ويژگیهای شخصيت سالم- پنجاه و پنج تا شصت و پنج

ويژگیهای شخصيت سالم

پنجاه و پنج تا شصت و پنج

55. كار و كوشش

• بدون تردید كودكی كه در اختیار ما نیست، ما را میسازد یا ویران میكند.
• در بزرگسالی دو چیز است كه ما را میسازد و ویران میكند.
• مهمتر از همه مساله شغل و كار ماست و بعدا روابط ماست،
• به همین جهت است كه در دنیای امروز وقتی كه به شما بگویند كی هستید، اگر اسم شما را میدانند، بدون تردید مقصودشان این است كه كار و شغل شما چیست. این است كه وقتی من به شما میگویم ?Who are you اگر اسمتان را میدانم، پاسخ میدهید من مهندسم، من دندانیزشكم، خیلی ساده.
• بنابراین این كار است كه ما را میسازد.
• در طول تاریخ كار، بردگی و بندگی بوده، كار از آن خر و حیوان بوده. بعدا كار را ما به ماشین دادیم. اما امروز هیچ چیز به اندازه كار،ما را نمیسازد. شغلی كه ما داریم ما را میسازد. به همین جهت است كه آن كسانی كه شغل و كاری ندارند، یا شغل و كار خوبی ندارند، یا شغل و كارشان را دوست ندارند، از پا در میآیند.
• به همین جهت است كه اگر شغلی دارید كه آن را دوست دارید، در تمام عمرتان به یك اعتبار رنج نمیبرید، یا كار نمیكنید، اما پولدار میشوید. ولی اگر كاری كه شما میكنید شما را نمیسازد و از شما آدم بهتر و برتری نمیسازد، شما را از پا درمیاورد.
• به همین جهت است كه انتخاب رشته تحصیلی و شغل مساله بسیار جدی است. درحالیكه، برای بسیاری از ما فقط برای رفع نیازهای شماره یک هست. و معلوم است كه آن چیزی كه كسی كه از پا در میاید و چیزی كه از هم پاشیده میشود بدون تردید من و شماییم.
• مهم این است كه در كاری كه شروع میكنیم، این كار را شروع كنیم و تمام كنیم و آن را نه به بهترین صورت، بلکه به گونه ای كه خوب خود ماست انجام بدهیم.

• خوب خود باش، بهتر از دیگران نباش.

• بهترین، بدبختی است. به همین جهت است كه در اینگونه موارد هم من كارم را انجام میدهم در حدی كه خودم باهاش راحتم، كاری كه فكر میكنم از من آدم تازه ای میسازد. این همان بحثی است كه در مساله خوشبختی وجود دارد كه وقتی من در حداكثر توان فیزیكی و روانی خودم حركت میكنم و واین شور و شوق را برای انجام فعالیت و كاری كه دارم میكنم، دارم، معلوم است كه آن احساس خوب به من دست میدهد. بنابراین مساله كار و كوشش مشخصه یك آدم سالم است و بنابراین بازنشستگی برای آن معنا ندارد.
• بازنشستگی معنایش این است كه به جای ۵٠ ساعت میشود ۴٠ ساعت و ٣٠ ساعت و ٢٠ ساعت و ا٠ ساعتا و ۵ ساعت کار کرد.
• معنای دیگر بازنشستگی این است كه نوع كار را عوض میكند. شما روزی كه بازنشسته میشوید معلوم است كه هیچ وقت توی زندگیتان راحت و آسوده نبودید و هیچ وقت توی زندگیتان از كاری كه كردید لذت نبردید.
• بنابراین دنبال بهانه ای میگردید كه احتمالا حقوقی بگیرید و در خانه بمانید.
• بازنشستگی فاجعه است و به همین جهت است كه در كشورهایی كه متوجه این مساله بودند، هیچ وقت یک كسی را بازنشسته نمیكنند. اینكه بعد از ٣٠ سال، ۴٠ سال یگویند برو منزل! بلكه به تدریج كارش را و نوع كارش را تغییر میدهند.
• به همین جهت است كه کسی كه بازنشسته میشود در كار، یا بازنشسته میشود در زندگی، حتی به شش ماه عمرش ادامه پیدا نمیكند و از پا درمیاید.
• انسان یک موجودی است كه قرار است پر بزند، چون پرنده است و پرواز میكند. روزی كه پر نزد برای مدت كوتاهی ممكن است احساس خوبی داشته باشد، بدون زحمت در هوا است ولی دیر یا زود به زمین خواهد خورد. به همین جهت است كه مساله كار و كوشش موضوعی است كه ما را میسازد.

