ارتباطات غیرکلامی

ارتباطات غیرکلامی

 

 

مؤثرترین مطالعات در این زمینه توسط چارلز داروین Charles Darwin  متولد ۱۸۰۹ – فوت ۱۸۸۲بوده
که در سال ۱۸۷۲ منتشر شده.

وی در کتاب «بیان احساسات در انسان ها و حیوانات» بر این باور است که همه پستانداران به طور چشمگیری

 احساساتی در چهره شان نشان می دهند.

 

امروزه، مطالعات درباره ارتباطات غیرکلامی در رشته­هایی نظیر زبان شناسی، نشانه شناسی، انسانشناسی
و روانشناسی اجتماعی گسترش یافته است.

ارتباطات غیرکلامی نقش مهمی در تعاملات روزمره هنگام برخورد با مردم دارد.

بدن انسان بی نهایت چندبعدی است که توانایی ارسال هزاران پیام غیرکلامی دارد.

زمانی که با فردی روبه رو می شویم، ما معمولاً اول به چهره او نگاه می کنیم تا ببینم آیا حالات وی

 بر آنچه که می گوید تأثیر می گذارد؟

 سپس ما به آهنگ صدای آنها گوش می دهیم تا بررسی کنیم که آیا نشانه هایی از احساسات در آنها وجود دارد؟

 سرانجام، به کلمات صحبت  آنها گوش می کنیم تا معنای واقعی آن را درک کنیم.

عموماً، ما درباره طبیعت و رفتار اشخاص بیشتر بر مبنای نشانه های غیرکلامی و بصری قضاوت می کنیم تا ارتباطات کلامی.

 

بیشتر مردم یک حسی درباره ارتباطات غیرکلامی دارند.
اغلب آن را زبان بدن می نامند که شامل ژست ها، حالات چهره، حرکات بدن، نوع نگاه و پوشش می شود.

با این حال مفهوم زبان بدن واقعاً مبهم است و از تعدادی عناصر غیرکلامی ارتباطاتی مهم نظیر کاربرد صدا،

حس لامسه، مکان، زمان و اشیاء فیزیکی به مثابه پیام غفلت شده است.

 این فرضیه ای است که دلالتی بر ارتباطات ندارد، یک ادعایی که موجب افزایش مباحث درباره آنچه که ارتباطات غیرکلامی

 را شکل می دهد شده است.

اکنون این مفهوم بیانگر این است که همه رفتارهای غیرکلامی ارتباطات هستند.

 

جودی بورگون Judee K. Burgoon  ، استاد دانشگاه آریزونا ارتباطات غیرکلامی نظیر این رفتارها را البته به جزء خود کلمات تعریف می کند
 که یک نظام ارزشی اجتماعی مشابهی را شکل می دهد،

یعنی آنها تعمداً ارسال و به طور خاص تعمداً تفسیر می شود و به طور منظم به مثابه سخنرانی جمعی

اعضا استفاده شده و تفسیرهای آشکاری دارند.

ارتباطات غیرکلامی در ارتباطات افراد هم قدرتمند و هم ضروری است.
اگر پیام های کلامی با ارتباطات غیرکلامی همراه نباشد، ارتباطات غیرکلامی غیر موثر خواهد بود.

مهم نیست که به کجا ما نگاه می کنیم، ارتباطات غیرکلامی در کانون هر پیامی است

که یا تماس های رودررو یا تلفن، درک و دریافت می شود.

در واقع، ارتباطات غیر کلامی شامل احساسات شخصی، احساسات، نگرش ها و تفکرات که از طریق حرکات بدن

ژست ها، حالات بدن، بیانات چهره ای، طرز راه رفتن، حالات و نوع روابط، چه آگاهانه چه غیراختیاری،

بیشتر اوقات نیمه آگاهانه همراه یا بدون همراه با زبان استفاده می شود.

بنابراین می توان گفت که ارتباطات غیرکلامی رفتاری است که مردم ناخودآگانه تفکرات و احساسات خصوصی شان را

از طریق حرکات بدن انتقال می دهند.

 مثلاً دست هایشان را جمع می کنند، در میان پاهایشان، می نشینند، می ایستند

و پیاده روی می کنند و از لب ها، چشم ها استفاده می کنند و حتی به صورت نامحسوس لب هایشان را حرکت می دهند.

 

پژوهشگری به نام آلبرت محرابیان Albert Mehrabian ، متولد سال ۱۹۳۹ در یک خانواده ارمنی در ایران،
و استاد بازنشسته روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا، که بیشتر نوشته‌هایش در اهمیت نسبی پیام‌های غیر کلامی است،

 به این نتیجه رسیده که تاثیر کلی یک پیام:

۷ درصد کلامی ( فقط به صورت کلام)

۳۸ درصد صوتی یا آوایی ( شامل تن صدا، نوسان صدا و دیگر عوامل صوتی)

۵۵ درصد غیر کلامی یا دیداری است.

