رابطه رویا با عالم بیداری

خواب دیدن یا رؤیا -۲

از کتاب      Sigmund Freud (1900)-The Interpretation of Dreams

رابطه رویا با عالم بیداری

The Relation of the Dream to the Waking State

رابطه رویا با عالم بیداری

·         سوالی که شاید برای بیشتر افراد پیش می آید، این است که آیا خواب و رویایی که ما می‌بینیم رابطه‌ای با عالم واقعیت دارد یا نه؟

o       دو نظر در این رابطه وجود دارد:

A.     گروهی از افراد مدعی هستند که در رویاها، زندگی روزانه تکرار نمی شود.  رویا هدفش آزاد کردن ما از زندگی روزانه است، حتی زمانی که تمام ذهن ما آکنده از چیزی است  و تمام نیروی ذهن ما جذب مسئله‌ای می شود.  رویا جز آنکه وارد فضای روانی ما شود و واقعیت را با نمادها بازنمایی کند کار دیگری نمی کند.

B.     اما گروهی دیگر مدعی هستند که مضمون رویا همواره بیش و کم به وسیله‌ شخصیت فرد رویابین ، سن‌اش، جنسیت‌اش ،طبقه‌اش ،سطح تحصیلاتش ،شیوه‌ معمول زندگی‌اش و به وسیله‌ی رویدادها و تجربه‌های زندگی‌ گذشته‌اش مشخص می‌‌شود.

o       تضاد بین این دو نظریه در واقع حل نشدنی است و شاید بهتر است با این هم عقیده شویم که: توصیف ویژگی‌های خواب یکسره ناممکن است، مگر به وسیله یک رشته تقابل‌ها، که گویی به مرحله تضاد رسیده‌اند.

 اولین این تقابل‌ها از سویی به وسیله کامل بودن جدایی و تمایز رویا‌ها از زندگی واقعی و عملی تبین می‌شود ، و از سویی دیگر به وسیله‌ی تجاوز دائمی‌شان به یکدیگر و بستگی دو جانبه دائمی‌شان.

مواد رویاها The Material of Dreams

o       تمام مواد یا اطلاعاتی که مضمون یک رویا را می‌سازند، به طریقی از تجربه مشتق می شوند، یعنی در رویا باز تولید می‌شوند یا به یاد می‌آیند .

o       ممکن است اطلاعاتی در محتوای رویایی عیان شود که در حالت بیداری آن را به عنوان دانش یا تجربه خود نشناسیم،  از این رو درباره‌ منشا رویا به شک می‌افتیم و وسوسه می‌شویم باور کنیم که رویاها دارای نیروی تولید مستقل‌‌اند، تا عاقبت اغلب پس از فاصله‌ طولانی می‌توان آن را بیاد آورد.

o       برانت Hildebrandt  می‌گوید: من از پیش آشکارا پذیرفته‌ام که رویا گاهی با قدرت حیرت‌آور بازتولیدشان ، رویدادهای دور و حتی فراموش شده را از سال های اولیه زندگی ما به ذهن ما باز می‌آورند.

o       مواد رویاها ممکن است مربوط به دوران کودکی باشند، که عمدتاً با شکاف‌هایی در قوه‌ هشیاری حافظه خدشه دار شده‌اند و این وضعیت به رویاهای ابر حافظه‌ای جالبی می انجامد و حتی مواد رویا ممکن است تجارب روزهای گذشته‌ قبل از رویا را تداعی کنند.

o       یک مشخصه‌ دیگر در رویا انتخاب است. بسیاری از نویسندگان از جمله برانت معتقد هستند آنچه که بی‌اهمیت، بی‌معنا و بی‌ارزش است، در رویا برای ما تداعی می‌شود

 تا اتفاقاتی که برای ما ارزشمند است. مثلاً مرگ عزیزان با خواب رفتن ما از ذهن پاک می‌‌شوند و بلافاصله به رویا تبدیل نمی‌شود،  اما زگیل پیشانی یک رهگذر در رویای ما وارد می‌شود.

o       از این نظریه‌ها می‌توان این گونه نتیجه گرفت که هیچ چیز از آنچه زمانی از لحاظ فکری دارا بوده‌ایم، نمی‌تواند یکسره از دست برود.

o       دلبایف Delboeuf  می‌گوید: حتی بی‌اهمیت ترین تاثیر، ردی ثابت بر جای می‌نهد، که به طور نامحدودی قادر به احیاست .

