آیزایا برلین

آزادی مثبت و آزادی منفی

آیزایا برلین

1909-1997 Isaiah Berlin

آیزایا برلین2

• آیزایا برلین فیلسوف سیاسی، اندیشه‌نگار و نظریه‌پرداز سیاسی و استاد دانشگاه و جستارنویسی بریتانیایی بود. آوازه‌اش در بیشتر عمر مرهون دفاع از لیبرالیسم، گفتگوهای مهم و درخشان، حمله به تحجر، تعصب و تندروی سیاسی و نوشته‌های قابل فهم در زمینهٔ تاریخ اندیشه‌هاست.

• وی در خانواده‌ای متمول و یهودی در ریگا پایتخت لتونی، (در آن زمان لتونی جزء روسیه بود) به‌دنیا آمد.  پدرش مندل برلین، تاجر ثروت‌مند چوب بود.  خانوادهٔ برلین در ۱۹۱۵ به شهر آندره‌اپل در روسیه و در ۱۹۱۷ به پتروگراد (لنینگراد بعدی و سن‌پترزبورگ کنونی) نقل مکان کردند و در جریان هر دو انقلاب روسیه در ۱۹۱۷ در آن‌جا حضور داشتند.  با وجود آزارهای بلشویک‌ها Bolsheviks ، در ۱۹۲۰ اجازه یافتند به ریگا برگردند. وی در سال ۱۹۲۱ به همراه خانواده‌اش به انگلستان مهاجرت کرد و در حومهٔ لندن مستقر شدند. او به دبیرستان سنت پل و سپس به کالج کورپوس‌کریستی در دانشگاه آکسفورد رفت و در آن‌جا تاریخ و زبان‌های باستانی و سیاست و فلسفه و اقتصاد خواند.

o در ۱۹۳۲ در نیوکالج به سمت مدرس و به فاصلهٔ کوتاهی به عضویت هیئت علمی کالج اُل‌سولز در آکسفورد All Souls College, Oxford منصوب شد که در محیط دانشگاهی بریتانیا افتخاری استثنایی بود.

o در جنگ جهانی دوم او مسئولیت‌هایی در سفارت بریتانیا در واشنگتن و نیویورک به عهده داشت و سپس سفری به اتحاد جماهیر شوروی کرد و در آن‌جا با شماری از روشنفکران روسی که از تصفیه‌ها جان سالم به در برده بودند، به خصوص دو شاعر یعنی آنا آخماتوا Anna Akhmatova و بوریس پاسترناک Boris Pasternak آشنا شد.  این آشنایی‌ها باعث شد مخالفت او با کمونیسم محکم‌تر و سرسختانه شود.

o پس از جنگ به آکسفورد برگشت. گرچه تا اوایل ۱۹۵۰ به تدریس و نگارش در فلسفه پرداخت اما توجهش به تاریخ سیر اندیشه‌ها به ویژه تاریخ روشنفکری روسیه، تاریخ نظریه‌های مارکسیستی و سوسیالیستی و نهضت روشنگری جلب شده بود.

• آیزایا برلین با این‌که مانند اکثر فیلسوفان سیاسی قرن بیستم مهاجر بود، اما در مقایسه با افرادی چون هانا آرنت Hannah Arendt ، هربرت مارکوزه Herbert Marcuse ، فریدریش فون هایک Friedrich Hayek و کارل پوپر Karl Popper ، در سنین پایین‌تری (چهار سالگی) به کشوری که وطن بعدی‌اش شد، وارد شد.

o با این‌که او پناهنده‌ای گریخته از بلشویسم Bolshevism بود و نه نازیسم، اما افراد خانوادهٔ او طی جنگ جهانی دوم در لتونی به دست نازی‌ها کشته شدند؛ بنابراین، تجربهٔ او از ضربه‌های هولناک سیاسی و نظام‌های تمامیت‌خواه یا توتالیتر Totalitarianism ، دست اول و شخصی بود که بعدها تأثیر شگرفی بر نوع تفکر و نگاه سیاسی او داشت.