56. كنجكاوی

• آدم سالم آدمی است كنجكاو. آدمی است كه میخواهد بداند، آدمی است كه میخواهد سر در بیاورد، آدمی است كه میخواهد بفهمد، معنایش این نیست كه میخواهد بفهمد برای اینكه ازش سواستفاده كند، ولی تعجب نكنید حتی اگر به خانه كسی میروید، به دور و بر نگاه میكنید، اگر به اتاق خوابش نگاه میكنید، مادام كه نمیخواهید از توی آن چیزی در ییآورید و به كسی حرفی بزنید و گزارشی بدهید، نشانه سلامتی شماست. حتی میخواهید بفهمید چه خبر است،
• نه به خاطر تحقیر است، نه به خاطر مقایسه است، نه به خاطر… بلكه فقط به صرف دانستن است. میل به دانستن، میل به فهمیدن، میل به شناخت. به همین جهت است كه شما وقتی بروید توی مهمانی، وقتی سر یک میزی میگذارند كه ۱۰ نفر آدم دوروبرش هستند كه نمیشناسید، شما را باید خوشحال بكند، برای اینكه الان میتوانید كنجكاوی شما را ارضا كند، یك چیزهایی درباره یك مقدار آدمها بدانید كه احتمالا شباهتی ممكن است به زندگی شما نداشته باشد. و به همین جهت است كه یک چنین آدمی به دنبال تفاوت هاست.
• درحالیكه آدم ییمار و گرفتار همیشه به دنبال شباهت هاست. یعنی همیشه میگردد ببیند كی شبیه و مانند او هست، و با آنچه كه مختلف و متفاوت است،ابدا كاری ندارد.
• بنابراین آدم سالم آدمی استکه كنحكاو، تا مرز فضولی، تا مرز فضولی، ولی بدون سواستفاده است.
• بنابراین اگر شما رفتید خانه یک، كسی، اتاق خوابش را دیدید. آن زیرها را یك نگاه كردید ولی این را برای خودتان ازش استفاده كردید اشكالی ندارد، ولی اگر رفتید به یک كسی گفتید اتاق خواب فلانی چنین است، آن موقع اسمش دخالت اسب و بیماری و گرفتاری.

57. – سازندگی constructive

• آدم سالم آدمی است سازنده.
• آدم سالم این فرض را دارد كه زمین به اندازه كافی هست، بنایراین هرجا كه لازم باشد من میروم خانه میسازم.
• بسیاری از آدمهای بیمار فرضشان بر این است كه ما میخواهیم بدیها را یا عیب و ایرادها را درست كنیم، ولی اول باید آن را خراب كنیم. برخی از اوقات در شرایط خاص، در یک وضعیت، ممكن است این معنا داشته باشد، ولی آدم سالم به دنبال این كار نیست. آدم سالم میرود یک زمین پیدا میكند، ساختمان و خانه را آنجا میسازد. چرا باید یک خانه خرابی را خراب كند، آن را بازسازی remodel كند یا روی آن بسازد، این نیرو و انرژی را برای چه صرف كند؟ چون زمین هست.
• بنایراین فرض آدم سالم این است كه وقتی كه میتوانم كه چیزی را بسازم، چرا چیزی را ویران كنم؟ بنابراین این آدم به دنبال این نیست كه عیب را از بین ببرد و ایراد را از بین ببرد، یا با بدی ها بجنگد.
• به مجرد اینكه با بدیها بخواهید بجنگید:
o اول باید بدی را بشناسید، همین قدر كه بدی را شناختید، یعنی بدی را در مغزتان بردید،
o دوم برای اینكه بدی را خراب كنید، شما باید بدی كنید، و
o سوم اینكه تازه اخر كار شما چه كردید؟ شما یک عمله مخربی هستید كه یک چیزی را كه مال گذشته بوده و بد بوده را خراب كردید.
• ساختن و سازندگی موضوع دیگری است. و به همین جهت است كه آدم سالم از این مرحله پرهیز میكند. به دنبال نابودی نیست، به دنبال تصحیح نیست، به دنبال پیدا كردن عیب و ایراد و بد و منفی نیست، كوشش در جهت این است كه بروم آنجایی را كه میشود ساخت، بسازم. و به همین جهت است كه بسیاری از سازندگان كسانی بودند كه فقط نیرو و انرژی خودشان را آنجا متوجه و متمرکز كردند. به جای احتمالا حتی جنگیدن با مفاسد اجتماعی آمدند مدرسه بهتر، پدر و مادر بهتر را به وجود آوردند.
• آن وقت است كه میشود امیدوار بود كه كار ساختن ما یک كار اصولی و اساسی است و احتمالا ما را به جایی میرساند.

