ويژگیهای شخصيت سالم-شصت و شش تا هفتاد و هشت

ويژگیهای شخصيت سالم

شصت و شش تا هفتاد و هشت

66. قدردان و قدرشناس

• آدم سالم آدمی است قدردان و قدرشناس.
• كسی است كه انسانها را در جایگاه و پایکاه خودشان میبیند، برای كاری كه كردند، برای فرصت و موقعیتی كه به وجود اوردند اهمیت و ارزش قائل است و قدردان و قدرشناس است و آن را به گونه های مختلفی، حتی با جمله و كلامی كوتاه هم كه شده ابراز میكند
• یکی از حسرتها و افسوسهای بسیاری از مردم دنیا این است كه هیچ وقت قدرشان دانسته نشده و ارزششان شناخته نشده. بنابراین قدردانی و قدرشناسی هر كسی را در جایگاه و پایگاه خودش آنگونه كه هست، پذیرفتن، پسندیدن و احتمالا درباره اش به هرگونه ای كه درست و مناسب است، صحبت كردن.
• بنابراین آدم سالم آدمی است قدردان و قدرشناس، ولی در عین حال از اینكه دیگران ممكن است قدر او را ندانند و قدرش را نشناسند احساس بدی نمیكند. زیرا این را به انگونه نگاه میكند كه اولا و تازه بر فرض كه بدانند، ای بسا نمیدانند چگونه باید ابراز كنند و ایا اصلا ابرازش درست و مناسب است؟ و از همه اینها گذشته، او قرار است كار درست و خوب خودش را بكند، اعم از اینكه دیگران قدردان و قدرشناسش باشند با نباشند، اما او در ارتباط با دیگران قدردان و قدرشناسن است.

67. بیان عقیده و نظر

• آدم سالم آدمی است كه عقیده و نظر خودش را ابراز میکند.
• این را با بازی و فریبكاری بیان نمیكند، ترس و وحشتی از بیانش ندارد، امادگی كامل برای تصحیح و تغییرش دارد، ولی اظهار عقیده میكند و نگران این نیست تا كه احتمالا حرفش، نظرش و عقیده اش درست نباشد یا مناسب نباشد و یا احتمالا بعد از ابرازش، با توضیح و توجیه های عجیب و غریب كوشش نمیكند مطلب را به شكل و فرم دیگری دربیاورد و در بیشتر موارد هم، آن زمانی كه نمیداند و نمیفهمد، به راحتی ابراز میكند.
• این یکی از آن موارد مهم درباره پرورش و تعلیم و تربیت كودك است كه بچه ها باید حداقل، روزی یک بار از پدر و مادر بشنوند كه نمیدانند.
• یعنی پدر و مادر نمیدانند و نمیفهمند تا بچه به یک ارامشی برسد و بداند كه ندانستن و نفهمیدن و یا نتوانستن عیب و ایراد انسان نیست.
• نداشتن میل به دانستن و یا علاقه به انجام دادن است كه انسان میتواند در مورد خودش، یرسشی داشته باشد. بنابراین به راحتی عقیده و نظر خودش را ابراز میكند و این عقیده و نظر را به عنوان عقیده و نظر خودش، نه عقیده و نظر درباره دیگران، آن هم نه عقیده و نظر در اعتراض با دیگران. چون همیشه و در بیشتر موارد اگر نه همیشه، میشود مطلب را به گونه ای ارایه كرد كه دیگرانی كه مختلف و متفاوت هستند هم، احساس خشم و یا دشمنی و یا حمله نكنند.