o علت دیگر، تعلیم و تربیت بریتانیایی او بود. وی به‌جز دوسال اقامت در واشنگتن دی‌سی و چهار سال در مسکو بقیهٔ عمر خود را در آکسفورد گذراند. او سپس به استادی کرسی چیچلی Henry Chichele در نظریات اجتماعی و سیاسی (۱۹۵۷ – ۱۹۶۷) انتخاب شد و ملکه او را به لقب سر مفتخر ساخت.  در ۱۹۶۷ رئیس کالج وولفسون Wolfson College شد و بالاترین نشان کشوری بریتانیا نصیب او شد. او سرانجام در ۱۹۹۷ چشم از جهان فروبست و در آکسفورد به خاک سپرده شد.

آیزایا برلین3
• او فیلسوفی انگلیسی است كه بیشتر به عنوان یك مورخ اندیشه های فلسفی شناخته می شود، وی سعی می كند در چارچوب های فكری اندیشمندانی تورق نماید که کمتر به آنها پرداخته شده است ، تولستوی Leo Tolstoy ، ویكو Giambattista Vico ، پرودون Pierre-Joseph Proudhon ، کی‌یرکگور Søren Kierkegaard از آن جمله اند.

• مبحث اصلی تفكرات برلین واژه « آزادی» liberty است و آن را به دو مفهوم  مثبت Positive liberty و منفی Negative liberty تقسیم بندی می نماید.

o در حقیقت قبل از او چنین تقسیم بندی توسط افرادی چون هگل Georg Wilhelm Friedrich Hegel ، كانت Immanuel Kant ، ادموند برك Edmund Burke و جان دیویی John Dewey انجام شده بود. اما برلین این مفاهیم را دگرگون و تعاریف جدیدی را از دو بعد آزادی مثبت و منفی ارائه می کند.

• برلین یکی از پرکارترین فیلسوفان سیاسی قرن بیستم است که از او آثار متعددی در زمینه‌های پژوهشی متنوعی از موسیقی و ادبیات گرفته تا سیاست و شاخه‌های گوناگون فلسفه بر جای مانده است. اما برجستگی و درخشندگی او در این مسائل متفرق و گوناگون، همه‌جا به یک اندازه نبوده است.

o نام آیزایا برلین دهه‌هاست که بیش از هرچیز یادآور پژوهش فلسفی در حوزهٔ اندیشهٔ لیبرال است؛ حوزه‌ای که عرصهٔ نوآوری‌های تأمل برانگیز و هوشمندانهٔ او در باب فلسفه سیاسی نیز بوده است. او در عین حال از جمله کامیاب‌ترین فیلسوفان سیاسی لیبرال در جلب توجه شارحان و ناقدان اندیشهٔ لیبرال به شمار می‌رود.  از این رهگذر می‌توان او را در زمرهٔ کم‌شمار فیلسوفان سیاسی صاحب سبک و جریان‌ساز قرن بیستم دانست.

فلسفه سیاسی

• وحدت موضوعی آثار برلین از تمرکز مستمر او بر آنچه خطای اصلی روشنگری می‌دانست، ریشه می‌گرفت:  به گمان برلین لغزش اصلی اندیشهٔ روشنگری باور به این بود که حقیقت یکی است و آمال بشر در رویارویی با یکدیگر قرار نمی‌گیرند. او از ویکو، هردر Johann Gottfried Herder و رمانتیک‌های آلمان Some Sources of Romanticism این اندیشه را فراگرفته بود که
بعضی از اهداف انسان‌ها با هم ناسازگار و بی‌تناسب است؛ برای مثال: عدالت و رستگاری Righteousness and Salvation ، یا آزادی و برابری Liberty and Equality با هم جمع نمی‌آیند و در علوم انسانی بینشی که بتواند این تناقض را حل کند، وجود ندارد.

