حقارت

احساس حقارت

هیچ کس دوست ندارد با او مانند یک فرد بی‌ارزش رفتار شود. به شما توهین کرده و وجودتان را لگدمال کرده‌اند، غرورتان جریحه‌دار شده و شما را به نحوی ناتوان و کم‌اهمیت جلوه داده‌اند و اکنون چنان صدمه دیده‌اید که آرامش‌تان از بین رفته است.

این منصفانه نیست و هرگز دوست ندارید شما را احمق فرض کنند. رفتارهای حقارت آمیز بشدت دردناک و عذاب آور است و هیچ کس شایسته چنین برخوردهایی نیست. به خاطر بسپارید در پایان روز با دیدن هر نوع رفتار و اظهارنظری درخصوص شما، تنها عقیده ای که اهمیت دارد فقط و فقط عقیده خودتان است.

احساس حقارت

کسی که تحقیر می شود نسبت به خود احساس بسیار بدی پیدا می کند. به او بی احترامی شده و قدر و منزلت او را مورد تردید قرار داده اند. گاهی چنان احساس حماقت و شرمندگی می کند و غرورش را از دست می دهد که ممکن است رفتاری حقارت بار در پیش بگیرد. در واقع با بی انصافی تمام و به زور، او را در موقعیتی بی ارزش قرار داده اند. او خود را نزد دیگران کم اهمیت می داند و همیشه دست پایین می گیرد. البته برخی افراد به سبب تواضع و فروتنی جلوی دیگران سر به زیر هستند، اما احساس حقارت کردن مقوله ای دیگر است.

در واقع تواضع، نوعی قدرت است. فرد فروتن بدون این که خود را کوچک و کم اهمیت بداند محدودیت هایش را می پذیرد و هرگز احساس بی ارزشی نمی کند. تواضع موجب می شود شخص مجبور نباشد مدام خود را توجیه کند و به خود اجازه می دهد از خطاهایش درس بگیرد و هرگز گرفتار خودخواهی نمی شود.

اما تحقیر رخدادی است که در آن فرد در رابطه ای با قدرتی نابرابر و در موقعیتی پایین تر قرار دارد و مدام به ناروا به او توهین می شود.

احساس حقارت، اغلب دردناک است و تا مدتی طولانی در خاطره ها باقی می ماند.

فرد تحقیر شده دچار خشم و غضب و انتقامجویی می شود.

ممکن است دست به اقداماتی مجرمانه بزند تا ثابت کند به اندازه کافی قوی است

و اگر هم توانایی ابراز وجود نداشته باشد و به دنبال انتقامجویی هم نباشد

و درعین حال نتواند احساس بد نسبت به خود را کنترل کند،

دچار اضطراب و عذاب ناشی از آن می شود که زندگی را به کامش بسیار تلخ می کند.