طفره وحضور

فرزانگی بالینی

تمرکز حواس، طفره و قدرت حضور

Procrastination

 

• بیماران روان درمانی اغلب از مشکلات اهمالکاری، طفره و تعویق کاری خود گله میکنند. از آنچه باید انجام دهند اجتناب میکنند. کاری که امروز میتوانند و باید انجام دهند، به فردا موکول میکنند، تا ببینند چه می شود. یکی از جنبه های تعویق و اهمالکاری چیزی است بنام سندرم سیزیف – Sisyphus -.

o سیزیف یا سیسیفوس قهرمانی در اساطیر یونان است. او فرزند آیولوس پادشاه تسالی و انارته و همچنین همسر مروپه است. سیزیف پایه‌گذار و پادشاه حکومت افیرا و مروج بازی‌های ایسمی به حساب می‌آید. بازی‌هایی که از لحاظ اهمیت در ردهٔ بازی‌های المپیک قرار داشتند و هر دو سال یکبار برگزار می‌شدند.

o از او به عنوان حیله‌گرترین انسان‌ها نام می‌برند، چون نقشه‌های خدایان را فاش کرد. سیزیف را به همین خاطر در هادس مجازات کردند و برای همین مشهور شد. او می‌بایست سنگ بزرگی را بر روی شیبی ناهموار تا بالای قله‌ای می غلتاند. همیشه لحظه‌ای پیش از آن که به انتهای مسیر برسد، جهت تنبیه بیشتر، برادرش زیوس سنگ را از دستش خارج می‌ کرد، تا سیزیف مجبور شود کارش را از ابتدا شروع کند.

امروزه به همین دلیل به کارهایی که علی‌رغم سعی و تلاش بسیار هرگز به آخر نمی‌رسند. کارهای سیزیف‌وار می‌گویند.

 

• ظاهرا همه ما محکوم به چنین سرنوشت وجودی مشابه ای هستیم.

ما هم باید در زندگی خود سربالایی هر روزه را طی کنیم. این کار سخت، دشوار، خسته کننده، ملال آور و پر زحمت است. اما سیزیف باید آن را انجام میداد. ما هم باید آن را انجام دهیم.

این جنبه خسته کننده زندگی چیزی است که بسیاری مردم سعی میکنند از آن اجتناب کنند. یک راه اجتناب، تعویق و اهمالکاری است.

Procrastination3

مانند کودکان، ما هم ترجیح می دهیم بازی کنیم تا مشق و ریاضی و تاریخ بنویسیم، یا اتاقمان را تمیز کنیم. چه کسی دوست دارد ظرف بشوید ؟ جارو بکشد؟ حمام را تمیز کند؟ مالیات بپردازد؟ برای امتحان مطالعه کند؟ پایان نامه و گزارش بنویسد؟ سر کار برود؟
کارهای سخت، کثیف، خسته کننده زندگی را دوست نداریم. سعی میکنیم خودمان را با فعالیت های سرگرم کننده ترمشغول کنیم.

• به این ترتیب ذهن خودمان را منحرف میکنیم تا از کارهای سخت اجتناب کنیم.

• اما فیلسوف آلبر کامو – Albert Camus – میگوید: سیزیف در پذیرش سرنوشت خود، معنا، رضایت و حتی شادی را هم یافت. ما هم باید همین کار را بکنیم.

نیچه – Friedrich Nietzsche – میگوید: به تقدیر و سرنوشت خود عشق بورز. یکنواختی بخش غیر قابل اجتناب سرنوشت ماست. بخشی از بالغ شدن و رشد کردن انسان، پذیرش زندگی گهگاه خسته کننده است.

• یک نکته و راز پذیرش واقعیت وجود یکنواختی، مانور روان درمانی روانشناسی در عمق – Depth Psychology -، روانکاو و نظریه ‌پردازی خلاق بنام اتو رنک – Otto Rank – است.

رنک معتقد است به: –   the willing affirmation of the must . تاکید و تصریح قطعی بر خواستاری بایدها

ما نمی توانیم کاملا یکنواختی را از زندگی مان حذف کنیم. ولی می توانیم با خواستارهای انتخابی و آگاهانه خود، به طور فعال در آن درگیر شویم.
به جای مقاومت در برابر یکنواختی و کار خسته کننده، خودمان را به طور کامل و از صمیم قلب به درونش پرتاب کنیم.

• این تغییر در نگرش می تواند یکنواختی زندگی را به برعکس آن متحول کند.

Procrastination2

• یکی دیگر از استعاره های اساطیری در تعویق و طفره ، هرکول – Hercules – است.

هرکول میباید کار به ظاهر غیر ممکنی را انجام دهد. هرکول فقط یک روز فرصت داشت تا اصطبل اختصاصی آوگیاس – Augeas – پادشاه الیس – Elis – را تمیز کند.
آوگیاس اصطبلی بزرگ با سه هزار گاو داشت که سی سال تمیز نشده بود. وظیفه سخت و زننده ای که سی سال همه از آن اجتناب میکردند.
هرکول به عنوان پنجمین شاهکار خود درطی یک روز با منحرف کردن آب دو رودخانه آن را شست ‌و شو داد و تمیز کرد.
هرکول، با استفاده از عقل و نیروی عضلانی خود، هوشمندانه آن کار کثیف را انجام داد. اصطلاح طویله اوژیاس برای اشاره به مراکز و ادارات دولتی کشورهای پر فساد نیز به‌کار می‌رود.
این کار هرکول چه پیامی دارد و چه سری را بیان میکند؟ هدایت آگاهانه و تمرکز نیرو و تفکر در زندگی برای انجام کارهای در دست مهم.

