اولین قدم، عادت، مذهب، قیافه و

اگر جوان بودم

اولین قدم، عادت، مذهب، قیافه و همرنگ جماعت شدن

1. اولین قدم

• چیز دیگری که من در دوره نوجوانی و جوانی مواظبش خواهم بود این است که یک واقعیت را می دانم و آن این است که موفقیت با اولین قدم آغاز می شود. من و شما باید بدانیم که موفقیت با اولین قدم شروع می شود. خوشبختی و انحراف با اولین قدم شروع می شود. متاسفانه بسیاری از ما فکر می کنیم موفقیت قدم آخری است که بر می داریم.

• خوشبختی قدم آخری است که بر می داریم. انحراف وقتی است که بیست سال است در یک کاری هستیم. ابدا.

شما فقط کافی است که وقتی به یک بزرگراهی می رسید که باید به سمت شمال یا شرق و غرب بروید اشتباه کنید. اولین فرمانی که می دهید تا آخر رفتید.

در زندگیتون اصلا خودتون را فریب ندهید که یکدفعه این کار را می کنم. حالا یک مورد اشکال نداره. و بعد هم مخصوصا نامش را بگذاریم تجربه. ابدا. برخی از کارها یکدفعه اش هم فاجعه است.

o اولا می دانیم برخی از اعتیاد ها هست مثل کوکایین که شما با یکبار، با یکبار می توانید معتاد بشوید. برخی از شما یک ظرفیت و زمینه ژنتیک دارید که با یک بار مشروب خوردن کارتان تمام است. برای اینکه بدن به گونه ای عمل می کند و انتظار دارد که باهاش رفتید.

بسیاری از اوقات یک اشتباه، پنج دقیقه، یک دقیقه اشتباه به عنوان یک مرد و یا به عنوان یک زن حامله می شوید یا یک کسی را حامله می کنید که تمام زندگیتون عوض خواهد شد. بنابراین اصلا بازی در نیاورید که یک بار و یک دفعه است. حالا عروسیه. حالا کنار دریاییم. حالا شب تولد برادرته. حالا شب عروسی خواهرته. نکنید. روزی که یک چیزی بد و غلط است به خاطر اینکه عروسی خواهر یا برادرتون است خوب نمی شود. علت اینکه این را خدمتتون عرض می کنم اینکه باید محکم سر این اصول ایستاد. و اصلا همانطور که شما هیچ وقت نمی گویید حالا یک بار هم بزرگراه را وارونه برویم که ببینیم چه می شه الهی به امید تو. ببینیم مردم می خندند یا نه. یک مقداری نگاه بکنیم به اینکه انحراف با اولین قدم است. و هرگز این فرصت و انتخاب را به خودتون ندهید به بهانه تجربه هیچ دلیلی ندارد که این کار ار بکنید.

2. عادت

• مساله بعدی این است که هیچ وقت خودتان را گرفتار عادت نکنید. عادت Habit درست عکس هوش است. هوش تعریفش هست تنوع در سازش.

• عادت یکسانی در سازش است. به میزانی که تعداد عادت های شما زیادتر است نشان دهنده این است که شما بیهوش ترید. بنابراین بیخودی بازی در نیاورید که من به این کار عادت کردم. این را دوست دارم یا باید اینجوری یا اونجوری باشد. اگر عادت بد و غلط است بیاندازید دور. بدتر از آن اعتیاد است. ولی همانطور که می دانید دو نوع اعتیاد داریم.

o یکی اعتیاد منفی داریم که همه می شناسیم. مشروب و مواد مخدر و قمار است که تکلیفش روشن است.

o اما متاسفانه یک خطری که شما را تهدید می کند و باید بشناسید اعتیاد به درس خواندن بیش از حد است. شما اگر بیش از اندازه درس می خوانید معتادید. فرقی با آدم هروئینی ندارید. اعتیاد به کار کردن بیش از حد است. یعنی من قرار است هفته ای هفتاد هشتاد ساعت کار بکنم. به هر دلیل و بهانه ای. کوتاه مدتی . در یک مراحلی تزتون را باید بگذرانید. تز دکتری تون اصلا شش ماه باید کار بکنید را میشود فهمید. اما من تمام عمرم آمدم به این دنیا حمالی کنم؟!

