نوکرصفتی

انسان شناسی آسیب های روزمره

نوکرصفتی

روباه صفتی، بوقلمون صفتی، شیطان صفتی، دست‌بوسی

Subservience , Voluntary Servitude

compliant, obedient, submissive, or having the qualities of a servant.
Something that’s subservient has been made useful,
or put into the service of, something else.

Subservience-1
• اتین دو لا بوئسی Étienne de La Boétie نویسنده فرانسوی در قرن 16 بود. کتاب معروف او «گفتار در باب بردگی خودخواسته» 1574 Discourse on Voluntary Servitude به همان میزان در تاریخ اندیشه سیاسی و تحلیل مقاومت در برابر قدرت استبدادی در زندگی روزمره اهمیت دارد که کتاب «شهریار» ( The Prince (1532 ماکیاولی Niccolò Machiavelli در ارائه تحلیل قدرت از دید حاکمان برای تداوم بخشیدن به حکومت هایشان.

Politics of Obedience_Boetie

o The essay argues that any tyrant remains in power until his subjects grant him that, therefore delegitimizing every form of power. The original freedom of men would be indeed abandoned by society which, once corrupted by the habit, would have preferred the servitude of the courtier to the freedom of the free man, who refuses to be submissive and to obey.

o The great mystery of politics is obedience to rulers. Why in the world do people agree to be looted and otherwise oppressed by government overlords?
It is not just fear, Boetie explains in “The Discourse on Voluntary Servitude, ” for our consent is required. And that consent can be non-violently withdrawn.

etienne_de_la_boetie_1
o هم از این رو نظریات و افکار لابوئسی را می توان در همان خطی قرار داد که بعدها از آن، از یک سو «مکتب فرانکفورت» Frankfurt School و به خصوص نظریه فرهنگی آن بیرون آمد و از سوی دیگر نظریه های آنارشیستی قدرت سیاسی از انسان شناسانی چون پیرکلاستر  Pierre Clastres گرفته تا دیوید گربر David Graeber و حتی نظریه پردازان ضد قدرتی نظیر پیر روزنوالون Pierre Rosanvallon استاد کلژ دو فرانس Collège de France.

o پرسش ساده در آن بود که موقعیت بردگی، اطاعت، بندگی و فرمانبرداری کورکورانه و حتی به زیان خویش، از یک اراده بیرونی به شکلی ضروری و بنابر ذات انسان ایجاد شده است؟ و یا یک موقعیت ثانویه است که در طول حیات انسان پدید آمده و حاصل سر گذاشتن های پی در پی افراد به قدرت بوده؟  به شکلی که «اطاعت» obedience و نوکر صفتی برای آنها به یک موقعیت روانی روزمره تبدیل شده!

• تجربه قرن بیستم و تمامیت‌خواهی های آن Totalitarianism نشان داد که درباره نظریات فرهنگی لابوئسی باید تامل بیشتری کرد، یعنی اینکه هر چند فرهنگ حاکم در خدمت تشدید و جا انداختن بردگی است، اما اینکه بردگی و پذیرش استبداد و زورگویی، نتیجه عدم مقاومت در زندگی روزمره در برابر استبدادی است که از بالا بر فرد و در موقعیت های مختلف وارد می شود، نباید شک کرد.

o تجربه توتالیتاریسم کمونیستی روسیه که عمری هفتاد ساله داشت و توتالیتاریسم فاشیستی که کمتر از بیست سال عمر کرد، هر دو نشان می دادند که مردم اگر عادت کنند که دائماً بی آنکه از خود درباره کارهای روزمره ای که در حال انجامش هستند پرسشی بکنند و قدرت قضاوت خود را از خلال «اخلاق» در کنش و منش و رفتارهای خود به فراموشی بسپارند، دچار نوکرصفتی می شوند و این سبب می شد آنچه را انجام می دهند، صرفا «دستوراتی» به حساب بیاورند که «بهر حال باید انجام شوند».

o این روند نیز بزودی به یک طبیعت ثانویه برای آنها تبدیل خواهد شد.  به عبارت دیگر اینکه یک نظام استبدادی بتواند در مقیاس های بزرگ و در مدتی بسیار طولانی، آدم ها را وادار به اطاعت در بدترین شرایط از خود کند، تا حد بسیار زیادی وابسته به نوکرصفتی مردم و اطاعت آنها از دستورات روزمره ای دارد که در واحدهای خرد به آنها داده می شود.

Subservience-3

• ایوان پاولوف Ivan Pavlov (پزشک و فیزیولوژیست روس، برنده جایزه نوبل ۱۹۰۴) واضع نظریه واکنش شرطی Classical Conditioning بود. بر اساس این نظریه، تکرار شرایطی خاص می تواند موجودات را به نشان دادن واکنش های یکسان و تکراری بکشاند. اگر این نظریه را که هر چند تحول یافته اما رد نشده است، به موقعیت های روزمره پیوند دهیم، در یک نظام اجتماعی که زورگویی در خرده رفتارهای جامعه به صورت دائم تکرار می شود، نوکرصفتی می تواند درونی شده و سبب پذیرش و خودکار شدن گروهی از کنش ها و واکنش ها در افراد شود.

o در رفتارهای روزمره ما این رفتارها را عموماً در جامعه خودمان در قالب استبداد درونی شده در افراد در همه رده ها موقعیت ها می بینیم، به صورتی که بسیار می شنویم که حتی مردم عادی بزبان خود از وجود یک دیکتاتور در هر یک از آدم های اطرافشان و حتی در خود، اعتراف می کنند.

o در این موقعیت، هر کسی نسبت به افراد پایین دست خود بدل به یک فرد زورگو می شود و نسبت به افراد بالا دست خود، به یک فرد نوکرصفت و بی زبان و خاموش و حتی چاپلوس.

o اخلاق بدون شک در این میان، بیشترین ضربه را خورده و سقوط اجتماعی در فرایندهای رفتاری و ارزشی بی شک از راه می رسد. اما آنچه از این هم حادتر است آنکه این موقعیت های سقوط به مثابه موقعیت های «عادی» تلقی می شود.

