صد ويژگی شخصيت سالم

ويژگیهای شخصيت سالم

بر گرفته از سمینارهای دكتر فرهنك هلأكویى

• ابتدا مدل پزشكى در روانشناسى و روانپزشكى مورد استفاده قرار گرفت، به این معنا كه افراد از نظر پزشكى یا سالمند و یا بيمار و مریض، و در نتيجه وقتى كه گفتگوها درباره موضوع هاى روانى مطرح شد، انسانها به دو گونه بيمار و سالم تقسيم شدند.
• از آنجا كه فرد بيمار از نظر روانى در بيشتر جوامع معادل كسى بود كه دیوانه است و عيب و ایرادى اصولى و اساسى دارد، بسيارى از مردم بر خلاف آنچه كه در زمينه بيماریهاى بدنى و يا فيزيكى بود، كه نه تنها آن را پنهان نمیكردند، برخى از اوقات درباره آن اغراق میكردند.
• حتى پا فراتر میگذاشتند، و بيماریى را كه نداشتند را به خود نسبت و از این طریق توجه و یا محبت مردم را به حساب خود میگرفتند، زیرا سابقه كودكى آنها چنين بود كه وقتى كه در كودكى بيمار میشدند، اعضاى خانواده را به گرد خودشان میدیدند و از محبت و نوازش بيش از حدى برخوردار میشدند و از هر نوع وظيفه و يا تكليفى نیز به مقدار زیادى دور و مبرا.
• بنابراین ما سابقه هایى كه از بيمارى خودمان در كودكى داریم این است كه بيمار بودن، اگر درد و رنجى نداشته باشد، حتى به خودى خود خوب است و به همين جهت است كه بسيارى از مردم تمارض میكنند، یعنى حود را به بيمارى میزنند، تا بتوانند از مزایاى آن استفاده كنند و یا احتمالا از وظایف و تكاليف و یا مسووليتهایى خودشان را دور نگه دارند.
• اما وقتى كه به موضوع بيمارى روانى میرسد، چون با خودش بدنامى و گرفتارى دارد و به عنوان فرد بيمار شناحته میشوند، مردم در جهت پریرفتن اشكال و اختلال يا بيمارى روانى، به مقدار زيادى طفره میروند و كوشش میكنند كه آن را به خودشان و يا عزیزِانشان نسبت ندهند و یا درست آن را به دشمنان خودشان منتصب كنند كه بيمار روانى است و یا دیوانه است.
• بنابراين در همه جهان و همچنين در كشور ما، مردم هم بيمارى روانى خود و عزیزانشان را پنهان میكردند و میکنند.
• از رفتن به پیش، روانشناس و روانپزشک خوددارى میكردند.
• به اين دلیل كه با رفتن و يا پذيرفتن اینكه من احتياج به كمك در این زمينه دارم، با توجه به نگاهى كه خود و یا دیگران به موضوع مىكردند، به این نتيجه میرسيدند كه فرد بيمار و گرفتارى هستند.
• در حالیكه در واقعيت، مسأله اصلى و اساسى این است كه بر خلاف مدل پزشكى كه انسان يا سالم است يا بيمار، از نظر روانى به نظر من مردم سه گونه اند،
o یا سالمند
o یا بيمارند
o یا عادى، معمولى و يا نرمالند

• علت اينكه این بحث از نظر روانى و اجتماعى معنی دار است، این است كه انسان در چارچوب رابطه و در محيط اجتماعى، خود و دیگران را میشناسد و شخصيت او شكل و فرم میگيرد.
• میدانيم كه انسان بر حلاف همه موجودات، ابتدا وجود پيدا میكند و سپس ماهيت او با آنچه كه محتواى اوست، حود را میسازد یا نشان میدهد. درحالیكه در بقيه موجودات، از ابتدا ماهيت أنها مشخص است و بعد از آنكه وجود پيدا كردند آن ماهيت تظاهر پيدا میكند.
