نشانه های عشق اعتیادگونه

نشانه های عشق اعتیادگونه

1. تحمل.

معتاد به عشق، نیاز به افزایش نمایش و ابرازهای عاشقانه دارد، نیاز به تماس دایم با طرف محبتش دارد، و نیاز مداوم برای به اوج رسیدن عشق عاطفی دارد. اما یک شریک سالم محدودیت ها و مرزهای طرف دیگر را به رسمیت می شناسد و طرف خود را به عنوان یک شی و ابراز برای مداوای کمبودها و احساسات خود استفاده نمیکند.

2. ترک و اجتناب.

اگر عرضه و تامین عشق کم یا تحریم شود، معتاد عشق، علائم ترک شبیه به معتادانی که مشروبات الکلی یا مواد مخدر را ترک میکنند از خود نشان میدهند:

علائمی چون اضطراب، بیماری های فیزیکی، بی خوابی، مشکلات خوردن، ناامیدی و خشم. آنها حتی ممکن است مقابله به مثل کنند.

شیوه پذیرش یک شریک سالم در هنگام مواجهه با ناامیدی و شکست عشقی، صبر و شکیبایی، و در واقع ارزیابی در دسترس بودن عشق خود، و تصمیم به حرکت به جلو است، اگرچه ناراضی و ناراحت باشد.

3. انزوا و جدایی.

معتاد عشق، کم کم بیشتر و بیشتر گرفتار روابط دیگر و یا گرفتار امور عاشقانه دیگر میشود. از خود مراقبت نمیکند، مسئولیت کاریش کم میشود، و از خانواده و دوستان میبرد و منزوی میگردد.

یک شریک سالم به طور مستقل به دنبال اهداف زندگی خود میرود، و در ادامه به عنوان یک فرد در تمام زمینه ها رشد می کند. او با جامعه و خانواده و دوستان روابط قوی برقرار میکند و در واقع، یک گروه پشتیبانی تشکیل میدهد.

4. انکار.

معتاد عشق بیش از بیش به روابط مضر یا خطرناک روی می اورد. یک شریک سالم به ناکارآمدی و عقیم بودن رابطه قبلیش اذعان دارد. و در صورت لزوم، به دنبال کمک از یک گروه پشتیبانی یا درمانگر میرود.

اگر کسی مشکل اعتیاد عشق دارد، باید ابتدا به حل مسائل مربوط به: دوران کودکی خود، خود شکی، ترس، اضطراب و افسردگی خود بپردازد. سپس معتاد عشق می تواند در مسیر بازگشت به سوی یک زندگی عاطفی غنی و با ارزش عاشقانه گام بردارد.

اعتیاد به رابطه یک اپیدمی پنهان است. فرد می تواند معتاد به عشق و یا رابطه باشد بدون آنکه خود بداند، زیرا علائم اعتیادش فقط با یک فرد خاص ظاهر میشود نه همه جا و همه کس.

فرد معتاد به عشق می تواند یک مکنده مرموز، ساکت، خوددار ابراز خواسته ها، نوعی کنترل کننده ،و لذت جو باشد.

 

اگر کسی هر وقت فکر کرد که: این رابطه ای که دارم برایم خوب نیست، اما نمی توانم خودم را از بازگشت به آن منع کنم و دوباره به رابطه برمیگردم، آن وقت باید اعتیاد به عشقش را به رسمیت بشناسد.

باید نگاه صادقانه داشت. هدف و ارزش فرد از رابطه چیست؟ چه نیاز یا ارزشی را این رابطه برایش به همراه دارد؟ آیا فرد به دلیل ارتباط عاطفی شگفت انگیزی در رابطه مانده؟ آیا فرد برای جلوگیری از تنهایی در این رابطه مانده؟ آیا رابطه بهترین شخصیت و فردیتش را بروز میدهد؟ آیا در این رابطه فرد احساس امنیت و عدم آسیب پذیری میکند؟، آیا در این رابطه فرد می تواند شفا و رشد یابد؟

بسیاری از ما فراموش میکنیم در یک رابطه معنی دار به این پرسش های اساسی فکر کنیم. تصور میکنیم که عشق واقعی به طور طبیعی همه موارد را به همراه خود میاورد. خوب، اگر این باور شماست، خبر بد دارم. هر کس که دلبر شما شود و شما نسبت به او احساس عشق میکنید برای شما مناسب نیست.

شاید فقدان مهارت های اساسی ارتباطی مورد نیاز و مذاکره نیازهای متفاوت و انتظارات در میان است. اگر شما با کسی هستید که گاهی اوقات شما یک چیز می خواهید و او چیز دیگری می خواهد، و این تفاوت اساسی شود و به آزار و اذیت و یا حتی تهدید آمیز جهت کسب توافق بیانجامد، این رابطه نمی تواند برای شما خوب باشد.