• از میان رفتن واکنش درباره زورگفتن و زور شنیدن از «دیگری» یک آسیب جدی است که در چرخه های بسیار خطرناک در جامعه رشد می کند و عملاً به وجود آمدن چرخه های مثبت دموکراتیک را با مشکلات بی شمار روبرو می کند.

o در نهایت این موقعیت اگر در زمانی طولانی ادامه یابد چنان درونی می شود که واکنش های شرطی شده، بدل به رفتارهایی هنجارمند شده که خود از بروز مقاومت نسبت به زورگویی و نوکرصفتی مقاومت می کنند.

flattery0

o موقعیت جامعه ای همچون شوروی پیشین، نزدیک به سی سال پس از سقوط اتحادیه جماهیر شوروی این را به خوبی نشان می دهد که افراد به شدت آمادگی دارند فرایند های دیکتاتور منشانه را بپذیرند و به عوام‌گرایی یا پوپولیسم های Populism مستبدانه مشروعیتی مردمی بدهند.

o عَوام‌گرایی یا پوپولیسم آموزه و روشی سیاسی است در طرفداری کردن یا طرفداری نشان دادن از حقوق و علایق مردم عامه در برابر گروه نخبه. پوپولیسم دارای چند ویژگی کلی به شرح زیر است:

۱. جلب پشتیبانی مردم با توسل به وعده‌های کلی و مبهم، و معمولاً تحت کنترل و شعارهای ضد امپریالیستی.
۲. پیشبرد اهداف سیاسی، مستقل از نهادها و احزاب موجود، با فراخوانی تودهٔ مردم به اعمال فشار مستقیم بر حکومت.
۳. بزرگداشت و تقدیس مردم یا خلق، با اعتقاد به اینکه هدف‌های سیاسی باید به اراده و نیروی مردم و جدا از احزاب یا سازمان‌های سیاسی پیش برود.

o البته آیین و سنت سیاسی پوپولیستی، در هر کشوری شکل ویژه‌ای دارد.
o در نهضت‌های پوپولیستی، معمولاً ائتلافی آشکار یا ضمنی، میان طبقات مختلف با منافع متفاوت و گاه متعارض برقرار می‌شود.
o تداخل قشرهای گوناگون در این نهضت‌ها، به طور عمده ناشی از عدم تشکل طبقاتی و عدم وجود مرزبندی روشن طبقاتی است.
o پوپولیسم دارای مشخصات عوام فریبی، تقدیس شخص، تعصب، تکیه بر توده‌های محروم، نداشتن ایدئولوژی مشخص، اصلاح طلبی، بورژوایی بودن و عناصری از ضدیت با امپریالیسم و ملی‌گرایی است.
o توسعه خواهی و پر و بال دادن به نیروهای وابسته به بازار داخلی و گاه آزادی‌های سندیکایی و دموکراتیک از خصلت‌های عمده دوران پوپولیسم است.

Subservience-2
• زندگی روزمره، متشکل از هزاران رابطه و مبادله انسانی میان افرادی بسیار متفاوت است .  این رفتارها را می توان در بخش غالب آنها خرده رفتار Micro behavior نامید، و اگر فرض را بر آن بگیریم که روندی در تغییر خرده رفتارها ایجاد شود، فرایند شرطی شدن احتمالاً خواهد توانست به صورت معکوس شرایط به حرکت در آمدن و به وقوع پیوستن رفتار دموکراتیک و مدنی را ایجاد کند.

o رفتارهایی همچون گفتگو با یکدیگر، حمل و نقل عمومی، خرید و فروش، استفاده از خدمات شهری، تامل میان کارمندان و کارکنان یک موسسه، همگی موقعیت هایی هستند که می توانند در قالب رویکردهای زورگویانه انجام بگیرند و یا با این رویکردها به صورت عامدانه و عالمانه فاصله بگیرند.

در مورد اول، جامعه هر چه بیشتر با تحقق دموکراتیک فاصله گرفته و  درمورد دوم، شانس های خود را برای چنین تحققی و به خصوص پایدار شدن آن افرایش خواهد داد.

• در نهایت اگر به این مساله ساده فکر کنیم که نوکر صفتی، بر خلاف نظریه ماکیاولی «ترسیدن یا دوست داشتن» حاکمان، نه در سطح کلان یعنی در راس جامعه تولید شده و رشد می کند، بلکه در تعامل های روزمرگی ریشه و سرچشمه بازتولید خود را می یابد، می توانیم متوجه شویم که چطور باید با این آسیب مبارزه کنیم و چطور نمی توان با آن مبارزه کرد.

o از این لحاظ بار دیگر به نظریه بوئسی می رسیم که پذیرش یا نپذیرفتن استبداد، زورگفتن و زور شنیدن، دست کم همان قدر به منشا زور وابسته است که به مقصد آن.

o شورش پیش از آنکه امری بیرونی باشد، امری درونی است، به عبارت دیگر استبداد به مثابه یک دشمن اخلاقی با نظام های فردی و اجتماعی، پیش از آنکه در بیرون ما قرار داشته باشد، در درون ما جای گرفته و عمل می کند.