اوتانازی: بلی یا خیر؟

اوتانازی: بلی یا خیر؟

o       در زبان فارسی به اوتانازی یا یوتانازی می توان «مرگ خوب» «خوش‌میری»، «هومرگ»، «مرگ آسان»، «به مرگی»،

 «مرگ تسهیل‌شده»، «مرگ با رافت»، «مرگ در آرامش» و «قتل ترحمی» گفت.

o       از میان کشورهای اروپایی در چهار کشور هلند، سوییس، بلژیک و لوکزامبورگ در صورت درخواست بیمار لاعلاج،

تزریق داروی مرگ‌آور به وی مجاز است.

o       یک از بحث برانگیز ترین موارد مشکوک به اوتانازی مرگ پاپ ژان پل دوم است.

فرد کاتولیکی که با تمام قدرت مخالف اوتانازی بود! این ادعا با توجه به نبود لوله تغذیه بینی و معده تا سه روز مانده به مرگ وی مطرح شده است.

و آخرین کلمات مشهور وی «بگذارید بروم به خانه پدر» بود.

در سمت دیگر، گفته می شود که این ادعا درحد حدس و گمان است چرا که دکتر مزبور به مدارک پزشکی پاپ دسترسی نداشته

و ادعاهای او براساس بعضی تصاویر ویدیویی بوده که به هیچ وجه نمی‌تواند برای اظهارنظر کافی باشد. آن ها جمله آخر پاپ را یک دعای عرفانی می دانند.

o       مخالفان از نظر فلسفی، مذهبی و اخلاقی اوتانازی را یک نوع قتل می دانند.

در حالی که بسیاری در خواست یک شخص برای مردن را در تضاد با اخلاق نمی دانند، از نظر آن ها، وظیفه جامعه است که تصمیم بگیرد

که آیا این خدمت را به فرد می کند یا خیر.

البته در صورت پذیرش اوتانازی در یک جامعه دموکرات که مخالف اعدام است و هیچ کس در هیچ شرایطی حق کشتن کسی را ندارد،

ارزش «حق زندگی» پایمال می شود.

o       بعضی بر این عقیده هستند که وظیفه انسان ها حفظ زندگی است.

o       سیمون بلک‌برن Simon Blackburn  -فیلسوف انگلیسی متولد ۱۹۴۴- :

استدلال به احترام به کرامت زندگی بشر برای ممنوعیت اوتانازی معنایی ندارد،

چرا که این ممنوعیت احترام به زندگی نیست، بلکه احترام به فعل مرگ و مردن است و تقدیس روند غیرقابل تحمل،

پردرد و بدون کرامت، بیمار در آستانه مرگ است.

o       اوتانازی از دیدگاه موافقان آن، امکان تصمیم گیری بیمار است تا برای پایان دادن به وضعیت رقت‌بارشان به شیوه ای بشردوستانه،

محترمانه و شرافتمندانه تصمیم بگیرد.

آن ها می گویند بیمار مالک زندگی و جسم اش است و به درد و رنج روزمره بیماران اشاره می کنند

که در شرایط بیماری های دردناک و ناامیدکننده برای بیمار آرزویی غیر از مرگ نمی گذارد.

با پیشرفت روز افزون علم پذشکی روز های دردناک آخر عمر بیمار طولانی تر و کند تر سپری می شود

مگر اقدامات درمانی جهت نگه داشتن بیمار در این شرایط متوقف شود.

o       موافقان اوتانازی می گویند که هیچ یک از مخالفان اوتانازی دچار بیماری لاعلاج نیستند،

شاهد مرگ تدریجی و دردناک خودشان نبوده اند، چیزی از درد و رنج روزمره بیماران نمی فهمند

و تنها کنار گود نشسته اند و می گویند بیمار درد را تحمل کن.

o       در پاسخ ادعای این که با مُسکّن می توان درد بیمار را کاهش داد، بیماری های گوناگونی مثال زده شده است

که مسکن نمی تواند هیچ کمکی به بیمار کند.

مانند بیماری سلول های مغز و اعصاب (مانند اسکلروزیس آمیوتروفیک جانبی، پارکینسون، آلزایمر، هانتینگتون)

و بیماری های مربوط به دستگاه تنفسی و احساس خفگی،

بیماری هایی که در اثر آن تغییرات و به هم ریختگی غیر قابل کنترل در شکل بیمار رخ می دهد

مانند از دست دادن استقلال فردی برای همیشه (مانند قطع نخاع) ، را نمی توان با دارو و مسکن حل کرد.

o       یکی از ایرادات گرفته شده انتخاب اوتانازی توسط بیمار است که آیا این انتخاب یک انتخاب آزادانه و فکر شده است یا انتخابی است

تحت تاثیر شرایط شخصی، درد، تنهایی یا افسردگی است.

