شفای درون

شفای درون

با بلعیدن قرص تلخ

شفای درون با توجه به حقایق – گذشته – آسیب ها – بخشش

 

• ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم.
• هیچ گونه سحر و جادویی برای واگرد آنچه انجام شده، وجود ندارد.
• هیچ تکنیک درمانی برای پاک کردن دائم خاطرات آسیب ها از حافظه وجود ندارد.
• آب ریخته را نمیتوان برگرداند. No way to unring a bell.
• گذشته درگذشته. از گذشته میتوان آموخت، نه به آن آویخت.

• یکی از سخت ترین و دردناک ترین کارها برای مراجعان روان درمانی، حقیقت سازگاری با شرایط زندگی است.
آنها در تمام زندگی خود در تلاش بوده اند، تا راهی برای فرار و یا انکار واقعیت های تلخ زندگی شان بیابند.
آنچه در دوران کودکی شان نهاده شده، آنچه را که امروز با نامهای مختلفی می شناسیم:
o سوء استفاده جسمی،
o سوء استفاده عاطفی،
o سوء استفاده جنسی،
o ترک تحت اللفظی و گفتاری،
o ترک عاطفی،
o طرد شدن،
o غفلت.

• شاید دردناک ترین، تند ترین، تلخ ترین و محوری ترین نکته در طول روان درمانی، زمانی است که:
شخص، در مواجهه و رویارویی و یادآوری حقایق واقعی تاریخ زندگی خود قرار میگیرد.

بسیار شبیه اودیپ Oedipus. اودیپ یا ایدیپوس به معنای پای متورم، در اساطیر یونانی پادشاه تبای، تنها فرزند لایوس است. واژه عقده اودیپ از اینجا می آید.

• برخی زخمی های دوران کودکی یا آسیب و تروما ها در این جهان ناقص، اجتناب ناپذیر است.
• به منظور بقای جسمی و روانی، آسیب و تروما ها اغلب در قالب فراموشی دوران کودکی قرار میگیرند.
• در دوران بلوغ و بزرگسالی، پارگی و صدمات عاطفی ممکن است به رسمیت شناخته شوند، به قسمت آگاه و بیدار سپرده شوند، در یک چشم انداز گسترده تر قرار گیرند، و گاهی اوقات، شفا یابند.

 اما شفای درون (درست مانند بخشش) به معنای فراموش کردن نیست،
بلکه برای به هوش آمدن است،
برای به یاد آوردن است،
برای دانستن است.

• شفا مستلزم پذیرش بالغانه و آگاهانه حقایق تلخ و آسیب ها و ریاضت عاطفی فرد است. پذیرش علل و عواقب آنهاست،
o تمایلی مصمم به بلعیدن “قرص های تلخ” است.
o قرص تلخی چون: ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم.
o قرص تلخی چون: ما نمی توانیم زخمهای خورده را خنثی کنیم.
o قرص تلخی چون: ما نمی توانیم در واقع به عنوان بزرگسال امیدوارم باشیم که به جادویی دست
o پیدا کنیم که از زخمی شدن اولیه در طول نوزادی، کودکی یا نوجوانی جلوگیری کند.
o قرص تلخی چون: ما هرگز نمی توانیم به آن زمان برگردیم و مصایب را خنثی کنیم.
o قرص تلخی چون: ما هرگز نمی توانیم هرآنچه پدر و مادر و یا سرپرست مان از ما دریغ کردند را حالا دریافت کنیم.

• با این وجود ما می توانیم،
o به خود اجازه دهیم تا احساس خشم و اندوه ناشی از این از دست دادن های غیر قابل استرداد پیدا کنیم.
o ما قدرت تصمیم گیری چگونه نگریستن نسبت به گذشته را داریم.
o حتی ممکن است در شرایطی، درون خودمان قدرت و ظرفیتی پیدا کنیم،
o تا کسانی که به ما صدمات دردناک وارد کرده اند را ببخشیم.

• اما نمی توانیم:
o انتظار دفع کامل چنین شیاطینی را داشته باشیم.
o آنها در عمق و درون وجودمان اقامت دائم گرفته اند.
o آنها تبدیل به بخشی جدایی ناپذیر از ما شده اند.
o ساختار شخصیت کنونی ما ناشی از همین کژکاریهای اهریمنی است.
o شخصیت امروز ما نتیجه دیروزهای کودکی و نوجوانی ماست

• استفاده از “قرص تلخ”
o که شامل، اعتراف به خشم و نفرت از تاریخ دوران کودکی مان است، نقطه عطفی واقعی در روان درمانی است.
o بیمار به جای تلاش برای فراموش کردن گذشته، انکار، تحریف یا تغییر گذشته خود، به سمت پذیرش گذشته حرکت میکند.
o سعی میکند در حال حاضر زندگی کند  و به آینده نامشخص خود می نگرد.

راز درمان بیماران روان درمانی، در واقع توانمندسازی وی به کشف مخفیات خویش است.
این کار از طریق قبول و مصرف ناخوشایند “قرص تلخ” ممکن است.
قرص تلخ، ابتدا طعمی وحشتناک دارد و احساس سمی بودن ایجاد میکند.
اما ناگهان و به طور غیر منتظره به دارویی شفابخش تبدیل می شود.
قرص تلخ در نهایت به شفای درون عاطفی منجر میشود.