عدالت در دوران معاصر

عدالت در دوران معاصر

1. فیلسوف سیاسی برجسته آمریکایی در زمان حاضر، جان رالز{ John Rawls تا 2002 میلادی} کار ابتکاری خویش درباره عدالت را با انتشار مقاله “عدالت به مقتضای انصاف”[‘Justice as Fairness’] در سال 1958 آغاز نمود.
• در سال 1967، با انجام اصلاحاتی در مقاله پیشین، نظریه خود را در مقاله “عدالت توزیعی”[‘Distributive Justice’] معرفی نمود. و با انتشار کتاب نظریه‌ای درباره عدالت[A Theory of Justice] درسال 1971، رالز، مبحث عدالت اجتماعی را در مرکز موضوعات فلسفه سیاسی قرار داد.
• در خصوص موضوع عدالت، رالز میان عدالت فرد، عدالت قوانین، و عدالت نهادهای اجتماعی، تفکیک قائل می‌شود.
• نهادهای اجتماعی؛ شامل ساختار سیاسی، ترتیبات اقتصادی بنیادین همچون اقتصاد بازار و مالکیت خصوصی، و ترتیبات بنیادین اجتماعی همچون نظام خانواده تک‌همسری می‌شود.
• با این تقسیم بندی، رالز، دغدغه خویش را عدالت نهادهای اجتماعی معرفی می‌کند.
• بنابر‌این، رالز به هیچ وجه در صدد شرح ویژگی‌های فرد عادل و یا قوانین عادله نمی باشد.
• مرکز بحث رالز را عدالت اجتماعی و نهادهای عادله تشکیل می دهند.
• وی در پی معرفی اصول عدالت اجتماعی که ترتیبات بنیادین سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی را تعیین می‌کنند، می‌باشد.
• در خصوص انواع معانی عدالت، در نخستین تقسیم‌بندی، رالز میان “عدالت اعطایی “[allocative justice] و “عدالت توزیعی” تفاوت گذاشته و نظریه خویش را مربوط به عدالت توزیعی توصیف می کند.
• وی عدالت اعطایی را این طور تعریف می‌کند که هر گاه مقصود تقسیم چیزی؛ خیر و مطلوب میان کسانی باشد که در پیدایش آن چیز نقشی نداشته و در نتیجه نسبت به آن نمی‌توانند به طور مشروعی، ادعایی داشته باشند، تقسیم عادلانه آن چیز از موضوعات عدالت اعطایی خواهد بود.
• عدالت اعطایی به نظر رالز ایجاب می‌نماید که چیزهای خیر و مطلوب بر اساس درخواستها و نیازهای دانسته شده افراد میان آنها تقسیم شود. در مقابل، عدالت توزیعی مربوط به شیوه تقسیم چیزهای خیر و مطلوب میان افرادی می شود که در پدید آمدن آنها نقش داشته و در نتیجه پیش از تقسیم، هر یک از آنها نسبت به سهم خویش ادعایی مشروع دارند.
• از آن جا که زندگی اجتماعی در دید رالز، یک نظام همکاری میان افراد است و همگان در پیدایش منافع حاصل از زندگی اجتماعی شریک هستند، تقسیم منافع و بهره‌های زندگی اجتماعی، جزء موضوعات عدالت توزیعی است.
• در گام بعدی، رالز، عدالت را به سه نوع تقسیم می‌کند:
• “عدالت فرآیندی کامل”[perfect procedural justice]، “عدالت فرآیندی ناقص”[imperfect procedural justice]، و “عدالت فرآیندی خالص”[pure procedural justice].
• بنابر تعریف رالز، عدالت فرآیندی کامل هنگامی مصداق می‌یابد که هم ملاکی مستقل برای قضاوت درباره عادلانه بودن نتیجه یک کار وجود دارد، و هم فرآیندی معین وجود دارد که با اجرای آن می‌توان اطمینان حاصل نمود که نتیجه مورد نظر به دست می‌آید.
