مسئولیت قربانی

فرزانگی بالینی

مسئولیت قربانی

2016-03-04 23.47.12

• مظلومان و قربانیان نیز مسئول نگرش و اعمال خویش هستند. victims are responsible

• مساله مسئول بودن قربانی، یکی از بحث برانگیز ترین موضوعات روانشناسی است. البته نه از نظر سیاسی و حقوقی

• این مساله نباید با «سرزنش قربانی» اشتباه گرفته شود. Victim blaming.  مساله فراتر از آن است.
بیمارانی هستند که به نحوی قربانی شده اند و مورد تعدی قرار گرفته اند.
بیمارانی هستند که تمایل به تفکر «درماندگی آموخته شده» پیدا میکنند. Learned helplessness. درماندگی آموخته‌شده، در علم روانشناسی به شرایطی اشاره می‌کند که در آن افراد بر طبق تجربیات گذشته (مانند سرکوفت‌ها و ناکامی‌های مستمر و طولانی و مداوم) به این نتیجه می‌رسند که کوشش را با پیشرفت مرتبط نمی‌دانند.
آنها یادگیرندگانی هستند که فکر می‌کنند هر کاری انجام دهند به موفقیت دست نمی‌یابند. آنها احساس تلخ شکست ناشی از تقدیر و سرنوشت شان دارند، و خود را یک قربانی ناتوان می پندارند. این موضوع نخستین‌بار توسط مارتین سلیگمن مطرح گردید.( Martin Seligman (born 1942

همه ما قربانی زندگی هستیم.
قربانی وقایع و رویدادهای زندگی،
وقایع گاها تصادفی یا غیر عمدی،
وقایع گاها عمدی و مخرب دیگران،
رویدادهایی که ما انتخاب نکرده و به هیچ وجه در کنترل ما نبوده.
رویدادهایی که ما هیچ مسئولیتی در وقوعشان نداریم.
• اما ما مسئول چگونگی مقابله و مواجهه با چنین رویدادهایی هستیم.

• همیشه بسیار ساده تر و راحت تر است که مشکلات مان را تقصیر دیگران بدانیم. و دیگران را سرزنش کنیم،  دیگران را مسئول بدانیم. از دیگران بخواهیم پاسخگوی قربانی بودن ما باشند. از دیگران انتظار داشته باشیم تا چگونگی مقابله با رویدادها را به جای ما بپذیرند.

o در دیدگاه وجودی، چه دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم، ما مسئول چگونگی مقابله با قربانی بودنمان هستیم. ما مسئول چگونه تفسیر کردن آن هستیم. ما مسئول چگونه یاد گیری از آن رویدادها هستیم. علاوه بر این، بدی و شرهای بی شماری خارج از کنترل ما هستند که می توانند در هر زمانی رخ دهند.
o بدی و شرهای دیگری هم هستند که،  ما گاهی اوقات، ناخواسته و ناخودآگاه، زمینه اتفاقشان را فراهم میکنیم.
o با برخوردها و اقدامات خودمان آنها را دعوت میکنیم.

• ما، به عنوان بالغ و بزرگسال، باید به طور مستمر با این سوال دست و پنجه نرم کنیم که:
o چرا ناخودآگاه و به طور خودکار خودمان را معذور می داریم؟
o چرا ناخودآگاه بهانه تراشی میکنیم؟
o چرا خودمان را به ندانستن میزنیم؟
o چرا خودمان را به بیهوشی و خواب میزنیم؟
o در حالی که قلبا میدانیم که کسی دارد کار شری انجام میدهد!

• رولو می اشاره می کند: Rollo May
o ما مسئول اعمال مان هستیم.
o ما مسئول اثرات و عوارض اعمال مان هم هستیم.
o ما مسئول آگاه بودن از اثرات و عوارض احتمالی اعمال مان هم هستیم.

• باید یاد بگیریم تا بین:
o «صرفا یک قربانی تقدیر»،  purely a victim of fate حسی ناخودآگاه، اما تا حدی مسئولیت پذیر، و  «تحقق سرنوشت خود» fulfill own destiny به معنی آگاهانه دنبال کردن و ساختن سرنوشت خود، تمایز قایل شویم.

روانپزشک وجودی ویکتور فرانکل ،( Viktor Emil Frankl (1905 –1997 پیشنهاد میکند:
راز در این است که ببینیم که ما چقدر ناخودآگاهانه از طریق: “طرحواره” schema ، در روش درمانی CBT  “هدایت داستان” guiding fiction . به قول آدلر Adler  یا «افسانه» myth به قول می May ؟ و چقدر آگاهانه ؟

1. تمایل به سمت قربانی بودن داریم؟
2. تمایل به احساس ناتوانی و تداوم قربانی بودن داریم؟
3. تمایل به توانمند سازی خود و برتری یافتن داریم؟

• پرورش ذهنیت قربانی و مظلوم بودن، تنها یک چرخه معیوب تداوم قربانی شدن است.

• با عدم پذیرش و شناسایی نکردن خود به عنوان یک قربانی و یا یک مظلوم ، این چرخه باطل را بشکنیم.