 

فراموشی رویاها پس از بیداری:

Why Dreams are Forgotten after Waking

o       شاید یکی از مشکلاتی که ما با رویاهای خود داریم، این است که پس از بیدار شدن آنها را فراموش Fades Away  می‌کنیم،  البته در بعضی مواقع نه به صورت کامل. همچنین باید خاطر نشان کرد که تعدادی از رویاها با سماجتی خارق العاده در حافظه می‌مانند.

نویسندگان بسیاری در این مورد اظهار نظر کرده‌اند و هر کدام عواملی را باعث فراموشی می‌دانستند، که در زیر به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

o       مفصل‌ترین شرح در مورد فراموشی رویا از آن استرومپل Strumpell  می‌باشد.  وی چندین علت را ارائه می‌دهد که در مرتبه‌ اول ذکر می‌کند که تمام عللی که به فراموشی در عالم بیداری ختم می شود، در رویاها نیز دست‌اندکارند. به عنوان مثال: ما در طول روز احساس‌ها و تحریک‌های بیشماری را دریافت می کنیم، اما به سرعت فراموششان می‌کنیم،  چونکه خفیف و ضعیف هستند. در مورد رویاها هم این مطلب صادق است، ما تصاویری از رویا را در ذهن داریم که قوی‌تر باشد.

o       عامل مهمتری که وی ذکر می‌کند این است که اگر بخواهیم احساسات، افکار، تصاویر و‌… در حافظه بمانند و فراموش نشوند،  باید یک ساختار و سلسله مراتبی داشته باشند، نه اینکه منفرد باشند، در غیر اینصورت یاد‌آوری آنها با مشکل روبه‌رو می شود .

در مورد رویا می توان گفت چونکه پس از بیداری، رویاها تکه تکه می‌شوند، و ساختار‌هایی که رویا را تشکیل می‌دهند، فاقد کیفیت هستند،  رویاها هم بلافاصله محو می‌شوند و یاد‌آوری را مشکل می‌کنند.

o       یک واقعیت دیگر این است که اغلب مردم توجه چندانی به رویاها‌ی خود نمی‌کنند، هر که مانند یک پژوهشگر به رویاهای خود توجه کند،  رویای بیشتری دارد، یعنی رویاهایش را به سهولت به خاطر می آورد.

o       دو دلیلی که بوناتلی Bonatelli  ذکر می‌کند این است که:

1)     تغییر در حس عمومی حیات میان حالات خواب و بیداری، که برای باز‌آفرینی آنها نامساعد است.

2)     آرایش متفاوت عنصر اندیشگانی در رویاها، که آنها را گویی برای آگاهی بیداری ترجمه ناپذیر می‌کند.

o       واقعیتی دیگر که جسن Jessen  بر آن تاکید می‌کند این است که:  ما رویاهای خود را تحریف می‌کنیم، یعنی همیشه شکاف‌هایی را در میان رویاهای خود حس می‌کنیم

و به نقل از خود پر می‌کنیم.  گرایش ذهن بشر به اینکه همه چیز را مرتبط ببیند، آنقدر قوی است که خود به خود هر شکافی را که ممکن است  در رویایی نا‌منسجم بوده باشد، پر می‌کند.

o       او پیشنهادی را که ارائه می‌دهد این است که با کمترین تاخیر ممکن ، آنچه تازه تجربه یا مشاهده کرده‌ایم، بر کاغذ بیاوریم،  در غیر این صورت فراموش می‌شوند، که البته فراموشی کامل مشکلی به وجود نمی‌‌آورد،  اما فراموشی ناقص گول زننده است و حتی ممکن است که هنرمندی خلاق شویم و تکه‌های گمشده‌ رویا‌ی خود را با افسانه پر کنیم.

