افراد سمی

افراد سمی

آشنایى با رفتارهاى سمى

o              برقراری ارتباط موثر و داشتن روابط سالم و مناسب، مهارتی است كه هركسی از آن بهره ای دارد. با داشتن ارتباط با دیگران می توانیم از باورها و عقایدشان مطلع شویم و خود نیز باورها و افكارمان را به دیگران منتقل كنیم.

o       مهارتهای ارتباطی و برقراری ارتباط با اشخاص و گروه های گوناگون نیازمند آموختن و به كارگیری برخی نكات و كنار گذاشتن برخی ویژگى ها است. مجموعهِ این نكات كیفیت ارتباط را مشخص می كند.

o       برخی افراد به دلیل نوع تربیت، ویژگی های شخصیتی و وسعت روابط اجتماعی و تجربه های بیشتر، در برقراری ارتباط، موفقتر عمل می كنند و بعضی دیگر به دلایل متعددی فاقد این مهارت اند.

o       به هرحال چون برقراری ارتباط موثر یك مهارت و در عین حال یك هنر است، قابل آموزش و یادگیری است.

در اینجا چند رفتار سمّی را كه مانع ارتباط است و به روابط اصیل و صمیمانه آسیب میزند، معرفی می شوند. اما این رفتارهای سمی كدام اند؟

1.           شخصی كردن همه مسائل – افرادی كه این رفتار سمی را دارند، همهِ صحبت ها و اتفاقات اطراف را شخصی می كنند و با برداشت اشتباه از گفته های دیگران دچار سوءتفاهم و رفتارهای تلخ و گزنده می شوند.

در واقع، گفته های دیگران را به خودشان می گیرند و چنین می پندارند كه همهِ گفته های دیگران دربارهِ آنهاست.  این افراد با دید منفی و شك گفته های دیگران را دنبال می كنند و از هر كلمه هزاران معنا و مسئله بیرون می كشند كه البته همهِ این معانی را متوجه خودشان می دانند.  گویی دیگران قصد دارند دائما از آنها انتقاد كنند. واقعیت این است كه همیشه آدم ها قصد ندارند دوپهلو صحبت كنند و ما را بیآزارند یا پیام پنهانی به قصد آزار ما داشته باشند.

2.           حسادت كردن – حسادت ویژگی های خوب فرد را می كشد، حسادت هنر شمارش داشته های دیگران به جای داشته های خویش است.  این رفتار به هیچ وجه برای ارتباط مفید نیست.   سفر زندگی خود را نباید با هیچكس مقایسه كرد، خودتان را با خودتان مقایسه كنید. حداكثر تلاش خود را بكنید، سپس پیشرفت خود را ارزیابی كنید. خودتان را با دیروزتان مقایسه كنید.  اگر هم پیشرفتی نبود، ببینید مشكل كجا بوده است. بدین طریق هم درباره خودتان حس بهتری خواهید داشت، هم به دیگران، و در نتیجه ارتباطات بهتری را شكل خواهید داد.

3.           همیشه در نقش قربانی ظاهر شدن – رفتار سمی دیگر این است كه همیشه خود را قربانی ببینیم، برای خودمان دلسوزی كنیم،  خود را محكوم به مشكلات ببینیم، و فردی فاقد كنترل و اراده به نظر برسیم.  واقعیت این است كه اگرچه ما در بعضی اتفاقات زندگی اختیاری نداشته ایم، ولی در اداره كردن و مدیریت كردن این اتفاقات انتخاب گر هستیم. می توانیم انتخاب كنیم كه تسلیم مشكلات شویم و با شكایت از زمین و زمان فردی پر از خشم و خسته كننده به نظر برسیم، یا انتخاب كنیم كه نوع دیگری عمل كنیم و اوضاع زندگی خود را آزادانه تغییر دهیم. وقتی از شكایت دست می كشیم و احساس درماندگی را از خود دور می كنیم، به وضوح احساس قدرت می كنیم،  البته اگر خودمان بخواهیم. طبیعتاً افراد قوی و تاثیرگذار در مقایسه با افراد ضعیف و درمانده حس بهتری به اطرافیان خود نیز القا می كنند.