• مثال این نوع عدالت، تقسیم یک کیک به طور مساوی میان صاحبان مشترک آن می باشد.
• عدالت فرآیندی ناقص به هنگامی مطرح می شود که در عین وجود ملاکی مستقل برای قضاوت درباره عادلانه بودن نتیجه یک کار، فرآیندی وجود ندارد که با پیروی از آن بتوان اطمینان حاصل نمود که حتما نتیجه عادله مورد نظر به دست می‌آید.
• محاکمه یک متهم از این قسم می‌باشد.
• عدالت فرآیندی خالص مربوط به جایی می‌شود که ملاک مستقلی برای قضاوت درباره عادله بودن یک نتیجه در دست نیست؛ در عین حال، فرآیند شناخته شده‌ای در دسترس است تا با پیروی از آن هر نتیجه‌ای که از فرآیند مزبور حاصل شود را بتوان عادله توصیف نمود.
• قمار بازی، مصداقی از عدالت فرآیندی خالص است.
• پس از بیان انواع عدالت، رالز، نظریه خود را از نوع عدالت فرآیندی خالص توصیف می نماید.
• حال به تعریف رالز از عدالت به طور مشروح می‌رسیم.
• رالز، چند تعریف کلی از عدالت ارائه می‌دهد که آنها را مورد اتفاق نظر همگان توصیف می‌نماید.
• آن گاه تعریف ویژه خویش از عدالت اجتماعی را که انتظار می‌رود تمامی انسان‌های منطقی، آن را بپذیرند، به بحث می‌گذارد.
• تعریف کلی رالز از عدالت، آن را به “توزیع مناسب”[proper distribution] سودها و زحمت‌های زندگی اجتماعی، ربط می‌دهد که در مقابل “تفاوت گذاشتن غیر موجه”[arbitrary distinction] میان افراد قرار می‌دهد.
• به نظر رالز، تعریفی کلی که برای عدالت می‌توان ارائه نمود؛ به گونه‌ای که جامع دیدگاه‌های گوناگون باشد، وجود دارد که عبارت از زدودن تفاوت‌های غیر موجه، سهم مناسب، توازن، یا تعادل میان درخواست‌های مخالف می‌باشد.
• آن گاه به هنگام تعیین ملاک مناسب بودن و یا غیر موجه بودن تقسیم سودها و زحمت‌های اجتماعی نظریات گوناگون در صحنه پدید می‌آیند.
• نظریه ویژه رالز، این است که ملاک تعیین تفاوت‌های موجه و تفاوت‌های غیر موجه، عنصر “انصاف”[fairness] است. تنها با قرار گرفتن در شرائط منصفانه قضاوت می‌توان نابرابری‌های موجه را از نابرابری‌های غیر موجه تمییز داد.
• بدین ترتیب، رابطه مفهوم عدالت و مفهوم انصاف در اندیشه رالز نیز روشن می‌شود. این، انصاف در قضاوت است که می‌تواند نابرابری‌های موجه را تأیید نماید؛ در نتیجه نباید تصور نمود که در دید رالز، عدالت به معنای انصاف است.
• خود رالز به طور آشکارا اعلام می‌کند که نباید عدالت را با انصاف هم‌معنا تصور نمود. به نظر وی، عدالت دارای اصولی است که انسان‌ها در صورتی که در شرائط منصفانه قضاوت قرار گیرند، آن اصول را می‌فهمند.
• در گامی جلوتر، رالز، عدالت را به برابری به شرح زیر معرفی می‌کند:
• تمامی ارزش‌های اجتماعی باید به طور برابر میان انسان‌ها توزیع گردد؛ مگر این که همگان از توزیع نابرابر ارزش‌های اجتماعی به شکلی سود ببرند.
• بنابر‌این، نقطه مقابل عدالت که بی‌عدالتی است، به معنای نابرابری‌هایی که به سود همگان نیستند، می باشد.
• در این جا رالز، عدالت را به “برابری” و “نابرابری مفید به حال عموم” تعریف می‌کند که به نوبه خود، تعریفی با محتواست و می‌تواند راهنمای عمل قرار گیرد.
