جدایی و عشق

هنر عشق ورزی و محبت

جدایی و عشق

• شواهد در مطالعات نشان داده بیوه هایی که بهترین ازدواج را داشته اند، فرایند سوگ همسر و جدا شدن از او را ساده تر از کسانی پشت سر میگذارند که تعارض های عمیقی در زندگی زناشویی داشته اند.

یکی از دلایل این است که باید هم برای جدا شدن سوگواری کنند

و هم برای سال های از دست رفته .

• همینطور مطالعات نشون داده که وقتی شما با مرگ عزیزی مثل پدر و مادر یا فرد دیگری در زندگیتون نمیتونید کنار بیایید، و مدت زمان زیادی در سوگ اون عزیز هستین ، از نظر علمی اتفاقا نشان دهنده این است که شما با اون عزیز برخلاف ادعای ظاهریتون رابطه خوبی نداشتین.

• همچنین از نظر علمی کاملا نشون داده میشه وقتی بچه ها در محیط خانوادگی سالم تری رشد کنند، و رابطه سالمتری با اعضای خانواده داشته باشند، به نسبت بچه هایی که آسیب بیشتری در محیط خانواده دیده اند و روابط متشنج تری داشته اند ، توانایی مستقل شدن و جدا شدن از خانواده را بهتر و بیشتر خواهند داشت.

• پس میشه در حالت کلی گفت :

وابستگی، درست عکس سلامت روانی و رابطه سالمه.
هرچقدر ما بیشتر به برخی افراد وابسته باشیم ،
به هیچ عنوان نشان دهنده عشق یا علاقه زیاد ما به اون فرد نیست ،
بلکه بیشتر بیماری و آسیب دیدن ما رو نشون میده.

 

• جورج برنارد شاو -1856-1950  George Bernard Shaw   کمی متفاوت تر عشق را تعریف میکنه. او میگه :

عشق عبارت است از غلو کردن تفاوت های بین یک زن و زن دیگر.

و واقعاً هم این کاریست که ما می‌کنیم ؛ خوب ظاهرا برای عشق خانم ها هم در مورد مردان همین تعریف رو داره.
کم کم متوجه شدم که عشق رمانتیک یک احساس نیست. در واقع، همیشه فکر می کردم یک سری احساس است، از خیلی زیاد به خیلی کم.
اما در واقع، یک نیرو است. از موتور تفکر می آید، قسمت درخواست کننده فکر، قسمت مشتاق فکر.
همان مغزی که – همان قسمتی از فکر که – وقتی دارید برای برداشتن یک شکلات تلاش می کنید، وقتی می خواهید سر کار یک ترفیع بگیرید. موتور مغز. این یک نیرو است.

در واقع، عشق از نیروی جنسی قوی تر است.

اگر از یک شخصی بخواهید که با شما رابطه جنسی داشته باشد، و او بگوید، “نه ممنون” معلوم است که خودتان را نمی کشید یا یک افسردگی ناجور نمی گیرید.
اما مطمئناً، سرتاسر جهان، بعضی از کسانی که در عشق شکست می خورند به این خاطر مرتکب قتل میشوند.

مردم به خاطر عشق زندگی می کنند.
به خاطر عشق می کشند.
به خاطر عشق می میرند.

در موردش آهنگ، شعر، رمان، مجسمه، نقاشی، اسطوره، افسانه هست.
در بیش از ۱۷۵ جامعه، مردم آثار این سیستم قدرتمند مغز را بر جای گذاشته اند.
عشق یکی از قدرتمندترین سیستم های روی زمین است، هم برای شادی و هم برای غم فراوان.

عشق یکی از سه سیستم پایه ای و متفاوت مغز است که ریشه در رابطه جنسی و تولید مثل دارد.

o یکی نیروی جنسی است: میل شدید به ارضاء جنسی.
1907-1973- W. H. Auden ، ویستن هیو آودن، به آن گفت: یک خارش غیرقابل تحمل عصبی، و واقعاً هم همینطور است. همیشه دارد شما را اذیت می کند، مثل حس گشنگی.

o دومین سیستم از این سه سیستم عشق رمانتیک است. آن سرفرازی و وسواس عشق زودهنگام.

o سومین سیستم مغز وابستگی است: آن حس آرامش و اطمینانی که می توانید به یک همسر یا شریک طولانی مدت داشته باشید.

 

نیروی جنسی برای این به وجود آمد که شما بروید در جامعه، به دنبال یک سری از انسان ها برای شریک زندگی. می توانید حسش کنید. حتی وقتی فقط دارید در ماشین رانندگی میکنید. می تواند روی شخص خاصی متمرکز نباشد.

عشق رمانتیک برای این به وجود آمد که شما را قادر سازد که انرژی جفت یابی خود را متمرکز سازید به یک نفر در آن واحد، و در نتیجه در انرژی و زمان جفت یابی صرفه جویی کنید.

وابستگی، سیستم سوم مغز، به وجود آمد تا شما را قادر سازد که بتوانید این فرد را تحمل کنید، حداقل به اندازه ای که بتوانند با همدیگر یک بچه بزرگ کنند.