جان لاک

جان لاک

آزادی مثبت

در اندیشه جان لاک

John Locke 1632-1704

locke1

• کلید واژگان اندیشه جان لاک عبارتند از:
1. آزادی: آزادی طبیعی انسان آن است كه در روی زمین تابع قدرتی برتر از خود نباشد.
مقصود لاک از آزادی آن است که نباید به فرد بدون رضایت او وظیفه ای تحمیل کرد.

2. قرارداد اجتماعی: Social contract مهم ترین مفهوم نظری اندیشه لیبرالیسم قرار داد اجتماعی است
که بر طبق آن حکومت موسسه ای مصنوعی است و مردم آن را برای تامین نظم و امنیت
و تحصیل سان تر حقوق خود ایجاد می کنند.

3. مالكیت خصوصی protection of property: آزادی، عقیده، مذهب، مالكیت و…از جمله مبانی كه در زمره مالكیت خصوصی افراد جای می گیرند.

4. وضع طبیعی state of nature: وضیعت طبیعی همانا وضیعت آزادی است نه لگام گسیختگی.

5. پیروی از قانون: در نگاه لاك آزادی هم راستا با پیروی از قانون تلقی می شود.

6. حقوق فردی : نظریه حقوق فردی در آغاز دیباچه هایی که گروسیوس بر سه کتاب،
زیر عنوان واحد رساله درباره جنگ و صلح نگاشت مطرح شد
سپس پیروان وی از مکتب حقوق طبیعی به رشد و گسترش آن کوشیدند
و سر انجام لاک آن را در کتاب رساله درباره حکومت مدنی ساخت که تاثیر بسیار چشمگیری به جا نهاد.

locke2
• جان لاک از فیلسوفان سده ۱۷ میلادی انگلستان بود که به طور گسترده به عنوان پدر لیبرالیسم Liberalism کلاسیک شناخته می‌شود.
o لاک از مهمترین شارحان نظریه قرارداد اجتماعی Social contract و پیروان مکتب تجربه‌گرایی Empiricism است.
o نظرات او بر پیشرفت شناخت‌شناسی یا معرفت‌شناسی Epistemology و فلسفه سیاسی Political Philosophy مؤثر بود.
o او از تأثیرگذارترین اندیشمندان عصر روشنگری Age of Enlightenment شمرده می‌شود.

• فرضیه لاک در مورد ذهن Philosophy of Mind معمولاً خاستگاه تصورات امروزی در مورد آگاهی Knowledge و خود The Self شمرده می‌شود.
• لاک نخستین فیلسوفی بود که «خود» را از طریق استمرار «هوشیاری» continuity of consciousness تعریف کرد.

• او معتقد بود که انسان‌ها چون لوح پاک و دست‌نخورده Tabula Rasa و تهی از دانش زاده می‌شوند
و هیچ دانسته درونی و ذاتی ندارند بلکه هر آن‌چه می‌دانند از راه مشاهده و تجربه به دست می‌آید.

• پدر لاک، که او نیز جان نام داشت، یک وکیل تجربی و کارمند اداری دفتر قضات در منطقهٔ چو مگنا Chew Magna بود
و قبلاً به عنوان سروان سواره نظام برای نیروهای مجلس در دوران اولیه جنگ‌های داخلی انگلستان خدمت کرده بود.
o مادر او اگنس کین نام داشت. هر دوی والدین او از پیوریتن‌ها یا پارسایان Puritans بودند.

o لاک در ۲۹ آگوست ۱۶۳۲ میلادی، در رینگتون، در ۱۹ کیلومتری بریستول، چشم به جهان گشود و در همان روز غسل تعمید داده شد.
o اندکی پس از به دنیا آمدن لاک، خانوادهٔ او به یک خانه روستایی در دهکدهٔ پنسفورد،
حدود ۱۱ کیلومتری جنوب بریستول کوچ کردند، جایی که لاک در آن پرورش یافت.

• در سال ۱۶۴۷ میلادی، لاک به مدرسهٔ معتبر وست مینستر Westminster School در لندن فرستاده شد
و تحت نظر الکساندر پوفام Alexander Popham ، نمایندهٔ مجلس و فرماندهٔ سابق پدرش تعلیم دید.

o وی پس از اتمام تحصیلاتش در آنجا، از دانشکدهٔ کریست چرچ Christ Church دانشگاه آکسفورد پذیرش گرفت.
o رئیس دانشکده در آن زمان جان اون John Owen بود که سمت نایب رئیس دانشگاه را نیز به عهده داشت.

o با اینکه او دانشجوی توانایی بود ولی برنامه آموزشی دورهٔ کارشناسی آن زمان در دانشکده او را آزار می‌داد.
او آثار فلاسفهٔ معاصر مانند رنه دکارت René Descartes را جذاب تر از مطالب کلاسیک که در دانشگاه تدریس می‌شد می دانست.
او از طریق دوستش ریچارد لوور Richard Lower ، که او را از مدرسهٔ وست مینستر می‌شناخت با پزشکی و فلسفهٔ تجربی که در
دانشگاه‌های دیگر و در انجمن سلطنتی Royal Society (جایی که لاک بعدها عضو آن گردید) تدریس می‌شد آشنا شد.