4.           چسبیدن به غم و رنج و اندوه و فقدان – یكی از سخت ترین درسهای زندگی این است كه باید بتوانی از مشكلاتی چون:  خشم، غم، سوگ، فقدان، جدایی، احساس گناه، نفرت و غیره گذر كنی و بالاخره آنها را رها كنی. بدون شك تغییر كار سختی است و ما تلاش می كنیم كه تغییر نكنیم به همین دلیل این تلخی ها را رها نمی كنیم چون كار سختی است. اما رها كردن در واقع سالم ترین راه پیش روست. چسبیدن به غم و اندوه و خشم های قدیم و رها نكردن آنها، ویژگی های نامطلوبی را در ما ایجاد می كند و از همین رو از دید دیگران شخصیتی ناشاد و گاهی حتی پیچیده و ناراحت به نظر می رسیم و این نگاه حتماً در ارتباطات ما تاثیر منفی دارد.

5.           افكار منفی وسواس گونه – این خیلی سخت است كه در اطراف كسانی باشیم كه دائماً درباره مسائل و مشكلاتشان صحبت می كنند،  از اتفاقات تلخ گذشته سخن می گویند از بدشانسی ها و اتفاقات تلخ امروزشان می گویند،  و از ناعادلانه بودن دنیا و مظلوم واقع شدن در زندگی، داستان های فاجعه آمیز و دنباله داری دارند. اینها عادت ندارند قسمت های مثبت زندگی را ببینند و درس های مثبت از مسائل زندگی بگیرند. منفی گرایی و نشخوار فكری دائم با مسائل منفی دارند و جوری صحبت می كنند كه گویی همه چیز بر ضد آنها رقم خورده است. چنین افرادی انرژی منفی (عامیانه) از خود ساطع می كنند و با این كلمات و رفتارها انرژی سایرین را نیز تقلیل می دهند.

6.          فقدان مدیریت هیجان ها – ناتوانی در مدیریت هیجان های خود یك رفتار سمی برای اطرافیان محسوب می شود. افرادی كه كنترلی بر هیجانات خود ندارند با كوچكترین مسئله ای ناگهان عصبانی می شوند یا گریه می كنند و واكنش های هیجانی بسیار شدید دارند.  اگر دچار چنین مشكلی هستید حتماً باید با كمك متخصص ریشه های درونی این هیجان های كنترل نشدنی را پیدا كنید، به طور عمیق روی آنها كار كنید و قدرت و توانمندی خود را برای مدیریت هیجان های خود افزایش دهید.

7.           قضاو تهای سطحی دربارهِ دیگران – هرگز فقط از روی ظاهر، دربارهِ دیگران قضاوت نكنید، ظاهر دیگران لزوماً همهِ واقعیت نیست. افراد شاید خود را بهتر، شادتر، ثروتمندتر یا هر چیزی غیر از آنچه هستند نشان دهند، گاهی افراد در ظاهر بسیار قوی به نظر مى رسند، در حالیكه مشكلات و مسائل بزرگی دارند. قضاوت های سطحی دربارهِ دیگران باعث می شود از درك عمیق آنها فاصله بگیریم و به جای كمك رسانی و محبت، مقابلشان قرار بگیریم.

8.           رفتار خشن و فقدان همدلی و شفقت – یكی از سمی ترین رفتارهای ناشی از درك نكردن دیگران و همدلی نداشتن با آنان،  نامهربانی و بی توجهی به دیگران است. رفتارهای خشن و تلخِ كلامی و غیركلامی در حضور شخص، پشت سر وی یا روی صفحات اینترنت، رفتارهای گزنده و آسیب زنند های است كه روح و شخصیت افراد را لگدكوب می كند. مهربانی را به قلب خود باز گردانیم.  به اسم نقد سالم به دیگران حمله نكنیم. آنها را درك كنیم و از زاویهِ دید دیگران موقعیت ها را بررسی كنیم. افرادی كه زبان تلخ و گزنده ای دارند، دیگران را از خود میرانند و دائم به روح دیگران خنجر می زنند.

9.           فریب دادن دیگران و سوء استفاده از آنان – فریب دادن، گول زدن دیگران و سوء استفاده از آنان یك انتخاب است نه یك اشتباه قابل عذرخواهی. وقتی تصمیم می گیرید كسی را فریب دهید و موفق هم مى شوید، فكر نكنید او احمق است یا فریبتان را خورده است،  بلكه او بیش از آنچه سزاوارش بوده اید به شما اعتماد كرده است. با خودمان و دیگران صادق باشیم.  صداقت پایه و اساس هر موفقیتی است.

10.      پنهان كردن خود واقعی – اگر همیشه خودتان را پشت نقاب پنهان كنید، دیگران نمی توانند به شما نزدیك شوند. این رفتار یكی از موقعیت های سمی برای ارتباط است. فارغ از سن، نژاد و جنسیت، آنچه باعث زیبایی شما می شود، صداقت و شفافیت شماست. وقتی تظاهر به داشتن ویژگی هایی می كنید كه فاقد آنها هستید، دیگران دیر یا زود متوجه می شوند و از شما دوری می كنند. بنابراین اگر ویژگی هایی را كه به نمایش می گذارید، واقعاً دوست دارید آنها را كسب كنید. در غیر این صورت حقیقت شما حتماً برای دیگران آشكار می شود و رهایتان خواهند كرد.

