انسان وعشق۲

انسان و عشق ۲

 

شما باید اصولی رو باید رعایت کنید تا بتونید عشق و محبت و صمیمیتی که بین شما و همسرتون در ابتدای ازدواج بوجود اومده رو حفظ کنید.  یکی از اون اصول اینه که همسرت باید برای شما توجه و تمرکز و نفر اول زندگیتون باشه.

نیاز به عشق 3

• نفر اول بودن در عشق

معناش این نیست که همیشه نفر اوله …بلکه معنایش این است که:

o اولا در مجموع در ۷۰ تا ۹۰ درصد موارد همسرت باید برات نفر اول باشه. بگذارید یک مثال ساده بزنم …فرض کنیم من بین انتخاب دو لباس مردد هستم، یعنی برام اصلا فرقی ندارن…
مادرم یکی رو انتخاب میکنه و همسرم دیگری … مطمئنا من اونی که همسرم انتخاب میکنه میپوشم.

o دوما بین دو نفر که یکشون همسرت و مثلا دیگری خواهرت یا مادرت هست در شرایط مساوی حتما همسرت انتخاب باید بشه. این شرط سلامت خانواده هسته ای است و همینطور هم خواهر شما در شرایط مساوی بین شما و همسرش باید همسرشو انتخاب کنه. معلومه که شرایطی هم پیش میاد که آدم خواهر یا مادرشو انتخاب میکنه، مثلا اگه مادر من به رفتن به اورژانس بیمارستان نیاز داشته باشه و من با همسرم قرار مهمانی دارم، مطمئنا چون شرایط کاملا نا برابر است، حتما مادر رو انتخاب میکنم.

• زن و شوهر باید اولویت زندگی هم باشند. ما باید مسئله وجود نظم و مهمتر از اون در اینجا ترتیب رو در دنیا بپذیریم و وقتی ما پذیرفتیم که ترتیب وجود داره، باید بدونیم که در این نظام ترتیب همسر ما اولین هست. شما دو نفری هستید که بیشترین وقت و انرژی رو با هم می گذرونید، شما همه زندگیتون با هم هست، شما دونفری هستید که بدنتون رو با هم شریک و سهیم میشید، شما دو نفری هستید که فرزندانتون رو با هم شریک و سهیم میشید، شما دو نفری هستید که وسط سه میلیارد و نیم زن و مرد همدیگر رو انتخاب کردید.

پدر و مادر شما هم باید همدیگر رو به شما اولویت بدن. خواهر و برادر شما هم باید همسرانشون رو به شما اولویت بدن. هر انسانی باید همسر، خانواده و اولویت های خودش رو داشته باشه. هیچ جای اعتراضی از جانب هیچ کسی برای کسی که اولویت ها رو رعایت می کنه نیست. این درست هست که هر کسی جای خودش رو داره ولی این جاها بر اساس اولویت و ترتیب هست. همه مردم دنیا در زندگی شما هستند ولی آیا شما مسئول تغذیه بچه همسایه هم هستید؟ شاید بخواید به اون کمک کنید، ولی مسئولیت اون با شما نیست.

وقتی ما خانواده گسترده رو پشت سر گذاشتیم و پذیرفتیم که خانواده هسته ای بهترین خانواده هست، متشکل از همسر و فرزندان که بهترین بچه ها در اونجا به وجود میان، اون وقت هست که به اون سمت میریم. همسر شما حتی به بچه های شما اولویت داره، مادامی که همسر شما در مورد چیزهایی که بحث سلیقه و انتخاب و یا یک گزینه هست نظری داره، نظر او به نظر بچه ها هم اولویت داره.

• اولویت خانواده!

o کسایی که خانواده رو مقدم بر عشق میدونند، دقیقا در چارچوب وابستگی که یکی از بیماریهای فرهنگی ماست عمل میکنند، و معمولا علل و عوامل و ریشه های مقدم دانستن خانوادهِ شخصیِ فرد بر همسر و عشق به چند تا موضوع مربوط میشه :

تصور غلط من میتونه این باشه که چون مادر من برای من خیلی زحمت کشیده پس حقی روی من داره و من اگه همسرمو انتخاب کنم در واقع کار غیر اخلاقی کردم … در حالیکه بچه ها هیچ هیچ هیچ مسوولیتی در قبال پدر و مادر ندارند …. فقط و فقط پدر و مادر در قبال بچه ها مسوولند…

• انتظار و توقع از فرزندان!

o هر پدر و مادری که به اندازه سرِ سوزنی از فرزندش انتظار و توقع برگشت یا جبران زحماتش رو داره، به هیچ عنوان نمیتونه ادعا کنه که کار پدری و مادری کرده، بلکه میتونه بگه من یک معامله گر و یک تاجرم … من برای فرزندم هزینه کردم اونم باید جواب زحمات منو بده….