Righteousness= the quality of being morally right or justifiable.
Salvation= preservation or deliverance from harm, ruin, or loss.
Liberty= the state of being free within society from oppressive restrictions imposed by authority on one’s behavior or political views… A right or privilege, especially a statutory one.
Equality= the state of being equal, especially in status, rights, or opportunities.

برلین گفته است که شناخت وآگاهی نمی‌تواند ما را از دوراهه‌های پیش رویمان برهاند. ما مجبور به انتخاب هستیم و هر انتخابی ممکن است ضایعه‌ای جبران ناپدیر باشد. مدینه فاضله نه تنها تحقق ناپذیر است، که مفهومی ناسامان‌مند هم هست و تلاش برای ساختن بهشت روی زمین، ناگزیر به جباریت می‌انجامد. آرمان‌ها و اصول اخلاقی بسیارند اما نهایتی دارند و باید در افق توانایی‌های انسان قرار داشته باشند.

• برلین معتقد بود خودفریبی است اگر باور کنیم «برابری» می‌تواند با «آزادی» در آشتی باشد.

«کثرت‌گرایی» Pluralism برلین، «آزادی خواهی» Liberalism را از «باور ساده‌لوحانه» Credulous به پیشرفت و «کمال‌گرایی» Idealism جدا می‌کند.  او اعتقاد دارد که «کمال‌گرایی» Idealism در هر نظامی منجر به «تمامیت‌خواهی» Totalitarianism می‌شود. برلین اعتقاد دارد انسان نمی‌تواند به «کمال» Ideal خود برسد، The End of the Ideal of the Perfect Society از این رو هیچ‌گاه پیش‌بینی پذیر نیست. انسان خطاپذیر است، انسان ترکیب پیچیده‌ای از تضادهاست که برخی را می‌توان هماهنگ ساخت و برخی را نه.

آیزایا برلین1

مفهوم آزادی

• معروف‌ترین کار برلین در نظریه سیاسی، فرقی است که او در نوشته‌ای به نام «دو مفهوم آزادی» Two Concepts of Liberty در سال ۱۹۵۸ میان آزادی منفی و آزادی مثبت می‌گذارد.

o بر طبق تعریف برلین، آزادی منفی Negative liberty (یا آزادی از)  freedom from، به معنای تحمیل نکردن مانع و محدودیت از طرف دیگران است.

o آزادی مثبت Positive liberty (یا آزادی بر) freedom to، از سویی به معنای توان تعقیب و رسیدن به هدف و از سوی دیگر به معنای استقلال یا خودفرمانی در مقابل وابستگی به دیگران است.

o برلین آزادی منفی را به مکتب سنتی لیبرالیسم مربوط می‌داند که از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم در بریتانیا و فرانسه پدید آمد.

o اما آزادی مثبت از نگاه او، هم مفهومی مبهم است و هم دستخوش تحریف شده است. در این رابطه او معتقد است دستیابی به استقلال از راه ترک خواست‌هایی که دیگران را بر بشر مسلط می‌کند، ممکن است کاری خوب باشد و در بعضی اوقات بهترین چاره، اما در واقع از آزادی انسان می‌کاهد و محدودیت‌هایی درونی و بیرونی پدید می‌آورد که در نهایت با آزادی فرد در تعارض‌اند. این نوشته در تجدید علاقهٔ جهان انگلیسی زبان به سیاسیت نظری، تأثیری بسزا داشت؛ و هنوز یکی از مهم‌ترین متون در حوزهٔ آزادی است.

o منتقدان معترفند که تمایزی که برلین بین دو مفهم آزادی منفی و مثبت گذاشت، همچنان نقطهٔ آغازی برای بحث دربارهٔ معنا و مفهوم آزادی است.

o آزادی مثبت (آزادی بر) یعنی صاحب اختیار بودن و نظارت بر آن آزادی مثبت در نظر برلین چند معنا دارد:
1. آزادی به معنای خود مختاری فردی
2. آزادی به مفهوم عمل بر حسب مقتضیات عقل
3. آزادی به معنای حق مشارکت در قدرت عمومی

