زبان بدن

زبان بدن

Body Language

اشارات بدن یا زبان بدن به انواع شکل‌های ارتباط غیر کلامی یا رفتاری اشاره می‌کند که یک فرد از طریق رفتارهای فیزیکی خود،
بدون آنکه صحبتی بکند با دیگران قادر است، ارتباط برقرار نماید.

این رفتارها می‌تواند مربوط به وضعیت و حالات بدنی Body Posture  (محل قرار گرفتن دست ها، پاها، نحوه نشستن، ایستادن، راه رفتن، خوابیدن)،
ژستها Gestures ،حالت ها، اطوارها، اَداها، حرکات و اشارات بدنی، جلوه‌های هیجانی صورت و حرکات چشم‌ها Eye Movement  باشد.

اگر شما بتوانید ذهن افراد دیگر را بخوانید و آنچه را که آنها واقعاً نیاز دارند و می‌خواهند، درک کنید
بی‌شک ارتباطات فردی و اجتماعی شما بسیار آسان و مؤثر خواهد شد زیرا با استفاده از این دانش قادر خواهید بود

در هر زمان بر طرف دیگر تأثیر بگذارید یا حداقل بتوانید درک کنید که او واقعاً دربارهٔ شما چه فکر می‌کند؟

اما از نظر علمی، ما نمی‌توانیم ذهن دیگران را بخوانیم.
در واقع اگر کسی این‌طور فکر کند، ممکن است از نظر روانشناسی دچار نشانهٔ «ذهن‌خوانی» شده باشد که یکی از شایعترین نشانه‌های اختلال تفکر است.

 آنچه که ما می‌توانیم انجام دهیم خواندن چهره و زبان بدن (تن‌گفتار) دیگران است که این دانش با ذهن‌خوانی فرق دارد.

اشارات بدن یا زبان بدن چیست؟

اشارات بدن یا زبان بدن به پیام‌های غیرکلامی اطلاق می‌شود که میان افراد توسط حرکات اعضای بدن و حالات صورت انتقال می‌یابد.
 

کینیز-ایکس Kinesics  عبارت است از مطالعهٔ روابط میان فردی از طریق حرکات، ژست‌ها، طرز قرار گرفتن بدن در حالت‌های مختلف و قیافه و حالت‌های صورت.
چهرهٔ انسان می‌تواند بیش از ۲۰۰۰۰ حالت مختلف ایجاد کند؛ بنابراین خوش بیان‌ترین قسمت بدن است.

بیشتر بیان‌ها، ترکیبات چهره‌ای یعنی مخلوطی از دو یا چند حالت اصلی است.

 ۹۳ درصد ارتباط میان فردی را اشارات بدن تشکیل می‌دهد. در حالی که تنها ۷ درصد ارتباط میان فردی شامل گفتار است.

بیشتر ما باور داریم که با نگاه کردن به حالات چهره و قیافهٔ افراد Facial Expressions  می‌توانیم به طور دقیق بگوییم که آن‌ها چه احساسی دارند.

می‌توانیم حالات صورت را به سه بعد اصلی تقسیم کنیم.
1- خوشایندی – ناخوشایندی،

2- پذیرش – رد،

3- فعالیت یا برانگیختگی.

به طور مثال شادی، خوشایند اما انزجار، ناخوشایند است.
غم، فعالیت یا برانگیختگی اندکی ایجاد می‌کند، در حالی که تعجب یا شگفت زدگی با سطح برانگیختگی یا فعالیت بسیاری همراه است.

اینکه هیجان تا چه اندازه می‌تواند توجه ما را جلب کند، یا توجه ما را به جای دیگری معطوف کند، بعد سوم است.

اشارات بدن می‌تواند گویای وضعیت درونی فرد باشد. برای نمونه می‌تواند خشم، خستگی، آرامش، گیجی و دیگر نشانه‌ها را نشان دهد.

بدن انسان‌ها احساسات را هم اس ام اس می‌کند.

