انواع جوانان

اگر جوان بودم

انواع جوانان پسر و دختر

• مردها معمولا یک جورند. فقط این جورشون جورواجوراست. بعضیها هم خیلی ناجورند. ولی یک جورند.
یعنی مردها را که سر و ته یک کرباسند که خانم ها می گویند درسته. این از جانب خانم هایی می آید که تجربه و تخصص بسیار دارند!

• بنابراین آقایون یک جورند. علتش هم این است که خداوند اجازه تنوع زیاد بهش نداده. گفته همینه و دور یک مرکز و محوری می چرخند.

 

• خانم ها پنج نوعند و مهمش این است که شما به عنوان یک دختر بدانید کدامش هستید.

اولش نوعی است که خیلی در جامعه پذیرفته شده است. مادر و مقدس است یعنی Mother and Holly. قدیس. یعنی یک زنی که شما می بینید یا حداقل بسیاری از اوقات به شما میگویند. شما با دختری روبرو می شوید که خیلی حالت مادرانه دارد. حالت پرستار دارد. حالت پرورش دهنده دارد. مواظب و مراقب است.  خیلی هم پاک و مقدس است. آن حالت دلسوزی و مواظبت و مراقبت و شفقت و Caring و Compassion را دارد.

نوع دوم نوعی است که مدیر و مدبر است. یعنی اداره کننده است. کسی است که سازمان می تواند بدهد. اوضاع رو همیشه به نوعی در اختیار و کنترل دارد. بالا ایستاده و همه چیز را به نوعی زیر نظر دارد. بنابراین با آگاهی دانایی و تدبیرش عمل می کند.

نوع سوم معشوق و معشوقه است . یک مقداری شیک و بلد . یک لغت فارسی است یکم بارش تنده: “لوند” و میدونه چه کار می کنه. بلده. (نخندید چون معنی داره خنده تون).

این نوع سومی است که وجود دارد. می دانید حرف این است که بهتر این است که یک دختر ترکیب این سه باشد و بیشتر مردهایی که به هر حال به یک مرحله ای رسیده اندو به دنبال همسر و عشقی می گردند ترکیب این سه را می خواهند.

یعنی به همین جهت است که از یک طرف مادر ماخواهند از یک طرف اداره کننده ودر حقیقت مواظب و مراقب مدیر و مدبر را می خواهند و از یک طرف دیگر احتیاج به یک کسی دارند که حالا که ایام خوب و خوش است بتواند آن حالت شور و شوق و هیجان انسانی و ارتباطات احساسی و عاطفی و جنسی را داشته باشد.

 

اما دو نوع بد هم وجود دارد که در فرهنگ ما فراوان دیده می شود.

نوع چهارم که خانم ها لطفا مواظب باشید. نوع ضعیفه است که در فرهنگ ما فراوان است. یعنی من هیچم و ناچیزم و کاری از من بر نمیاد و نمیفهمم و نمی دونم و سرم پایینه و بله و چشم و واقعا اینگونه اند. در نتیجه اینجور آدم ها دنبال یک کسی می گردند که ازشون مواظبت و مراقبت کند. یعنی حرفشون این است که من هستم بیاید. میگن ما یه چیزی داریم و حاضریم آن را در اختیار بگذاریم. هر جور مایلید مصرف بفرمایید ولی مواظب ما باشید. ولی هیچ است دیگه همینه یعنی “ضعیفه”.

درست عکسش نوع پنجم است که آن ضخیمه و کلفته است. یعنی درست در مقابلش یک گردن کلفتی که طرفدار زن نیست. چون اینها معمولا جزو انجمن فمنیست ها در می آیند. طرفدار آزادی و برابری زن اند. نه. اینها ضد مردند. اینها دشمن مردند. اینها منتظر هستند یک مردی را بگیرند مچاله اش کنند یا لقمه اش کنند و یک فشارش بدهند و حسابش را برسند.

و بنابراین به دو صورت هم خودش را نشان می دهد. یکی به صورت متمدنش که اصولا به دنبال همسری می گردند که به زودی میشه عضو گروه زی زی. یعنی زن ذلیل که در اختیار و کنترلشان است. یا تبدیل می شوند به یک کسی که دمار از روزگار این در می آورد. بعد میره سراغ یکی دیگه. بعد زندگی اینو به هم میزنه زندگی اونو به هم میزنه. تخصصشم اینه که بره سراغ اونی که فکر می کنه زندگی خوبی داره. ولی زنه نمیدونه باید با این مرده چه کار بکنه.

