روانشناسی شوخی

روانشناسی شوخی

 

شوخی از دیدگاه فروید

 

o       تا ده، پانزده سال پیش، همه رویکردهای روان‌شناسی اصرار داشتند که شوخ‌طبعی روی سلامت روان اثر مثبت دارد.

 

o       فروید، سه نظریه پیشین یعنی:

 

i          رهایی،

ii         ناهمخوانی

iii        تعارض

 را در یک نمونه تشریحی تر ادغام کرد و گفت:

سازوکارهای مورد استفاده در شوخی ها عبارتند از ادغام Assimilation  و جا به جایی Displacement.

 

o       ادغام زمانی است که دو موضوع در یک کلمه یا جمله خلاصه شوند.

مثال: در زمان جنگ جهانی دوم، رییس جمهور آمریکا در لندن به ملاقات چرچیل رفت.

چرچیل، نخست وزیر بریتانیا که در حمام بود، برهنه نزد رییس جمهور آمریکا رفت و در برابر تعجب او گفت:

ما انگلیسی ها چیزی را از دوستان آمریکایی خود پنهان نمی کنیم!

 

o       جا به جایی نیز زمانی است که تأکید از موضوع اصلی به موضوعی که ظاهراً با آن بی ارتباط است تغییر یابد.

مثلاً: لردی انگلیسی که با همسرش هنگام صرف شام اختلاف نظر پیدا کرده بود،

 پس از کسب اجازه از همسرش برای ترک اتاق غذاخوری و گفتن شب به خیر به علامت اعتراض و خشم از پشت میز شام برخاست

و به سرپیشخدمت خود که در را برای خروج او باز می کرد، گفت: «لطفاً در را پشت سر من محکم به هم بزنید!»

 

o       جا به جایی، تظاهر نمادین عقده یا شئ اصلی را به گونه ای ضعیف تر یا به شکلی که ناراحتی کمتری را برانگیزد، ممکن می سازد.

جا به جایی به صورت های گوناگون دیده می شود.

برای نمونه ممکن است معنای دوپهلو را برساند؛

مثلاً جمله «این روزها افرادی که به جای راست رفتن چپ بروند، موفق تر هستند» ممکن است به معنای متضاد اشاره کند.

 

o       جوانی از «اوناسیس»، میلیاردر مشهور یونانی پرسد: «برای رسیدن به رفاه و خوشبختی چه باید بکنم؟»

اوناسیس پاسخ داد: «باید  ۲۰ سال مثل خر کار کنی و مثل سگ زندگی کنی!»

جوان پرسید: «پس از آن میلیاردر می شوم؟»

اوناسیس جواب داد: «نه، ولی به همان زندگی سگی عادت می کنی و احساس رفاه و خوشبختی خواهی کرد!»

 

o       نمونه ای دیگر از ادغام و جا به جایی توأم نقل می شود:

 از اوتانت، دبیرکل اسبق سازمان ملل متحد، پرسیدند: «خوشبخت کیست؟»

گفت: «مردی که زن ژاپنی داشته باشد، در خانه ای انگلیسی زندگی کند، غذای چینی بخورد و حقوق آمریکایی دریافت کند.»

مجدداً از او پرسیدند: «بدبخت کیست؟»

گفت: «مردی که زن آمریکایی داشته باشد، در خانه ای ژاپنی زندگی کند، غذای انگلیسی بخورد و حقوق چینی بگیرد!»

 

o       طبق نظر فروید، سازوکارهای دفاعی روانی «ادغام و جا به جایی» نه تها موجب انحراف روال معمول اندیشه و بیان آن،

بلکه باعث بیان افکار و کلام به شکلی اختصاری می شود.

به این ترتیب مفهوم اقتصاد یا صرفه جویی را ایرلندی ها دارند.

راحت طلبی فرانسوی ها و بی مسوولیتی ایتالیایی ها و حتی نظم و کارآمدی و ادب آلمانی ها موضوع شوخی های زیادی در اروپاست.