تاریخ اندیشه‌ها History of ideas

• تاریخ اندیشه‌ها عبارت است از توانایی ترسیم تصویری از شخصیت زنان و مردانی که مورخ دربارهٔ آن‌ها می‌نویسد بی‌آنکه لحظه‌ای فراموش کند باید این شخصیت‌ها را بر حسب اندیشه‌شان توصیف کرد و نه زندگی روزمره‌شان.  در عین حال تاریخ اندیشه‌ها توانایی جان بخشیدن به این تصاویر با توجه به این است که اندیشه‌ها حیات خاص خود را دارند اما از آن اندیش‌مندان هستند.

o برلین روش تحلیل سیاسی، ادبی و زندگی‌نامه نویسی را به گونه‌ای در هم آمیخته است که فقط تعداد معدودی از چهره‌های دانشگاهی توانایی آن را داشته‌اند.

o رویکرد همدلانهٔ برلین به تاریخ و به زندگی‌ها و اندیشه‌های اندیش‌مندان، نویسندگان و هنرمندان در عصر جدید ویژگی بارزی از کار او در مقام تاریخ‌نگار اندیشه‌هاست.

o بررسی او در این زمینه نشان‌گر کثرت‌گرایی ارزشی اوست. یکی از مدعاهای اصلی کثرت‌گرایی این است که در دوره‌های مختلف و در فرهنگ‌های گوناگون، رویکردهای متفاوتی به تجربه‌های انسانی بوده است.

o به گفتهٔ او «تاریخ اندیشه‌ها، تاریخ آن چیزی است که باور داریم مردم اندیشیده‌اند و احساس کرده‌اند؛ و این مردم، واقعی بوده‌اند؛ نه مجسمه‌ها یا مجموعه‌ای از نسب‌ها. کوششی از راه تخیل برای راه یافتن به ذهن‌ها و دیدگاه‌های اندیشه‌گران، پرهیزناپذیر است و از کوشش همدلانه گریزی نیست».

• بنا به درک برلین، خواست ارباب خود بودن اساس آزادی ایجابی را که از دیدگاه او آزادی خطرناک و فاسدی است تشکیل می دهد

o آزادی ایجابی به مفهوم این است که انسان نخست زمانی به آزادی می رسد که شرایط خاصی را تامین کرده باشد

o آزادی چیزی است که برای نیل به آن باید تلاش کرد . چیزی که انسان باید صلاحیت داشتن آن را به دست آورد .  بنابراین آزادی امکانی نیست که به همه صرف نظر از ماهیت شان اعطا شود.

o بنا به باور برلین، این برداشت از آزادی که انسان نخست زمانی می تواند آزاد باشد که از پس آزمایش برآمده باشد نامعقول است …

o از دیدگاه برلین هیچ کس نمی تواند آزادی ایجابی Positive freedom را جز مقولات آزادی بگنجاند . بنابراین به جای آن باید بدیلش یعنی آزادی سلبی Negative liberty را جایگزین کرد. آزادی سلبی عرصه ای را مشخص می کند که در آن افراد و گروه ها اجازه دارند که بدون دخالت دیگران هر طور که می خواهند باشند یا هر کار که می خواهند انجام دهند.

• نكته مشتركی که در اندیشه آیزایابرلین و كارل پوپر وجود دارد، اعتراض آنان به هگل و ماركس است كه هر دو فیلسوف را عامل سلب آزادی و اختیار از انسان می دانند.

o تاریخ پرستی هگل و ماركس جای اعتراض دارد زیرا پاسخِ چرایی اعمال بشر را با توسل به رابطه علت معلول می دهد و در نتیجه منكر اختیار برای آدمی می شوند و مورخان را تشویق به شانه خالی كردن از بار این مسئولیت می كند.

Liberty2

 

Pages: 1 2 3

Pages ( 1 of 3 ): 1 23بعدی »