آیزایا برلین

مراحل رشد آزادی

1. کودکی: آزادی منفی کم. آزادی مثبت کم
Stage 1: Childhood. Low negative freedom. Low positive freedom

freedom1

2. اوایل جوانی: آزادی منفی زیاد. آزادی مثبت کم
Stage 2: Young Adulthood. High negative freedom. Low positive freedom

freedoms2

3. اواخر جوانی: آزادی منفی زیاد. آزادی مثبت در حال افزایش
Stage 3: Emerging Adulthood. High negative freedom. Increasing positive freedom

freedom3

4. بزرگسالی: آزادی منفی زیاد. آزادی مثبت زیاد
Stage 4: Manhood. High negative freedom. High positive freedom

freedom4
آزادی و انتخاب

• به طور کلی جامعه سیاسی مشوق آزادی، حوزه انتخاب و اختیار فرد را گسترش می دهد و حتی محدودیت ها و موانع درونی و ذهنی انتخاب آزاد را کاهش می دهد.  آزادی به وجود جامعه ای باز بستگی دارد که در آن افکار و شیوه های زیست گوناگون با یکدیگر رقابت کنند.

o در جامعه مطلوب برلین ، نزاع اخلاقی وارزشی به طور کامل بروز می یابد، زیرا در نظر او، نزاع ارزشها ویژگی پایدار وضع بشری است.  لیبرالیسم با تاکید بر آزادی منفی به معنای عدم اجبار و دخالت بیرونی به طور کلی و فقدان مداخله دولت در بازار سرمایه داری و حق تملک بی حد و حصر مانع تحقق آزادی مثبت به معنای خودمختاری فردی می شود؛ در نتیجه آزادی منفی مانع اصلی آزادی مثبت به مفهوم اول است ، اما از بین رفتن موانع ناشی از سلطه اجتماعی شرط دستیابی به آزادی مثبت به معنای خودمختاری فردی است.

o به نظر برلین ، برابری ،شادی و عدالت را نمی توان اجزا یا وسایل دستیابی به آزادی پنداشت. زندگی شادمانه حتما در آزادی به دست نمی آید یا لزوما ملازم تعقل و تفکر نیست.

o عمل آزاد با عمل عقلانی یکی نیست. آزادی لزوما با افزایش شناخت ما افزایش نمی یابد و حتی مستلزم امکان اعمال خودسرانه و غیرعقلانی است.

• محدودیت های ساختاری را هم می توان مانع آزادی شمرد، به شرط این که ثابت شود آن محدودیتها محصول عمل دیگران است. بنابراین می توان قوانین و مقررات را مانع آزادی دانست.  به طورکلی نبود آزادی نتیجه نقشی است که به نظر فرد، دیگران مستقیم یا غیرمستقیم و به عمد یا سهو ایفا می کنند تا وی از آنچه می خواهد انجام دهد، باز بماند.

o محدودیت های ساختاری دیگر مثل توزیع ثروت در جامعه و فقر حاصل از آن ، وقتی مانع آزادی تلقی می شود که محصول عمل دیگران پنداشته شوند و کسی که این را ثابت کند فقر مانع آزادی او به شمار می رود.

o اما فقر هر جا پدیده ای طبیعی تلقی می شود، مانع آزادی به شمار نمی رود، اما به نظر برلین ، در مجموع نبود امکانات لازم برای انتخاب آزاد، مانع آزادی نیست ؛ یعنی نمی توان گفت فقر یا سلطه طبقاتی عامل عمومی عدم آزادی است ، زیرا اصل آزادی را از بین نمی برد، بلکه برخی از شرایط آن را از میان بر می دارد، یعنی اجرای آن را ناممکن می سازد.

o برلین همچنین موانع درونی آزادی مانند وسواس ها و ترس ها و روان پریش ها و نیروهای غیرعقلانی را مانع بزرگ خوانده است ؛ اما به نظر او، این محدودیت ها مانع آزادی اخلاقی انسان است و نفس آزادی سیاسی او را از بین نمی برد، هر چند مانع اجرای آن می شود.

o با این حال ، وی اشاره می کند که ممکن است ترس و دیگر حالات روانی فردی محصول جامعه و نظام سیاسی ، یعنی نتیجه اعمال دیگران باشد و به اندازه سلطه دیگران مانع انتخاب آزاد انسان شود.

o برلین معتقد است باید میان آزادی و شرایط آزادی فرق قائل شویم.

o این تمایز لفظی نیست ، زیرا اگر نادیده گرفته شود و به معنا و ارزش آزادی انتخاب اهمیت لازم داده نخواهد شد. انسان ها در کوشش برای ایجاد شرایط اجتماعی و اقتصادی آزادی ، خود آزادی را فراموش می کنند و حتی اگر آزادی از یادها نرود، باید کنار برود تا برای ارزشهای مصلحان و انقلابیون جا بازشود.

o با این حال ، برلین دخالت دولت در اقتصاد را برای تضمین شرایط آزادی بسیار اساسی می داند: براساس ملاحظات و دعاوی آزادی منفی و آزادی مثبت ،از برنامه ریزی و قانون گذاری اجتماعی و دولت رفاهی و سوسیالیسم به یک میزان می توان دفاع کرد.

o جوهر اندیشه برلین ، مفهوم آزادی انتخاب فردی است. با این حال ، حق انتخاب فرد مطلق نیست ، زیرا دراین صورت به حق انتخاب دیگران تعرض می شود.

o بنابراین حق انتخاب فرد محدودیت هایی پیدا می کند. این محدودیت ها به موجب ارزشهای اخلاقی هر جامعه و نیز به اقتضای ضرورت رعایت دیگر غایات بشری ، به ویژه عدالت و برابری ایجاد می شود. چون آزادی با دیگر ارزشهای ما تعارض دارد، باید آن را در مواردی محدود کرد تا به دیگر آرمان ها آسیب اساسی نرسد. اما به نظر برلین ، به هر حال باید همواره و به هر قیمتی حوزه حداقلی از آزادی انتخاب مطلق و نقض ناشدنی برای فرد بماند، زیرا در غیر این صورت ، ماهیت انسان به منزله موجودی مختار نقض می شود: همواره باید بخشی از هستی انسان از حوزه نظارت اجتماعی آزاد و مستقل بماند.

o حفظ این حوزه حداقل لازمه توسعه توانایی های فردی و تعقیب آزادانه غایات است. این حوزه تنها باید به این ملاحظه محدود شود که میان غایات و اهداف افراد، تعارض پیش نیاید.

منابع:
مهدی محمدطاهری
http://anthropology.ir
سید حسین امامی
falsafe-godfather.blogfa.com
ویکیپدیا

Pages: 1 2 3

Pages ( 3 of 3 ): « قبلی12 3