68. حق خود و دیگران

• آدم سالم به دنبال حق خودش و حق دیگران است.
• حق دیگران را در حدی كه به او مربوط است، ولی حق خودش را میخواهد و از حق خودش، انچه كه مربوط به اوست، نمیگذرد. البته با این واقعیت اشنا است كه آن زمانی كه احتمالا فكر میكنید صد در صد حق با شماست حتی هفتاد در صد هم حق با شما نیست و آن زمانی كه فكر می’كنید هفتاد در صد حق با شماست، حتما حق با طرف مقابل است. و تازه آن را به صورت یک نظر مطرح میكند و به صورت یک انتظار، ولی اماده برای توضیح و توجیه است، اما برای حق خودش میایستد و چنین باوری ندارد كه انسان باید از حق خودش بگذرد. یا بهتر است از حق خودش بگذرد و از حق خود گذشتن نشانه خوبی انسان است. نه.تقریبا هیچوقت نیست، و معمولا ریشه اصلی و اساسی مساله در شرم است، در ترس است. و این دو هست كه دلیل این میشود كه در بیشتر موارد ما برای احقاق حق خودمان نایستیم و غالب آدمهایی كه برای احقاق حق خودشان نمیایستند، در جای دیگری به حقوق دیگران تجاوز میكنند و چون به صورت آدمهای منفعل پرخاشگر هسنند، تحمل میكنند، تحمل میكنند، تا بالاخره منفجر شوند.
• به همین جهت است كه وقتی یك انسان حرفش را میزند، حقش را میخواهد و به صورت راحت و اسوده آن را طرح میكند و به عنوان جایگاه و پایگاهی كه دارد و با انتظار و نظری كه دارد، احتمالا در بیشتر موارد متوجه میشود كه به آن حدت و شدتی كه فكر میكرد نیست.
• ما بارها درباره موضوعی مطمئن مطمئن بودیم و با وجودی كه با دقت به مساله توجه كردیم كه احتمالا حق با ماست، وقتی كه توضیح دیگری را متوجه شدیم یا شنیدیم، به این نتیجه رسیدیم كه ابدا حرف و نظر ما درست نبوده. بنابراین با این فرض و نظر كه میتوانیم آنچه را كه ما درست و حق خودمان میدانیم، حق ما نباشد، باید ابراز كنیم.
• اما وقتی به حق دیگران میرسد، بیش از آن قرار است پافشاری كنیم، مخصوصا وقتی كه مطمئن هستیم. اینجاست كه تفاوت انسان در ارتباط خودش با دیگران مشخص میشود. به علاوه در دنیابی كه پر از ظلم و بیداد هست و اینجاست كه انسان سالم كسی است كه ممكن است در حصوص بیان حق خودش، كمی اینجا و انجا رعایت كند، اما وقتی به حق دیگری میرسد،نه. و به همین دلیل است كه بسیاری از مردم سالم باورشان این است كه من ممكن است از انچه كه مربوط به خودم است به دلایلی بگذرم یا توجه و اعتنایی نكنم ولی در مورد دیگری نه، و این شرط احلاق و انسانیت است، مخصوصا در دنیای پر ار ظلم و زور ماست.

69. معتدل و میانه رو

• آدم سالم آدمی است معتدل و میانه رو.
• این دعا كه خدایا اعتدالی بخش، دعای بزرگی است.
• ما در زندگی وقتی كه به افراط و تفریط كشیده میشویم، جز در شرایط استثنایی، احتمالا یا بیمایم، یا درگیر بیماری اجتماعی و یا فرهنگی شده ایم. به همین جهت است كه ادم سالم در بیشتر موارد معتدل است، میانه رو است، و موضوعها را در آن حد وسط و میانه میبیند
• به همین جهت است كه توان این را دارد كه واقعیات را بیشتر و بهتر درك كند و درست است كه ممكن است در جزئی از موارد بیشتر به سمت چپ و راست گرایشی یا توجهی داشته باشد، اما بدون تردید در بسیاری از موارد اعتدال و میانه روی بهترین است.