• وی اصول عدالت را در دو اصل، خلاصه می‌کند:
• اصل اول عدالت رالزی عبارت از “حقوق و آزادی‌های برابر”، و
• اصل دوم آن شامل “برابری فرصت‌ها” و نیز “سودمند بودن نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی برای محروم‌ترین افراد جامعه” می‌شود.
• به موجب اصل اول عدالت در نزد رالز، هر کس باید از مجموعه‌ای از حقوق و آزادی‌ها به طور برابر با سایرین برخوردار باشد.
• مجموعه مورد نظر رالز، عبارت از موارد زیر می‌شود:
• حقوق سیاسی شامل: حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق آزادی بیان، و حق شرکت در اجتماعات سیاسی؛ آزادی‌های مدنی شامل: آزادی اندیشه و عقیده، و آزادی بیان و شرکت در اجتماعات غیر سیاسی؛ حقوق مصونیتی شامل: مصونیت از شکنجه جسمی و روانی، مصونیت در برابر دستگیری غیر موجه، مصونیت در برابر دزدی، و حق برخورداری از مالکیت خصوصی.
• اصل دوم عدالت رالزی مربوط به توزیع به ضرورت نابرابر مناصب اجتماعی و سیاسی، و بهره‌های اقتصادی می‌شود. به موجب این اصل، نابرابری‌های مزبور، هنگامی موجه و عادله می‌باشند که اولاً همگان از فرصت‌های برابر برای دست‌یابی به آن مناصب و بهره‌ها برخوردار باشند، و ثانیاً نابرابری‌های مزبور به سود محروم‌ترین افراد جامعه تمام شود.
• اصل نخست رالز، بیان‌گر جوهره لیبرالی نظریه عدالت رالزی است؛ در حالی که اصل دوم که شامل دو قسمت می‌شود، دیدگاهی معین و جهت دهنده و متمایز از سایر دیدگاه‌ها درباره عدالت را باز می‌تابد.
• به رغم تأکید رالز بر مقدم بودن اصل اول بر اصل دوم، نباید این طور تصور نمود که رالز، توزیع برابر حقوق و آزادی‌های فردی را مقدم بر تأمین “نیازهای اولیه” انسان‌ها می‌داند.
• تا زمانی که نیازهای اولیه حیات برای هر فرد تضمین نشده است، آزادی و حقوق سیاسی و مدنی ارزشی ندارند.
• بنابر‌این، بی‌‌تردید از دیدگاه رالز، برآورده نمودن نیازهای اساسی انسان‌ها در درجه نخست اهمیت قرار دارد؛ پس از آن نوبت به توزیع برابر حقوق و آزادی‌های فردی می‌رسد؛ سپس جای تضمین برابر فرصت‌ها برای دست‌یابی به مناصب سیاسی و اجتماعی خواهد بود؛ و در آخر، افزایش نابرابر سودهای اجتماعی به گونه‌ای که به سود محروم‌ترین افراد جامعه تمام شود.
• با مرور بر بندهای بالا، نوآوری‌های غیر قابل انکار رالز درباره عدالت را می‌توان به شرح زیر بیان نمود:
o تعیین جایگاهی برتر برای عدالت اجتماعی؛
o پرداختن ویژه به عدالت اجتماعی و نه عدالت فردی؛
o تقسیم عدالت به اعطایی و توزیعی؛
o تقسیم عدالت به عدالت فرآیندی کامل، ناقص، و خالص؛
o ارائه تصویری روشن از اصول عدالت؛
o توجه به عنصر نیازهای اولیه در کنار عناصر لیاقت، برابری، و حقوق؛
o گره زدن آزادی‌های فردی به مفهوم عدالت؛

همه اینها از نوآوری‌های بی‌تردید رالز در توسعه افق دید ما از عدالت به شمار می‌روند.

