نظریه های رویا – ۲

خواب دیدن یا رؤیا -۹

نظریه های رویا – ۲

o       تفاوت های نظری در باره در بین دیدگاه های پژوهشی بسیار بارز است و شامل رویکردهای:

     i.            روان تحلیل گری Psychoanalysis  (فروید، ۱۹۰۰)،

    ii.            تحلیلی Analytical  (یونگ، ۱۹۳۳)،

   iii.            شناختی Cognitive  (سی. هال، ۱۹۵۳)، Clark L. Hull

   iv.            انسان گرایی Humanistic  (راجرز، ۱۹۸۰)،

    v.            علم اعصاب Neuroscience  (هابسن، ۱۹۸۸)، Allan Hobson

   vi.             عصبی شناختی Neurocognitive  (دامهوف، ۲۰۰۳) ،   William Domhoff  می شود.

o       درمان گران بالینی Clinical Psychologists در هر گوشه ای از این بحث به طور مداوم نشان می دهند که رؤیاها برای بیمار در فرایند تفسیر، دارای ارزش روان درمانی اند.

o       اولین نظریه ها در دوره مدرن روان تحلیل گرانه Psychoanalysis  و بر اساس مطالعات موردی بود. نظریه روان تحلیل گرانه رؤیاها با انتشار کتاب تفسیر خواب سال ۱۹۰۰ فروید با قدرت افراشته شد. این نظریه محتوای رؤیا را به آرزوهای سرخورده ناهشیار Unconscious Wish Fulfillment  نسبت می دهد.

o       روان تحلیل گران فرویدی اعتقاد دارند که رؤیاها تحقق آرزو هستند و رؤیا یک شی آرزو شده خارجی را با یک نماد روانی درونی جابجا می کند.

فروید تصاویر رؤیا را ایجاد شده توسط ممنوعیت های سرکوب شده Royal Road to the Unconscious ، اغلب از نوع جنسی، در ناهشیار می داند.

o       کار رؤیا شامل مکانیسم های:

    i.            جابجایی Displacement ،

   ii.            بازنمایی، Projection

  iii.            نمادپردازی Symbolization

  iv.            تراکمCondensation ،

   v.            بسط ثانوی،    Rationalization – Secondary Revision  می باشد.

o       در فرایند خودمختاری، رؤیا تخیلی است که به وسیله معانی و نمادها با مراقب اولیه جابجا می شود. بیمار به وسیله رؤیا می تواند جنبه های مختلف خود را به جای فرافکنی بر دیگران، درونی کند.

o       یونگ در ۱۹۳۳ و در مخالفت با دیدگاه جبری (تعیین­ گرانه)  Deterministic فروید پیشنهاد داد که کار رؤیا کارکردهای متنوعی  مثل کارکرد غایی و کارکرد جبرانی دارد؛ ناهشیار، محتوای رؤیا را می سازد تا به چیرگی و غلبه هشیاری بر یک جنبه را جبران کند  تا تعادل را بین روان و تمامیت وجود برقرار کند؛ رؤیا جنبه های نادیده انگاشته زندگی بیداری را ارائه میکند.

o       دیدگاه تحلیلی یونگی همچنین عقیده دارد که رؤیاها حاوی مواد کهن الگویی و هویداسازی خِرَد فراشخصی از درون ناهشیار هستند،  که موجب انتقال تحولی (رشدی) هشیاری  می­شوند.

o       نظریه یونگی مفهوم رؤیای بزرگ را ارائه می کند، رؤیایی پر ارزش که رؤیابین را به صورت غایی انتقال می دهد. مثل رؤیایی که یونگ در چهارسالگی دید که : نماد قضیبی عظیم در بالای اورنگ یا تخت پادشاهی Throne  قرار داشت و صدای مادرش که می گفت بله، فقط به او نگاه کن. این همان انسانخور Man-eater  است. این رؤیا عمیقاً بر پندار یونگ درباره خدا، دین و مسائل جنسی در طول زندگیش تأثیر گذاشت.