عمومی‌ترین پیام‌ها یا اس ام اس‌ها عبارت اند از: آرامش یا بی قراری و دوست داشتن یا دوست نداشتن.
آرامش زمانی نشان داده می‌شود که فرد، اگر ایستاده است، دست و پاهایش را بدون نظم و ترتیب خاصی، قرار می‌دهد،

و اگر نشسته‌ است، به عقب تکیه می‌دهد، و دستها و پاهایش را باز می‌کند.

دوست داشتن معمولاً زمانی نشان داده می‌شود که به سوی طرف مقابل، شیء یا موضوع مورد نظر، اندکی خم می‌شویم؛

بنابراین، نحوهٔ قرار گرفتن بدن می‌تواند احساساتی را نشان دهد که در حالت عادی آنها را پنهان می‌کنیم.

اشارات زبان بدن (تنَگفتار) وابسته به فرهنگ یا نمادین

برخی اشارات بدنی و حرکات زبان بدن یا تَن‌گفتار، در یک گروه مورد توافق قرار گرفته‌اند
یا در فرهنگ یک جامعه، استفاده می‌شوند که معنای خاص و محدود به آن فرهنگ یا گروه هستند

و به آنها «فرهنگ‌وابسته» یا «گروه‌وابسته» گفته می‌شود و مردم به‌طور آگاهانه، آنها را به کار می‌برند.

این نوع حرکات و اشارات بدنی را «نمادین» می‌نامند و مانند آن است که جایگزین کلمات می‌شوند.

ما این اشارات بدنی را در خانه، مدرسه و دیگر محیط‌های اجتماعی یاد می‌گیریم و آنها را درست یا نادرست در ارتباطات خود به کار می‌بریم
که البته شکل آنها در طول زمان، بنا به دلایل متفاوت تاریخی و اجتماعی عوض می‌شود.

دانستن این تغییرات و شناخت آنها، به مردم کمک می‌کند که در ارتباط خود با گروه‌ها و فرهنگ‌های دیگر، کمتر دچار سوء تفاهم یا درک اشتباهی شوند،
زیرا تفاوت‌های فرهنگی در این زمینه می‌تواند موجب بی تناسبی، کج منشی یا بی علاقگی از طرف سایر افراد شود.

هرچند پژوهشگران با یافتن نقاط مشترک این حرکات در زبان بدن به افزایش آگاهی انسانها با ریشه‌های مشترک فرهنگی کمک می‌کنند
تا الگوی همجواری ارتباطی مناسبی را با یکدیگر داشته باشند.

به طور مثال در زبان بدن مربوط به دست‌ها که به اختصار می‌توان به آن «دست گفتار» Hand Gestures  گفت،
معانی متفاوتی را با توجه به فرهنگ هر جامعه‌ای می‌توان برداشت نمود.

اشارات زبان بدن (تنَگفتار) ناوابسته به فرهنگ یا جهانی

بر خلاف حرکات اشارهٔ زبان وابسته به فرهنگ که در طی زمان و از فرهنگی به فرهنگی دیگر و از یک گروه به گروه دیگر مدام در حال تغییر هستند،
حرکات اشاره‌ای در زبان بدن و به ویژه در دست‌ها وجود دارد، که به فرهنگ وابسته نیستند و زبانی جهانی به حساب می‌آیند.

آنها در طول هزاران سال و در مسیر تکامل خود به شکل امروزی مورد استفاده همگان قرار می‌گیرند.

آن‌طور که هرکس در ارتباط، به‌طور ناخودآگاه و بنا بر شخصیت خود، آنها را به نمایش می‌گذارد و تا حدی معیاری است برای رفتار اجتماعی افرادی که از آن بهره می‌برند.

مثلاً محققان در آزمایشهایی بر روی حدود یکصد نوزاد، کودک و بزرگسال دریافته‌اند، اشارات و حرکاتی که مردم در توضیح حل یک مسئله ریاضی به کار می‌برند

موجب بهبود آنها در یادآوریِ لیستی از اعداد یا حروفی می‌شود که پیشتر به حافظه‌شان سپرده‌اند.