John_Rawls

2. فیلسوف معاصر دیگر آمریکایی، رابرت نوزیک{Robert Nozick تا 2002 میلادی}.
• وی از طرف‌داران برجسته “لیبرالیزم آزادی گرا”[libertarian liberalism] است که بر خلاف “لیبرالیزم مساوات گرا”[egalitarian liberalism] تأکید عمده‌اش بر تضمین آزادی‌های فردی است.
• وی با بازتوزیع منابع اقتصادی و اجتماعی از راه مالیات بندی مستمر بر دارایی ثروت‌مندان به منظور تأمین خدمات درمانی، آموزش، و حداقلی از رفاه برای همگان مخالف است.
• تأکید نوزیک به جای عدالت توزیعی بر روی آزادی‌های فردی و مالکیت خصوصی می‌باشد.
• نوزیک با انتشار کتاب بی دولتی، دولت، و ناکجا آباد در سال 1974 یکی از نیرومندترین انتقادات را به رالز که طرفدار لیبرالیزم مساوات‌گراست، مطرح نمود.
• آشنایان با مباحث جاری در فلسفه سیاسی آگاهند که مباحثه میان رالز و نوزیک بر سر اصول عدالت به مدت دو دهه در کانون مباحث فلسفه سیاسی قرار داشته است.
• شگفت آن که به رغم موفقیت نسبی رالز در کسب طرف‌دار از میان صاحب‌نظران، این نوزیک است که اندیشه‌اش در عمل، راهنمای جوامع غربی در برقراری نظام اقتصاد بازار بوده است.
• به دیگر عبارت، در مباحثه میان رالز و نوزیک، پیروزی علمی از آنِ رالز و پیروزی عملی از آن نوزیک است.
• به پیروی از تعریف رومی از عدالت، نوزیک، ملاک شایستگی را حقوق طبیعی فردی معرفی می‌کند و عدالت را به طور کلی به رعایت حقوق هر کس معنا می‌کند.
• تا این جا، نوزیک از تعریف کلی رومی و نوآوری میل استفاده می‌کند.
• از نظر نوزیک، هر کس به طور طبیعی، مالک خود و دارایی‌های مشروع خویش می‌باشد و در نتیجه در انجام هر کار و هر‌گونه استفاده از دارایی‌های خویش آزاد می‌باشد.

• اعتقاد به وجود حقوق طبیعی نیز اندیشه‌ای است که نوزیک از فیلسوف مسیحی انگلیسی، جان لاک[John Locke]  آموخته است.
• پی‌آمد منطقی خود‌مالکی طبیعی، آن است که هیچ کس حق مداخله در کارهای شخصی فرد دیگر یا دارایی‌های وی را ندارد؛ مگر آن که فرد اخیر، خودش رضایت داده باشد و یا با زیرپاگذاشتن حقوق دیگران، حق خود را از دست داده باشد.
• تعریف کلی نوزیک از عدالت بر عنصر حقوق طبیعی فردی تمرکز می‌یابد.
• به باور وی، حقوق طبیعی فردی، عبارت از این موارد می‌شود:
• حق مصونیت در برابر حمله، دزدی، و فریبکاری؛ حق وفای سایرین به قراردادهایی که بسته‌اند و وعده‌هایی که داده اند؛ و حق انجام هر کاری که فرد بخواهد؛ به شرط آن که حق آزادی و امنیت سایرین را نقض ننماید.
• ملاحظه می‌شود که در مقایسه با رالز، حقوق فردی در نزد نوزیک به مراتب، کم‌شمارتر است، و نیز این که بر خلاف رالز در نزد نوزیک این، وجود حقوق طبیعی فردی است که موضوع عدالت را مطرح می‌کند؛ نه این که عدالت، ایجاد کننده مجموعه‌ای از حقوق فردی باشد.
• ریشه پیدایش حقوق طبیعی مورد نظر نوزیک “معنای زندگی” است که از طریق برخورداری هر فرد از امکان معنا بخشیدن به زندگی‌اش بر طبق یک برنامه کلی قابل کسب است. به نظر وی، کسی می‌تواند زندگی معنادار داشته باشد که توانا بر شکل دادن زندگی خویش بر طبق یک برنامه کلی باشد.
