فضل فروشی

انسان شناسی آسیب های روزمره

فضل فروشی

pedantry-3

o خودنمایی به دانش و فضل .
o دانش خود را به دیگران اظهار کردن و به رخ کشیدن .

Pedantry
The ostentatious display of academic knowledge, or undue attention paid to minor details or formal rules

o فضل فروشی، حالتی است برخاسته از کبر و غرور، و محجوب بودن از انوار عالم ملکوت، که دارنده آن از طریق تشبه
به دانشمندان و اظهار فضل و کمال، غریزه خودخواهی خود را اشباع می کند.
o چه بسیار کسانی که، علم را برای درک حقایق نمی خواهند، بلکه مقصودشان کسب
ارزشهای مادی، چه مال و ثروت و چه جاه و مقام، می باشد.
o چه بسیار سخنورانی که هدفشان نشر حقایق و رساندن انسانها به کمال نیست،
بلکه هدفشان ارضاء شهوت سخنرانی و کسب وجاهت اجتماعی است
o نشانه اش همین است که مستمع کمترین تأثیری از سخنانش حاصل نمی کند.

• فضل فروشی، شاید یکی از رایج ترین آسیب های روزمره در میان نخبگان دانشگاهی و روشنفکران و یا کسانی که به هر صورتی
خود را به این گروه ها نزدیک می دانند یا ادعای تعلق به آنها را دارند، باشد.
o البته هر چند این آسیب را می توان در میان نخبگان کشورهای توسعه یافته و دارای سنت طولانی علمی مدرن هم مشاهده کرد،
اما میزان گسترش و تبعات منفی آن ( از جمله تقلب های علمی و تخریب نظام های پژوهشی) در کشورهای در حال توسعه
و جهان سوم به صورت غیر قابل مقایسه ای بیشتر است.

o معنای اساسی این آسیب را می توان در معادل های غیر فارسی آن، با شفافیت و گویایی بیشتری به دست آورد:

o در زبان های اروپایی واژه نه چندان رایج و اندکی از مد افتاده
a person who pretends to be knowledgeable and well informed= Sciolist
به معنای فردی است که اطلاعاتی جزئی و سطحی درباره موضوعات بی شماری دارد و دائماً در پی به رخ کشیدن این اطلاعات است
تا دیگران را مجذوب و گاه مرعوب خود کند.
o این واژه از ریشه متاخر لاتین Smatterer; one with a little knowledge= Sciolus می آید
که به معنای «من می دانم» است و دانستن در اینجا نیز شکل سطحی و غیر عمیق دارد،
همان اصطلاحی که در فارسی با زبانزد «اقیانوسی با عمق یک انگشت» شهرت دارد.

• بحث درباره فضل فروشی، که از لحاظ تاریخی در اروپا به قرن هجدهم می رسد،
به شکلی روشن با ظاهر شدن «دانش» جدید یا دستکم نطفه های آن از این زمان مرتبط است.

o در اروپای مسیحی قرون وسطایی یا حتی در ابتدای رنسانس، دانش تقریباً به طور کامل در انحصار
کلیسا بود و آنچه خارج از باورهای کلیسایی قرار می گرفت به هیچ عنوان تحمل نمی شد،
چه منشاء آن درون خود کلیسا بود که در این صورت با عنوان «بدعت» Heresy محکوم می شد
و چه بیرون از کلیسا قرار می گرفت که عموماً باعنوان «جادوگری» سرکوب می شد:

o بخش بزرگی از آنچه در تاریخ مسیحیت به «تفتیش عقاید» Inquisition اختصاص دارد،
مقابله خشونت آمیز و هر چه بی رحمانه ترین کلیسا با عقاید جدید و دانش خارج از چارچوب باورهای باستانی
و ایستای متولیان مذهب کاتولیک به شمار می آید.

o هم از این رو، از قرن هجدهم تمایل شدیدی در میان مخالفان روشنگر کلیسا وجود داشت که بر دانش انسانی تکیه زده
و تلاش کنند نشان دهند که انسان از همه چیز آگاه است و همین تمایل بود که رفته رفته از همین دوران فکر ایجاد
«دائره المعارف» یا دانشنامه Encyclopedia را ایجاد کرد و اصحاب دائره المعارف نظیر دیدرو، روسو ، دالامبر و … را به پیشگامان
انقلاب فرانسه بدل ساخت و پس از به قدرت رسیدن دولت های ملی اولین اقدام آنها، بیرون کشیدن دستگاه آموزش عالی از اختیار
کلیسا و عمومی کردن آموزش پیش از دانشگاه برای باسواد کردن مردم بود.

o بنابراین شاید بتوان رویکرد و تمایل دائره المعارفی و اصولا مدرنیته و دموکراتیزه شدن دانش را به گونه ای متناقض،
در ریشه تمایل های فضل فروشانه قرار داد:
اینکه کسانی از حوزه هایی که کلیسا به رسمیت نمی شناخت، خود را نسبت به همه چیز آگاه بدانند.

