلاً گفته می شود عدد سیزده نحس است. ولی هیچ ارتباطی بین سیزده و نحوست نیست. یا گفته می شود که شکستن تخم مرغ بلا و چشم زخم را از بچه دور می کند ولی هیچ رابطه ای بین این دو نیست. o ولتر در این کتاب می نویسند: دوستی داشتم زمینی خرید و می خواست آن را بسازد.  روز اول کلنگ آورد تا زمین را بکند و شروع کند، بر حسب اتفاق دستۀ کلنگ شکست. از آن پس این مسأله در نظرش چرکین شد.
گفت: این زمین، زمین خوبی نیست. شاید دستۀ کلنگ ترک داشته که شکسته است ربطی به زمین ندارد. اتفاقاً خانه اش را ساخت و همان سال های اول و دوم پدر و مادرش، برادر و همسرش را از دست داد. خودش هم ورشکست شد. همواره می گفت: این کلنگ که شکست معنایش مرگ پدر، مادر، برادر، همسر، و ورشکستگی بود. سقوطش از اینجا شروع شد. در صورتی که تصادف به خاطر بی احتیاطی در جاده است. ورشکستگی به خاطر سوء تدبیر در مال است و ربطی به کلنگ ندارد، و اصولاً هیچ ربطی بین کلنگ و ورشکستگی نیست.

Superstition-5

o خطرناک ترین نوع خرافات و خرافه پرستی این است که در روضۀ و در مجالس دینی و مسایل اعتقادی و باورها بیاید، از خودش سلیقه ایجاد کند، خرافه ایجاد کند.

o عوامل و زمینه های خرافه گرایی در ایران زیاد است اما مهم ترین آنها فقر، جهل، سادگی، اعتماد و تقلید، سودآوری و فایده بخشی، و عافیت طلبی آگاهان است

o از نظر روانشناسان ، خرافات در مواقع حساس و لحظه های عدم اطمینان و اعتماد بر آینده بوجود می آیند . مثلاً در ارتباط با مسائلی چون تولد ومرگ و مرض و … تا از این طریق از اضطراب و تشویش رها شده تسكین خاطری یابند .  جادو و جنبل و … برای علاج بیماران وسیله ای است برای تسكین و احساس آرامش .

o اگر بپذیریم كه خرافات عامل كاهش دهنده اضطراب است ، بنابراین روشن می شود كه چرا طبقاتی از مردم كه مدام در معرض خطر قرار دارند از بقیه مردم خرافی ترند و نیز طبق تحقیقات انجام شده افراد فوق العاده متعصب خرافی ترند .

o طبقات اجتماعی هر چه پائین تر باشند ، شخص خرافی تر است . اما هر چه تحصیلات عالی تر باشد خرافات كمتر و هر چه هوش بیشتر باشد فرد كمتر خرافی می باشد

o خرافه‌پرستی، و طلسم و دعانویسی، یکی از شاخص‌های عقب‌ماندگی در کشورهاست.

Superstition-1

• در باورهای انسانی از باستانی ترین دوره ها، نظام های اعتقادی منسجم، ریشه دار و پیوسته به دستگاهی که جهان را توضیح می دهد با خرافه ها در تضاد بوده اند. از این رو، دین، به ویژه ادیان بزرگ ابراهیمی، اما حتی باور های اعتقادی بزرگ شرقی نظیر کنفوسیونیسم و هندوئیسم، عموماً در خود معنای «راه» Religio و Tao را دارند که مفهوم دیگر آن، «راه راست» و در اسلام «صراط مستقیم» نامیده شده است؛ اما معادل های آن را می توان در سایر ادیان نیز یافت.

Superstition-0

o بنابراین خرافه برای اهل دین نوعی «انحراف» عقیدتی از راه درستی به حساب می آمده که دستگاه دینی ارائه می داده است. و این دستگاه خود یک مجموعه کاملی بوده که شامل منشاء (آفرینش) انسان و جهان، مبدا (فرجام) و شیوه زندگی فکری و مادی این زمینی (شرع و فقه) می شده است.

o با وجود این، بحث از خرافه پرستی همواره ولی به خصوص از قرن چهاردهم میلادی و رنسانس به این سو و با بالا گرفتن عقل گرایی روشنگرانه، با تلاش مخالفان کلیسا و مسیحیت برای یکی کردن آن با باورهای دینی همراه بوده است.

Superstition-15

• اما دو نکته در این میان وجود دارد:

o از یک سو، باور های دینی بنابر شواهد تاریخی همواره در خطر گرایش یافتن انحرافی به سوی خرافه پرستی بوده و از سوی دیگر اشکال جدید باور های سیاسی و عقیدتی ِ حتی ضد دینی، خود عموماً با عناصر گسترده ای از خرافه پرستی همراه بوده اند.

o در مورد نخست، توجه بیشتر به شکل در برابر محتوا، در باورهای دینی خطر خرافه پرستی را افزایش می دهد، زیرا خرافات هر چند از جنس باور هستند، اما خود را در مجموعه ای از عناصر مادی و محسوس متمرکز می کنند که کاملاً قابل تعریف و روشن به نظر می رسند: رخداد هایی مثل شکستن آینه، گذر گربه سیاه، نمک ریختن روی دوش، دست زدن به چوب و پدیده هایی مثل عدد «۱۳» و… معانی خوش شگون و بدشگون هر کدام.