برای نمونه، جهانگردی فرانسوی شب در هتلی در برلین اقامت کرد.

فردا صبح راهنما از او پرسید: «آیا دیشب راحت بودید؟»

فرانسوی گفت: «هتلی خیلی تمیز و خدمات آن عالی است اما دیشب نتوانستم بخوابم زیرا صدای منظم قطارهایی که رد می شدند مانع خواب من شد.»

 

o       راهنما به او گفت: «در این حوالی، قطار عبور نمی کند اما در نزدیکی هتل، کار بنایی ساختمان به صورت شبانه روزی در جریان است

 و کارگرانی که آجرها را می چینند هر بار که آجر را می گیرند، می گویند «دانکه» (متشکرم)

و پاسخ می شنوند «بیته» (خواهش می کنم)

تداوم این دانکه ـ بیته، دانکه ـ بیته، دانکه ـ بیته موجب شده است فکر کنید تمام شب قطار عبور می کند!»

در اینجا فرانسوی ها خشم و ناراحتی خود را در مورد نظم و ادب و کارآمدی آلمانی ها

به صورت شوخی و بذله گویی ابراز کرده اند که البته خیلی بهتر از پرخاشگری مستقیم است!

 

      روانکاوان پیرو فروید، شوخی را یک شیوه دفاعی پخته و متمدن می‌دانستند که ما آدم‌ها در مقابل اضطراب به کار می‌گیریم، البته ناخودآگاه!

شناخت‌گراها می‌گفتند شوخی یک توانایی شناختی‌ است؛ توانایی فهمیدن، بازسازی، به یاد آوردن و البته خلق لطیفه‌‌ها.

رفتارگراها آن را در حد یک عادت پایین‌ آوردند.

انسان‌گراها شوخی را به اندازهِ یک نگاه ویژه به جهان، بالا می‌برند.

اما همهِ این گروه‌ها در یک چیز موافق بودند: شوخی چیز خوبی است!

 

 

کاربردهای درمانی شوخی

 

o       شوخی می تواند چون تماس چشمی، سکوت، لمس و کلام یکی از شکل های ارتباط باشد.

o       طنز و شوخی می تواند در درمان بیماری های روانی نقش داشته باشد.

 

o       حتی جدی ترین پزشکان روانکاو که با خویشتن داری و متانت به کار تحلیل روانی می پردازند هم به بیماران یاری می دهند

 تا با تشخیص معنای ضمنی مفاهیم متعدد لغات و ایهام، حس طنز را در خویش بپرورند.

 

o       پزشکان روانکاو همان گونه که به رویاهای بیماران و تفسیر آنها اهمیت می دهند، به طنز و شوخی هم توجه دارند

زیرا شوخی ها با خواب ها (رویاهای شبانه) در ویژگی های تحریف و ایهام شباهت دارند.

 

o       طنز حتی در گروه درمانی نقش مهمی دارد.

به گفته گوردن آلپورت، بیمار روان ـ نژندی که می آموزد به خود بخندد، ممکن است در مسیر تسلط بر خود و بهبود باشد.

کسی که بتواند به خود بخندد، یعنی می تواند خود را بپذیرد و در نتیجه، در صدد پذیرش زندگی برآید.

 

o       خنده که واکنش طبیعی در برابر طنز و شوخی است، نه تنها موجب راحتی می شود، بلکه پرخاشگری را هم می کاهد.

تصویرنگاری مغز نشان می دهد محرک های طنزآمیز توسط نیمکره راست مغز دریافت می شود.

مبتلایان به ضایعات نیمکره راست در فهم شوخی های کلامی و فهم تصاویر فکاهی با مشکل رو به رو می شوند.

فعال شدن نیمکره راست در اثر محرک های طنز و شوخی که موجب خنده طبیعی می شود، انرژی روانی محبوس را به جریان می اندازد،

پرخاشگری را رفع می کند و استرس را می کاهد.

o       خنده به عنوان واکنش طبیعی در برابر کارکرد شوخی و طنز موجب ترشح اندورفین Endorphin  در مغز و در نتیجه کاهش افسردگی می شود.