• لاک در سال ۱۶۵۶ میلادی مدرک کارشناسی و در سال ۱۶۵۸ میلادی مدرک کارشناسی ارشد خود را دریافت کرد.
o او سپس در سال ۱۶۷۵ میلادی مدرک کارشناسی پزشکی گرفت.
او در این دوران با دانش پزشکی به طور گسترده‌ای در دانشگاه آکسفورد آشنا شد و با دانشمندان و متفکران برجسته‌ای همکاری کرد.

o لاک به دنبال شغل می‌گشت و در سال ۱۶۶۷ میلادی به خانهٔ شفتزیری Shaftesbury’s home at Exeter در لندن رفت
تا در آنجا به عنوان پزشک شخصی کنت مشغول به کار شود.
o در لندن، لاک به مطالعات پزشکی خودش ادامه داد.
o سدنهام Thomas Sydenham تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر تفکر فلسفی لاک گذاشت،
تاثیری که بعدها در تالیف نوشتاری دربارهٔ درک انسان خودش را نشان داد.

locke3

• شفتزبری Shaftesbury ، به عنوان بنیانگذار حزب ویگ Whig ، تاثیر عمده‌ای در اندیشه‌های سیاسی لاک گذاشت.
o هنگامی که شفتزبری در سال ۱۶۷۲ میلادی به عنوان صدراعظم برگزیده شد، لاک درگیر سیاست گردید.
o با کنار رفتن شفتزبری در سال ۱۶۷۵ میلادی، لاک زمانی را صرف مسافرت به مناطق مختلف فرانسه به عنوان راهنما و پزشک نمود.

• لاک در سال ۱۶۸۳ میلادی، پس از اینکه به او اتهام شرکت در دسیسه
رای هاوس Rye House Plot (دسیسه برای قتل شاه چارلز دوم) زده شد،
مجبور شد علی‌رغم اینکه شواهد کمی علیه او برای همکاری در این نقشه وجود داشت، به هلند فرار کند.

o در هلند، لاک این فرصت را یافت که به نوشتن بازگردد و مقدار زیادی از وقتش را صرف کار دوباره بر
روی نوشتارش دربارهٔ درک انسان و تالیف مقاله‌ای دربارهٔ بردباری نمود.

o عمده آثار لاک پس از بازگست او از تبعید منتشر شد،
از جمله نوشتاری دربارهٔ درک انسان، دو رساله درباره حکومت و مقاله‌ای دربارهٔ بردباری
که به صورت متوالی با فواصل زمانی اندک منتشر شدند.

• لاک در ۲۸ اکتبر سال ۱۷۰۴ چشم از جهان فروبست و پیکرش را در حیاط کلیسای روستای های لور High Laver ،
در شرق هارلو Harlow in Essex (جایی که پس از سال ۱۶۹۱ میلادی درمنزل سر فرانسیس ماشام زندگی کرده بود)، به خاک سپردند.

• لاک هیچ گاه ازدواج نکرد و از او فرزندانی به جای نماند.

• اتفاقاتی که در طول زندگی لاک به وقوع پیوست، یکپارچگی دوباره انگلستان، طاعون بزرگ لندن و آتش‌سوزی بزرگ لندن بود.
• او مصوبه اتحاد سال ۱۷۰۷ میلادی را به چشم ندید هر چند که فرمانرویان انگلستان و اسکاتلند در طول حیات او پیمان اتحاد شخصی بستند.
• پادشاهی مشروطه و نظام پارلمانی در طول حیات لاک در مراحل ابتدایی پیدایش خود بودند.

locke5

تاثیر گذاری

• لاک تاثیر ژرفی بر فلسفه سیاسی، و به ویژه بر لیبرالیسم نوین گذاشت.
• لاک با معتدل کردن فلسفه حکومت مطلقه هابز و به ویژه مطرح کردن جدایی دین از سیاست
لیبرالیسم Separating the Realms of Church and State را پایه ریزی کرد.