3. مذهب

• چسبیدن به خود خدا که ما آمدیم تو این دنیا و خدا ما را فرستاده اینجا و بنابراین باید برویم خدا را کمک بکنیم.
• خود او از عهده کارها بر نمی آید ما باید برویم کمکش تا به حال هم موفق نشده و یکدفعه ما موفقش می کنیم و بنابراین گرفتاریست در حالی که بعدا شاید برسم. او کارش خوب در نیامده. صدو بیست و چهار هزار پیغمبر …

4. قیافه

• قیافه یا چسبیدن به بدن و اندام. صبح تا غروب حواستان این باشد که موی سرتان چی شد. دماغه به چه صورتی در آمد. وزن کجا رفت. قد اینجوری شد. و می دانید اینها از یک حدی گذشت بیماریست.

شما برخی از اوقات یک قیافه هایی درست می کنید که قیافه های مثلا سگ پسندانه است. Anorexia. داری قربونتون برم. که وقتی در خیابان می روید سگها دنبالتان راه میافتند. علتش این هست که می بینند یک اسکلت داره میره امیدوارند این بریزه خوب بخورن دیگه. ماها قیافه مون همانطور که می دانید گربه پسندانه است. چرب و چیلی. گربه ها میان دنبال دنبه ای چربی ای چیزی. یک ذره مواظب اینها باشید.

• بنابراین من نمی توانم خودم را درگیر عادت های بد یا اعتیادات بد یا خوب بکنم. دورانش به سر آمده. خطی که در زندگی هست خط وسط و میانه است. یعنی آنجاست که به من و شما می تواند کمک بکند. بنابراین خوتان را درگیر نکنید و در این زمینه لطفا دنبال مد نرید قربونتون برم. نیمی از مدها بیماری است و زشت است و چندش آور است.

مد را ما در بحث Collective Behavior رفتار جمعی داریم و اصولا یکی از انحرافات و اشکالات اجتماعی است در بیشتر موارد. شما باید به من نشان بدهید که این مد زیباست. این مد مناسب و متناسب است. یعنی به صرف اینکه مد است. نگاه کنید این شلوارهای بگی که این بچه ها می پوشند. مخصوصا وقتی که میارن انقدر پایین که شرتشون از اون زیرش پیداست و بعد هم مجبورن اینجوری راه برن که اگر مستقیم راه برن میافته پایین. و بنابراین عقب عقب مثلا راه میرن. این حالا مدش کجاست؟!!

دلمون خوش است که این مد است و بعد هم خنده مون میگیره که این شلوارها اصلا بیاد بالا. خوب شما میتوانید با هزار جور بیماری و گرفتاری در این زمینه روبرو بشوید. بنابراین خودتان را اذیت نکنید. ماجرای تجربه را مطرح نکنید. بیخودی بحث محیط را نکنید که اینجا محیطش اینجوری است. این محیط وقتی است که انتخابی که کردید درست است.

5. همرنگ جماعت

• و بالاخره مساله همرنگ جماعت شو.

شما می دانید یکی از حرفهایی که در زبان فارسی است این است که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.

شعار علمی واقعی این است خواهی بشوی رسوا و سپس بدبخت شوی همرنگ جماعت شو. بنابراین بیخودی خودتان را همرنگ جماعت نکنید. جماعت را وقتی آدم همرنگش میشود که رنگش درست است.

شما می دانید که انسان تنها موجودی است که ابتدا به وجود می آید یعنی Existence و هستی پیدا می کند. و بعدا ماهیتش یعنی آنچه که هست، محتوایش را پیدا می کند. در حالی که وقتی شما به بقیه موجودات نگاه می کنیدابتدا ماهیتشان مشخص می شود و بعدا وجود پیدا می کنند. یعنی یک سگ ابتدا سگ است و بعدا به این دنیا می آید سگ می شود.