• به همين جهت است كه وقتى كه به انسان میرسيم، انسان باید انسان شدن را یاد بگيرد و در هر جامعه اى آنچه را كه به عنوان انسان میشناسند با جامعه دیگر متفاوت است و در طول تاریخ نيز انسانها كاملا به این دليل كه متفاوت در زمان بوده اند به گونه هاى مختلفى خود را نشان میدهند.
• انسان عادى و معمولى به گونه اى در هر جامعه اى تعریف شده. به هرحال، نكته مهم این است كه انسان از آنجا كه ویژگیهاى شخصیتى و یا صفات و حالات روانى خودش را به تدریج از جامعه میگيرد و آن را در خودش رشد میدهد و یا سركوب میكند و به هرحال در افكار و اعتقادات و رفتار خودش آنها را ظاهر میكند و نشان میدهد، موجودى است كه با توجه به زمان و مكان معناى خاصى يدا میكند.
• به همين جهت است كه ایرانى با ژاپنى، و ایرانى امروز با ایرانى هزار سال قبل، حتما مختلف و متفاوت است.
• در نتيجه به راحتى میتوان پذیرفت كه ما درحالیكه افراد سالم و بيمار داریم، در عين حال بيشتر مردم را افراد نرمال میشناسیم.
• به این معنا كه این افراد با نظام ارزشى و اخلاقى و هنجارى جامعه در چارچوب سيستم و سازمانى كه زندكى میكنند، خودشان را وفق داده و به نوعى ارائه دهنده آن شرایط و ویژگیها هستند، یا به زبان دیگر از آنجا كه افراد در حالت عادى نماینده فرهنك و جامعه خود هستند، موجوداتى هستند كه گرچه با نظام فرهنگى و نظام اجتماعى و با با جهانبينى و ارزشها و باورها و اعتقادات و هنجارهاى جامعه خود سازگارند، اگر این جامعه و فرهنگ گرفتار و بيمار باشد، آنها نيز گرفتار و بيمار خواهند بود.
• ولى از نظر مردمان همان منطقه یا كشور یا جامعه و یا در زمان مشخصى، بيمار و گرفتار به نظر نمی آبند.
• بنابراین بيشتر مردمان دنيا، مردمان نرمال و عادى و طبيعى، با توجه به شرابط فرهنگى و محيط اجتماعى خود هستند.
• درحالیكه افراد سالم، كسانى هستند كه به دليل ویژگیهاى انسانى و امكان رشد و توسعه و تكاملى كه هر فرد دارد، به مرحله اى و یا به مقامى رسيده اند كه در این مقام و مرحله میتوان آنها را سالم دانست، موجوداتى هستند كه خوشبختند، و در عين حال از سلامت فيزیكى و روانى برخوردارند و درمسير رشد و توسعه و تكامل خودشان و ديگران قدم برمیدارند.
• افراد سالم دنیا شبیه و مانند همند. بنابراین سالم ایرانى، یا چينى، یا ژاپنى، با امریكایى به مقدار زیادى با هم شباهت دارند و فقط جنبه هایى از فرهنگ و جامعه خود را كه با ویژگیهاى فرد سالم همراه و هماهنگ هست، بيشتر از دیگران دارند.
• بنابراین اگر مثلأ هندى هستند، به دليل اهميتى كه به موضوع توجه و تذكر و مراقبه با میدهند، در آن زمینهایى كه یكى از ویژگیهاى فرد سالم هست، قویترِ و نیرومندترند و اگر احتمالا در اروپا هستند، از كار و کوشش و یا آزادى و آزادگى بيشترى برخوردارند.
