علم،شبه علم،خرافات

علم، شبه علم، خرافات

Science, Pseudoscience, Superstitions

.

علم یا Science:

(به معنای آموختن) ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعی، در قالب توضیح‌ها و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی. یک معنای قدیمیتر و نزدیک که امروزه هنوز هم به کار می‌رود متعلق به ارسطو است و دانش علمی را مجموعه‌ای از آگاهی های قابل اتکا می‌داند، که از لحاظ منطقی و عقلانی قابل توضیح باشند.

علم در زبان فارسی به معنایی متفاوت و عام تر از معادل انگلیسی اش (Science) به کار می‌رود. در این مفهوم علم معادل هر نوعی از دانش (Knowledge) است. واژه علم در این مفهوم کلی شامل هر نوع آگاهی نسبت به اشیاء، پدیده‌ها، روابط و غیره‌ است، اعم از اینکه مربوط به حوزه مادی و طبیعی باشد و یا مربوط به علوم معنا و ماوراءالطبیعه.

در این تعریف قواعد روش علمی برای دستیابی به آن دانش الزامی نیست و علم شامل مجموعه‌ای از آگاهی‌ها، دانش‌ها و معلوماتی است که انسان توانسته از طریق روش‌های گوناگون تا به امروز به آنها آگاهی پیدا کند.

اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم حدیث و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند. در مقابل مفهوم علم به‌طور خاص وجود دارد که معادل واژه انگلیسی Science است که از ریشه لاتینی «ساینتیا» به معنای دانستن گرفته شده‌است و متناظر با آن بخشی از دانش بشری است که از طریق روش‌های تجربی حاصل شده‌ است و قواعد علوم تجربی بر آن حاکم است.

علوم حاشیه‌ای به شاخه‌ای از دانش گفته می‌شود که نه جزو علوم دقیقه و نه از علوم غریبه هستند. برخی این علوم را به‌ نوعی تلاش علم برای نزدیکی به حوزهٔ متافیزیک به مفهوم غیر افلاطونی می‌دانند. هم‌چنین برخی این علوم را روش‌هایی فکری و فرهنگی می‌دانند که به‌صورت بی‌رحمانه‌ای توسط سیستم‌های علمی غالب در حاشیه قرار گرفته‌اند.

گاهی واژهٔ «علوم حاشیه‌ای» به جای شبه علم به کار برده می‌شود. سریال پرطرفدار فرینج Fringe محصول شبکهٔ تلویزیونی فاکس که از سال ۲۰۰۸ پخش آن آغاز شد به موضوع علوم حاشیه‌ای می‌پردازد.

science

شبه علم

شبه علم یا دانش‌نما (Pseudoscience) به ادعاها، باورها، یا کارهایی گفته می‌شود که به نادرستی با عنوان دانش ارائه داده می‌شوند ولی بر پایه‌ی روش دانشیک نیستند. پیدایش بشقاب پرنده ها، طالع بینی، کف‌بینی، فال قهوه، ستاره‌بینی، و انرژی‌درمانی نمونه‌هایی از دانش‌نما هستند.

دانش‌نماها خوراک نوشتاری بسیاری از مطبوعات همگان‌پسند موسوم به مجلات زرد را تشکیل می‌دهند. یکی از اهداف رشته‌ی فلسفه‌ی دانش تشخیص نگره‌ها و روش‌های دانشیک از روش‌های نادانشیک می‌باشد. برای نمونه برخی از نگره‌پردازان حوزه‌ی فلسفه‌ی دانش مانند کارل پوپر اعتقاد دارند که یکی از معیارهای تمیز دانش از دانش‌نما ابطال‌پذیری ادعاهای مطرح‌شده می‌باشد. گزاره‌های دانش‌نما معمولاً ابطال‌ناپذیر هستند، در حالی که ادعاهای دانشیک ابطال‌پذیرند.

پروفسور روبرت پارک ۷ نشانه هشداردهنده برای دانش‌نما معرفی می‌کند که در ضمن به گفته وی می‌توان آن‌ها را در ادعاهای طب سنتی یافت: فرار به رسانه: اصحاب دانش‌نما ادعاهای خود را یکراست به رسانه‌های گروهی می‌برند. درستی دانش وابسته به آن است که هر کشف تازه، نخست به همتایان عرضه و توسط ایشان نقد شود. وجود ژورنال‌هایی دارای مرور همتا درست برآوردگار همین هدف است. اصحاب دانش‌نما اما این مرحله را دور می‌زنند و یافته‌ها و بافته‌های خود را یکراست به رسانه‌های همگانی می‌برند.