 

ارتباطات غیر کلامی یا دیداری قابل کنترل ترین و شاید ناخودآگاهانه ترین عنصر پیام از فرستنده به گیرنده باشد.
اگر پیام ثابت باشد، همه عناصر به طور موثری ترکیب می شوند.

در صدا هیجان و اشتیاق وجود دارد، با چهره ای شاد و بدنی پرانرژی رابطه دارد، که اعتماد و اطمینان پیام را ارسال می کند.

 

بروس پری بیان می کند که ارتباطات مردم زمانی که کلمات هیچ معنایی ندارد شروع می شود.
ارتباطات با خیره شدن، تکان دادن، نوازش کردن، بوسیدن و زمزمه کردن شروع می شود.

ارتباطات غیرکلامی هسته همه زبانها است.

انسان یک ظرفیت ذهنی قابل ملاحظه ای دارد تا بتواند صداها و حرکات را به عنوان بازنمایی نمادین اشیاء درک کند.

آنها توانایی انجام هزاران زبان پیچیده با میلیون ها کلمه واحد دارند.

 

زمانی که زبان در متن روابط توسعه نیافته بود، ما درکی از زیبایی و معنای کلمات نداشتیم.
برای هر کودک تازه متولد، ارتباطات غیر کلامی دنیای تازه ای از روابط انگیزشی برای ارگانهای عصبی ایجاد می کند که به کودک اجازه می دهد

تا ظرفیت های پیچیده زبان و همچنین ظرفیتی برای فهم و ارتباطات با کاربرد کلمات را توسعه دهد.

فرایند یادگیری مستلزم این است که زبان از ارتباطات اجتماعی-عاطفی ناشی شود.

صورت، نه صدا، عضو اصلی ارتباطات بشری است.

 

تنها بخشی از مغزمان برای ارتباطات کلامی استفاده می شود.
اغلب، بیشتر ارتباطات ما با دیگران غیرکلامی است، و درصد بالایی از آنچه که ذهنمان در ارتباطات از دیگران دریافت می کند (حتی بدون آگاهی ما)

بر علائم غیرکلامی نظیر حرکات چشم، ژست های چهره، تن صدا، تاخیر در پاسخ به سوال، تکان دادن دست یا سر متمرکز شده است.

گویی یک ناحیه از مغز کلمات را در یک تعامل پردازش می کند، بیشتر نواحی مغز به صورت مداوم توجه و پاسخ به فعالیت های غیرکلامی دارد که همراه کلمات می آید.

از طریق ارتباطات غیرکلامی است که معنای کلمات را یاد می گیریم.

 

علی رغم نقش مهمی که پیام های غیرکلامی در جامعه دارد،
با این حال تعدادی کمی از افراد به شیوه های پاسخگویی به علائم غیرکلامی دیگران آگاهی دارند.

مضحک است که مردم چندین سال برای یادگیری زبان های کلامی صرف می کنند،

با این حال زمانی برای مطالعه نحو یا لغات رفتارهای غیرکلامی اختصاص نمی دهند.

در نتیجه توانایی ارسال و تفسیر پیام های غیرکلامی ما عموماً ناکافی است.

 

بردوایستل و ادوار.تی هال به پردازش کلی ارتباطات توجه می کنند و مطالعات و مشاهدات پیشین آنها درباره حرکات،
ژست ها و حالات بدن بود و کاربرد فضا بر پایه چارچوبی حوزه مطالعاتی به نام ارتباطات غیرکلامی است.

 

ری بردویستل متخصص برجسته ارتباط غیر کلامی، برآورد مشابهی از میزان ارتباطات غیر کلامی
که ما بین انسان ها صورت می گیرد به عمل آورده است.

 او هم معتقد است که که بخش کلامی، حداکثر ۳۵ درصد یک پیام را تشکیل می دهد و بیش از ۶۵ درصد آن غیر کلامی می باشد.

 

بخش عمده ای از پیام هایی كه به دیگران منتقل می شود، برخاسته از سرنخ های غیر كلامی است،
یعنی جنبه هایی از حالات بدنی و ژست ها، رفتار ظاهر و نگرش ها، كه حتی شاید فرد از وجود آنها بی خبر است.