58. آغازگری و خلاقیت initiation

• آدم سالم آدمی است كه آغازگر است، یك كاری را شروع میكند كه دیگران نكرده اند. از اینكه خلاقیت داشته باشد اصلا پروایی ندارد، یک كاری را برای اولین بار میكند.
• آدم عادی و معمولی یا بیمار همیشه دنبال این است كه كار دیگران را تقلید كند، میبیند چه جوری میشود كپی كرد، چگونه میشود مانند آن بود یا پا جای پای آن گذاشت. جز در شرا بط استثنایی كه مسال اساسی مطرح است، در بقیه موارد همیشه غلط است.
• شما قرار است آغازگر باشید، بنابراین بسیاری از مردم هستند كه وقتی میگویند بفرمایید سر میز شام، اصلا فكر میكنند كه هرگز آنها نباید راه بیفتند. بگذار یک عده ای بروند. یا بفرمایید سر مثلا پیست رقص، نه بگذار شلوغ پلوغ بشود بعد ما بروبم، چون اینها هیچ وقت توانایی ندارند كه آغازگر باشند، نفر اول هیچ چیزی باشند.
• مساله دوم، خلاقیت است. آدم سالم به خودش اجازه میدهد كه هر چیزی را كه میگیرد بدون اینكه اصالت آن موضوع را و بدون اینكه اعتبار و ارزش آنچه را كه گرفته كم بكند، از خودش اثر میگذارد.
• حتی وقتی شما بهش لطیفه ای را میگویید، این را یك جور دیگر تعییر میدهد. وقتی بهش منوی غدایی میدهید، یك كمی اش را عوض میكند. و بنابراین اثری از خودش همیشه در همه چیزی هست.
• یعنی مساله خلاقیت بسیار مهم است كه توی این آدم هست. یعنی شما با یک آدمی روبرو هستید كه در پی به وجود آوردن چیزی است كه دیگری نیاورده و این یک احساس فوق العاده خوبی است.
• به بچه ها نگاه كنید كه وقتی حتی چهار تا لحاف را روی هم میگذارند یا یك پتویی را میكشند روی چهار تا صندلی و میگویند اینجا خانه من است و میروند آن زیرش، شما اصلا به شكل و ریختشان، به هیجانی كه دارند، نگاه كنید كه چه اندازه از آن دارند لذت میبرند. چرا؟ برای اینكه یک چیزی را خلق كرده اند و انسان اینجاست،
• دقیقا بگذارید این نكته را عرض كنم كه خدا خالق است و انسان هم خالق است. به همین جهت است كه باور من این است كه انسان مخلوق خداست و خالق خودش است. مساله خلق در انسان همان شباهت را به خدا دارد، او خلق كرده و ما هم توانایی خلق كردن داریم.