• اهمالکاری و طفره در کارها، برای خود انسان اصطبل شخصی و اختصاصی آوگیاس ایجاد میکند.

• راز دیگر با عمل تمرکز حواس در ارتباط است.

• ضرب المثل قدیمی ذن – Zen -می گوید: قبل از روشنی فکر و آگاهی حقیقی، چوب خورد کن، آب حمل کن.  پس از روشنی فکر و آگاهی حقیقی، چوب خورد کن، آب حمل کن.

ذن مکتبی در مذهب بودایی است که در چین پدیدار شده و تاکید فراوانی بر تفکر لحظه به لحظه و ژرف نگری به ماهیت اشیا و جانداران و… به وسیله تجربه مستقیم دارد.
این مکتب معمولاً تعالیم خود را به صورت‌ مقایسهٔ تناقضات دو چیز می‌آموزد.  ذن را می‌توان مراقبه‌ای (مدتیشن) ناظر بر چهار لایه دانست:

1. لایه نخست شاهد بودن بر محیط اطراف شامل صداها، بوها، نورها واحساس سرما وگرما و نشستن یا خوابیدن و آرام گرفتن در محیط پیرامون

2. لایه دوم ناظر بودن بر ذهن است و آرام کردن ذهن و دور کردن پریشانی‌ها. به این معنی که با افکار واندیشه‌ها ستیز نکنیم، از آنها نگریزیم، آنهارا نام گذاری (زشت/زیبا).نکنیم

3. لایه سوم جسم است که بر تک تک نقاط بدن و وانهادگی و آرامش آنها ناظر باشیم. بدین معنی که هر بخش را یا از سر تا پایین یا از پایین تا سر یک به یک عضلات را منقبض و آزاد می‌کنیم.

4. لایه چهارم تنفس است که طی آن ریتم وآهنگ طبیعی تنفس را شاهد خواهیم بود. به دین صورت ۴ ثانیه نفس کشیدن ۴ ثانیه حبس ۴ ثانیه بازدم ۴ ثانیه خنثی.  حتی روشنی فکر و آگاهی معنوی هم نمیتواند کارهای خسته کننده زندگی را از بین ببرد.  وظایف و کارها همیشه باقی می مانند و هستند.

• آنچه تغییر میکند نگرش ما نسبت به این وظایف است.  حضور و تمرکز آگاهانه ما، که کارها را کاملا عمدی انجام میدهد، است.

• حتی فعالیت های پیش پا افتاده مثل جارو زدن و طی کشیدن زمین هم می تواند با غنی، روحیه بخش و جالب تر (بنابراین، کمتر خسته کننده) انجام شود.

• در نهایت، از آنجا که تعویق و طفره زیاد، به خاطر اجتناب از اضطراب است، غلبه بر اهمالکاری نیز نیاز به تحمل تجربه اضطراب و مقابله با اضطراب دارد.

• نه تنها امر عادی تعویق و اهمالکاری، بلکه بسیاری از علائم اختلالات روانی، ناشی و یا تشدید شده بوسیله عامل عدم حضور است.

o اختلال کمبود توجه و تمرکز – ADD – دارای نشانه های حواس پرتی و عدم تمرکز است.  تلاش های ما برای اجتناب و جلوگیری از خشم، درد، خستگی و اضطراب، با حواس پرتی و عدم حضور شکل میگیرد. o اما این اجتناب و رهایی تنها موقتی است، و در واقع هم تشدید علائم خواهیم داشت و هم افت کیفیت زندگی.

• یک تصویر کلاسیک از تمرکز حواس این است:
حضور کامل، حتی در صورت آگاهی نابودی قریب الوقوع.  راز این است که هر لحظه ای را که مزه مزه میکنیم، به عنوان آخرین مزه تلقی کنیم.  آنطور که دار و ندار ما همین است.
بهرحال، این حرف به لحاظ وجودی، ممکن است.  مرگ همیشه یک احتمال حاضر است.  هزاران راه برای مرگ وجود دارد.  اما همچنان می توانیم خواستار زندگی باشیم و حضور داشته باشیم.  حضوری بهمراه تمامی نیازها و بحران هایش.

presence.is.power

• داشتن توجه و تمرکز در هر حال و هر زمان و با هر فکر و حال و احساس. چه در پخت و پز. غذا خوردن .ورزش .رانندگی. عشق. و …

البته، گفتنش ساده تر از انجام است.  تمرکز حواس، مانند مراقبه، یک مهارت است.  مانند هر مهارت دیگری، باید برای به منظور رسیدن به خوبی تمرین کرد.  منتظر نتایج فوری نباید بود. استقامت کنید و پایدار بمانید، به زودی میوه لذیذش را خواهید دید.  دنبال کار بعدی بروید.  مهم نیست چه باشد.