11.      رقابت جویی و برتری طلبی دائم – افرادی كه همیشه درصدد برتری از دیگران اند و می خواهند همیشه اول باشند، و تحت هر شرایطی از رقابت دست برندارند، همواره دارایی های خود را محك بزنند و هر پیشرفتی را فقط بر اساس دستاوردهای بیرونی و ظاهری بسنجند، از نظر دیگران افراد ناآرامی هستند كه آرامش و امنیت رابطه را مختل می كنند.

زندگی سفر است، فرایند است. الگویی كه امروز می آموزیم باید به دیگری آموزش دهیم.   رشد و پیشرفت جریان كلی زندگی است كه ما بخشی از آن هستیم نه همهِ آن  وقتی خود را محور همهِ پیشرفت ها بپنداریم، در چشم دیگران خودمحور و متكبر ظاهر می شویم، و طبیعتاً رابطه را به بن بست می كشانیم.

12.      كمال گرایی افراطی – افراد كمال گرا همیشه در طلب دوستی های كامل، شغل آرمانی، منزل رویایی و رابطه عاشقانه آرمانی هستند. به همین سبب به خودشان و اطرافیانشان سخت گیرند. این سخت گیری دیگران را معذب می كند و به تدریج از فرد كمال گرا دورشان می كند.  چیزی كه امروز برای ما كمال است شاید فردا اینچنین نباشد. پس نگاه خود را از مطلق گرایی به نسبی نگری تغییر دهیم. بدین طریق هم خودمان و هم دیگران در ارتباط احساس بهتری خواهیم داشت.

 

مراقب باشید مسموم نشوید…

o       همه ما به طریقی در معرض رفتارهای سمی قرار گرفته ایم و خودمان نیز شاید ناخواسته و نادانسته این رفتارها را بروز داده باشیم.   رفتارهای سمی انرژی طرف مقابل را تخلیه می کنند و جسم و روح را می آزارند.  با اینکه رفتارهای سمی متنوع اند ولی در نهایت تاثیرات مشابهی بر روی افراد می گذارند.   در ادامه با برخی از این رفتارها و افرادی که این گونه رفتار می کنند، آشنا می شویم.  دقت کنیم که نکند خودمان یکی از این افراد سمی باشیم. پس با مطالعه ادامه، پیش از آن که انگشت اتهام به سوی دیگران بلند کنیم، ابتدا در خودمان جستجو کنیم و چنانچه به وجود این رفتار در خودمان پی بردیم، دست به تغییر زنیم .

 

1              افراد سمی غیرقابل پیش بینی اند – این افراد یک روز کاملاً صمیمی و دوست داشتنی و روز دیگر سرد و بی علاقه اند به طوری که با خود می گویید آیا من کاری کرده ام که باعث ناراحتی او شده است؟  اگرچه آنها هیچ توضیح واضحی ندارند، ولی مشخص است که اوضاع درست نیست. ممکن است توام با زخم زبان، غمگین، سرد یا بدخلق باشند و اگر بپرسید چیزی شده، به احتمال زیاد پاسخ می دهند خیر. قسمت بد ماجرا این است که در چنین حالتی تصمیم می گیرید آن قدر به آنها خدمت کنید تا رضایتشان را جلب نمایید که البته بیشتر مواقع این رضایت جلب نخواهد شد.

2              دائم از شما می خواهند که دوستی تان را به آنها ثابت کنید. این افراد مرتب شما را در وضعی قرار می دهند که انگار باید بین آنها و یک انتخاب دیگر تصمیم گیری کنید  و البته در این تصمیم گیری حتماً اولویت تان شخص او باشد. مثلاً ممکن است به شما بگویند اگر من برای تو مهم باشم کلاسِت رو لغو میکنی؟ فلان مهمانی نمی روی و مانند آن. گویی شما همواره در معرض آزمون برای تثبیت دوستی خود به آنها هستید و اگر به هر دلیلی گزینه ای را انتخاب کنید که این فرد در آن نباشد، در این آزمون مردود می شوید. و البته این آزمون تمامی ندارد و همیشه بهانه ای برای آزمون و مردود شدن شما وجود دارد.