• لاک تاثیر زیادی بر ولتر Voltaire گذاشت به طوری که ولتر از او با عنوان “لاک دانا” le sage Locke نام می‌برد.
• بحث‌های او در زمینهٔ آزادی Liberty و قرارداد اجتماعی Social Contract بعدها بر نوشتارهای بنیان‌گذاران ایالات متحده آمریکا تاثیر گذاشت.
• در حقیقت، یک بخش از رسالهٔ دوم به صورت کلمه به کلمه در اعلامیه استقلال ایالات متحده آمده است.
• تاثیرگذاری لاک به حدی بوده است که توماس جفرسون Thomas Jefferson نوشته است:
بیکن Bacon ، لاک و نیوتن Newton بدون استثنا بزرگترین انسان‌هایی بوده‌اند که در طول تاریخ زیسته‌اند.
آنها پایه‌های ساختار عظیمی را ایجاد کرده‌اند که دانش فیزیکی و اخلاقی بشر در آن رشد می‌کند
امروزه بیشتر لیبرتارین‌های معاصر لاک را تاثیرگذار می دانند.

• اما حتی می‌توان تاثیر گذاری لاک را در زمینهٔ شناخت شناسی عمیق تر دانست. لاک مفهوم “خود” self ،
یا “خویشتن” subjectivity را دوباره تعریف نمود.
مورخان فلسفه عنوان می‌کنند که نوشتاری دربارهٔ درک انسان An Essay Concerning Human Understanding 1690
اثر جان لاک نقطهٔ آغاز مفهوم نوین “خویشتن” در غرب است.

locke8
شرح تجربه گرایی لاک

• پشت دیوار واقعاً چیست؟
• تا تجربه نکنیم نمی‌فهمیم.
• این است اساس تجربه گرایی

• لاک اولین تجربه گرا بود.

• فلسفه او به این شرح است:

o شناختی که ما از جهان داریم و تمامی مسائلی که از جهان می فهمیم ،
نظام های فلسفی که در هر جا و در هر زمان می سازیم ریشه در تجربه ما دارد.

o ما ذاتاً اطلاعاتی نداریم.
مثلاً بشر علت و معلول را از طبیعت استنتاج می کند یا مسائلی دیگر را هم به همین طور.

o پس اول تجربه باید به عنوان ریشه تمام شناخت علمی و فلسفی در نظر گرفته شود.

o او در رساله ای در باب فهم بشر می گوید:

ذهن انسان از طریق حواس پنج گانه آرای ساده و پیچیده را دریافت می کند تا در ذهن خود دانش تولید کند.
او گفته ارسطو را تایید می کرد که هر انچه در ذهن است ابتدا در حواس بوده.
بنابر این به کار بردن واژه هایی چون خدا ، جوهر ، ابدیت در واقع سو استفاده از عقل است
زیرا این ها را در تجربه در نیافته ایم.
اگر این طور باشد می شود نظام های خوش ساخته فلسفی ساخت،
که در ظاهر هوشمندانه اند ولی در واقع خیال پردازی و توهم اند.

• لاک سعی کرد دو موضوع را روشن کند:

1. انسان اندیشه های خود را از کجا می آورد؟
o انسان تا چیزی را حس نکند نمی‌فهمد و در نتیجه اندیشه تولید نخواهد شد. Sense Perception

2. آیا می توان به حواس اعتماد کرد؟

• لاک برای پاسخ دو تقسیم بندی ساخت:

o صفات اولیه Narrow Sense: صفاتی که در ذات اشیا و اجسام وجود دارند
مثل جرم ، حجم ، درجه گرمایی جسم و… .

o صفات ثانویه Broad Sense : صفاتی که در ذات جهان خارج نیستند و ساخته ذهن ما هستند
مثل رنگ ، مزه و … .
برداشت های ما از صفات ثانویه متفاوت است و ناشی از قضاوت ما دارند
مثلاً آب بی مزه است ولی برای کسی که قبلش نمک خورده شیرین است.

o برداشت های ما از صفات اولیه برای همه مشترک اند.
یک سیب که ۲۰۰ گرم وزن دارد برای همه ۲۰۰ گرم وزن دارد.
پس گویا به نظر می رسد او با برداشت های فیزیکی و علمی موافق بوده
وبی جهت هم نیست زیرا او دوست نیوتون بود،
بزرگ ترین دانشمند تاریخ که برای اولین بار همه چیز را به قول هیوم براساس تجربه می پذیرد
حتی اگر نتایج آن عجیب و غریب باشد و مسائل غیر تجربی را نمی‌پذیرد حتی اگر مورد قبول همه باشد.
در اصل تاریخ دانان علم، نیوتون را اولین دانشمند واقعی میدانند.

locke5
بردباری مذهبی

o لاک مقاله‌ای دربارهٔ بردباری tolerance پس از جنگ‌های مذهبی اروپا نوشت
و در آن یک فرمول بندی کلاسیک برای بردباری مذهبی ارائه داد که دارای سه محور اصلی است:

(۱) قضاوت دنیوی
در مورد قضاوت در سیستم قضایی دولت به طور خاص و قضاوت شخصی انسان‌ها به طور کلی
قضاوت دنیوی قادر نیست به طور دقیق حقیقت ادعاها را در دیدگاه‌های مذهبی رقیب یکدیگر ارزیابی کند؛

(۲) دین راستین
حتی اگر قضاوت دنیوی می‌توانست این کار را انجام دهد، اجبار جامعه به یک “دین راستین” اثر مطلوبی نمی‌داشت،
زیرا عقاید نمی‌توانند با خشونت تحمیل شوند؛

(۳) یکنواختی و تنوع دینی
وادار کردن جامعه به یکنواختی دینی منجر به ناهنجاری‌های اجتماعی بیشتری نسبت به تنوع دینی خواهد شد.

locke6
نظریهٔ ارزش و دارایی

• لاک از لغت دارایی property هم به معنای عام آن broad و هم به معنای خاص narrow آن استفاده می‌کند.
o در معنای عام، دارایی تمامی منافع و آرمان‌های بشری را پوشش می‌دهد
o در معنای خاص به کالاهای مادی اطلاق می‌شود.

o لاک این بحث را مطرح می‌کند که دارایی یک حق طبیعی است که با کار کردن حاصل می‌شود.

o لاک عنوان می‌کند که مالکیت بر کالاها با کاری که برای تولید کالاها انجام شده یا دارایی‌هایی که
برای تولید کالاهای مفید برای جامعه بشری مصرف می‌شود، توجیه می‌گردد.

o آنچه در طبیعت یافت می‌شود به خودی خود ارزش اندکی برای جامعه انسانی دارد
و چیزی که به کالاها بها می‌دهد میزان کاری است که برای ساخت آنها صرف می‌شود.

o این موضوع به عنوان پشتوانه‌ای محسوب می‌شود که بتوان نظریهٔ کار برای کسب دارایی
را به صورت نظریهٔ کار برای کسب ارزش value نیز تفسیر کرد
چرا که نظریهٔ لاک این مفهوم را می رساند که کالاهایی که توسط طبیعت تولید می‌شوند
ارزش اندکی دارند مگر اینکه در مراحل تولید با کار بشری تلفیق شوند
و این کار باعث ارزشمند شدن کالا می‌گردد. Labor theory of value

o حق مالکیت تنها از راه کار کردن حاصل می‌شود.
o حق مالکیت بر دولت مقدم است و دولت حق ندارد به طور خودسرانه در دارایی‌های افراد دخالت کند.
o کارل مارکس بعدها با ارائهٔ نظریهٔ اجتماعی خودش نظریهٔ حق مالکیت لاک را مورد انتقاد قرار داد.

locke7
نظریهٔ سیاسی Political Theory

• نظریهٔ سیاسی لاک بر مبنای قرارداد اجتماعی Social Contract پایه ریزی شده است.

o بر خلاف هابز Thomas Hobbes ، لاک عقیده داشت که طبیعت انسان Human Nature با تعقل و بردباری مشخص می‌شود.
o همانند هابز، لاک نیز اعتقاد داشت که طبیعت انسان باعث خودخواهی selfishness او می‌شود.
o در وضع طبیعی Natural State ، همه مردم برابر و مستقل هستند، و هر کسی این حق طبیعی را دارد
که از زندگی، سلامتی، آزادی و دارایی هایش دفاع کند.

o بیشتر صاحبنظران ریشهٔ عبارت «زندگی، آزادی و پیگیری خوشبختی» Life, Liberty, and the Pursuit of Happiness
در اعلامیهٔ استقلال آمریکا Declaration of Independence را در نظریهٔ لاک در مورد حقوق انسان‌ها می دانند.

• همانند هابز، لاک معتقد بود که صرف داشتن حق دفاع در وضع طبیعی کافی نیست،
بنابراین مردم جامعه مدنی Civil Society را تشکیل می‌دهند تا مناقشات بین آنها را از راههای مدنی توسط حکومت حل و فصل کند.

o با این حال، لاک هیچ گاه به اسم هابز اشاره نمی‌کند و امکان دارد که مطرح کردن این بحث برای پاسخگویی
به دیگر نویسندگان هم عصرش بوده است.

o لاک همچنین از اصل تفکیک قوا Separation of Powers در حکومت طرفداری می‌کرد
و اعتقاد داشت که در شرایطی که دولت از اختیارات خود سوء استفاده کند
اقدام به انقلاب برای سرنگونی دولت نه تنها یک حق Right ، بلکه یک تکلیف Obligation برای مردم است.

o این اندیشه‌ها تاثیر ژرفی بر اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و قانون اساسی Constitution آمریکا گذاشت.