Superstition-3

o اما در مورد دوم، باورهای جدید حتی ضد دینی نظیر ایدئولوژی های سیاسی غیر دینی یا ضد دینی، گروه بزرگی از خرافات را در خود عمل می کنند:  از شخصیت پرستی ها گرفته تا باور به «سرنوشت محتوم» این یا آن نظام سیاسی یا اقتصادی، از پیش داوری های سطحی درباره انسان و مسائل اجتماعی گرفته تا اعتقادات خشک مغزانه نسبت به صحیح بودن نظریات خویش.

• در روابط روزمره، آسیب شناسی خرافات، نقش بسیار مهمی دارد، زیرا بسیاری از این خرافات با تبدیل شدن به خرده باورهای پیش پا افتاده، اصولاً شکل اصلی خود را از دست می دهند
و به صورت کنش ها و واکنش های خودکار و ناخود آگاه در می آیند.

Superstition-7

o اما خودکار بودن، مانع از آن نمی شود که فرد یا گروه های اجتماعی بر اساس این خرافه های روزمره عمل نکنند.  برای نمونه «ملی گرایی» یا «قوم گرایی» های افراطی در بسیاری موارد حامل و منشاء کنش ها و واکنش های روزمره ای هستند که فرد از آنها بی خبر است اما بر اساس آنها عمل می کند.

Superstition-13

o وقتی ما معتقد باشیم که که مثلاً به عنوان «ایرانی» از غیر ایرانیان برتر هستیم، طبعا خوانشی آسیب زا از اخبار و وقایع جهان و مسائل خود خواهیم داشت و یا با کسانی که جرمشان صرفاً تمایل به داشتن هویتی محلی، در کنار و نه ضد هویت ملی، خودشان است، به گونه ای تبعیض آمیز رفتار می کنیم.

Superstition-1

o برعکس وقتی «قوم پرستی» در ما درونی شده باشد، هر گونه رفتاری را دارای هدف و منظوری ضد خود می بینیم و با کوچکترین حرف و سخنی تصور می کنیم که طرف مقابل قصد توهین به هویت قومی یا محلی ما را دارد و بنابراین از خود واکنش نشان می دهیم.

• همین آسیب شناسی، در تمام حوزه های دیگر روزمرگی نیز وجود دارد. چرخه های خرافه در واقع می توانند به دلیل سازوکار سرایت در مقاطع کوتاه و بلند زمانی، جایگزین عقل و استدلال شوند:  هر بار ما با پدیده ای روبرو می شویم، به جای آنکه از عقل خود کمک بگیریم تا آن را در کنیم، باورهای خرافی به سراغمان می آیند زیرا خیلی سریع تر به ما پاسخی به ظاهر قانع کننده اما در واقع بسیار خطرناک می دهند، زیرا هر بار از یک خرافه استفاده می کنیم، باورهای اساسی خود را هم همراهش از میان می بریم.

Superstition-4

• یکی از انواع بسیار رایج در این فرایند، «شکل گرایی» یا «صوری گرایی» Formalism است. یعنی اولویت دادن و ارزش قائل شدن سیستماتیک برای شکل ها به نسبت محتواها.  مثلاً وقتی ما «تعارف» را جایگزین «ادب» می کنیم. تعارف در حقیقت شکل ِ مادی شده «ادب» است که باوری غیر مادی است. اما خرافاتی شدن تعارف، یعنی خالی شدن آن از محتوای ادب، و تبدیل شدن آن به یک شکل مناسکی توخالی که به شدت برای محتوای اصلی و اساسی اش یعنی ادب خطرناک است.
این یکی از آسیب های روزمره ای است که برای نمونه ما به صورت گسترده ای در جامعه کنونی با آن روبرو هستیم. افراد، تعارف بسیار زیاد می کنند اما روز به روز بی ادب تر می شوند.  این یعنی فرایند خرافی شدن ادب.

Superstition-9

• سرانجام اینکه تصور کنیم، خرافات و خرافی شدن، خاص یک حوزه یا یک گروه مشخص است و دیگران نسبت به آن مصونیت دارند: این بزرگترین اشتباهی است که می توان در زمینه شناخت اجتماعی مرتکب شد. این اشتباه جنبه تاریخی دارد و به تنش ها و جنگ های میان ادیان و میان گروه های بی دین و دینداران بر می گردد.

Superstition-10

o اما واقعیت آن است که همه افراد جامعه از کم فرهنگ ترین تا نخبگان و افراد بسیار تحصیلکرده در خطر خرافه پرستی قرار دارند. نمونه هایی از خرافه پرستی های مدرن و رایج میان قشر تحصیلکرده دانشگاهی ما، مدرک گرایی، نگاه کمی گرا به تولید علمی (مثلاً در تعداد مقالات علمی پژوهشی) و باور خرافی به عناوین پر طمطراق است.

Superstition-12

o در میان روشنفکران نیز، استناد دائم به شخصیت های «بزرگ» جهانی، به «دیگری برتر» که برای بسیاری از آنها در «غرب» تعریف می شود، نمونه ای دیگر از این خرافه پرستی های نخبگان است.

o فرایندهای پزشکی شدن جامعه و باورهای خرافی به قدرت پزشکان و پزشکی در مقابله با طبیعی ترین فرایندهای حیات، مثل مرگ و پیری که امروز شاهدش هستیم و می بینیم برخی از افراد و گروه ها ثروت های بزرگی را هزینه می کنند تا پیری و مرگ خود را چند سال و حتی چند ماه و با تحمل مشقات زیاد، به تاخیر بیاندازند، نیز نمونه های دیگری از خرافه پرستی های جدید است که اگر کمتر از خرافه پرستی های باستانی نباشند، کمتر نیستند، اما همواره با لایه هایی از عقلانیت در گفتمان و در شکل و ظاهر مدرن پوشیده و بزک شده اند.

Superstition-11