محدودیت های انسان

فرزانگی بالینی

محدودیت های انسان

• بسیاری از ما نسبت به اعتراف و اذعان به محدودیت هایمان منزجریم!
اذعان به محدودیت یک نوع توهین به خودشیفتگی مان تلقی میشود!  ضربه ای به غرور ماست!
محدودیت ها برای دیگران است! نه ما!  دوست داریم مانند تبلیغ باتری معروف باشیم که هی کار میکند، کار میکند، کار میکند ….

• اما نمی شود و ما نمی توانیم. افزایش انرژی مان محدود است. افزایش انرژی زمان زیادی میطلبد. اما هر روز تنها بیست و چهار ساعت است. هر طول عمری نهایتی دارد. مرگ!. روان و فیزیولوژی انسان نیاز به خواب منظم دارد.

• بیماران روان درمانی اغلب گریبان این سوال وجودی محدود بودن یا محدودیت می باشند. در فرهنگی که بهره وری و تولید را می پرستند! در جامعه ای که به کودکان خود می آموزند که تنها با تفکر و تمرکز، به هر چیزی بدون هیچ محدودیتی می توان رسید! مفهوم محدودیت، با نگرش نفرت و تضاد هویت همراه است.

• ما با خود فریبی به این باور میرسیم که زندگی مان نامحدود است.  اما، بدیهی است، که این طور نیست. مرگ، بهترین و آشکارترین شاهد است.
اما، ما مایلیم که حتی واقعیت و قطعیت مرگ را نیز نادیده بگیریم، یا واقعیت و قطعیت مرگ را به طریقی سرکوب کنیم، در برخی موارد، بوسیله دین، و یا به اصطلاح معنویت.
مایلیم خداگونه شویم، بی حد و حصر و جاودانه.

 فروید Sigmund Freud گفت، هر کس بطور [ناخودآگاه] معتقد است که جاودانه هست. اما ما فنا پذیریم. مانند ایکاروس Icarus ، که با پرواز بیش از حد نزدیکش به خورشید، با بالهای تزیین شده از موم و پر، غم انگیزانه سقوط کرد، و در دریا سوخت.

Icarus

• ما مستمرا خود را بیش از توانمان و خطرناک بسط میدهیم:  محرومیت از خواب، کار زیاد، فشار، مخارج و هزینه زیاد، فداکاری و مراقبت بیش از حد خود از دیگران.

• همه و همه به خاطر اینکه ما محدودیت هایمان را نمی پذیریم.
به قول هری کثیف Dirty Harry کالاهان Callahan ، کلینت ایستوود Clint Eastwood ، در فیلم نیروی مگنوم Magnum Force میگوید: “آدم باید محدودیت های خودش را بشناسه.”

• می ترسیم مبادا روزی برسد که دیگر اگر نتوانیم هر چه بیشتر به خودمان فشار آوریم تا: مولد باشیم، موفق باشیم ، فعال باشیم ، بلند پرواز باشیم، و …..
• می ترسیم مبادا روزی برسد که تنبل شویم، بی تحرک شویم ، هیکل خود محور و بی مصرف شویم. راب شویم.

• راز این قضیه در این است که برعکسش صادق است. با انکار مداوم و مزمن محدودیت های انسانی خود، بیشتر احتمال دارد که:
درهم بشکنیم، فرسودگی کاری پیدا کنیم، جسمی بیمار داشته باشیم، عمیقا افسرده شویم، ناتوان و ضعیف، مضطراب شویم، خودبزرگ بین و خودشیفته شویم، حتی شیدا یا دیوانه شویم!

• ما انسان هستیم. نه ماشین، نه کامپیوتر، که می توانند بی وقفه به عملکرد خود ادامه دهند.

• ما انسانیم و به عنوان یک انسان:  نیاز به خاموشی منظم داریم، نیاز به استراحت منظم داریم، نیاز به تعطیلات آخر هفته داریم ، نیاز به خواب کافی داریم ، نیاز به بازی داریم ، نیاز به تنها بودن داریم، نیاز به مردم و اجتماعی بودن داریم، نیاز به تعطیلات داریم ، و نیاز به……

• برعکس، هر بیشتر ما به محدودیت های خود احترام بگذاریم، به محدودیت های خود افتخار کنیم، مولدتر و کارآمدتر می شویم.

• ترفند مهم این است که ریتمی مناسب و تعادلی بین زمان استراحت و کار و بهره وری ایجاد کنیم.  باور کنیم که بهره وری و خلاقیت می توانند همچنان به نوعی ظاهر شوند.
حتی اگر فقط در درون خود باشند، حتی در زمان استراحت و خاموشی، حتی در خواب، در خواب، ناخودآگاه مان کار می کند، در خواب، در حال پردازشیم، در خواب، در حال ایجاد و تولیدیم، در خواب، از طریق رویاهایمان ارتباط برقرار می کنیم.

• درست است که در زمان هایی باید به خودمان فشار آوریم،
• درست است که در زمان هایی باید محدودیت هایمان را بشکنیم،
• درست است که این کارها باعث رشد و اعتماد به نفس مان می شوند.
• اما در نهایت، تنها تا جایی می توانیم پیش برویم که جسم و روان مان اجازه دهند.

• آخر، هر ظرفی ظرفیتی دارد!

There’s only so much tea you can pour into a tea cup.