اندورفین‌ها یا مسکن‌های طبیعی بدن  Endogenous Morphine، موادی هستند که از غدد مخاطی و هیپوتالاموس Hypothalamus  ترشح می‌شوند

و اثر اصلی آنها تسکین درد است.

اندورفین ها در حقیقت بسیار شبیه به مخدرها – مانند مرفین و دیگر مشتقات تریاک – عمل می‌کنند و تولید آن‌ها در زمان فعالیت بدنی،

هیجان، احساس درد، خوردن غذاهای فلفلی، احساس عشق و اوج لذت جنسی است.

 

o       در اثر خنده، هورمون های موجد اضطراب کاهش می یابند و نیروی ایمنی بدن در برابر عوامل بیماری زا از جمله میکروب ها افزوده می شود.

پس طنز و شوخی در صورت کاربرد مناسب و به هنگام می تواند به رفع تنش و آشفتگی در سطح جامعه، خانواده و محیط کار کمک کند.

 

مراقبت های ویژه در شوخی

 

o       درمورد شوخی و بذله باید مراقب بود که در آن فرد خاصی هدف قرار نگیرد؛ بلکه موقعیت ها هدف اصلی شوخی و بذله را تشکیل دهد.

o       توجه کنید که مضحکه قرار دادن یک نفر در جمع، جنبه طنز ندارد و حتی شوخی هم نیست و فقط می توان آن را تظاهر مستقیم پرخاشگری دانست.

این کار موجب افزایش تنش در جمع و کاهش سطح بهداشت روانی می شود.

شاید شایسته ترین کار آن باشد که بتوانیم در باره کارهای مضحکی که خود کرده ایم و دیدگاه های خنده داری که داشته ایم، صحبت کنیم.

 (البته باز هم با قید این احتیاط که به ورطه خودآزاری یا مازوخیسم نیافتیم.)

 

o       توانایی خندیدن به افکار و اعمال مضحک خود موجب می شود که دیگران هم با نظر انتقادی خود را ارزیابی کنند

و نه فقط روحیه ای مبتنی بر همدلی در جمع پدید می آید، بلکه بازخورد این کار به بهبود اندیشه ها و نگرش ها و اعمال هر فرد کمک می کند.

 

شناخت آدم‌ها بر مبنای شوخی‌هایشان

 

o       پذیرفته شده‌ترین صفات آدم‌ها، پنج عامل بزرگ شخصیت هستند. این پنج صفت عبارت‌اند از:

 

i          تهییج پذیری یا روان‌رنجوری یا بی ثباتی عاطفی یا نورزگرایی Neuroticism ، یعنی این که شما چقدر هیجان‌هایتان پایدار است؟

ii         برون گرایی Extroversion ، یعنی این که شما چقدر دوست دارید با جمع باشید و در گروه‌ها فعالیت کنید؟،

iii       پذیرا بودن در مقابل تجارب جدید Openness to Experience ، یعنی این که شما چقدر دوست دارید با عقاید جدید،

 جاهای جدید، هنرهای جدید و کلاً موقعیت‌های جدید آشنا شوید؟،

iv      توافق پذیری و سازگاری Agreeableness ، یعنی این که شما وقتی در یک جمع قرار می‌گیرید،

 چقدر با آن جمع همرنگ می‌شوید و فروتنانه قوانینش را می‌پذیرید؟

v        وظیفه شناسی Conscientiousness ، که منظم بودن، با وجدان بودن و دقیق بودن شما را می‌سنجد.

 

o       حال، سبک‌های شوخی با این عوامل شخصیتی رابطه دارند؛ بدین ترتیب که:

 

     I            کسانی که عمدتاً از شوخی‌های خودفزاینده استفاده می‌کنند، هیجانات پایدارتری دارند و به قول معروف دمدمی مزاج نیستند.

این افراد غالباً برون‌گراترند و نسبت به تجربه‌های جدید هم پذیراترند.

بد نیست بدانید که این گروه معمولاً صفات مردانهِ بیشتری هم دارند، چه زن باشند و چه مرد.

