گفتاری درباره شوخی

گفتاری درباره شوخی

دستور زایشی

o       دستور زایشی Generative Grammar  یکی از رویکردهای بررسی نحو زبان است که توسط نوام چامسکی Noam Chomsky  تبیین شده‌است. تدوین این دستور با نگارش کتاب ساخت‌های نحوی (۱۹۵۷) توسط چامسکی آغاز شد.

o       بین سال‌های ۱۹۲۳ و ۱۹۵۷، هدف زبان‌شناسی «تکمیل روندهای کشف» بود؛ یعنی یافتن مجموعه‌ای از اصول که زبان‌شناس را قادر کند تا دستور زبانی را از توده‌ای اطلاعات که به کمک سخن‌گوی اهل زبان گفته شده، کشف و استخراج کند و دستور باید علمی باشد و صرفاً براساس الگوهایی باشد که فقط در زبان وجود دارند و هیچ رجوعی به معنا نداشته باشند. به این طریق می‌توان به توصیفی عینی و کامل از زبان دست یافت.

o       چامسکی با اعتقاد به این‌که این هدف آرمان‌گرایانه و محدود است، نقدهایی را بر آن وارد می‌کند. آرمان‌گرایانه به این دلیل که امکان ندارد بتوانیم قواعدی خدشه‌ناپذیر برای استخراج یک دستور کامل از توده‌ای اطلاعات وضع کنیم. محدودیت این دستورها به این دلیل است که از قدرت پیش‌گویی برخوردار نبودند؛ آنچه را رخ داده بود دسته‌بندی می‌کردند و آنچه را ممکن بود رخ دهد پیشگویی نمی‌کردند.

o       چامسکی معتقد بود دستور باید به‌عنوان نظریه یا فرضیه‌ای باشد که چگونگی کارکرد زبان را بیان کند. اگر دستور به‌صورت صحیح تدوین شود، به دستگاهی تبدیل می‌شود که تمام توالی‌های دستوری را تولید می‌کند و هیچ رشتهٔ غیردستوری را پدید نمی‌آورَد.

وظیفهٔ زبان‌شناس این است که دستورها را فرمول‌بندی کند تا از این طریق ابزاری برای ارزشیابی دستور فراهم شود و در موقعیتی که زبان‌شناس با دو دستور روبه‌رو شد، خود بتواند نوع بهتر را انتخاب کند.

 

دستور گشتاری

o       دستور گَشتاریTransformational Grammar  یا دستور زایشی-گشتاری Generative-Transformational Grammar  گونه‌ای از دستور زبان است که شیوه توصیف آن از ساختار زبان‌ها جدا از شیوه دستور زبان‌های سنتی است.

o       دستور گشتاری می‌کوشد شیوه‌هایی که آگاهی‌های فطری افراد از دستور زبان در مغز پردازش شده و به منصه ظهور می‌رسد را بیابد. منظور از لفظ گشتار (گردیدن، تبدیل شدن) هم شیوه تبدیل ذهنیات ما به زبان گفتاری و نوشتاری ما است.

o       دستور گشتاری می‌کوشد از طریق توصیف دستوری، معنای دقیق و واقعی آنچه که در پشت جملات وجود دارند را دریابد و اندیشه‌هایی که در پشت کلمات و جملات هستند را کشف کند.

o       در دستور گشتاری، ذهنیاتی که در ذهن ما وجود دارند که هنوز به زبان جاری نشده‌اند ژرف‌ساخت Deep Structure نامیده شده و مجموعه جملاتی که به زبان جاری می‌کنیم روساخت  Surface Structure نام دارند.

o       یک نمونه از گشتار:    این خبر مرا خوشحال کرد.  من از این خبر خوشحال شدم. بنا به مفهوم دستور گشتاری، در اینجا یک ژرف‌ساخت مطرح است به صورت این‌که شخصی به دلیلی حالتی پیدا کرده‌است: من (شخص) + خوشحال (حالت) + خبر (دلیل) و دو جمله یادشده تحقق‌های نحوی این مفهوم هستند و تنها شیوه تبدیل آن‌ها به بیان (گشتار آن‌ها) است که تفاوت دارد. دستور گشتاری معتقد است که هرچند دو جمله یاد شده شکل دستوری متفاوت یا به عبارتی روساخت متفاوتی دارند،  اما مفهوم بنیادین و ژرف‌ساخت آن‌ها یکسان یا نزدیک است.

o       در تجزیه و تحلیل زبان با استفاده از دستور گشتاری این فرض مبنا قرار می‌گیرد که تعداد مشخصی ویژگی‌های جهان‌شمول و همگانی در زبان‌های دنیا وجود دارند و به منصه ظهور رسیدن آن‌ها است که تفاوت دارد.  اصل دستور گشتاری بر خلق جملات فراوان از تعداد محدودی قانون و واژه قرار دارد.