راه حل اولیه موافقان اوتانازی این است که هر فرد پیشاپیش خواسته خود را مبنی بر نحوه پایان زندگی اش برای زمانی که دچار بیماری

لاعلاج شود را انتخاب کند (مانند درخواست اهدا عضو، اوتانازی و…)

o       به عقیده مذهبیون بیماری ها و سختی های آن، جهت بخشش گناهان و افزایش درجات اخروی است

که باید به طور طبیعی طی شود.

o       همچنین در نتیجه ترس بیمار از توقف احتمالی روند درمان و یا جدا کردن بیمار از دستگاه های مربوط به ارگان های حیاتی اش،

اعتماد وی به پزشک و بیمارستان از بین می رود.

این احتمال مطرح است که با رواج اوتانازی و از بین رفتن انگیزه درمان بیماری های لاعلاج، جلوی پیشرفت علم پزشکی گرفته می شود.

در سمت دیگر، پیتر سینگر Peter Singer – فیلسوف استرالیایی متولد ۱۹۴۶- با توجه به اثر منفعت جامعه بر منفعت تک تک افراد جامعه

و اولویت نتیجه بر عمل، بر این عقیده است که اگر دارو، زمان و هزینه مصرف شده برای زنده نگاه داشتن یک فرد در حالت گیاهی را

صرف نجات بیمارانی کنیم که در جامعه فعال خواهند بود، اخلاقی و منطقی است که اولویت را به آنانی دهیم که شانسی برای برگشت دارند.

o       باور بخشی از جامعه اروپایی بر این است که اوتانازی در هر صورت انجام می شود، در نتیجه بهتر است که در چارچوب قانون به شکل کنترل شده صورت بگیرد.

اما زمانی که اوتانازی تحت شرایطی آزاد شود این احتمال دور از ذهن نیست به مرور تحت فشار و لابی موافقان،

با عمومی تر شدن شرایط اوتانازی، کنترل بر آن ناممکن شود.

o       با توجه به توریسم اوتانازی، ممنوع کردن آن در مرزهای ملی به ایجاد شرایط نابرابر برای بیماران می انجامد.

در حالی که افراد طبقات اجتماعی مرفه امکان سفر به کشورهایی را دارند که در آن می توانند به مرگی در آرامش دست یابند؛

اما این حق انتخاب، برای طبقات پایین جامعه وجود نخواهد داشت.

در نتیجه افرادی که وضعیت مالی مناسبی ندارند مجبور خواهند شد با قطع دارو و غذا از گرسنگی و بی آبی بمیرند

و یا به شکل های غیرقابل کنترل خودکشی کنند.

o       در نهایت وظیفه هر جامعه است که تصمیم بگیرد که آیا این خدمت را به بیمار می کند یا خیر.

o       حق مردن یا حق مرگ به مجوز اخلاقی یا اجتماعی هر فرد برای انجام عمل اوتانازی یا خودکشی گفته می شود.

داشتن چنین حقی مستلزم آن است که فردی که به یک بیماری لاعلاج مبتلاست مجاز باشد یا از طریق اوتانازی

و خودکشی کمکی به زندگی خود پایان دهد و یا بگذارد بیماری این کار را برایش انجام دهد.

o       این که چه کسی یا چه کسانی حق گرفتن چنین تصمیمی را داشته باشند همواره مورد بحث بوده است.

بحث کنونی درباره گسترش این حق به افراد نابالغ یک مناقشه قدیمی را زنده کرده است که می پرسد حرفه پزشکی

در مواقعی که درد و رنج بیش از حد افزایش پیدا می کند، چه کاری انجام می دهد.

o       بلژیک در ۲۰۰۲، قانون قتل از روی ترحم را برای افراد بالای ۱۸ سال مبتلا به بیماری‌های لاعلاج، تصویب کرده بود.

در دسامبر ۲۰۱۳ مجلس سنای بلژیک قانون “قتل از روی ترحم” برای کودکان با بیماری‌های لاعلاج را تایید کرد.

بلژیک نخستین کشوری است که اقدام به برداشتن محدودیت سنی برای کمک به مرگ بیماران لاعلاج کرده است.

o       اما لایحه دارای چند شرط است:

i          بیماران باید آگاهانه در این مورد تصمیم بگیرند و معنی قتل از روی ترحم را درک کنند

ii        تقاضای آن ها باید مورد تایید والدین و گروه پزشکی قرار گیرد

iii      بیماری باید لاعلاج باشد و هیچ درمانی برای کاهش درد و ناراحتی بیماری وجود نداشته باشد

منبع :بهبود آگاهی