 

این رابطه های غیر كلامی عبارتند از:
 

i          زبان بدن

ii         نحوهِ نشستن، ایستادن و راه رفتن

iii       نحوهِ استفاده از دستان

iv      ظاهر

v        نحوهِ پوشش

vi      نحوهِ آرایش مو و صورت و غیره

vii     نگرش

viii   اطمینان به خود

ix      احساسات

 

پژوهشی در دانشگاه استانفورد نیز نشان می دهد، به هنگام صحبت با شخص یا گروهی پیام ما نه از طریق آنچه می گوئیم،
بلكه بیشتر از طریق چگونگی گفتن ما منتقل می شود.

همین مطالعه حاكی است كه ادراك شنونده از موارد زیر تاثیر می پذیرد:

۷% توسط واژه های شما

۳۸% توسط آهنگ صدای شما

۵۵% توسط زبان بدن شما

 

زبان بدن Body Language به بررسی این ۵۵% درصد حرکات بدن می پردازد…
 

این بدین معنی نیست كه واژه ها بی‌اهمیت‌اند، بلكه تنها به این موضوع اشاره دارد كه هر چه به ارتباطات غیركلامی خود در حین صحبت بیشتر دقت كنید،
در انتقال مطلب مورد نظرتان موفق تر هستید.

اگر امرار معاش شما مستلزم تعاملات انسانی است، (هر چند در عصر سیبرنتیك نمی توانیم از تماس های چهره به چهره با همنوعان خود اجتناب ورزیم)،

در صورتی كه از تاثیر خود بر مردم آگاه باشید؛ با موفقیت بیشتری به هدف هایتان دست می یابید.

 

به عنوان مثال حرکات بدن انسانی که در حال بیان حقیقت است چگونه است؟! :

i          دست ها با فاصله از بدن قرار دارند و به اصطلاح، شخص دارای گاردی باز است.

ii         کف دست ها رو به بالاست!

           اگر دقت کرده باشید، زمانی که می خواهیم روراست بودن خود را به مخاطب متذکر شویم، کف یک دست خود را به او نشان می دهیم!

iii       شخصی که در حال بیان حقیقت است، مستقیم در چشمان شما نگاه می کند و چشمانش را از مخاطب نمی دزدد!

بالعکس، شخصی که در حال مخفی کردن حقیقت است، و یا دروغ می گوید:

i          مستقیم در چشمان شما نگاه نمی کند و چشمانش را از شما می دزدد!

ii         بیشتر به سمت پایین نگاه می کند و چشمانش را به زمین می دوزد!

iii       دست یا پای خود را بی دلیل تکان می دهد!

           این کار بخاطر تخلیه اضطراب صورت می گیرد، چرا که هر دروغگویی مضطرب است، تا مبادا دستش رو شود و حرفش را باور نکنیم!

iv      مویی نامرئی را از کیف یا لباس خود برمی دارد و یا غباری نامرئی را از روی لباس خود می تکاند

          اگر این حرکت از شنونده ای سر بزند، معنی اش آن است که او به حرف شما شک دارد و در عین حال به دلیلی نمی خواهد و یا نمی تواند مخالفتش را ابراز کند!

در اداره های پلیس، برای تشخیص دروغگوهای حرفه ای به تعداد پلک زدن های آنان در یک بازه زمانی مشخص توجه می کنند.
چراکه وقتی شخصی درحال دروغ گفتن است، سرعت پلک زدن های او بیشتر از حالت عادی است!

 

زبان بدن در بین فرهنگ ها و کشورهای مختلف به جز اختلافات مختصری که در ادامه مطلب آمده است! معنای مشترک و یکسانی دارد!
یکی از تفاوت ها در زبان بدن، در نشانه هاست!

مثلا علامت شصت دست! در کشور های انگلیسی زبان به معنای OK است. 
در بعضی کشورها اگر شصت خیلی بالا بیاید معنای خوبی نمی دهد! و معنایی مانند برو پی کارت! را خواهد داشت.

در کشور آمریکا زمانی که بخواهند مجانی سوار ماشین شوند، کنار جاده می ایستند
و دست خود را بلند کرده و شصت خود را در امتداد جاده حرکت می دهند.

حال اگر همین حرکت را در کشوری آسیایی انجام دهید، بعید نیست حتی با ماشین زیرتان هم بکنند!
چرا که در این کشورها این علامت معنای خوبی نمی دهد!

 

یک علامت دیگر، دایره ای است که به کمک شصت دست و انگشت اشاره ساخته می شود،
این علامت در کشورهای انگلیسی زبان تداعی کننده حرف O از کلمه OK است!

همین علامت بدون هیچ تغییری در کشور فرانسه به معنای صفر، هیچ یا پوچ است!

در کشور ژاپن به معنای پول، و در کشورهای حوالی دریای مدیترانه نشانه هم جنس بازی است!