• از جانب دیگر افراد بيمار، چه بيمار روانى، چه فرد عصبى یا neurotic یا بيمار عصبى، و یا كسانى كه اختلال شخصیت دارند، نسبتا در جوامع مختلف با هم شبيه و مانندند و بنابرابن افراد بيمار ژاپنى یا چينى یا ایرانى يا آمریکایى، به مقدار زیادى مانند همند
• به همين دليل است كه روانشناسان و یا روان پزشكانى كه در جامعه اى مانند آمریكا آموزش لازم را دیده اند، توانایى این را دارند كه به معالجه بيماران چينى، ژاپنى و ايرانى بپردازند، زیرا تفاوت چندانى ميان افراد بيمار جوامع مختلف وجود ندارد.
• اما آنچه كه در جوامع متفاوت، انسانها را مختلف میكند، افراد نرمال و عادى و معمولى جامعه هستند- به همين جهت است كه ایرانى نرمال، با چينى، و آمریکایى نرمال بسيار متفاوت است.
• به همين دليل است كه ما مردمان این كشورها را متفاوت میبينيم، زیرا نزدیك به ٧٠ تا ٨٠ درصد مردمان هر جامعه و فرهنگى، افراد نرمال و عادی اند.
• شاید بتوان گفت حدود یك، يا دو درصد مردم دنیا، یا در جوامع پيشرفته سالمند، حدود ١٨ تا ٢١ درصد مردم ، بیمار و گرفتارند و در نتیجه حدود ۸۰ درصد افراد به عنوان اشخاص نرمال در هر جامعه اى قابل تشخيصند.
• از جانب دیگر سه تيپ نرمال، یعنى تيب مهرطلب، برتری طلب و عزلت طلب، با توجه به ویژگیهاى فرهنكى و جامعه ایران را توصيف خواهم كرد
• به نظر من افراد سالم، از صد ويژگى و يا صفت برخوردارند، كه برخى از آنها اهميت بسيار دارند و اى بسا، ارزش و اهميت و نقش آنها چند برابر ويژگى و صفت دیگر هست.

فهرست

١- فلسفه و جهان بينى.
۲- آرمان حواهى
۳- گرايش و توجه و اهميت به واقعيت reality
۴- میل و كوشش براى كشف و درك حقیقت
۵- أهمیت، اررش و اصالت براى علم
۶- آكاهى به مبانى و اصول فلسفه
٧- توجه و اهميت و اررش براى هنر
٨- موضوع زيبايى
٩- داشتن عقل و استفاده از عقل در همه زمينه هاى زندكى
١٠- پدیرفتن اصل “اين همانى” what is is
١١- پدیرفتن اصل عليت causality.
١٢- عدم تصاد و تناقض در ذهن و زندكى
۱٣- پدیرفتن تئورى احتمالات در جهان
۱۴- موضوع مرگ
١۵- جايكاه و اهميت براى وقت و زمان
١۶- داشتن نظم و ترتيب
١٧- داشتن هدف goal و مقصود purpose و معنا meaning در زندكى
١٨- تفكيك بين وسيله و هدف
١٩- داشتن سیستم احلاقى و ارزشى درست، مناسب، و پذیرفته شده
٢٠- تعریف درست از انسان، هم علمى و هم فلسفى
٢١- پدیرفتن دو مطلب:
انسان هميشه هدف است و براى هيج چيز وسيله نيست-
انسان شخص است، انسان است و نه شيئ و كالا.
٢٢— اجازه دادن به خود و دیگران، حتى تشویق و تأبيد كردن همه براى نقد، انتقاد و اعتراض از نظام باورها و اعتقادات و هر سیستم و سازمان
٢٣— اهل چالش challenge بودن
٢۴— عشق به خود self-love
٢۵— آزاد و آزاده بودن
٢۶— عدالت و انصاف justice and fairness.
٢٧- محبت و مهربانى kindness and love.
٢٨-اطمینان trust
٢٩- آرامش، حداكثر سرعت، بدون حركت و تكان، smooth.
۳۰- مسوولیت responsibility
٣١— راستگو و درستكار بودن
٣٢- استقلال independency و همبستكى interdependency
٣٣- حودكفايى self-sufficiency
٣۴- كمال گرايى straight for excellence
٣۵- فعال و يويا بودن active and dynamic.
