فريب

فريب دادن و فریب کاری، اغفال

Deception

masks

فریب به معنى عشوه و مکر و غافل شدن یا غافل کردن به خدعه، به ایجاد اعتقاد غلط یا حقیقت نیمه کامل یا تلاش برای ایجاد اعتماد به چیزی که حقیقت نیست گفته می‌شود.

فریب مدیریت به عمد پیام های کلامی و یا غیر شفاهی است به طوری که به باورگیرنده پیام خواهد رسید ولیکن فرستنده پیام از نادرستی آن مطلع است.

نیت نقش حیاتی در مبحث فریب دارد و نقطه تمایز بین فریب و اشتباه صادقانه است.

انواع فريب :

1. دروغ گویی
2. مبهم سازی
3. پنهان کاری
4. مبالغه
5. کتمان حقیقت.

دگرفریبی یعنی اینکه کسی بخواهد برای رسیدن به منافع و یا تمایلات و یا خواسته های خود که شخص دیگری آنها را دارد از ابزار و از راه نیرنگ و یا کلک به آنها دست یابد .

فریبکار نیاز به ابزار و شگردهای خاص خود را دارد :

1. دروغ گفتن:- مهمترین ابزار برای فریبکار است بخصوص فریبکار همیشه ابراز نیت خوب میکند، مثل : من خیر شما را میخواهم .

2. هزینه کردن – همانطور که یک صیاد برای گرفتن صیدش دانه میپاچد، فریبکار هم برای اینکه بتواند به امیال و خواسته های خود برسد گاها هزینه های پرداخت می کند .

3. فریبکار استاد استدلال آوردن است .

4. فریبکارنقطه ضعف انسانها و درواقع پاشنه آشیل انسانها که همان حرص و آز میباشد را میشناسد و آنرا تحریک میکند.

5. فریبکار بخاطر اهدافش مجبور است علم و دانش و آگاهیش به روز باشد .

 فریبکار برای موفق شدنش به شرایط های مساعدی نیازمند است مثل :

 جهل و نادانی – هر چقدر شخص نادان باشد برای فریبکار ایده آلتر است .

 باورهای غلط – یعنی اینکه شخص معتقد باشد این کار و تلاش و صداقت نیست که انسان را موفق میکند. بلکه فقط شانس است و یا اینکه ره صد سال را یک شبه رفتن و بسیاری از این باورهای غلط دیگر .

 نداشتن سلامت عقل – یعنی ممکن است شخص دانش و آگاهی هم داشته باشد، اما در اثر نداشتن فاکتور روشن بینی، قوه تمایز و یا تجزیه و تحلیل نداشته باشد .

خودمحوری – یعنی کسی که فکر کند خودش به تنهایی همه چیز را میداند . کسی که خود را محور اصلی میداند و بقیه بدور آن میچرخند. و لذا در باره هیچ مسئله ای با دیگران مشورت نمیکند .