حرمت نفس

روانشناسی حرمتِ نفس

The Psychology of Self-Esteem

ناتانیل براندن
Nathaniel Branden :1930 –2014
با تشریح دكتر هلاكویی

https://en.wikipedia.org/wiki/The_Psychology_of_Self-Esteem

دکترناتانیل براندن، روان‌درمانگر و نویسنده‌ای کانادایی-آمریکایی بود . وی شهرت زیادی به دلیل کار بر روی روانشناسی حرمت نفس داشت. او در گذشته نقش برجسته ای در پیشبرد مکتب فلسفی عینی گرایی هم داشت.

 ناتانیل براندن3

عزت نفس یا حرمت نفس

 عزت نفس یا حرمت نفس نباید با اعتماد به نفس اشتباه گرفته شود.

عزت نفس در واقع یك برآورد كلی از ارزشهای احساسی و عاطفیِ خودِ شخص،

یا قضاوتی است كه شخص در خصوص باورها و احساساتِ خود دارد.

مثل:  من خوبم یا بدم؟ آیا در كارهایم موفق بودم یا نه؟ آیا به خودم احترام میگذارم یا نه؟

 كمبود عزت نفس موجب افسردگى میشود.

جالب اینجاست كه نمایش بالاى عزت نفس توسط شخص، و خود شیفتگی نیز ناشی از عزت نفس منفی است.

 ناتانیل براندن4 

شخصی كه عزت نفس سالمی دارد:

• نیازها و نظرات خود را به راحتی بیان میكند،

• به راحتی و با اطمینان تصمیم گیرى میكند،

• روابط سالم و مطمئنی برقرار میكند،

• واقع بین است و انتقادهای شدید از خود نمیكند،

• در برابر مسائل و مشكلات انعطاف پذیر است،

• خیلی كم احساس شرمندگی و گناه و بی ارزش بودن میكند،

• احتمال ایجاد اختلال در خورد و خوراكش كم است.

 ناتانیل براندن

 فرد سالم به خود و دیگران اجازه داده نظام باورها و اعتقادات و هر سیستم و سازمانی را نقد، انتقاد و علیه آن‌ها اعتراض کند.

 او این واقعیت را دریافته که همه‌ی سیستم‌ها، سازمان‌ها، باورهاو اعتقادات، آن زمان که زیر شلاق نقد و انتقاد و اعتراض قرار می‌گیرند، پاک می‌شوند و صیقل می‌یابند و ارزش و اهمیت بیشتر یافته و شایسته انسان می‌شوند

 او هرگز با فرد و افراد کاری ندارد، هرگز دشمنی خود را متوجه انسان نکرده زیرا انسان را مقدس، شخص (نه کالا)، هدف (نه وسیله) و موجود ناقصی می‌داند که به سمت کمال حرکت میکند و هیچگاه کامل نمیشود.

 اما به باورها، جهان‌بینی و فلسفه و نظریات به راحتی حمله می‌کند به دو دلیل: o یک آنکه آنرا بهتر کند o دیگر آنکه هیچ باور و اعتقادی از آنِ کسی نیست. با اعتراض به باور و عقیده‌ای به کسی توهینی نشده. مردمانی که باور و اعتقادی دارند باید توان اثبات آن را داشته باشند یا انتقاد و اعتراض دیگران را به عنوان حق و واقعیت بپذیرند.

 فرد سالم آمادگی دارد باورها و نظریات و اعتقادات خود را، خود و دیگران مورد انتقاد و اعتراض قرار دهند. با خود و دیگران در جنگ و ستیز نیست
ولی با هر نظام باورها و اعتقاداتی درگیر شده، این واقعیت و حقیقت را پذیرفته که از طریق آزادی بیان و عقیده و برخورد و تضارب افکار و عقاید مختلف و متفاوت میتوان عقاید بهتری پیدا کرد و راحت‌تر و آسوده‌تر زیست.

 والدین آموزگاران و روان درمانگران و مدیران زمانی میتوانند بر حرمت نفس دیگران بیفزایند که بتوانند بر حرمت نفس خود اضافه کنند لذا باید بدانند دینامیسم حرمت نفس در درون آنها چگونه کار میکند و چه عواملی سبب افزایش یا کاهش حرمت نفس در درونشان میشود.
 به عبارت دیگر باید آنچه را موعظه میکنیم ابتدا در خودمان بوجود آوریم و این مساله ای است که همه روان درمانگرها آن را دوست ندارند.

 میدانیم آگاهی ابزار بقاست و هرچه این آگاهی بیشتر باشد فرد محیط خود را بهتر شناخته و بهتر زندگی میکند. منظور از آگاهی آگاه بودن از جنبه حقیقت است. اگر از سطح معینی از آگاهی در فعالیتهایمان استفاده نکنیم و هوشیار و گوش به زنگ نباشیم با کمبود حرمت نفس روبرو میشویم و خود را در برخورد با مشکلات زندگی ذیصلاح نمیدانیم.
ذهن ما ابزار اولیه و وسیله بقای ماست اگر به آن خیانت کنیم حرمت نفسمان کاهش میابد . فرار از واقعیت نمونه خیانت به ذهن هستند.

 ادامه:

حرمت نفس –  نظر دکتر هلاکویی

حرمت نفس و آگاهی و اعتیاد

حرمت نفس و خود پذیری 

حرمت نفس و مسوولیت در قبال خود 

حرمت نفس و ابراز وجود 

حرمت نفس و زندگی هدفمند 

حرمت نفس و انسجام شخصی

حرمت نفس و عشق 

احساس بی ارزشی، و اهمیت حرمت نفس

حرمت نفس و اضطرابِ خوشبختی

حرمت نفس و اضطرابِ پیش بین 

حرمت نفس و بخشش

حرمت نفس و غرور و افتخار

حرمت نفس و فرهنگ-تاریخ-مذهب 

حرمت نفسِ کاذب

مدیر عاملی و حرمت نفس 

برابری و احساس من

حرمت نفس و تضادهای اخلاق سنتی 

حرمت نفس و خود دوستی

حرمت نفس و نظر دیگران

ناتانیل براندن2

 ….