چندش

چِندِش

Grisly – Disgust

o       چِندش، یک حالت بیزاری است که از دیدن چیز ناپسند به انسان دست می دهد. مترادف چِندش، گزگزه، لرزش، نفرت، اشمئزاز، انزجار، تنفر است.

o       پدیده چِندش ارزش تکاملی دارد… بعضی چیزها واقعاً معلوم نیست چرا چِندش آور است. مثلاً چرا یک تکه سُس کنار لب یک نفر چِندش آور است؟

o       پل اکمن معتقد است تمام افراد بشر شش نوع هیجان را نشان می دهند و هرکدام از اینها یک نمایی از چهره دارند:

خشم Anger ، چِندش Disgust، ترس Feer، شادی Happiness، غمگینی Sadness ، غافلگیر و سورپرایز شدن Surprise

o       خشم و ترس و شادی در بدو تولد وجود دارد و به نظر می آید. احساس چِندش تا سه سالگی در کودک وجود ندارد و بعداً بوجود می آید .

o       شواهدی است که می گوید چِندش به تدریج در طی تمدن بشر در حال افزایش است، زیرا بشر در حال تمیزتر شدن است.

o       فروید می گوید حس چِندش یکی از ابزارهای شکل گیری تمدن بوده و معتقد بود، اگر سرکوب و مهار و شرم و گناه و چِندش وجود نداشت تمدن شکل نمی گرفت.

o       مفاهیم چندشی سال ۱۵۳۰ هیچکدام اکنون چندش آور نیست. ولی یک چیزایی هست که قبلاً چِندش آور نبوده، ولی الان چِندش آور شده. لذا به تدریج دارد مفاهیم چندشی افزایش پیدا می کند.

جنبه پارادوکسیکال چِندش

o       سنت اگوستین قدیس می گوید ما بین ادرار و مدفوع به دنیا می آییم. فروید می گوید مکان سکس فاصله اش با مکان مدفوع و ادرار کم است و به نظر می آید آن چیزایی که خیلی چِندش آور است نزدیک چیزهایی هست که خیلی جالب و جذاب است.

o       آن چیزی که خیلی از آن انزجار داری، با چیزی که خیلی برایت جالب است، دو روی یک سکه هستند.

چِندش جنسی

o       مساله چِندش نمودهای خیلی برجسته جنسی هم دارد. برخی رفتارهای جنسی کاملاً چِندش برانگیز است. مثلاً در اکثر انسان ها مشاهده ارتباط جنسی در محارم حالت خوشایندی ندارد و چِندش آور است.

o       وقتی کودکی سال های اولیه کودکی اش را با کسی گذرانده باشد، در بزرگسالی نه تنها به او حس جنسی ندارد، بلکه برایش چِندش آور نیز هست.

o       در میمون های عالی هم این پدیده دیده می شود. در شانپانزه ها ، ماده ها و در بابونها و برخی دیگر، نرها وقتی به سن بلوغ میرسند، از قبیله خود مهاجرت می کنند. البته شانپانزه های نابالغ این پدیده را ندارند ، ولی وقتی بالغ می شوند یعنی به سن ۵ سالگی می رسند این پدیده برایشان چِندش آور می شود.

o       اساس اجتناب از ارتباط جنسی با محارم ریشه در مساله چِندش دارد.

ارتباط چِندش با اخلاق

o       مبنای شکل گیری اخلاق، نوعی حس چِندش است. مساله گناه و کار خلاف با نجاست و کثیف بودن عجین شده است.

o       هر موقع شما حس اخلاقی دارید، یعنی مکانیسم های چِندش در شما فعال می شود.

o       القای حس چِندش بر روی قضاوت های اخلاقی اشخاص تاثیر می گذارد. اگر شما شاهد صحنه چِندش باشید، حسِ چِندش در شما القا می شود. القای چِندش باعث می شود مردم اخلاقی تر عمل کنند.