Liberty2
خود The Self

• لاک خویشتن انسان را اینگونه تعریف می‌کند:
آن وجود متفکر آگاه that conscious thinking thing ،
(مهم نیست که از جنس مادی یا معنوی و یا به شکل ساده یا پیچیده در نظر گرفته شود)
که منطقی sensible است، یا نسبت به لذت و درد آگاه است conscious of pleasure and pain ،
قادر به خوشبختی happiness یا بدبختی misery است،
و بنابراین تا زمانی که این آگاهی ادامه دارد، به خودش علاقه‌مند است.

o او با این وجود، نقش جسم substance را نیز در ساختن انسان نادیده نمی‌گیرد.
o بنابراین می‌توان گفت خویشتن از دید لاک هوشیاری خودآگاه و خودبازتابی است که در جسم قرارگرفته است.

• لاک در نوشتار خود به وجود آمدن تدریجی این ذهن هوشیار را در وجود انسان توضیح می‌دهد.
o در مخالفت با دیدگاه آگوستینی Augustinian به بشر، به عنوان موجودی گناهکار از بدو خلقت Originally Sinful
و همچنین دیدگاه دکارتی Cartesian ، که عنوان می‌کند انسان به طور ذاتی گزاره‌های منطقی را می داند،

man innately knows basic logical propositions
لاک بحث ذهن “خالی” empty را مطرح می‌کند،
لوح سپیدی tabula rasa که بشر با آن متولد می‌شود و در طول زندگی توسط تجربه experience قلم زده می‌شود.

o از دید لاک، تجربه ، experience  ، حواس  Sensations و خود بازتابی Reflections ، ظرفیت بشر در درون نگری و تمایل
به دانستن در مورد جوهرهٔ وجودی خویش منابع تمام اندیشه‌های ما Ideas هستند.

• فرمول بندی لاک در مورد لوح سفید در نوشتاری دربارهٔ درک انسان متاثر از رسالهٔ حی بن یقظان است
که در قرن ۱۲ میلادی توسط فیلسوف اندلسی-اسلامی، ابن طفیل نوشته شد.
o ابن طفیل در این رساله نظریه لوح سفید را به عنوان یک آزمایش فکری در قالب یک داستان با عنوان حی بن یقظان مطرح کرده است
که در آن او شکل گیری ذهن یک کودک وحشی -کودکی که به دور از اجتماع در حیات وحش بزرگ شده است-
از یک لوح سفید تا یک ذهن بالغ را در محیطی به دور از اجتماع و در یک جزیرهٔ دور افتاده و تنها از طریق تجربه، توضیح می‌دهد.

• رسالهٔ اندیشه‌هایی در مورد آموزش اثر لاک، طرحی است در مورد اینکه چگونه باید این ذهن را آموزش داد:
o او این باور را مطرح می‌کند که آموزش چیزی است که انسان را می‌سازد،
یا به مفهوم اساسی تر، ذهن مانند “قفسه‌ای خالی” empty cabinet است که با آموزش پر می‌شود.

o لاک عنوان می‌کند:
من فکر می‌کنم می‌توان گفت در مورد همهٔ انسان‌ها، نه دهم چیزی که آنها هستند، خیر یا شر،
سود رسان یا بی فایده، چیزی است که با آموزش حاصل شده است.

• لاک همچنین می‌نویسد:
تاثیرات کوچک و تقریباً نامحسوسی که در دوران کودکی بر روی ذهن لطیف انسان گذاشته می‌شود،
عواقب بسیار مهم و ماندگاری در پی خواهد داشت.

o او همچنین این بحث را مطرح می‌کند که “تلفیق اندیشه‌ها” Association of Ideas
که یک نفر در دوران جوانی در ذهن خود شکل
می‌دهد مهم تر از مواردی هستند که بعداً شکل می‌گیرند،
چرا که آن اندیشه‌ها شالودهٔ ذهن را تشکیل می‌دهند،
یا به بیانی دیگر، آنها اولین نشان‌هایی هستند که بر روی لوح سپید گذاشته می‌شوند.

o لاک در نوشتار خود نسبت به مواردی مانند اجازه دادن به یک “فرد نادان” a foolish maid
به اینکه کودکی را متقاعد کند که “جن و اشباح” goblins and sprites در شب ظاهر می‌شوند،
هشدار داده است، زیرا تاریکی از آن پس در ذهن آن کودک آن با اندیشه‌های هراس انگیز تلفیق می‌شود
و این تلفیق به حدی است که او دیگر نمی‌تواند در ذهن خود وجود تاریکی را از وجود اشباح متمایز کند.

