آموزش خود کارآمدی

آموزش خود کارآمدی

Self-Efficacy

o خود کارآمدی در لغت، به معنای “توانایی برای ایجاد یک اثر یا نتیجه مطلوب” آمده است. به عبارت دیگر، به درک یا قضاوت فرد در مورد توانایی انجام یک عمل خاص به طور موفقیت آمیز با کنترل عوامل پیرامون خود تعریف شده است.

باندورا خود کار آمدی را قضاوت فرد در مورد توانایی هایش در مورد انجام یک عمل مشخص می داند و براساس مطالعاتش عنوان نموده که خود کارآمدی درک شده توسط فرد، یک مؤلفه مهم در عملکرد فرد قلمداد می شود. چرا که به عنوان بخش مستقلی از مهارتهای اساسی فرد عمل می نماید.

از عوامل مهم در شکل گیری خود کارآمدی، ساختار خانوادگی فرد می باشد که می تواند نقش مؤثری در ایجاد اعتقاد فرد نسبت به خودکارآمدی اش داشته باشد. اگر والدین در دوران کودکی تأثیر مثبتی در تکامل توانایی های کودک شان داشته باشند، زمینه مساعد برای بالفعل کردن استعدادهای بالقوه آنها در جهت پیشرفت کنترل باورهای درونی فراهم می شود.

بنابراین می توان گفت خود کارآمدی تا حدودی از قوانین تربیت پیروی می کند و دیده شده کودکانی که از خودکارآمدی پایینی برخوردارند، در خانواده هایی پراسترس رشد یافته اند که والدین آنها در برابر مشکلات و مصایب زندگی، بیشتر احساس عجز و ناتوانی می کرده اند.

عوامل آموزشی نیز در توسعه و رشد خود کارآمدی نقش مهمی را ایفا می نمایند، زیرا کودکان در کانون خانواده و مراکز آموزشی ، با قوانین و آداب و رسوم اجتماعی آشنا شده و نحوه برخورد با مشکلات را می آموزند.

با توجه به تحولات اخیر در زمینه تغییر دیدگاه ها در مورد سلامتی و کنترل استرس از دیدگاه صرفاً زیستی پزشکی به دیدگاه جامع تر زیستی – اجتماعی – روانی، خود کارآمدی به عنوان یک عامل مهم در کنترل استرس و سلامتی شناخته شده است. زیرا استرس وقتی به عنوان یک عامل تهدیدکننده سلامتی محسوب می شود که فرد توانایی مقابله با آن را با کاهش خود کارآمدی از دست بدهد.

افرادی که خود کارآمدی بالایی دارند، برای رسیدن به هدف های متعالی خود با احساسی که در جهت موفق شدن و دستیابی به اهدافشان دارند، بیشتر خود را درگیر فعالیت های مؤثر برای رسیدن به موفقیت می نمایند و زمانی که با شکست مواجه می شوند، سریعا موقعیت خود را حفظ کرده و مسیرشان را برای رسیدن به هدف ادامه می دهند .

به طور کلی تمام تجارب یادگیری، انتخاب و انگیزه های آگاهانه فرد به وسیله درکی که فرد از توانایی دستیابی به موفقیت دارد، تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین، خود کارآمدی باید به میزان وسیعی در علوم رفتاری مورد ملاحظه قرار گیرد.  ساختار خود کارآمدی یک عقیده است که نفوذ زیادی بر تلاش و کوشش بشر دارد.

باندورا معتقد است که عقاید افراد در مورد کارآمدی شان، نقش مهمی در چگونگی سازماندهی، ایجاد و اداره وقایع اثرگذار، بر جریان زندگیشان ایفا می کند. در واقع یک حس خود کارآمدی قوی، موجب ارتقای سلامت و کسب موفقیت های بزرگ اجتماعی می شود و براین اساس می توان از خود کارآمدی به عنوان یک کلید با اهمیت در روانشناسی فردی و اجتماعی یاد کرد.

عوامل مؤثر در گسترش خود کارآمدی

o فراگیرانی که به طور معمول به خوبی می دانند چه چیزهای را می توانند یا نمی توانند انجام دهند، درباره خود کارآمدی شخصی شان عقیده درست و منصفانه ای دارند. هر چالشی باعث افزایش خود کارآمدی فراگیران می شود.
فاکتورهای مهمی در خود کارآمدی مؤثر هستند، از جمله : موفقیت ها و شکست های خود شخص، پیغام های رسیده از دیگران و موفقیت ها و شکست های دیگران.

o به طور کلی چهار منبع خود کارآمدی عبارتند از:

1) موفقیت در عملکرد
به ایجاد مهارت همراه با موفقیت اشاره دارد که در نتیجه تجارب شخصی ایجاد می شود. ایجاد مهارت همراه با موفقیت دریک وظیفه، منجر به افزایش خود کارآمدی درک شده می شود.

2) تجارب جانشینی یا عاریتی
به افراد تحت آموزش، افرادی را معرفی می کنند که قابلیت های مشابه آنها دارند و آن رفتار را با موفقیت انجام داده اند؛

3) ترغیب کلامی
متقاعد کردن مردم از طریق بحث در این زمینه که آنها می توانند یک فعالیت را انجام دهند. مثلاً استفاده از تشویق و تحسین کلامی.

4) برانگیختگی فیزیولوژیکی / هیجانی
برانگیختگی می تواند بر خود کارآمدی تأثیر بگذارد . افراد برای قضاوت در مورد قابلیت های شان به باز خورد فیزیولوژیکی شان متکی هستند. ایجاد علایمی مثل اضطراب، خستگی و …. باعث عدم خود کارآمدی می شود.  تفسیر علایم و استفاده از تکنیک های مدیریت استرس برای کاهش اضطراب می تواند خود کارآمدی درک شده و عملکرد را ارتقا دهد.

o چهارنکته اصلی برای ایجاد حس خود کارآمدی وجود دارد:

A. تجارب همراه باکسب مهارت: Experience, or Enactive Attainment
B. الگو سازی اجتماعی: Modeling, or Vicarious Experience
C. ترغیب اجتماعی: Social Persuasion
D. عوامل فیزیولوژیکی Physiological Factors و متکی بودن مردم بر وضعیت فیزیکی و احساسی شان درباره قابلیت هایشان

چگونگی تأثیر خود کارآمدی بر رفتار

I. لذت از فعالیت :
مردم به طور معمول فعالیت هایی را که احساس می کنند می توانند با موفقیت آن را انجام دهند، انتخاب می کنند؛

II. تلاش و ممارست :
مردم بیشترین تلاش و فعالیت شان را برای رسیدن به رفتار با نتیجه سودمند، انجام می دهند؛

III. آموزش و موفقیت :
فراگیران با خود کارآمدی بالا تمایل به بهتر شدن و رسیدن به موفقیت های بیشتری دارند؛

• عوامل مؤثر در ایجاد حس خود کارآمدی در مددجویان عبارتند از:

a) قابل انجام بودن وظایف از نظر مددجو؛

b) قابل تقسیم بودن کار : یک رفتار یا کار پیچیده باید به کارها و وظایف کوچک تر تقسیم شود. این باعث می شود موفقیت های کوچک بسیاری در طی فرایند یادگیری تجربه شوند.

c) تکرار رفتار یا مهارت.

d) وجود توجه، تشویق و تحسین برای انجام وظیفه.

 

 

 

منبع

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کاشان