59. مشوق و اهل كمك و یاری

• آدم سالم آدمی است مشوق و اهل كمك و یاری
• مشوق، یعنی،،… یك كسی است كه دیگران را تشویق میكند.
• به مجرد اینكه ببیند كسی كار خوبی میكند، اگر كسی قدمی برداشته، آن را به نوعی حمایت میكند. همیشه یک جوری دستش یشت سر همه است كه برای رفتن و بهتر شدن حركت بكند.
• آدمی نیست كه جلو ی آدمها بایستد، آدمی نیست كه به اعتراض و انتقاد برسد، به جنبه بد و منفی كار انها برسد، ابدا!
• در جهت آموزش در كودكان دقیقا باید همین كار را كرد. و در نتیجه مساله تشویق reinforcement موضوع مهمی است و در عین حال كمك و یاری میكند.
• اگر بتواند كاری بكند، بدون اینكه انتظار و چشمداشتی داشته باشد انجام میدهد. برای اینكه او دارد آن كار را میكند.
• شما اگر بتوانید یک نفر را علاقمند كنید كه كتاب بخواند، درحقیقت او را با صد تا دانشمند آشنا كردید، فعط شما یک اشتیاقی در او برای خواندن به وجود آوردید، قدم اول را شما برداشتید ولی او راه را تا آخر رفته.
• درست مانند پدر و مادری كه به بچه راه رفتن را یاد میدهند و آن بچه است كه همه زندگی را بعدا خواهد رفت. و مهم مسله كمك و یاری است.
• امروز از نظر علمی گفته میشود آدم سالم كسی است كه حداقل یك بار در روز میایستد و میگوید من برای دیگری بدون هیچ چشمداشتی بدون اینكه هیچ اهمیتی داشته باشد، چه كار مهمی برای یكی دیگر میتوانم بكنم؟ چون روزی كه من از خودم بتوانم بیام بیرون و بایستم و بگویم من میخواهم برای یك كس دیگری یك كار مهمی بكنم، فقط به خاطر او، برای اینكه من قرار است برای دیگران كار بكنم، زندگی را بردید، تا اینكه با همه به فكر خودم باشم یا فقط پرسش من این باشد كه دیگران برای من چه كار میتوانند بكنند، كه فاجعه است.

60. اشتباه

• آدم سالم آدمی است كه با اشتباه مساله و مشكلی ندارد. میداند كه اشتباه عادی است،
• انسان موجود ناقصی است، انسان از طریق اشتباه در بیشتر موارد یاد میگیرد.
• كسی كه از اشتباه میترسد، هرگز كاری نمیكند و بنابراین موضوع را كاملا فهمیده.
• اولا، بد و غلط را با اشتباه یکی نمیداند. ما توی زندگی اشتباه میكنیم. ولی كار بد و غلط جز موارد استثنایی نمیكنیم.
• دوم، با اشتباه راحت است. به همین جهت است كه آمادكی دارد كه اشتباه بكند. ولی مهم این است كه اگر اشتباه كرد، اشتباهش را بلافاصله اگر در ارتباط با دیگری بوده معذرت میخواهد. اگر با خودشٍ بوده چرایی اش را پیدا میكند و کوشش میكند كه از آن اشتباه بیاموزد.
• آدم سالم میداند كه در بیشتر موارد، تنها و تنها راه پیشرفت، تنها و تنها راه بهتر و برتر شدن، اشتباه است و عیر ار این، راهی ندارد.

61. شكست defeat and failure .

• آدم سالم میداند كه مسله شكست، یك واقعیت است.
• شكست از آن كسانی است كه میخواهند یک كاری بكنند.
• آدمهایی كه در هر زمینه ای كاری نكردند، هرگز هم شکست نخورده ند.
• شكست اصلا پل پیروزی بعدی است.
• به همین جهت است كه مخصوصا پدر و مادر قرار است كه بچه ها را از كودكی با ورزش آشنا كنند. زیرا در هر ورزشی همیشه شكست است. معنایش شكست من نیست. مسله شكست، معنایش عیب و ایراد من نیست.
• مساله شكست، معنایش این است كه من به جابی رسیدم كه جرات مبارزه دارم و در این مبارزه همچنان كم دارم و باید بیشتر و بهتر بیاموزم.
• بنابراین شكست از آن كسانی است كه در زندگی موفق بودند.
• هر كس شكستی نداشته، پیروزی هم ندارد.

62. انعطاف flexibility

• آدم سالم قابلیت انعطاف دارد، منعطف هست. درحالیكه اصول و قواعدی را رعایت میكند، اما همه جا آمادگی انعطاف دارد. ما با قطعیت و مطلق سروكاری نداریم. بنابراین اگر قرار است بچه ها ساعت ٨ بخوابند همیشه میشود آن را تا حدودی به گونه ای در آورد. اما اینكه سر ساعت ٨ باید چنین و چنان بشود، اینها، كارهای حطرناكی است. توی هیچ جای دنیا و در هیچ زمینه ای قرار نیست چنین باشد.
• ما همیشه باید بدانیم كه قانون، ضرورتی نامطلوب است. قانون یک چیزی است كه خط را میكشیم، جز در موارد اسثنایی كه احتمالا پای دیگران یا مسائل جدی مطرح است، همیشه باید قابلیت انعطاف داشت.
• این قابلیت انعطاف مساله مهم و اصلی و اساسی است .
• شخصیت بیمار به صورتی منجمد در آمده، و به صورتی شده كه امكان تغییرش نیست، یعنی ساخت و زیربنا، توانایی، بلاهرحال، پذیرفتن دگرگونیهای كم را ندارد، بنابراین قابلیت انعطاف ندارد.