وقتی از افراد آزمودنی درخواست می‌شود که در زمان حل مسئله، دستشان را نگه دارند و حرکت ندهند،

آنها به خوبی گذشته نمی‌توانند اعداد یا حروف را به یاد آورند و عملکردشان بسیار ضعیف می‌شود .

در حال حاضر نیز، ژنی به نام «فاکس پی دو» FOXP2  کشف شده است که خبر از دلایل ژنتیکی و تکاملی رابطهٔ بین حرکات دست و گفتار می‌دهد.
به‌نظر می‌رسد که دویست هزار سال است که در سیر تکاملیِ «انسان اندیشه‌وَرز»، دست‌گفتار بخش مهمی از ارتباطات او بوده است.

از طرفی حرکات دست هر یک از ما، بیانگر نکته‌ای است و مانند اشاره به یک بند در قرارداد است.
برخی از آنها برای کنترل گفتار شخص دیگری مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند بالا بردن دست به نشانهٔ توقف و برخی دیگر جایگزینی برای گفتار هستند،

مانند حرکت توهین آمیز انگشت دست توسط یک راننده که با این روش، خشم و عصبانیت خود را به رانندهٔ دیگر نشان می‌دهد.

همهٔ ما در گفت‌وشنودهای خود حرکات دست را به‌صورت ناخودآگاه تولید می‌کنیم و به ندرت ممکن است نسبت به آنها فکر کنیم

و یا از انجام آنها آگاهی داشته باشیم

اما در عمل و رفتار، ما با استفاده از کارایی بزرگ و پیچیدهٔ آنها، بخش عظیمی از ارتباطات شگفت‌انگیز خود را پوشش می‌دهیم.

حرکت دستها و اشارات زبان بدن، علاوه بر انتقال معانی در القای اعتماد یا بی‌اعتمادی یا شور و اشتیاق ناشی از دلشادی،
بی‌علاقگی یا دلمردگی به مخاطب نقش مهمی دارند.

اگر به دیگران در زمان گفت‌وشنودهایشان نگاه کنید، می‌بینید که وقتی آنها به آنچه که می‌گویند اعتماد دارند و یا سرحال هستند و با شور و اشتیاق حرف می‌زنند،
 حرکات دست و اشاره‌های زبان بدن در آنها بیشتر به چشم می‌آید، تا حدی که ممکن است تبدیل به پویانمایی شده باشد.

دستها و اشاره‌های زبان بدن آنها این نکته را می‌خواهد منتقل کند که اعتماد یا اشتیاقی وجود دارد.

شما ممکن است از این ارتباط آگاه نباشید، اما به‌طور غریزی به آن پی می‌برید و از آن استفاده می‌کنید.

بسیاری از سوء تفاهم‌ها و درک اشتباهی در گفت‌وشنود از قرار دادن دست بر روی لب ها اتفاق می‌افتد که می‌تواند
نشانگر خستگی، پنهان‌کاری، شک و یا دقت باشد.

حال اگر دستهای خود را از روی لب ها بردارید و به گفت‌وشنود ادامه دهید، خواهید دید که مقصود شما بهتر درک می‌شود.

چرا که لبهای شما در معرض دید قرار خواهد گرفت.

علاوه بر این ما نیاز داریم که برای ارتباط با دیگران دستِکم لبخندی بر لب داشته باشیم،
شاید لبخندی شبیه به «مونالیزا» که هنوز هم بعد از قرن‌ها برای مردم مبهم و معمایی است و استاد تجسمی‌دوره رنسانس،

«لئوناردو داوینچی» هنرمندی بود که به درک چگونگی اثر آن، دست یافت.

لبخندی که می‌تواند نشانگر خنده یا گریه‌ای باشد که از خشم یا ترس به وجود آمده است و انتظاری که در آن است موجب می‌شود

که مخاطب با خود بگوید: «انگار این لبخند می‌گوید، چیزی در حال اتفاق است!»