70. كارامدی و كارایی efficient- effective

• یعنی شما با كسی روبرو هستید كه كارامد و كارا است.
• كارامدی به معنای این است كه با كمترین امكانات و هزینه، بیشترین نتیجه گرفته شود، البته اصولی باید رعایت بشود.
• موثر بودن و مفید بودن وقتی است كه انجام كاری ما را به هدف میرساند.
• بسیاری از مردم دنیا كاری را میكنند كه تفاوتی در آنچه كه مورد نظرشان است نهمیكند، درست مانند آدمی كه میخواهد به منزل دوستش برود كه ده کیلومتر فاصله دارد و فقط پنج کیلومتر را میرود. و یا احتمالا در بیان مطلبی به گونه ای مساله اش را ارائه میدهد كه احتمالا هدف مورد نظرش به دست نمیاید.
• بنابراین مساله اصلی و اساسی این است كه ما در آنچه كه انجام میدهیم مساله كارامدی و كارایی را داشته باشیم و متوجه باشیم كه خیلی از اوقات انجام دادن برخی یا جزیی از كارها، به جای اینكه مفید باشد، حتی مضر است.
• به همین دلیل است كه بسیاری از مردم در كار تربیت فرزندانشان و ارتباط با دیگران، یا حل مسائل و مشكلات، تا جایی میروند و آن را نیمه كاره رها میكنند. زیرا نیرو و انرژی خودشان را هدر داده اند و تباه كرده اند.
• به همین دلیل است كه آدم سالم آدمی است كه با حداقل امكانات بیشترین نتیجه را میگیرد
• اصولا آدم سالم نگاهی اقتصادی به موضوعات دارد و اقتصاد همیشه استفاده از كمترین برای رسیدن به بیشترین، و در مسائل اخلاقی بهترین هست.

71. خودجوش و خودزا spontaneous

• آدم سالم آدمی است خودجوش و خودزا.
• وقتی با آدم سالم روبرو میشوید، قرار نیست كه درباره مسائل جزئی، حالا به موضوع ها به همه اطرافش نگاه كند و یا احتمالا همیشه احتیاج به تمرین و تكرار داشته باشد.
• آدم نرمال و گرفتار اگر احتمالا میخواهد حتی به یک كسی تسلیتی بگوید، ممكن است چند بار آن را برای خودش تكرار كند. علتش هم این است كه میخواهد چیزی خوب در بیاید. اصلا مساله مرگ آن آدم، داغ آن آدم، رابطه اش برایش مطرح نیست، مساله اش این است كه من چطوری حرفم را بزنم، چگونه صحبتم را ارائه بدهم. درحالیكه برای آدم سالم مساله خودجوش است.
• ممكن است دریک مرحله ای وقتی با وجودی كه فكر میكند باید تسلیتی بگوید آنجا برود و همینطور فقط به آن آدم نگاه كند، آن آدم را در آغوِش بگیرد و هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشد، برای اینكه فكر میكند حال و احساس و نگاه آنها بهترین گفتگو خواهد بود.
• بنابراین، این خودجوشی و خودزایی و به نوعی حتی حاضرجوابی، اماده برای پاسخ دادن، خودش نشان دهنده راحتی انسان است. اگر در حد خودش باشد.
• به همین جهت است كه وقتی شما با یک آدم سالم برخورد میكنید و بهش میگویید برویم مثلا فرض كنید سینما، احتمالا فكر میكند كه خوب است برویم. درحالیكه یك آدم عادی و یا آدم گرفتار حرفش این است كه تو چرا ازشش ماه قبل به من نگفتی. دوم فیلم میخوایم بریم كجا؟ میخوایم بریم؟ چرا باید بریم؟ چیه موضوع؟ ‘ و شما یک دفعه متوجه میشوید كه با یک آدمی روبرو هستید كه همیشه باید با طرح و برنامه و پیشبینی و پیشگیری، و به دلیل اضطراب و نگرانی آماده بشود.
• درحالیكه آدم خودجوش، خیلی راحت بهش میگویید بریم سفر؟ و برنامه ها به هم میریزه، بذار دو تا تلفنی بكنم، چهار تا قرار رو به هم میزنم و با هم میتونیم بریم.
• آدم سالم، خود به خودی است، خودجوش است، و بنابرین در جهانی زندگی میكند كه برای خودش آزادی و حق انتخاب قائل است. البته مسوولیت را میپذیرد و پیامدش را قبول میكند ولی توانایی این كار را دارد.

