عشق هاى بیمارگونه

عشق هاى بیمارگونه

 

گاهی عشق، بیمارگون است تا آرامش بخش. اگر محبت آزار دهنده باشد.!

عشق، در طول سالهای زندگی، ممکن است به دلایل متعددی، کم یا زیاد شود.

گاهی اوقات عشقی که وجود دارد، عشقی بیمارگون است! یعنی شاید در نگاه اول، عاشقانه به نظر برسد، ولی مشکلات متعددی را بر سر راه قرار میدهد.

این نوع عشقها، عشقهای بیمارگون و غیر سالم هستند :

 

عشق ایثارگرانه

رابطه ای که در آن، فرد بیش از آنچه به دست می آورد، از خود مایه می گذارد. تا جایی که گاهی احساس می کنند این رابطه به کلی یک طرفه شده است!

رابطه یک طرفه ای که در آن، یک نفر با از خود گذشتگی، مدام در تلاش جلب رضایت و برآورده ساختن نیازهای فرد دیگر است.

این افراد پس از مدتی، دیگر آن شور و نشاط عاشقانه ی اولیه را نخواهند داشت زیرا از نشاط درونی خود، غافل شده اند.

 

عشق وسواس گونه

به نوعی از عشق گفته می شود که در آن، عاشق می خواهد تمام اوقات خود را با معشوقش بگذراند .

این افراد حتی وقتی هم که ازدواج می کنند و حتی پس از گذشت سال ها، همچنان نگران رابطه و زندگی زناشویی خود هستند، بدون اینکه مورد عجیب یا مشکوکی رخ داده باشد!

طبیعی است که زندگی در کنار چنین همسری با این حد از وسواس و نگرانی درباره رابطه زناشویی، اول از همه شریک زندگی اش را ناراحت میکند و اتفاقاً همین نگرانیهای بیمورد، باعث دلزدگی همسرش میشود.

 

عشق بازیگرانه

بعضی افراد هستند که عاشق ناز کردن و به دست آوردن دل معشوق هستند.

برای آنها تعقیب و گریز ابتدای یک رابطه بسیار جذاب تر از ادامه دادن متعهدانه آن است. تا جایی که اگر رابطه شان ،طولانی مدت شود، به سرعت خسته می شوند و به دنبال عشق جدید می گردند!

این افراد دوست دارند طالب بمانند و معشوقشان مدام از آنها بگریزد و ازین بازی لذت بسیار می برند. لذا به محض اینکه ببینند معشوق نیز به آنها علاقمند شده است از او دلسرد شده و او را رها می کنند .

 

عشق احساساتی

عاشقان احساساتی، عاشق «عاشق بودن» هستند!

برای آنها صِرف عاشق شدن مهم است. لذا آنها خیلی زود به جذابیت های ظاهری دیگران (مثل زیبایی، ثروت و…) دل می بندند و البته با از بین رفتن این ظواهر جذاب نیز به همان سرعتِ عاشق شدنشان، فارغ میشوند!

 

عشق رفیقانه

در این نوع از عشق، فرد به دلیل ویژگیهایی که در شرایط مختلف از معشوقش دیده است، به او دل می بندد.

چنین رابطه ای مبتنی بر شناخت و به گونه ای محترمانه و توأم با محبت است، که غالباً پس از مدتی ، کم کم سر و کله عشق در آن پیدا می شود.

چنین روابطی ممکن است بسیار کند پیشروی کنند، اما بسیار مستحکم هستند.

نکته مهمی که لازم است گفته شود این است که نباید فراموش کنید رفاقت و تفاهم در زندگی مشترک، با اینکه لازم است ولی کافی نیست و زوجین علاوه بر این نوع رفاقت و دوستی، باید گاهی اوقات با جرقه هایی از احساسات و تمایلات، آن را زیباتر و هیجان انگیزتر کنند.

 

عشق با حس ترحم

احساس گناه ممکن است انگیزه عجیبی برای شکل گیری یک عشق به نظر برسد، شما به خود می‌گویید که این احساس همان عشق واقعى است در حالی که چیزی جز همدردی یا در منتهی درجه آن «حس ترحم» نیست.

عشق بد

آزمايش:

در جملات زیر، چه تعداد از آنها در مورد شما “چه درگذشته و چه در حال”، صدق می‌کنند. آنها رأ بشماريد.

• شما به سختی می‌توانید به دیگران «نه» بگویید؛ به‌خصوص به آنهایی که دوستشان دارید.
• شما در خانواده مختلی بزرگ شده‌اید که احساسات شما به حساب نمی‌آمدند. والدین انتقادگر یا کنترلگر داشتيد. شما به خود می‌گویید که این احساس همان عشق است در حالی که چیزی جز همدردی یا در منتهی درجه آن «حس ترحم» نیست. شما زندانی احساس گناه خود هستید.
• شما با این احساس مسئولیت که دیگران را خوشحال و راضی کنید، بزرگ شده‌اید. مثلا والدینی داشته اید که از لحاظ مهر و محبت به شما تکیه می نمایند.
• شما مشکل می‌توانید احتیاجات خود را بشناسید و حتی مشکل‌تر نیز می‌توانید از کسانی که دوستشان دارید، برای برآورده کردن نیازهایتان، تقاضا کنید.
• شما خود را به عنوان فردی احساسی و بخشنده می‌شناسید و از این موضوع نیز احساس غرور می‌کنید. از اینکه شما را «خودخواه» بنامند، بسیار رنجیده خاطر می‌شوید.
• شما از رنجانیدن دیگران می‌ترسید و نهایت تلاشتان را می‌کنید تا مطمئن باشید هیچ چیز از چیزهایی که می‌گویید یا انجام می‌دهید، باعث رنجش عزیزانتان نشود.
• شما به مراتب ساده‌تر می‌توانید برای دیگری از پول یا وقت خود مایه بگذارید تا برای خودتان.
• وقتی که عزیزان شما از مشکلاتشان حرف می‌زنند، احساس بدی پیدا می‌کنید و احساس می‌کنید که حتما مجبورید به آنها کمک کنید تا آنکه راه‌حلی پیدا کنند.
• در موقع بیان نظر یا احساس شخصی خود، اگر حس کنید که این احساس شما نسبت به آن فرد او را می‌رنجاند، از بیان آن صرف‌نظر می‌کنید.
• شما از اینکه از نزدیکان خود پولدارتر، خوشبخت‌تر و یا موفق‌تر باشید، احساس خوبی ندارید.

اگر با تعداد کمی از این جملات ارتباط برقرار کردید، تحت تاثیر «احساس گناه» هستید. اگر بیش از چهار جمله از جملات فوق در مورد شما صدق می‌کند، احتمالا اجازه می‌دهید که احساس گناه در انتخاب‌های عشقی شما دخالت داشته باشد. اگر با بيش از ٦ جمله ارتباط برقرار کردید، یقینا به دلائل نادرست عاشق می‌شوید.