3              افراد سمی با شما بازی می کنند. این افراد از شما می خواهند برایشان کاری انجام دهید ولی به جای تشکر و قدردانی از شما، طوری رفتار می کنند که گویی انجام دادن آن کار به نفع خودتان بوده است و اصلاً آنها به شما لطف کرده اند که چنین فرصتی را در اختیارتان قرار داده اند. در واقع انگار در عین انجام دادن کار مهمی برای آن فرد، به او بدهکار هم هستید.

4              افراد سمی فرافکنی می کنند و احساسات واقعی خود را بروز نمی دهند. این افراد برای آنکه مسئولیت احساس خود را بر عهده نگیرند ،هر احساسی که خود دارند، به شما نسبت می دهند. مثلاً در حالی که از شما عصبانی اند، می پرسند، آیا با من مشکلی داری؟ عصبانی هستی. یا در حالی که خودشان بدخلق اند به شما می گویند: خیلی گرفته ای.

5              آنها هیچ وقت عذرخواهی نمی کنند. افراد سمی همیشه حق به جانب اند.  آنها حاضرند دروغ بگویند ولی عذرخواهی نکنند. حتی حاضرند ماجراها را تحریف کنند و جور دیگری بنمایند تا عذرخواهی نکنند. بحث کردن با آنها باید یک برنده داشته باشد و این برنده البته خودشان هستند.

6              افراد سمی عاشق بحران اند. افراد سمی در بحران های شما حضور می یابند ولی در شادی هایتان شریک نمی شوند. این افراد وقتی خبر ناکامی ها و بحران های شما را بشنوند، به سرعت خود را به شما می رسانند ولی اگر خبر شادی های شما را بشنوند خود را به نشنیدن می زنند و زحمت یک تبریک یا آرزوهای قشنگ را به خود نمی دهند..

7              به روابط انسانی بی توجه اند.  افراد سمی به مکالمات و ارتباطات اهمیت زیادی نمی دهند. این افراد به تلفن خود پاسخ نمی دهند، ایمیل ها و پیامک ها را بی جواب می گذارند و به نوعی وجود طرف مقابل را انکار می کنند.

8              آنها دائم دیگران را قضاوت می کنند.  همه ما گاهی اشتباه می کنیم، یا حتی اشتباه نمی کنیم بلکه طرز تفکر و نگرش متفاوتی با سایرین داریم. افراد سمی درباره هرکسی که مثل آنها نباشد پیش داوری منفی می کنند و تفاوت ها را منفی ارزیابی می کنند.

9              افراد سمی خودخواهند. این افراد به افکار و احساسات، نیازها و خواست های طرف مقابل اهمیت نمی دهند و تنها چیزی که برایشان مهم است، پاسخگویی به نیازهای خودشان است. بنابراین احساس همدلی و درک متقابل ندارند، پر توقع اند و فقط خود را می بینند.

10         افرد سمی اغراق می کنند. وقتی با آنها در حال حل و فصل مشکلات بین خود هستید، در بیان ماجرا و جزئیات اغراق می کنند و از کلماتی مثل همیشه، هرگز و هیچ وقت زیاد استفاده می کنند.

11         افراد سمی فقط گیرنده اند. در روابط دوستانه بده بستان مادی و معنوی وجود دارد، حتی اگر کاملاً مساوی نباشد.  اما افراد سمی دائم در حال محاسبه اند که چگونه از طرف دیگران سودی عایدشان شود.  جالب توجه این است که این افراد بابت آنچه دریافت می کنند کاملاً خود را محق می دانند و برای جبران آنچه دریافت کرده اند احساس مسئولیت نمی کنند. همه ما ممکن است یکی یا تعدادی از این رفتارها را در خودمان یا دیگران مشاهده کرده باشیم، البته همه گاهی اشتباه رفتار می کنیم ولی اگر رفتاری برای ما یا دیگری ، به صورت یک الگوی تکرار شونده درآمده باشد و به نوعی دیگران را آزار دهد، حتماً به اصلاح و تغییر نیاز دارد.

شاید لازم باشد پیش از هر گفتار یا رفتاری کمی مکث کنیم و از خود بپرسیم چرا می خواهم این جمله را بگویم؟ چرا می خواهم این رفتار را انجام دهم؟  آیا جمله من یا رفتار من موجب آزار طرف مقابلم نمی شود؟  آیا با شأن من یا او متناسب است؟ گفتار یا رفتار من چه سودها و چه زیان هایی در پی خواهد داشت؟ آیا در مراوداتم ، به طرف مقابل و منافع او نیز توجه می کنم، یا فقط درگیر منافع خود هستم؟

o       رفتارهای سمی قیچی های رابطه اند، از آنها دست برداریم!

برداشت از:پیام مشاور