 

    II            کسانی که عمدتاً از شوخی‌های پیونددهنده استفاده می‌کنند، بیشتر تمایل دارند که با جمع باشند،

 یعنی برون‌گراترند و مثل خودفزاینده‌ها به حضور در موقعیت‌های جدید هم تمایل دارند،

 اما این افراد بر عکس خودفزاینده‌ها صفات زنانهِ بیشتری دارند.

 

    III            کسانی که از شوخی‌های پرخاشگرانه استفاده می‌کنند، پایداری هیجانی‌شان پایین‌تر است،

یعنی دمدمی‌ مزاج‌ترند و زودتر از کوره در می‌روند.

آن‌ها وقتی در جمعی قرار می‌گیرند معمولاً ساز خودشان را می‌زنند یعنی «توافق پذیری» پایینی دارند

و بالاخره این که این گروه معمولاً آدم‌های وظیفه‌شناسی نیستند.

شوخی‌های پرخاشگرانه را هم باید جزو شوخی‌های مردانه محسوب کرد.

 

  IV            کسانی که از شوخی‌های خودشکنانه استفاده می‌کنند، پایداری هیجانی‌شان به شدت پایین است

و به همین خاطر نمرات اضطراب و افسردگی‌شان بالاست.

آن‌ها هم مثل پرخاشگرها در جمع، توافق‌پذیری پایینی دارند و آدم‌های چندان با وجدانی نیستند

و جالب‌تر این که این شوخ طبعی هم با صفات مردانه‌تر رابطه دارد.

 

شوخی‌های زنانه، شوخی‌های مردانه

 

o       مردها بیشتر از شوخی‌های پرخاشگرانه استفاده می‌کنند و شوخی خودشکنانه هم در مردها شایع‌تر است،

اما در شوخی‌های دیگر تفاوت چندانی بین زن و مرد وجود ندارد.

 

o       خانم‌ها و آقایان برای شوخی‌های مشابه، معنای مشابهی قائل نیستند.

زنان عمدتاً دوست دارند که مردان، مولّد یا آغازگر شوخی باشند

مردان عمدتاً دوست دارند که زن‌ها پذیرندهِ شوخی‌هایشان باشند.

 

o       مردها گاهی شوخی را ابزاری برای توهین خودمانی می‌دانند، چیزی شبیه شوخی‌های پرخاشگرانهِ،

 اما به ندرت از شوخی برای تحقیر دیگران استفاده می‌کنند.

o       مردان عمدتاً برای رقابت با سایر مردان از شوخی استفاده می‌کنند، اما زنان عمدتاً برای پیوند با زنان دیگر.

 

o       مردان بامزه جذاب ترند.

مردان شوخ‌طبع دو ویژگی مهم دارند:

i          اول این که، خلاق هستند

ii         دوم این که، چشم‌انداز مضاعفی دارند.

o       یعنی هم از دید خودشان به قضایا نگاه می‌کنند و هم از دید شوخی شونده.

این دو  صفت به ویژه برای زنان بسیار جذاب است.

 

o       در یکی از روش‌های رایج درمان افسردگی، موسوم به شناخت درمانی، یکی از اهداف مهم درمانگر،

ایجاد تغییر در نوع نگاه فرد افسرده به جهان است.

درمانگران از شوخی برای تأمین این منظور استفاده می‌کنند.

 

 

o       مارتین Rod A. Martin ، محقق برجسته شوخی و لطیفه Humor Research، و استاد University of Western Ontario

ابتدا مثل بقیه از پر و پا قرص‌ترین طرفدارهای شوخ‌طبعی بود.

او فکر می‌کرد شوخی در مقابل استرس معجزه می‌کند.

تست‌های اولش را هم بر همین پایه ساخت.

اما در سال‌های آخر قرن بیستم کشف کرد که یک جای کار می‌لنگد.

 

o       او دریافت که شوخی در بهترین حالت، رابطهِ بسیار ضعیفی با سلامت روان دارد.