بِدنش دست من تا درستش  کنم. و اینها را شما به عنوان شکارچی می بینید که موج می زنند و در به در به دنبال یک مرد زخمی افتاده اند. مثل شیری است که حوصله شکار ندارد اما دنبال یک آهوی زخمی می گردد. و بنابراین معمولا هم پیدا می کنند.

 

• خوب این دو نوع آخر گرفتاریست. امیدوارم نباشید و حتما هم نیستید. ولی آن سه مورد اول مهمش این هست که ترکیبش را داشته باشید. بنابراین یک مقداری جهت را مشخص کنید.

اگر نوع ضعیفه اید بیاید بیرون دورانش به سر آمده.  اگر نوع ضخیمه اید بروید خودتان را درست کنید. آسیبی که شما معمولا از پدر و یا برادر یا مرد در زندگیتون خوردید و یا نارضایتی ای که از دختر بودنتون و یا پیام های بد و منفی ای که در مورد بد بودن زن در محیط اجتماعی گرفتید، شما را به اینجا رسانده والا دلیلی ندارد که شما اینجا باشید و باید آن را حتما حتما حل کنید.

اگر شما در ایران تشریف داشته باشید یا اونجا زندگی کنید یا در امریکا کاملا موضوع متفاوت است. یعنی منی که جوان بودم یا شمایی که جوانید مهم این است که کجا زندگی می کنید. برای اینکه انسان یک درختی است که با توجه به آب و هوایی که درش رشد می کند. قرار است خودش را پیدا کند یا مناسب آن آب و هوا باشد. اگر احتمالا شما یک ویژگی ها و آرزوها و برنامه ها و هدف ها یی دارید که با محیط ایران سازگار تر است خوب بهتره بروید ایران. و اگر کسی هستید که با شرایط امریکا سازگارید بهتره اینجا بمانید. اما اینکه شما بخواهید در امریکا ایران را بیاورید یا بروید ایران امریکایی زندگی کنید این شدنی نیست.

این از آن ترکیب های عجیب و غریبی است که خیلی ها فکر می کنند از عهده اش بر می آیند. اما آخر کار متوجه می شوند که بازنده اند. بنابراین یک انتخابی در جهت اینکه کجا می خواهید باشید باید بکنید و ضمنا هر جا که بودید ناچار باید آن نقش را و آن رلی را ایفا کنید که مناسب آن مساله است و این معنایش حقه بازی نیست. چون این ماجرای نقش و رل را دلم می خواهد توضیح بدهم.

در پشت فرمان من راننده ام. بنابراین اگر پلیس من را نگه دارد. نمی توانم صحبت از اینکه من الان کنفرانس دارم بکنم. و یا اینکه من پدرم یا مادرم نمی توانم بکنم. شما اگر رفتید خونه در حالی برای بچه هایتان پدر و مادرید اگر پدر و مادرتان بیایند شما دختر و پسر آنها هستید. و بنابراین نقش های مختلف و متفاوت را ایفا می کنید. برخی از آدم ها یک تصور و توهمی دارند که آدم همه جا باید یک جور باشد. نه .

من قرار است نقش متناسب هر جا رو انتخاب کنم در حالی که آن Core یا هسته اساسی و اصلی شخصیتی من به مقدار زیادی قرار است که ثابت باشد.

 

1. انواع جوانان پسر و دختر

2. ترتیب فرزند در خانواده

3. اعتماد به نفس و حرمت نفس

4. اولین قدم، عادت، مذهب، قیافه و همرنگ جماعت شدن

5.مثلث های زحمت و رحمت

6.اضطراب و نگرانی – پول

7.بودن و شدن و موفقیت و پیروز شدن

8.هدف

9.نظام باورها و اعتقادات- جهان بینی – احساسات – عواطف- آرمان یا ایدئولوژی

10.اخلاق – دین و سیاست و فلسفه- اسپورت و موسیقی

11.زیبایی – بو- خواب – دوست

12.سختی و مشکلات زندگی- درد و رنج، اختلافات و تفاوت ها- زندگی یا لذت در لحظه
ضرورت توجه به زمان و مکان – ریسک پذیری و هیجان و بور

13.مقایسه – خشمگین طلبکار و ناراضی- مطالعه