در کار پدر و مادری عشق بدون قید و شرط به بچه هاتون بدین… این عشق بدون قید و شرطه که وجود اونها رو میسازه یا نداشتنش ویران میکنه… هر کدوم از ماها که در بزرگسالی تشنه و گرسنه محبتیم، بخاطر اینه که حتی اگر هم عشقی از پدر و مادر گرفتیم، این عشق شرطی بوده، یعنی به ما گفتن اگه تو پسر یا دختر خوبی باشی ما تو رو دوست داریم..

من به فرزندم باید بگم:

بچه جان، تو اگه پسر یا دختر بدی بشی، یا اگه قاتل بشی، یا اگه جانی بشی، یا اگه فاسد بشی،

من بازهم، باز هم، باز هم، با تمام وجودم دوستت دارم.

حتی اگه از تشنگی در حال مرگ باشم،

از تو انتظار اینو ندارم که یک لیوان آب که دستت هست رو که اضافیه و میخوای بریزیش بیرون،

بدیش به من تا منو از مرگ نجات بدی…..

این یعنی عشق بدون قید و شرط …

عشقی که پایه و مایه اش ایثارگریه و هیچ توقع و انتظاری توش نیست….

o بسیار واضحه که اگه شما کار پدری و مادریتون رو درست انجام بدین اونها بچه های مهربونی میشن و همه کار براتون میکنن ولی این ربطی به انتظار شما نداره…..

نیاز به عشق 4

• احترام به بزرگترها!

o یکی از بیماریهای فرهنگی ماست : چون تو خانواده های ما قدرت وجود داشته و ماجرای سلسله مراتب و احترام مطرح میشده، در طول تاریخ موضوع بزرگتر و ریش سفید دارای ارج و قرب بیشتری بودند. اونها در طول تاریخ نفر اول بودند، چون احترام به بزرگتر واجب بوده ولی در دنیای امروز در رابطه های برابر کاملا شرایط فرق میکنه..

• موضوع احترام اساسش بر نابرابری است، ولی حرمت اساسش بر برابری است

توی حرمت، من اگه ۶۰ سالمه، خودمو با یک بچه ۴ ساله برابر میدونم.. ولی توی ماجرای “احترام به بزرگترها” میگم من اجازه دارم حرف زشت بزنم، ولی بچه ۵ ساله من اجازه نداره به من حرف زشت بزنه…

o تو دنیای امروز واژه حرمت بجای احترام نشسته ….

o پس همونطور که حرمت آدم ۶۰ ساله واجبه، حرمت بچه ۳ ساله هم واجبه…. و چون ما در تحلیل نهایی بخاطر موضوع قدرت به واژه احترام ارزش کاذب و دروغینی دادیم، این مشکل در جامعه ما بوجود امده است.

• مظلوم هیچ حقانیتی نداره

o چون توی فرهنگ و جامعه ما به شدت موضوع نابرابری زن و مرد مطرح بوده و بسیار در حق زن ظلم روا شده است، خیلی از ماها بخاطر مظلوم بودن مادرمون و زجر کشیدنش، نمیتونیم اینو بپذیریم که اونو در مرتبه دوم قرار بدیم … در حالیکه میدونیم در تحلیل نهایی نهایی مظلوم از ظالم مقصرتر هست و مظلومیت هیچ حقانیتی به کسی نمیده

• ازدواج سالم

قاعده ازدواج سالم در اینه که شما قبل از اینکه ازدواج کنید،

باید پدر و مادرتون رو از نظر روانی و احساسی طلاق بدین….

وقتی کسی در ۳۰ سالگی هنوز به مادرش وابسته است و نتونسته بندِ نافِ روانی خودشو از مادرش پاره کنه،

معلومه که مثلِ بچهِ ۸ ساله نمیتونه هیچ کس رو در جایگاهی بالاتر از مادر ببینه.

بگذارید رک و راست بهتون بگم،

اگه شما هنوز تو مرحله وابستگی، مثلا به پدر و مادر موندید،

به هیچ عنوان، به هیچ عنوان، توانایی عشق ورزیدن سالم رو ندارید،

و اصولاً کالای عشق و ازدواج نیستید.