pedantry-2

• اما این ریشه های قدیمی بعدها به شدت تغییر کرد:
o در طول قرن بیستم و در دوران طولانی از فرایند موسوم به علم گرایی Scientism ما شاهد آن بودیم که «تخصص» Specialty
بدل به واژه ای جادویی شد، به صورتی که هر گونه دخالت یک فرد را در حوزه تخصصی فرد دیگر نوعی «تخطی» Transgression
و زیر پا گذاشتن مرزهای علمی قلمداد می کردند.
o این امر البته امروز با ظاهر شدن علوم بین رشته ای کاملاً تغییر کرده است و اصل امروز بر همکاری میان متخصصان
و افراد دارای تجربه عملی از حوزه های مختلف بر روی یک موضوع واحد است، به صورتی که هر کسی تخصص های
دیگر را هم در نظر بگیرد و خود را صاحب نظر مطلق نداند و هر چه بیشتر دانش را امری نسبی به شمار بیاورد و نه مطلق.

o با وجود این، در جهان سوم، و مدرنیته ای که از بیرون برای آن در فرایند استعماری ساخته شد،
دانش و امتیازات ناشی از آن به سرعت بدل به ابزاری شد برای برخورداری از امتیازات اجتماعی و نزدیک شدن
به قدرت و به دست آوردن هر چه بیشتر ثروت.
o هم از این رو، در سطح روزمرگی، هر کسی تلاش می کرد خود را «باسوادتر»، «با فرهنگ تر» و … نشان دهد.

• پس از ورود ایران به مدرنیته ناقص و آسیب زایش که از ابتدای قرن بیستم آغاز و تا امروز ادامه یافته است،
گروهی از رفتارهای فضل فروشانه به اشکالی که گاه بسیار مضحک و در محیط های بین المللی اغلب مذموم شمرده می شوند،
بسیار رایح شد.

o از جمله این رفتارها که همه شاهد آن بوده ایم، اظهار فضل کردن ها است که خود صورت های بی شماری دارند.
o نخستین شکلی که بسیار از ابتدا تا امروز رایج بوده و هست، نشان دادن رابطه و تبعیت و خبر و قرار داشتن در فرهنگ
«فرنگی» و «غربی» است.
o بسیاری از روشنفکران و دانشگاهیان ما، که یا اصولاً تحصیلات خارج از کشور نداشته اند و یا این تحصیلات به دوره ای سه یا
چهار ساله محدود می شده و به هیچ وجه به زبان ها و اصول آن فرهنگ ها، اشراف ندارند، با اصرار در سخنرانی های خود
از واژه های بیگانه، حتی در مورد کلمات روزمره، استفاده می کنند.

o استناد کردن با ربط و بی ربط به متفکران غربی و اشکال مختلف فخرفروشی Snob و تازه به دوران رسیدگی روشنفکری،
با مطرح کردن «درس گفتارها» و «دوره ها» یی که از «پیشرفته ترین» مباحث مطرح در غرب سخن به میان می آید
و افراد خود را نه در مقام شارحانی بی ادعا، بلکه در جایگاه مدعیان نظریه پردازی در زمینه هایی مثل فلسفه و تاریخ و
جامعه شناسی و … غرب قرار می دهند، آن هم در محیطی که اکثریت قریب به اتفاق افراد هنوز حتی زبان مادری خود
را نیز خود نمی دانند، چه برسد به یک زبان خارجی و بنابراین خود را به نوعی همچون شاهان قاجار «مرکز عالم» می پندارند،
انواع دیگری از این فضل فروشی ها است.

Annual Pedants Conference.

• اما مساله زمانی به صورت یک فرایند به شدت آسیب زا در می آید که با موقعیت های سنتی منفی ما ترکیب می شود:
o در این زمینه ترکیب سنت هایی چون «استاد و شاگردی» و «مرید و مرادی» با فضل فروشی های دانشگاهی – روشنفکرانه،
موقعیت هایی را به وجود می آورند که به ویژه به جوانان ضربه زده و آینده فکری و شخصیت اجتماعی آنها را تخریب می کند.

o در عین حال که این گونه فضل فروشی ها، به روش ها و گفتمان هایی که باید به طور متعارف نیز در خود استنادهایی به این و آن
مثلاً نظریه پرداز غربی بکنند، نیز ضربه می زنند.

o به عبارت دیگر، امروز هر بار کسی ناچار باشد برای موضوعی به این و آن نظریه پرداز غربی استناد کند، و یا مسائل بین رشته ای را مطرح کند،
همواره باید خود را در تهدید محکوم شدن و قرار داده شدن در مظان همین اتهام «فضل فروشی» و «سطحی بودن» ببیند.

o متاسفانه ما همیشه از روندهای آسیب زا و تکراری ضربه می خوریم که در فرایند آنها،
ابتدا خود یک آسیب را به وجود می آوریم و سپس روندی که می تواند کاملاً عقلانی باشد
را به روندی آسیب زا تبدیل می کنیم و در نهایت خشک و تر را با هم می سوزانیم.