72. شجاعت و شهامت

• آدم سالم آدمی است شجاع.
• البته شجاعت یک حدی دارد و با حماقت یا لغات دیگری میتواند نزدیک باشد.
• ولی شما یا یک آدمی روبرو هستید كه قبول خطر میكند. قبول ریسك میكند.
• نیچه فریاد زد كه خطرناك زندگی كنید و دنیا از آن كسانی است كه بیشتر از آنی كه دارند، میخواهند. و به همین جهت است كه بیشتر از آن چیزی میشوند كه هستند.
• بنابربن در بسیاری از موارد محافظه كار بودن، محتاط بودن مسله ای را حل نمیكند. در بسیاری از موارد، حتی وضع بد را بدتر میكند. بنابراین شما با آدم سالم وقتی روبرو هستید، در او یك شجاعتی میبینید، توانایی انجام كاری را، برداشتن قدمی را. و به هر حال میپذیرد كه اگر No Gods, No Glory . اگر واقعا آن توانایی را برای پذیرفتن ضرر و خطر ندارید و به استقبال ضرر و خطر نمیروید، احتمالا ضرر و خطر در بدترین شرایط سراغ شما خواهد آمد.

73. اهل مطالعه

• آدم سالم آدمی است اهل مطالعه، و هفته ای تقریبا ۵ ساعت مطالعه، نه احتمالا خواندن بسیاری از این روزنامه ها و مجلات كه خواندنش تازه بداموزی دارد و یا احتمالا آنچه را كه انسان اموخته را از یاد انسان میبرد. مطالعه ای كه مفید و سازنده هست پیشنهاد میشود.
• یک آدم سالم میخواند و البته ممكن است این خواندن به صورت شنیدن هم باشد. چون برخی از ادمها از طریق گوشسان یهتر میتوانند بشنوند. ولی مطالب مهم است كه از كجا میاید. وقتی شما به رادیو و یا جز در شرایط استثنایی توجه میکنید، ان واقعا مطالعه نیست. برای اینكه از عمق و دقت لازم برخوردار نیست. اما ممكن است مطلبی روی یک CD امده باشد و یا كتابی به صورت CD امده باشد، در آن صورت كاملا متفاوت است.
• وقتی ما در دنیایی هستیم كه با توجه به اینكه در هر روز بیش از ۶٠ هزار صفحه مطلب تازه علمی بیرون میاید، دیگر هفته ای پنج ساعت مطالعه در هر رشته ای ما را میتواند در مسیر كاروانی قرار بدهد كه با سرعت دارد میرود، ولی من و شما به نوعی خودمان را به آن كوشش میکنیم برسانیم.

74. خوشحال و شاد و خندان

• آدم سالم آدمی است خوشحال و شاد و خندان.
• گفته شده كه تا زمانی كه انسان میگرید و میخندد معنایش این است كه زنده است و امیدی برای بهتر شدن و بهبودش هست.
• خنده بدون تردید اصلا نوعی درمان است. امروز حتی نوعی خنده درمانی داریم كه مطالعات نشان میدهد چگونه بر روی مغز اثر مثبتی میگذارد.
• شادی نشاندهنده نه تنها وجود واقعی انسان، بلكه كودك انسانی است و به همین جهت است كه آدم سالم آدمی است كه اقلا روزی یكساعت میخندد. و اگر كمتر از روزی یكساعت میخندند، احتمالا سالم نیست. و اگر معمولا با این مساله روبروست كه چطور میشود روزی یک ساعت خندید، كافی است عریان بشوید لخت بشوید جلوی آینه، احتمالا خواهید خندید. البته ممكن است بعدا گریان بشوید، ولی به هرحال اولش موجب خنده خواهد بود. اگر هم كم آوردید، میتوانید از دوستانی كه علاقمندید خواهش كنید كه همان كار را برای شما بكنند!
• بنابراین انسان باید دنبال موضوع برای خنده بگردد. سلامت روانی و نشانه امنیت و آرامش و راحتی در این خندیدن است. حتی خنده بلند، خنده ای كه احتمالا شما میتوانید به مقدار زیادی احساس كنید كه به نوعی كنترل زمان و مكان را یا محیط تان را از دست دادید.
• بنابراین اگر اهل شادی و خنده نیستید، احتمالا زندگی غم انگیزی خواهید داشت.
• یكی از تعریف هایی كه در طول تاریخ برای انسان شده این است كه انسان حیوان خندانی است. علتش این است كه این شادی و لذت را میتواند داشته باشد و هچنان در این باره میشود این نظر را داشت.