٣۶- داشتن توجه و تمركز attention and concentration
٣٧- ايثاركرى pure pure giving
٣٨- مواظبت و مراقبت و دلسوزى caring
٣٩- داشتن “دوست” best friend
۴۰- صميميت و صفا intimacy.
۴١- تعهد commitment.
۴٢- وفادار بودن، هم faithful ، هم loyal
۴٣- حوشبین و اميدوار و مثبت بودن، optimistic, hopeful and positive
۴۴- بخشش به معنى forgive
۴۵- اعتماد به نفس self-confidence
۴۶- حرمت نفس self-esteem.
۴٧- حساسيت حواس
۴٨- لطافت احساس
۴٩- صرورت زمان و مكان
۵۰- داشتن نظام باورها و يا اعتقادات belief system
۵١- زندكى براى خود
۵٢- داشتن برداشت و دريافت درست از مفهوم احتياج needs
۵٣- دنبال لذت pleasure، حظ و كيف enjoyment، و خشنودى gratification بودن
۵۴- شور و شوق passion and interest
۵۵- كار و كوشش
۵۶- كنجكاو بودن تا مرز فضولى.
۵٧- سازنده بودن constructive
۵٨- آغازكرى و خلاقيت initiation and creativity
۵٩- مشوق و اهل كمك و یارى بودن
۶۰- پذیرفتن”اشتباه” mistake و نداشتن مسأله و مشكل با آن
۶١- پذیرفتن “شكست” defeat and failure
۶٢- انعطاف پذیری flexibility
۶٣- پاسخ دادن respond به حوادث و واقعيات جهان
۶۴- در كنترل بودن self-control و منضبط بودن self-discipline
۶۵- تفاوت احساس و اندیشه feeling and emotion با thinking
۶۶- قدردان و قدرشناس بودن
۶٧- ابراز كردن عقيده و نظر خود
۶٨ به دنبال حق خود و حق ديگران بودن
۶٩- معتدل و میانه رو بودن
٧٠- كارآمد و كارا بودن efficient and effective
٧١- خودجوش و خودزا بودن spontaneous
٧٢-شجاع بودن
٧٣- اهل مطالعه بودن
٧۴- خوشحال و شاد و خندان بودن
٧۵- اهل تفریح و خوشگذرانى بودن
٧۶- خوش مشرب بودن sense of humor
٧٧- داشتن و اهميت دادن به سلامت فيزيكى و روانى
٧٨- تغذیه و بهداشت درست
٧٩- اهميت دادن به خواب راحت و استراحت
۸۰- نظافت و تميز بودن
٨١- رعايت آداب و ادب
٨٢- ورزش sport
٨٣- آرامش، مراقبه، هیپنوتيزم، یوگا relaxation
٨۴- رسيدن به حساب خود
٨۵- زندگى كردن در حال
٨۶- گفتن بله يا نه ، آنجاكه بایدگفته شود
٨٧- داشتن رابطه خوب با پدر و مادر و فاميل
٨٨— داشتن كودكى خوب یا خوب شدن این كودكى (كودك درون inner child)
٨٩— شناحتن ضمير آگاه و ناآگاه حود conscious and subconscious
٩٠— همانندسازى یا تطابق یا identification دركودكى یا بزرگسالى
٩١— داشتن الگو و مدل در زندگى.
٩٢— باخبر بودن از نقاط ضعف و قدرت حود
٩٣— هويت جنسى
٩۴—روابط جنسى
٩۵— رابطه مالى و اقتصادى
٩۶— روابط اجتماعى
٩٧— نداشتن قضاوت، پيشداورى و تعصب prejudgment با prejudice درباره ديگران
٩٨— مشورت كردن درباره همه كارها در زندگى
٩٩— داشتن همت بلند و نيت ارجمند
١٠٠— برحوردار بودن از شخصيت و اجزاى شخصيتى هماهنگ و مناسب