• نقش حقوق طبیعی فردی، این است که ظرفیت و توان فرد را بر زندگی معنادار از راه ممنوع نمودن دخالت سایرین نسبت به کارهای شخصی و دارایی انسان تضمین نماید.
• با تمرکز بر تعریف عدالت بر حسب حقوق طبیعی فردی، نوزیک از تعریف عدالت بر حسب لیاقت و نیاز فاصله می‌گیرد.
• به نظر وی، عدالت به معنای توزیع سودهای اجتماعی بر پایه لیاقت افراد و یا نیاز آنها نمی‌باشد. عدالت به معنای مشروعیت مالکیت هر کس بر دارایی‌های خویش است.
• بدین ترتیب، بر خلاف رالز که عدالت را مفهومی مربوط به شیوه توزیع سودها و زحمت‌های زندگی اجتماعی می‌داند، موضوع عدالت در دید نوزیک، شیوه تملک دارایی‌هاست.
• اصولاً نوزیک بر این باور است که باز توزیع خیرات اجتماعی به منظور رسیدن به برابری نامشروع است.
• بنابراین، نوزیک از اساس، هیچ رابطه‌ای را میان عدالت و برابری قبول ندارد.
• نوزیک، آشکارا اظهار می‌دارد که ثروت‌مندان، هیچ وظیفه‌ای در برابر محرومین ندارند، و چنان چه ثروتشان از راه مشروع به دست آمده باشد، در مصرف اموالشان، کاملاً آزاد هستند. یکی از کارهایی که ثروت‌مندان در انجام آن آزاد هستند، این است که به طور داوطلبانه، بخشی از اموالشان را به عنوان مالیات به دولت بپردازند؛ در این صورت، دولت وظیفه خواهد داشت که مالیات‌های جمع آوری شده را در راه رفع محرومیت به کار گیرد.
• از راه ربط دادن عدالت به شیوه تملک اشیاء، نوزیک به سه اصل عدالت به این شرح می‌رسد.
o اصل اول عدالت نوزیکی، که مربوط به “تملک اشیاء غیر مملوک” می‌شود، مقرر می‌دارد که تملک یک چیز، هنگامی عادلانه است که یک فرد، کار خود را با طبیعت، ترکیب نماید؛ به گونه ای که وضعیت هیچ کس را وخیم‌تر از وضعیت پیش از آن ننماید.
o به موجب اصل دوم عدالت نوزیکی، که مربوط به “انتقال عادلانه اشیاء” می شود، هر‌گاه مالک چیزی، آن را به طور داوطلبانه، خواه به صورت هدیه دادن و خواه به صورت مبادله با چیزی دیگر، به دیگری منتقل نماید، فرد اخیر، مالک مشروع آن چیز خواهد بود.
o اصل سوم عدالت نوزیکی، که مربوط به “ترمیم بی‌عدالتی‌های گذشته” می‌شود، مقرر می‌دارد که هر بی‌عدالتی باید جبران شود. بنابراین، به نظر نوزیک، تنها گرفتن مالیات از ثروت‌مندان برای مصارف دفاعی و امنیتی و نیز برقراری عدالت، مشروع می‌باشد.

Robert_nozick
• هر چند دیدگاه نوزیک درباره عدالت از منظر اخلاقیات انسان‌دوستانه، شگفت‌انگیز می‌نماید، نوآوری‌های وی در تحول مفهوم عدالت، غیر قابل انکار است.
• ربط دادن عدالت به حقوق طبیعی فردی و ارائه فهرستی کوتاه و روشن از حقوق طبیعی فردی و مردود اعلام نمودن هر‌گونه بازتوزیع منابع بر پایه لیاقت‌ها و نیازها، تصویری واضح از یک عدالت است که به تحول تاریخی مفهوم عدالت کمک کرده است.