• مبحث تلفیق اندیشه‌ها که لاک آن را مطرح کرد، تاثیر بزرگی بر تفکرات قرن هجدهم میلادی گذاشت.
o به ویژه در نظریهٔ آموزش Educational Theory ، که تقریباً تمام نویسندگان در آن به والدین هشدار می‌دادند
که اجازه ندهند که اندیشه‌های منفی در ذهن کودکانشان با سایر اندیشه‌ها تلفیق شود.

o این مبحث همچنین منجر به شکل گیری روان‌شناسی و برخی شاخه‌های علمی جدید دیگر شد.

سرآغاز چشم انداز مدرن

• لاک را می‌توان به عنوان شخصی که اولین ذهن مدرن را داشته است، توصیف نمود.
o این امر به خاطر آنست که او برخی از مسائل مهم در تفکرات پس از قرون وسطا را گردآوری کرد
و آنها را در قالب یک چشم انداز واحد ارائه نمود.

o بخشی از پیام او به بشریت را می‌توان در قالب این کلمات خلاصه کرد:

1. هرگز بدون تفکر از بزرگان علمی، سیاسی و مذهبی پیروی نکنید.
2. بدون تفکر از سنت و قراردادهای اجتماعی پیروی نکنید.
3. برای خودتان به طور مستقل فکر کنید.
4. به شواهد موجود نگاه کنید و سعی کنید دیدگاه‌ها و رفتارتان را بر پایهٔ اینکه مسائل واقعاً چگونه هستند، بگذارید.

o امروزه شاید برای انسان‌هایی که در جوامع مدنی زندگی می‌کنند، سخت باشد که تصور کنند این پیام برای جامعهٔ
زمان لاک چقدر جدید بوده است.
o این پیام تاثیرات انقلابی بر سیستم آموزشی، دانش، سیاست، و حتی خود فلسفه در غرب گذاشت.

• این پیام همزمان با نیاز جدید در عرصهٔ دانش برای مشاهده و آزمایش بود.
o لاک بر نیوتن تاثیر گذاشت، و همچنین از او تاثیر پذیرفت.

o رویکرد او به سیستم آموزشی، مخالفت با یادگیری طوطی وار و مخالفت باآموزش مطالب کهنه شده برای زمان
حال و مسائل تقدیس شده توسط سنت بود.

o او اعتقاد داشت که زبان نباید از طریق دستور زبان آموزش داده شود بلکه باید از راه تمرین و مثال آموخته شود.
o او می‌خواست تا بر مسائل کلاسیک تاکید کمتری شود و توجه به مسائل مدرن معطوف گردد.
o او اعتقاد داشت که تمام انسان‌ها مستعد پیشرفت هستند و پاسداری از حقوق و آزادی افراد تنها هدف قانونی حکومت است.

• این چشم انداز با خصومت از سوی حکومت‌هایی که قادر به تامین شرایط آن نبودند مواجه شد.
o گرچه فلسفهٔ لاک مخالفت با حکومت مطلقه در تمام عرصه‌های زندگی و عقیدتی است،
ولی نیت آن به هیچ وجه ترویج خشونت طلبی و ستیزه جویی نیست
بلکه کاملاً برعکس فلسفهٔ او در جهت گسترش خوش اخلاقی، میانه روی و تواضع است.

o در فلسفهٔ او همیشه تاکید بر عقل سلیم، جلوگیری از بردن مسائل به سوی افراطی گری
و در نظر گرفتن تمام حقایق و شواهد برای یک موضوع است.

• تمام جنبه‌های مذکور در فلسفهٔ لاک با یکدیگر در هم تنیده است.
o این فلسفه پایه‌های لازم را برای رشد تفکرات فلسفی در کشورهای انگلیسی زبان در یک دورهٔ زمانی
دویست ساله پس از لاک فراهم آورد.

o فلسفهٔ لاک به اساس نگرش انگلو-ساکسون به مسائل تبدیل شد و همچنین تاثیر عظیمی بر توسعه جوامع
فرانسه و آلمان گذاشت. ولتر در فرانسه و کانت در آلمان هر دو طرفدار نظریاتی بودند که لاک پایه گذاری کرده بود.

• لاک پایه گذار لیبرالیسم و پدر انقلاب انگلستان، انسان را موجودی به ذات خوب،
منظم و اجتماعی قلمداد می كند كه قابلیت نظم دهی به جامعه خود را دارد.

• لاك تشكیلات سیاسی خود را بر دو اصل قرار می دهد.
o وضع طبیعی natural state
o قرارداد اجتماعی social contract.
هر چند كه هابز Thomas Hobbes نیز قبل از او بر قرارداد اجتماعی تأكید کرده بود.