یکی از مسائل دیگر که پدر و مادرها به آن اشاره می‌کنند، زمانی است که کودکان آنها دروغ می‌گویند یا چیزی را نمی‌خواهند بگویند.
آنها گاهی بر اساس مطالعاتی که در کتابهای زبان بدن دارند، فکر می‌کنند، چون کودک با یک دست یا هر دو دست، دهان خود را می‌پوشاند،

بنابراین در حال دروغ گفتن است.

البته مطالب زیادی برای تأیید این نشانه از زبان بدن (دست‌گفتار) در هنگام دروغگویی خردسالان وجود دارد،
اما شواهد علمی که از این گفته‌ها حمایت کند، وجود ندارد.

دلیل اول آنکه اساساً نمی‌توان گفت، کودکان دروغ می‌گویند، زیرا آنها در این دوره از رشد، رؤیاپردازی می‌کنند
و همان‌طور که «ژان پیاژه» می‌گوید، اندیشهٔ خردسالان در ۴ تا ۶ سالگی به گونه‌ای است که به اشیاء بی‌جان نسبت زندگی و احساس می‌دهند

 و این روش فکرکردن، «جاندارپنداری» یا «زنده‌گرایی» Animism  نامیده می‌شود،

پژوهشگر دیگری به نام «لارنس کلبرگ» Lawrence Kohlberg زاده ۱۹۲۷ و فوت ۱۹۸۷، بر این باور بود که کودکان فکر می‌کنند که رؤیاها واقعی هستند،
مثلاً زمانی‌که از کودک ۴ تا ۶ ساله، پرسیده شود: «آیا غولی که در رؤیاهای خود دیده بود، واقعاً آنجا بود»؟

او پاسخ می‌دهد: «آن غول واقعاً آنجا بود، ولی وقتی بیدار شدم رفت. من جای پای او را کف اتاق دیدم».

دلیل دوم، استناد به حرف های کودکان است.
براساس آنچه که گفته شد هیچ‌گاه به درستی یا نادرستی، راستگویی یا دروغگویی محتوای گفتاری کودکان نمی‌توان اعتماد کرد.

زیرا پژوهشی در سال ۱۹۸۹ بر روی کودکان ۳ تا ۴ سال نشان داد که اگر کودکان مورد اشاره رؤیاپردازی کرده باشند،

رفتارهای مثبت زبان بدن (تن‌گفتاری) آنها افزایش می‌یابد مانند لبخندزدن، امااحتمال درستی این نتیجه‌گیری، تنها ۵۰ درصد اعلام شد،

در حالی که در سال ۲۰۱۳، دو پژوهشگر در مصاحبه‌های خود با ۱۹۸ کودک ۴ تا ۷ سالهٔ قربانی تجاوز نشان دادند،

که آنها وقتی دربارهٔ واقعهٔ مورد نظر حرف می‌زنند، در ساختار دستوری و معنادار بودن کلماتی که به کار می‌برند،

پیچیدگی و انسجام اطلاعات مربوط به موضوع بالاست و احتمال واقعیت داشتن آنها به حدود ۹۲ درصد می‌رسد؛

بنابراین برای تمایز میان واقعیت و رؤیاپردازی کودکان، چاره‌ای به جز دنبال‌کردن نشانه‌های گفتاری در شکل و محتوای حرفهای آنها وجود ندارد.

بیشتر در:

1        ارتباطات غیرکلامی

2        برخی نشانه ها در زبان بدن

3        چشم ها و زبان بدن

4        روش استفاده از زبان بدن

5        شناسایی افراد با زبان بدن  

6       ارتباط با افراد دشوار  

7      معنای حرکات بدن در مذاکرات  

8        زبان بدن و دروغ سنجی Paul Ekman

9        مجموعه ای به زبان انگلیسی

منبع : ویکیپدیا