o       یونگ عقیده داشت رؤیاهای بزرگ که اغلب قدیمی ترین رؤیاهای در خاطر هستند، اغلب در سنین بین سه تا پنج سالگی اتفاق می افتند.

o       در یک دیدگاه متضاد، نظریه پردازان علم اعصاب نظیر هابسن Allan Hobson نشان دادند که محتوای رؤیا فقط تلاش مغز برای همخوانی با کثرت تحریک ها است.

o       سولمز Mark Solms  ، عصب‌شناس و روانکاو Psychoanalyst و استاد نوروسایکولوژی Neuropsychology دانشگاه کیپ تاون و از تاسیس کنندگان انجمن روانکاوی بریتانیا، بیماران دارای آسیب مغزی را بررسی کرد و گستره وسیعی از مناطق مغزی را یافت  که جهت فرایند نمادسازی Symbolization  درگیرند.

o       نظریه هابسن اعلام می کند که ریشه رؤیا دیدن، فعال سازی اتفاقیRandom Activation  نواحی مربوط به ساقه مغز، پل ها و نواحی مغز میانی است که توسط قشر مغز Cortex ، این فعال سازی ها هماهنگ می شود.  این نظریه می گوید سیستم فعال سازی، ترکیب هرگونه اساس انگیزشی را رد می کند. به همین ترتیب، نظریه شناختی هم محتوای نمادین رؤیا را به نفع محتوای به یاد مانده هشیار از تأکید خارج می کند.

o       هال Clark Hull که تأکید را بر محتوای گزارش شده رؤیا قرار داد و یک سیستم کدگذاری برای طبقه بندی محتوا اختراع کرد،  اولین نظریه پرداز شناختی بود. کلمات و عبارات در رؤیا به صورت کمّی کدگذاری و تحلیل می شدند.

o       پژوهش مهم هال ۱۰۰۰ رؤیا از ۲۰۰ دانشجوی مرد و زن را مورد بررسی قرار داد. تفاوت های مهم جنسیتی در این تحقیق به دست آمد، که بعداً در تحقیقات دیگر مانند تحقیق دامهوف    William Domhoff بر روی دانشجویان آلمانی و آمریکایی تأیید شد .

o       تحقیقات دیگری از دامهوف در ۲۰۰۵ تفاوت های اندکی را در نتایج حاصل شده در بین گروه های سنی بعد از نوجوانی، بین فرهنگ ها مشاهده کرد. اما تفاوت ها از نظر میزان محتوای پرخاشگری بین تحقیق او و تحقیق ۱۹۶۶ معنادار بود.

o       دامهوف در ۲۰۰۴ همچنین نظریه روان تحلیلی فروید را با تحقیقاتی رد کرد، و نشان داد که رؤیاها طولانی تر، تکراری تر و معمولی تر از آن چیزی است که فروید اعتقاد داشت، و این که رؤیاها بدون تغییر ظاهر، تجارب روزمره دنیوی را نشان می دهند. این همان نظریه پیوستگی Continuum  است.

o       محققین دیگری با توجه به تحقیقات عصب شناسی در بین سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۷ به این نتیجه رسیدند که رؤیاها نسخه تکراری بیداری هستند.

o       برانگیختگی مغزی در نیمکره چپ، نواحی ادراکی حرکتی را تحریک می کند و باعث محتوای استعاره ای رؤیا می شود.

o       تحقیقی درباره رؤیای کودکان در ۱۹۹۹ نیز می گوید که رؤیاها تحول شناختی نارس کودکان را نشان می دهد. این تحقیق همچنین طرفدار استفاده از رؤیاها در درمان برای تمرکز بر انطباق اجتماعی نوجوانان است.

o       با توجه به تفاوت های نظری زیادی که در زمینه رؤیا وجود دارد، بررسی کمی تعداد زیادی از رؤیاها می تواند به افزایش درک ما از رؤیاها کمک کند .

 

 

برگرفته از پایان نامه دکترای مارگری اچ. رانیام Margery H. Runyan  دانشگاه کاپلا، 2009