• آزادی طبیعی انسان آن است كه در روی زمین تابع قدرتی برتر از خود نباشد،
بر او قانونی كه بشر ساخته است حكومت نكند
و تنها حاكم بر او قوانین طبیعت باشد»

• قوانین طبیعت در نظر لاك معنایی مختص به خود را دارد،
o او قانون طبیعت را قوانینی می داند كه بر اعمال و رفتار انسان حاكم است
o پس می توان گفت انسان زمانی آزاد است كه از هیچ قدرتی برتر از خود تبعیت نكند؛
o و تنها قوانین طبیعی بر او حاكم باشند.

• در وضع طبیعی انسان از قدرت مافوق بر روی زمین آزاد است اما تایع قانون طبیعت است
و حقوق طبیعی به ویژه حق زندگی و مالکیت ناشی از قانون طبیعی است.

• تمام انسانها با هم برابر و آزاد زاده شده اند و زمانی از این حق گذشته و آن را به جامعه سیاسی می دهند
كه سیستم سیاسی نیز، در مقابل، امنیت و حفاظت از دارائی را به آنان ارمغان دهد
o با چنین تعبیری، مالكیت خصوصی، از جمله اركان اصلی لیبرالیسم محسوب می شود.

• بنابراین تنها و تنها وقتی اجتماعی سیاسی یا مدنی به وجود می آید كه عده ای از آدمیان در یك اجتماع گرد هم آیند
و هر یك از آنها از حق خود كه مربوط به اجرای قانون طبیعت است در گذرد و آن را به عهده عموم گذارد
و هر جا كه عده ای از افراد كه در وضع طبیعی به سر برده اند وارد اجتماع شوند تا یك جمعیت یا یك واحد سیاسی به وجود آورند
و یك حكومت فائقه بر خود حاكم كنند اجتماع سیاسی تشكیل می یابد
o در غیر این صورت ممكن است هر فرد به اجتماع سیاسی كه قبلاً تشكیل شده است بپیوندد و عضویت آن را قبول كند
بدین ترتیب فردی كه به اجتماع ملحق می شود به آن اجتماع قدرت و حق وضع قوانین را داده است
تا آن اجتماع قوانینی را كه مطابق با خیر عموم و نیاز كلی جامعه افراد است وضع كند و متعهد می شود كه در صورت لزوم
برای اجرای آن قوانین با اجتماع همكاری كند و این سبب می گردد كه افراد از وضع طبیعی خارج شوند
و به یك اجتماع سیاسی وارد گردند و دولتی بر پا دارند كه قدرت قضایی را در اختیار داشته باشد
و بتواند در مورد اختلافات آنان تصمیم بگیرد و اعضای آن اجتماع را از گزند یكدیگر مصون و در امان دارد
در این اجتماع سیاسی قانونگذار و مجری خود دولت است.

• دولت صرفاً وسیله ای برای دفاع از حقوق جامعه است.
o جامعه پیش از دولت وجود داشته است و همه حقوق آن به دولت واگذار نمی شود
o قدرت دولت محدود به تامین منافع و علایق جامعه است

• رعایت و احترام به قانون را هم راستا با آزادی است.
چرا كه آدمی با رضاء، و خواست خود به ایجاد و تشكیل دولت كمك كرده است،
بسیاری از حقوق خویش را از كف داده و در قبال آن مزایای بیشتری را كسب كرده؛
o پس پیروی از قانونی كه خود خلق كرده در امتداد آزادی جای می گیرد؛
و با تشكیل جامعه سیاسی انسان دیگر به عنوان موجود صاحب عقل و شعور در اجتماع شناخته می شود.

• منظور از آزادی نوعی از رهایی است كه انسان را قادر می سازد تا ضمن رعایت و احترام به قانون كه او آن را پذیرفته است
به امور اعمال و رفتار، جان و مال و نیز تمام دارائی خود رسیدگی كند و آنها را مرتب و منظم سازد
و این جا او دیگر تحت سلطه اختیاری و یا سلطه دیگری قرار نمی گیرد
بلكه آزادانه مقاصدش را آن طور كه می خواهد تعقیب می كند

• پیروی از قانون به تفکر انسان مرتبط است كه قوانین را بشناسد و از آن تبعیت كند.
میزان آزادی خود را تشخیص دهد، و در آزادی دیگران خللی وارد ننماید.

• عقل كه وسیله فهم و درك ما از قوانین طبیعت است،به همه افراد بشر كه از او مشورت می كند دستور می دهد
كه همه آزاد و یكسانند و هیچ كس حق ندارد به زندگی، سلامت، آزادی یا اموال دیگری تخطی روا دارد.

• آدمی با عقل بر می گزیند راهی كه قانون با توجه به حقی كه از جانب مردم دریافت نموده را به انجام رساند.
در عین حالی كه از آزادی خود بهره جوید.