o       هرچقدر چِندش را بیشتر القا کنید، قضاوتهای اخلاقی مردم سخت تر می شود.

o       وقتی شما کسی هستید که خودآگاهی به قسمت های خصوصی بدنتان زیاد است، القا حس چِندش باعث می شود در مسائل اخلاقی سخت تر عمل کنید. 

o       چرا برخی از آدم ها خیلی بدنی هستند ؟ مثلاً طرف می گوید به دلم افتاده، خیلی حس خوبی ندارم. خیلی از آدمهای سایکوپت آن احساس چِندش را هنگام اعمال غیر اخلاقی تجربه نمی کنند.

o       مساله چِندش با جادو هم شباهتی دارد.

حالت های جادویی دو ویژگی داشته که در چندش هم دیده می شود :

1- سرایت :

o       ویژگی های جادویی مثل طلسم بودن یا بدیُمن بودن از فردی به فرد دیگر یا جسم دیگر قابل سرایت هستند.

چِندش هم حالت سرایت دارد، مثلاً اگر یک ظرف ادرار را کنار یک ظرف آب بگذارید، احتمالاً خوردن آن آب چِندش آور خواهد بود 

2- شباهت :

مثلاً قبایل اولیه باور داشتند که اگر بخواهد بارون بیاید، ما باید ادای آن را درآوریم. بخاطر همین، مردم حتی ممکن است نسبت به سوسک پلاستیکی و یا مدفوع پلاستیکی هم حالت چِندش داشته باشند  

ساختار مرکب و پیچیده چِندش

o       چند پدیده هستند که اگر اینها وجود داشته باشند چِندش بوجود می آید  :

1-     هسته چِندش :

به دو چیز مرتبط است: سموم یا انگل.

هرچیزی که سموم یا انگلها را مشابهت کند چِندش آور است. مثل سیب گندیده و یا اجسام در حال خراب شدن و تخمیر… به همین دلیل معتقدند هسته چِندش برای مسموم نشدن و آلوده نشدن به عفونت در تاریخ تکاملی خود بوجود آمده است.

2-     یادآور حیوان بودن :

هرچیزی که به ما یادآوری می کند ما هم حیوان هستیم برایمان چِندش آور است. به همین دلیل مشاهده مدفوع یا ادرار کردن کسی برای ما چِندش آور است. این برای محافظت روان است و هسته چِندش برای محافظت از بدن می باشد.

در نظریه ای دیگر چِندش سه رکن دارد : 

1- چِندش عامل بیماری: یعنی هرچیزی که با بیماری ارتباط دارد عامل چِندش است

2- چِندش به امور جنسی که سلامت باروری را به خطر می اندازا : مثل ارتباط جنسی با محارم

3- چِندش های اخلاقی : می دانیم قوام جامعه با مسائل اخلاقی حفظ می شود

شیوع چِندش اخلاقی و عامل بیماری در زن و مرد یکسان دیده می شود. ولی خانمها یک تفاوت بسیار جدی نسبت به چِندش جنسی دارند و در مسائل جنسی خانم ها چندش بیشتری دارند.

علت چندش برمیگردد به مساله رژیم غذایی و می گوید حیواناتی که تک محصولی غذا می خورند مکانیسم چندش خاصی ندارند ، مثل گاو و گوسفند که فقط گیاه و گربه ها که فقط گوشت می خورند و وقتی شما همه چیز خوار باشید ، خطر اینکه شما مسموم شوید و بیمار شوید بیشتر می شود ، در نتیجه باید احتیاط بیشتر باشد و به همین دلیل چندش بیشتر می شود.

شرطی شدن نسبت به یک غذا

زمانی که مثلاً با خوردن یک نوع غذا مسموم می شوید اتفاق می افتد، بطوریکه نسبت به مزه آن غذا شرطی شده و چندش آور خواهد شد.

ravanshenasinegaresh    آذرخش مکری