75. اهل تقریح

• آدم سالم آدمی است كه اهل تقریح است، اهل خوشگذرانی است.
• یکی از گرفتاریهای بسیاری از فرهنگ ها از جمله فرهنگ ما این است كه حرف این است كه:
o شما فعلا درس بخوانید و هیچ كاری نكنید
o بعدا سربازی بروید و هیچكار دیگری نمیتوانید بكنید
o بعدا بروید كار بگیرید
o خانه و زندگی بسازید
o بعدا ازدواج بكنید
o بچه ها را بزرگ بكنید
o بعدا چون آن بچه هایی كه شما بزرگ كردید، مانند خودتان عیب و ایرادی دارند، بچه های آنها را هم بزرگ بكنید
o بعد در سن ٧٠، ٨٠ سالگی با خاطر آسوده بروید و از زندگی لذت ببرید و دور جهان بچرِخید
o درحالیكه شما احتمالا دور خودتان هم دیگر نمی نوانید بچرخید و امكان این را ندارید كه حتی بفهمید دوروبر شما چه خبر هست.
• به همین دلیل است كه آدم سالم آدمی است كه تفریح را هر روز دارد.
• اگر شما اهل تفریح نیستید، زندگی را باختید.
• هرگز فكر نكنید كه ما فعلا درس میخوانیم یا كار میكنیم و بعدا تفریح میكنیم.
• هرگز چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
• قرار است تفریح جزئی از زندگی باشد.
• اصلا در مسیر یادگیری، یادگیری با فاصله است كه كار میكند.
• ما توی این دنیا نیامدیم كه كار بكنیم و درس بخوانیم.
• ما آمدیم توی این دنیا، زندگی كنیم و خوب زندگی كنیم.
• به ما گفتند كه نیازهایی داریم، باید نیازها را براورده كنیم، پس به خاطر رفع این نیازها باید كار بكنیم. بنابراین ٣٠ نا ۵٠ ساعت كار، در شرایط مختلف و متفاوت عادی است.
• اما اینكه فكر كنیم كه آمدیم در این دنیا كار بكنیم، حتما بیماری است
• آدمهایی كه كار بسیار میكنند یا اعتیاد به کار دارند، workaholic هستند حتما آدمهای تنها و جدا هستند. حتما هستند كه مایل نیستند حس كنند و جهان را احساس كنند و زندگی بكنند.
• بنابراین تفریح جزء اصلی و اساسی زندگی است.
• حتی در حیوانات مساله بازی و تفربح جزء مراحل اولیه رشد و سلامت آنهاست و به همین دلیل است كه اگر اهل تفریح نیستید زندگی را باختید.
• زندگیی را كه این قدر سفت و محكم بگیرید، با شما بسیار سفت و سخت و محكم برخورد حواهد كرد.