• پس آزادی بشر و اختیار انجام آنچه اراده می كند بر عقل او استوار است كه وی را به شناسایی قانونی كه
باید از آن تبعیت كند قادر می سازد و به او می فهماند كه تا چه میزان می تواند از آزادی و اختیار خود استفاده كند

o اگر به شخصی پیش از برخورداری از عقل، كه راهنمای اوست آزادی دهیم،
بدان معنی نیست كه حق طبیعی را برای آزاد زیستن به او تفویض كرده ایم
بلكه در حقیقت او را در میان وحوش انداخته ایم و در وضعی فلاكت بار رهایش ساخته ایم
و به پایگاهی كه در خور آدمی نیست لزومش داده ایم.

• دارائی های آدمی ، بدن و عقاید اوست،
o کسی نمی تواند بر آنها تصرف یابد.
o بشر بدون محدودیتی باید به ابراز عقاید خود بپردازد.

• اولین دارایی انسان بدن اوست که هیچ کس نمی تواند آن را تصرف کند
o علاوه بر این هر چه به مدد کار پدید آمده باشد نیز جزء متعلقات اندام است
o آزادی اندیشه و آزادی مذهب نیز صرفاً در همین قلمرو مالکیت – آزادی می گنجد.

o عقاید و برداشت های من مگر چیزی غیر از تولیدات آن کلیات جسمی و روحی ای است که من خوانده می شود؟!

• در جامعه سیاسی، همان گونه كه مردم در قبال نظام سیاسی و فرماندار خود مسئول هستند
از سوی حاكمان نیز می بایست در برابر مردم پاسخگو باشند.
o قاعده ای دو طرفه كه باید، هر دو سوی جریان سعی در درست انجام دادن وظایف خود داشته باشند.

• وقتی حكام بدون داشتن حق، اعمال قدرت كنند خود را در حالت جنگ با مردم قرار می دهند
o بنابراین مردم وقتی مواجه با نقض حقوق و آزادی های خود شوند
حق مقاومت و شورش در برابر قدرتمندان را دارند.

• شورش مردم زمانی موجه است كه حقوق اساسی و آزادی های اولیه آنها مورد مخاطره قرار گیرد؛
o در آن زمان مردم می توانند دست به مقاومت در برابر سلاطین را داشته باشند؛
و خواهان پس گیری حق محول شده باشند.

• آزادی انسان از اصول اصلی زندگی و جز اساسی مالكیت است.

• همه انسانها به اقتضای طبیعت آزاد، برابر و مستقلند
o این وضع را در مورد هیچ كس نمی توان تغییر داد
و هیچ كس را نمی توان بدون رضایت خودش مقهور قدرت دیگران كرد.

• لاك با روشنفکری «سلطنت الهی حق» را به جای «حق الهی سلطنت » نشاند

• از آنجا كه انسانها طبیعتاً آزاد، برابر، و منطقی هستند
نمی توان قبول كرد كه آنها به میل خود به قدرت خودكامه و مطلق تسلیم شوند.

• لاك آزادی را در سایه قانون و حمایت دولت می داند.
o اعتقاد او بر آن است كه انسان با توجه به قرارداد اجتماعی برای تامین امنیت و حفظ دارائی خود
اقدام به تشكیل جامعه سیاسی كرده است؛
و در كنار آن با تصویب و اجراء قانون در آسایش بیشتر خود می كوشد؛
و زمانی مردم حق طغیان و آشوب در مقابل نظام سیاسی را دارند كه آزادی آنان از بین رفته باشد،
چرا كه انسان ها در ابتدا از بسیاری آزادی های خود در قبال تشكیل جامعه سیاسی گذشته اند؛
و طی قرارداد اجتماعی پذیرفته اند دولت را تشكیل و اختیاراتی را به آن بسپارند؛
و زمانی كه نظام سیاسی از اختیارات تفویض شده خارج شود
و آزادی و اساس زندگی مردم را مورد حمله قرار دهد آن ها بایستی اعتراض كنند.

• لاك معتقد است كه پیمان باید دو طرفه باشد و زمامداران همانطور كه دارای حقوقی هستند
الزامات و تعهداتی نیز باید داشته باشند
o ولی اولین تعهد زمامداران را در مقابل مردم تضمین مالكیت می داند
و بر حكومت فرض می شمارد كه حق مالكیت اتباع خود را حفظ كند.

• لاك دید جدیدی را نسبت به آزادی بر فلسفه حاكم نمود
آزادی به ضرورت طلب سعادت حقیقی و حاكمیت شهوات ما بستگی دارد.
لاك نیزبه مانند بسیاری دیگر از فلاسفه به مقابله با كلیسا پرداخت و با آن جنگید.

منابع:

مهدی محمد طاهری
http://anthropology.ir
ویکیپدیا