 

نظریات رویا ورزی

o       در عهد باستان رویاها را امری از جانب خدایان و برای هدایت اعمال مردم می‌دانستند،  که همان هم اطلاعات ارزشمندی در اختیار ما قرار می‌دهد.  اما از زمانیکه رویا به موضوعی برای پژوهش علمی تبدیل شده ‌است، نظریات متعددی ارائه گردیده است.

o       ما می‌توانیم این نظریه‌ها را به سه گروه تقریبی تقسیم‌بندی کنیم:

     I.            نظریه‌پردازانی مانند دلبایف Delboeuf معتقد هستند که تمام فعالیت روانی در رویاها ادامه می‌یابد.  طبق نظر آنها ذهن به خواب نمی‌رود و دستگاهش دست‌نخورده باقی می‌ماند،  اما چون تحت شرایط حالت خواب که از حالت بیداری متمایز است قرار می‌گیرد،  کارکرد عادی‌اش ضرورتاً نتایج متفاوتی در خلال خواب به بار می‌آورد .

به این نظریه ایراد‌ها و اما اگر‌های بسیاری وارد شده است و جای سوال بسیار دارد ، مانند اینکه چرا مکانیسم پیچیده دستگاه ذهنی باید به کار ادامه دهد؟

    II.            نظریه پردازانی عکس نظریه بالا را دارند و معتقد هستند رویاها متضمن کاهشی در فعالیت روانی‌اند Diminution of the Psychic Activity. ضعف در ارتباط‌ها Loosening of Connections و فقر در مصالح قابل حصول of the Available Material Impoverishment.

خواب اثر دامنه داری بر ذهن می‌گذارد و تنها مشتمل بر این نیست که ذهن از دنیای بیرون بریده شود،  بلکه خواب راه خود را به مکانیسم ذهنی باز می‌کند و آن ‌را موقتاً از کار می‌اندازد.

ایرادی که این نظریه دارد این است که آسان از بدترین مانع در راه توضیح رویاها ، یعنی مشکل پرداختن به تناقضات درگیر در رویاها ، پرهیز می‌کند.

این نظریه رویاها را به مثابه‌ پیامد بیداری ناقص محسوب می‌دارد،  یا به نقل از هربارت Herbart  ، بیدار شدنی تدریجی ، ناقص و در عین حال به غایت غیر عادی .

پس به این ترتیب این نظریه می‌تواند از یک رشته حالات بیداری همواره رو به رشد، که اوج آن حالت بیداری کامل است، بهره جوید تا شرحی از رشته تغییرات کارایی کارکرد ذهن در رویاها به دست دهد،  تغییراتی با دامنه‌ای از ناکارایی ذهن تا کارکرد فکری کاملاً متمرکز.

   III.            سومین نظریه بیشتر نظریاتی است که نویسندگان متقدم در باب رویا در زمینه روانشناسی داشته‌اند.  این‌ها معتقدند که ذهن رویا ورز ظرفیت و استعدادی برای تحقق فعالیت‌های روانی خاصی دارد، که در حالت بیداری عمدتاً یا کاملاً عاری از آنهاست. فعالیت یافتن این ظرفیت‌ها در رویاها معمولاً به رویا ورزی کارکردی فایده گرایانه می‌بخشد. این خوشی ذهن‌ور بکارگیری آزادانه‌ نیروهای خویش را به مثابه‌ وضعیتی در نظر می‌گیرد که در آن ذهن تازه می‌شود و برای کار روزانه نیروی تازه می‌گیرد.  در واقع ذهن در رویا از نوعی تعطیلات بهره می‌جوید .

o       کارکرد شفا‌بخش و جان‌بخش رویاها نزد پورکین Purkinje  اهمیت بیشتری دارد. وی می‌گوید:

رویاها بازی ساده‌ تخیل هستند و ربطی به مسائل روزانه ندارند.

 ذهن علاقه‌ای به تداوم تنش‌های عالم بیداری ندارد.

 ذهن درصدد آرام‌سازی این تنش‌ها و رهایی از آنهاست.

ذهن قبل از هر چیز، شرایطی را ایجاد می‌کند که خلاف شرایط عالم بیداری است.

بسیاری از زخم‌های جان که در خلال روز دائماً سرباز می‌کنند با خواب درمان می‌شوند.

شفا بخشی زمان، تا حدی بر همین امر بنیان گرفته است.