عدالت در قرون میانی

عدالت در قرون میانی

پس از نوشتجات فلاسفه یونان و روم باستان، نوبت به ادبیات سیاسی دینی درباره عدالت پس از ظهور مسیح می‌رسد.

• در انجیل با دو واژه مربوط به عدالت مواجه می‌شویم. یکی “میشپات”[Mishpat] که به معنای “تصمیمی که یک قاضی درستکار اتخاذ می‌کند” می‌باشد. دیگر واژه مرتبط با عدالت در انجیل “زدک”[Tzedek] است که به معنای “فرد درستکار و با فضیلت” می‌باشد.
• اندیشه عدالت که با این دو واژه در انجیل مطرح شده، این است که عدالت قانونی عبارت از “اجرای جانب‌ندارانه و بدون رشوه و تبعیض” است.
• ملاحظه می شود که در انجیل، تنها عدالت کیفری و قانونی به عنوان عدالت معرفی شده است؛ هر چند اصل اندیشه عدالت توزیعی بدون توسل به واژه عدالت در انجیل، مورد تأیید و تحسین واقع شده است.
• در عین حال، شباهت کاربرد واژه عدالت در انجیل با دیدگاه کنفوسیوس، غیر قابل انکار است.

• علاوه بر تعریف عدالت قانونی، کلامی برجسته از مسیح روایت شده که به “قانون زرین”[Golden Rule] شهرت یافته است.
• در یکی از مواعظ مسیح این طور آمده است: “آن چه خواهید که مردم به شما کنند، شما نیز به آنها همچنان کنید”.
• در موعظه ای دیگر: “با تمامی دل و نفس و فکر خود به خداوند خود محبت کن. این است حکم اول و اعظم؛ و دوم که مانند آن است، این است که همسایه خود را همانند خود دوست داشته باشی.
• تمامی تورات و صحف پیامبران به این دو حکم مربوط می شود”.
• هر چند مسیح در مواعظ یاد شده در صدد تعریف عدالت یا “انصاف”[Equity] نبوده و سخن خویش را با لحن پند و اندرز ایراد نموده، لکن سخن مزبور عموماً به عنوان قانون زرین که بیان کننده انصاف با مردم است، تلقی شده است.

• آگوستین [Saint Augustine تا 430 میلادی) اندیشمند برجسته مسیحی به طرح اندیشه عدالت می پردازد.
• گاهی آگوستین، تعریف افلاطونی از عدالت را به رنگ دینی در آورده و ارائه می دهد، و گاهی از سکولار بودن تعریف سیسرونی از عدالت انتقاد نموده و تعریف دینی شده آن را می پذیرد. در تعریف دینی شده افلاطونی، آگوستین، عدالت را عبارت از سامان‌دهی درست همه چیز بر پایه دستورات عقل، تعریف می کند.
• به موجب دستور عقل، هر موجود پائینی باید تابع موجود بالاتر باشد.
• بدین ترتیب، عدالت فردی، عبارت است از این که تمایلات و خواسته‌های پست انسان، تابع خرد وی که بالاتر است باشد؛ خردی که حکم به اطاعت از دستورات الهی می کند.
• در جامعه نیز افراد با فضیلت کسانی هستند که از فرمانروایان خردمند اطاعت کنند، و فرمانروای با فضیلت، کسی است که از قانون الهی اطاعت نماید.

Augustinus

• بر پایه تعریف افلاطون، عدالت عبارت از آن نظمی کلی که در آن هر موجود پست و پائین از موجود بالاتر متابعت کند، می باشد.
• عدالت افلاطونی دینی شده توسط آگوستین، عبارت از مطابقت نظم اجتماعی با قانون الهی می‌باشد.
• در تعریفی دیگر، آگوستین، بحث از مفهوم عدالت در نزد سیسرون را به میان می آورد و آن را این طور تعریف می کند: “عدالت، به عنوان یک اصل مسلم، عبارت از فضیلتی است که آن چه هر کس شایستگی آن را دارد، به وی می‌دهد”.
• لکن، ضمن پذیرش تعریف سیسرونی از عدالت، به وی اعتراض می کند که چطور اگر انسانی، مال دیگری را از وی بگیرد و آن را به کسی دیگر که استحقاق آن را ندارد ببخشد، به طور مسلّم، مرتکب بی عدالتی و ظلم شده است، لکن اگر انسان‌ها از خداوند متعال که مالک حقیقی آنها است، روگردان شوند و در خدمت ابلیس درآیند، بی عدالتی مرتکب نشده اند؟
• بر پایه تعریف سیسرون، عدالت به معنای اعطای آن چه هر کس شایستگی آن را دارد به وی می‌باشد.
• تعریف سیسرونی دینی شده توسط آگوستین به معنای اطاعت از قانون الهی است، چه این که تنها در این صورت، آن چه خداوند متعال شایسته آن است، یعنی عبادت و اطاعت، توسط بندگان نسبت به خدایشان اظهار می‌شود.
• آگوستین، تعاریف افلاطونی و سیسرونی را اقتباس نموده و نوآوری وی در دینی نمودن آن مفاهیم بوده است.
• لکن روی هم رفته، با دینی نمودن تعاریف افلاطون و سیسرون، تعریفی از عدالت به دست می‌آید که “مطابقت قانون موضوعه با قانون الهی” و یا “اطاعت از قانون الهی” را می رساند که به نوبه خود، یک نوآوری در مقوله عدالت اجتماعی می‌باشد.