76. خوش مشربی Sense of humor

• آدم سالم آدمی است خوش مشرب، یعنی آدمی است كه هم بیانش را دارد. هم حالش را دارد. هم آن را حس و احساس میكند. هم به دنبالش هست.
• بسیاری از مردم هستند كه آن چنان خشكند و سختند كه اصلاحشان غیرممكن است.
• این ماجرای وقار. این ماجرای سنگینی. این ها بیماریهای فرهنگی است.
• انسان سالم انسانی است كه سبك حركت، میكند نه اینكه سنگین قدم برمیدارد.
• در فرهنگ ما بود كه مخصوصا دختر قرار نیست بخندد و اگر دختر بخندد ابرو میرود. یا اگر احتمالا میخندد دندانهای او نباید دیده بشود. اینها گرفتاری است كه هم به مساله تفریح و هم به مساله خوش مشرب نبودن آدمها مرتبط است.
• امروز یکی از ۵ علامت و یا ۵ موضوعی كه آدمها را در ازدواج جلب و جدب میكند خوش مشربی است و بنابراین بهتر است در این زمینه یک كاری بكنیم.
• غالب اوقات نداشتن خوش مشربی نشانه این است كه آن چنان غم و درد در درون دارم و آن چنان ترس و وحشت و شرم و گناه دارم كه میدانم اگر آن را ازاد و یا در چارچوب كلماتی كه معمول و مرسوم و یا واقعیات نیست ابراز كنم احتمالا خودم را لو داده ام و آبروی خودم را برده ام.
• بنابراین داشتن حالت شوخی. حالت خنده. شادی. شوخ طبعی. بذلهگویی. لطیفه مشخصه انسان سالمی است كه همچنان درست مانند گیاهی كه كل خودش را نشان میدهد، میخواهد آن قسمت وجودی و اساسی خودش را نشان بدهد.

77. سلامت فیزیكی و روانی.

• آدم سالم مواظب سلامت فیزیكی و سلامت روانی خودش هست.
• او نمیتواند نسبت به بدن خودش بی اعتنا باشد و فرضش بر این باشد كه یا خود بدن كار خودش را میكند و یا احتمالا من به بدنم اهمیت نمیدهم.
• این ماجرای تفكیك میان ماده و روح و روان یکی از حطرناكتربن كارهاست.
• سلامت فیزیکی شرط اصلی و اساسی سلامت روانی است. شما اگر بدن سالمی نداشته باشید، اگر مواظبت و مراقبت از بدن خودتان نكنید، حتما حتما سلامت روانی و زندگی خوب نخواهید داشت.
• در حصوص سلامت روانی ما امروز اصولی داریم و میدانیم و میشناسیم و برتر و بالاتر از روان درمانی و therapy هست كه نامش حمام روانی است.
• حمام روانی پدیده ای است لازم برای هر كس كه اقلا هفته ای یك ساعت یك چنین نظافتی را از روان خودش داشته باشد و این حمام روانی را انجام بدهد. بنابراین سلامت فیزیکی و سلامت روانی موضوع اصلی و اساسی است.

78. تغذیه و بهداشت درست

• امروز دو چیز را میدانیم:
o یکی اینكه بدن ما درست مانند اتومبیلی است كه بنزین میخواهد و نرسیدن به موقع و درست بنزین آن را از كار میاندازد.
o دوم تغذیه و بهداشت است. كه نوع غذا و چگونگی خوردن شما در ضمیر و ذهن شما، در حسٍ و احساس شما، در تفكر و عمل شما، در باورها و اعتقادات شما اثر بسیار مشخص و معینی دارد.
• بنابراین جوامع بر اساس نوع حتی غذایی كه میخورند، ویژگیهای روانی خاصی پیدا میكنند.
• به همین دلیل است كه تغذیه و بهداشت كه خوشبختانه بهش توجهی شده، زیرا در طول تاریخ مساله پزشكی، مساله بیماری بوده نه مساله سلامتی، ولی خوشبختانه اخیرا توجه شده و به این قسمت از دانش بشری توجه ویژه ای مبذول شده و تا برسد وارد سبستم زندگی مردمان عادی بشود، راه طولانی در پیش هست، ولی خوشبختانه قدمهای اولیه برداشته شده.