واژه شوخی

o       هنگامی که از واژه ای به نام شوخی صحبت می کنیم، درواقع تنها به یک کنش زیستی که صرفاً در خنده خلاصه شود، اشاره نداریم، بلکه این مفهوم مطابق نظریه معروف « دستور زایشی- گشتاری» نوام چامسکی، خود دارای جنبه های پراهمیت دیگری ، نظیر زیست شناسی- عصب شناسی، روان شناسی، زبان شناسی، رفتار شناسی و مردم شناسی و جامعه شناسی ست.  یعنی آن را می توانیم از دیدگاه شناختی مورد بررسی قرار دهیم، به این معنا که انسان در رویارویی با جهان پیرامونش، دست به انواع کنش خواهد زد که تحت تاثیر اداراکات وی از محیط است.

یعنی این ذهن انسان بوده که ساختار زبانی را می سازد نه گوش و دهان و … . در چنین زمینه ای هنگامی که از شوخی صحبت می کنیم، در ساده ترین شکلش دو فرد را باید در نظر بگیرم،

 که یکی در حال شوخی کردن بوده و دیگری در حال شنیدن شوخی، که در این میان معنایی ذهنی از جانب طرف اول که فاعل بوده به قصد خنده که حرکتی زیستی است، به طرف دوم منتقل و دریافت می شود که بایستی در یک بافت مشترک انجام پذیرد، تا عمل به درستی انجام شود.

o       این قضیه به همین سادگی که عنوان شد نبوده ، زیرا با دخالت فرهنگ بیش از پیش ما با پیچیدگی آن مواجه می شویم. که در شکل زیستی آن خنده زورکی یا خنده ارادی است یا گاهی خنده با نوعی برانگیختگی احساسی همراه می شود، مثلاً بیان رفتاری دوستانه.

o       چیزی که خنده را در نوع زیست شناختی آن با اهمیت می سازد، فراگیر و مشترک بودن آن در اغلب جوامع و در طی زمان بوده است. یعنی می توان آن را جزء بنیادی ترین حس بشر دانست.

o       بروز خنده در شکل گشتاری شوخی بوده است که در فرهنگ های مختلف، متفاوت عمل می کند. اما سوالی که اینجا مطرح می شود این بوده که آیا می توان برای خنده به عنوان بنیادی ترین حس که مشترک است،  نوعی علامت مشترک و فراگیر یافت که در فرهنگ های مختلف به شکل های گوناگون بروز نکند؟ مثلاً همین علامت خنده که در فضای مجازی رایج گردیده است؟

o       هیچ کس نمی تواند با قلقلک دادن، خودش را بخنداند.  چنان که در بالا بیان شد، خود رفتار خنده علامتی زیستی است که در جوامع انسانی تکامل یافته است. این نوع خنده می تواند مقدمه ای برای کنش متقابل دوستانه باشد. در نتیجه اجتماعی بودن این امر زیستی کسانی که به طور سازمان یافته درباره خنده مطالعاتی انجام دادند مردم شناسان بودند.

o       مردم شناسان اولیه تحت تاثیر نظریه تکاملی داروین به دنبال راهی برای اثبات همگونی رفتار خنده و شوخی در میان تمام جوامع انسانی می گشتند. نشان داده شده که رفتار خنده و شرایط منتهی به بروز خنده در جوامع گوناگون یکسان است و الگوی جهانی و فراگیری برای رفتار عضلانی خنده و شرایط پیرامونی برانگیزاننده آن وجود دارد.

 

o       سوالاتی که در این مبحث برای ما مهم بوده این است؛ که ما اصلاً :

i          برای چه شوخی می کنیم؟

ii        چرا به آن می خندیم؟

iii      شوخی چیست؟

iv     آیا میان جوامع با فرهنگ های متفاوت مشترک بوده یا متمایز؟

v        چه واژه های دیگری با شوخی درگیر هستند؟

vi     شوخی چه کارکردی می تواند داشته باشد؟

 

o       اگر به جمع ها و گروه های اجتماعی نگاهی بیاندازیم یا وارد آن ها شویم اغلب با شوخی مواجه می شویم که گاهی دوستانه و گاهی مخالف آن است.

در کتابها و مجلات ما به شکل فراوانی با عناوینی شبیه شوخی با خبرنگاران یا سیاستمداران روبرو هستیم.  چیزی که بیش از پیش اهمیت می یابد فراگیر بودن آن در طول تاریخ فرهنگی این کشور است که در برهه های زمانی به اوج خود رسیده و گاهی سکوت اختیار کرده است.

 

منابع:

ویکیپدیا

 انسان شناسی و فرهنگ– زهره نظام محله