63. پاسخ به حوادث و واقعیات respond

• آدم سالم در زندگیش به حوادث و واقعیات جهان پاسخ میدهد.
• معنای پاسخ این است كه اوضاع را كامل ارزیابی میكند. علم را به كار میگیرد. اطلاعات را به كار میگیرد. مشورت میكند. میاندیشد. و بعدا به شرایط پاسخ میدهد.
• معنای پاسخ دادن این است كه بسیاری از اوقات كاری نمیكند یا همان زمان و همان موقع كاری نمیكند.
• آدم بیمار و گرفتار به شرایط واكنش React نشان میدهد. یعنی قانون و قاعده طبیعت را به كار میگیرد. درست مانند توپی كه به زمین زده میشود بالا میاید. یا برخی اوقات حالت reflection یا انعكاس دارد، درست مانند نور.
• آن كسی كه از سلامت عقل برخوردار است، معلوم است كه به جهان پاسخ میدهد، او به شرایط پاسخ میدهد.
• پاسخ در بسیاری از اوقات این است كه هیچ كاری نكنید.
• گرفتاری فرهنگی ما این است كه وقتی یک مساله ای اتفاق میافتد، بسیاری از ما میگویند باید یک كاری كرد، نه! فقط باید كار خوب كرد، اگر نمیدانیم بهترین كار یا كار خوب چی هست، بهتر است كه هیچ كاری نكنیم.
• ما قرار است كه كار درست و خوب را بكنیم، نه اینكه همیشه باید یك كاری بكنیم.
• بچه یک كاری كرده نمیدانیم چه كار كنیم، بهتر است كه هیچ كاری نكنیم. هیچ كاری نكنیم، تا اینكه احتمالا كاری بكنیم كه كار بد و غلطی باشد و مطمئن نیستیم.

64. در كنترل خود self-control و منضبط self-discipline

• آدم سالم آدمی است كه در كنترل است، منضبط است .
• مشكل مردم دنیا در طول تاریخ این بوده كه میخواهند دیگران را كنترل كنند.
• روزی كه خواستید دیگران را كنترل كنید، شما یك پیامی فرستادید كه من خودم در كنترل نیستم.
• هر كسی كه خودش در كنترل است، كاری به كنترل دیگران ندارد.
• هر آدمی كه میخواهد دیگران را كنترل كند، معنایش این هست كه كنترل خودش از دستش در رفته.
• كنترل دیگران نشانه اضطراب است، نشانه نوعی احساس خطر است ، و برخی از اوقات احساس حقارت از یک طرف و احساس برتری از جانب دیگری است.
• مساله دوم انضباط discipline است. یعنی آدم سالم، آدمی است كه منضبط است. به خودش در زمان و مكانی كه باید فرمان میدهد كه باید پاشی، وقت خواب است، حالا باید بخوابی… قابلیت انعطاف دارد، به ندای درون خودش توجه میكند.
• گفتگو و مكالمه ای با خودش دارد، ولی در بسیاری از موارد محكم firm در مقابل خودش میایستد.
• تمام آدمهای موفق و خوشبخت دنیا در كنترل خود و منضبط بوده اند.

65. تفاوت احساس و اندیشه.

• آدم سالم، خبر از این دارد كه احساس feeling and emotion با تفكر thinking، متفاوت است.
• احساس و اندیشه اصلا از دو جای مختلف، دو نوع هویت و ماهیت متفاوت دارند و این را تفكیك میكند.
• میداند چه چیزی را حس و احساس میكند و دوست دارد، و چه چیزی واقعیت است و عقل و علم و درست است. این تفاوت میان درست و دوست برای انسان سالم موضوع بسیار مهمی است.
• متاسفانه بسیاری از مردم آنچه را كه دوست دارند، درست میدانند. یا آنچه كه درست میدانند را دوست دارند. درحالیكه ما در بسیاری از موارد باید بدانیم چیزی را دوست داریم، اما درست نمیدانیم یا چیزی كه درست است را دوست نداریم، روزی كه اینها را توانستیم تفكیك بكنیم، احتمالا نزدیک به ویژگیهای فردی میشویم كه از سلامت روانی برخوردار است.