حیوانات برای اینکه به نوع تکمیل یا کامل خودشان تبدیل بشوند هیچ احتیاجی به هیچ آموزشی ندارند و در شرایط عادی و معمولی چیزی می شوند که می خواهند بشوند یا می توانند بشوند. چون آنکه می خواهند و می توانند در حقیقت مثل هم هست. به بیان دیگر وقتی که من و شما درباره موجودات دیگر صحبت می کنیم، آنها از آغاز تا پایان تکلیفشون مشخص است.

• بنابراین انسان باید انسان شدن را یاد بگیرد. یعنی انسان مانند یک مقدار عدد است که حالا میخواهد این عدد را چه جوری در بیاورد. یک مقدار حرف و کلمه است حالا می خواهد چگونه کلماتی بنویسد. یک خمیری است که حالا این خمیر چگونه می خواهد خودش را شکل و فرم بدهد. به همین جهت است که اگر شما با باور من مشکلی نداشته باشید اگر هم دارید عوضش کنید: انسان مخلوق خداست ولی خالق خودش است.

• یعنی من و شما خودمان را می سازیم. به بیان دیگر ما به این دنیا می آییم و آنچه که سرنوشت ماست Destiny باید آن را از سر نوشت و در سر نوشت. و الا از قبل چیزی آن را برای ما ننوشته. معنای این حرف این است که ما زندگی خودمان را می توانیم بسازیم.

معلوم است که در چهارچوب و محدوده ای هستیم که زندگی می کنیم. اگر پسر یا دختری هستیم در افریقا یا امریکا معلوم است که در این چهارچوب می توانیم عمل کنیم. و معلوم است که عامل ارثی و عامل محیطی نقش فوق العاده اصلی و اساسی دارد. ولی به هر حال در یک چهارچوبی من و شما یک حد و امکان آزادی ای را داریم. یک عده ای کمتر و یک عده ای بیشتر دارند. درست مثل اینکه در این هتل شما یک آزادی عملی دارید ولی به برخی از اتاق ها یا مراکز هتل نمی توانید بروید .

مهم این است که در آن حدی که شما آزادید که بر مبنای آن مسئولیت پیدا می کنید چه می کنید. بنابراین مهم است که این را بدانیم ما از قبل برایمان ننوشته اند که خوشبخت باشیم یا بدبخت. و اگر این باور را دارید لطفا بهش یک نگاهی مجددی بکنید. که فکر کنید سرنوشت شما نوشته شده با کی باید ازدواج کنید چه زمانی می میرید. یک همچین قاعده هایی نیست.

باور من این هست نظر من این هست که نیست و اگر یک روزی خواستید با من بحث و سوالی بکنید خدمتتان هستم که این توهم و تصور را نداشته باشید که از قبل نوشته اند شما با کی ازدواج می کنید. بچه تان چی می شه. چه زمانی می میرید. اگر اینگونه بود هم سوالات جدی تری مطرح می کرد.

همین پرسشهای اصولی و اساسی را مطرح می کرد چرا متوسط عمر مردم در طول تاریخ سه چهار پنج ساله یا هفت هشت ساله بوده حالا در امریکا هشتاد سال است و …

1. انواع جوانان پسر و دختر

2. ترتیب فرزند در خانواده

3. اعتماد به نفس و حرمت نفس

4. اولین قدم، عادت، مذهب، قیافه و همرنگ جماعت شدن

5.مثلث های زحمت و رحمت

6.اضطراب و نگرانی – پول

7.بودن و شدن و موفقیت و پیروز شدن

8.هدف

9.نظام باورها و اعتقادات- جهان بینی – احساسات – عواطف- آرمان یا ایدئولوژی

10.اخلاق – دین و سیاست و فلسفه- اسپورت و موسیقی

11.زیبایی – بو- خواب – دوست

12.سختی و مشکلات زندگی- درد و رنج، اختلافات و تفاوت ها- زندگی یا لذت در لحظه
ضرورت توجه به زمان و مکان – ریسک پذیری و هیجان و بور

13.مقایسه – خشمگین طلبکار و ناراضی- مطالعه