توطئه‌اندیشی:

اصحاب دانش‌نما ادعا می‌کنند که نهادهای دارای قدرت و ثروت زیادی پشت علم رسمی قرار دارند و با توطئه و حق‌کشی مانع از ابراز وجود و ارائه یافته‌های ایشان می‌شوند. تکیه بر همهمه به جای پیام: دانش‌نما بر یافته‌های اتفاقی که در اندازه‌گیری‌های دانشیک وجود دارند (و بهترین نمودار آنها در پزشکی، اثر دارونماست) تکیه می‌کنند و با ترفندهای آماری کوشش می‌کنند که به جای پیام، همهمه را عمده کنند و به نتیجه‌گیری‌های غیرمنطقی برسند.

یافته‌های به اصطلاح دانشیک ایشان مبتنی بر تغییرات تصادفی و یافته‌های مرزی اتفاقی در مطالعه‌هاست. تکیه بر تک‌نگاری تجربه‌های شخصی: نقل تجربه‌های شخصی به‌صورت تک‌نگاری ادعاها، راه زنده ماندن خرافات در عصر دانش تجربی بوده‌است. از همین روست که می‌گویند: «کشف بزرگ علم تجربی نه واکسن بوده‌است و نه آنتی‌بیوتیک، بلکه کارآزمایی تصادفی شده دوسوکور بوده است!» در پزشکی مبتنی بر شواهد از «داده‌ها» استفاده می‌شود نه از نقل مدعیات فردی.

دانش‌نما اما افرادی را می‌آورد تا جلوی ما بنشینند و بگویند که مدعیات آنها را «شخصاً تجربه کرده‌اند». تکیه بر قدیمی و باستانی بودن ادعا: اهالی دانش‌نما بر این ادعا تکیه می‌کنند که صدها و بلکه هزاران سال پیش، باور مورد ادعای ایشان رواج داشته و موردتایید بزرگانی بوده‌است و به درست یا نادرست از شخصیت‌های قدیمی نامی یا مورد احترام برای تأیید خود نقل‌قول می‌آورند.

کار در انزواء: اصحاب دانش‌نما معمولاً در انزواء کار می‌کنند، شفافیت را برنمی‌تابند و یافته‌های خود را نیز معمولاً در جمع خود و همایش‌ها و رسانه‌های ویژه خودشان طرح می‌کنند.

طرح کردن قوانین تازه برای طبیعت: اصحاب دانش‌نما برای آنکه یافته‌ها و مشاهده‌های ادعایی خود را توجیه کنند، «قوانین» تازه و بدیعی را برای طبیعت پیشنهاد می‌کنند.

THE WHEEL OF ZODIAC

خرافه

The Psychology of Superstition

خرافات (جمع واژه عربی خرافه) به معنی اعتقاد غیرمنطقی و ثابت نشده به تأثیر امور ماورای طبیعت در امور طبیعی و به عبارت دیگر، هر نوع پندار عجیب برای مردم عوام است.

معمولاً خرافات ریشه در گرایش‌های درونی یا باطنی در زندگی بشر داشته‌اند و به مرور تبدیل به خرافه شده‌اند.

آنچه مورد اتفاق فیلسوفان است این است که هیچ تعریف مشخص و همه پسندی دربارهٔ خرافه وجود ندارد و تعریفی که از خرافه به معنای امر موهوم در ذهن مردم است بسیار نا مشخص و گنگ به نظر می‌رسد.

بعضی از باورهای خرافی، مخصوص یک فرهنگ خاص اند. مثلاً بعضی از مردم سواحل جنوبی ایران معتقدند که موجودی به نام ام الصبیان به سراغ بچه‌ها می‌رود وآن‌ها را آزار می‌دهد. این مردم برای دور کردن ام الصبیان چوب عود را به شکل+ در می‌آورند وبه گردن بچه‌ها می‌اندازند.

بعضی از باورهای خرافی، شخصی و مخصوص یک فرد خاص اند، مثلاً کسی که همیشه در امتحان‌هایش از یک خودکار خاص استفاده می‌کند و معتقد است که آن خودکار برایش شانس می‌آورد.

برخی خرافات معمول

زنبور:اگر زنبور در خانه‌ای وارد شد، به این معنی است که به زودی مهمان برای آن خانه می‌آید.

پرنده:وارد شدن پرنده در خانه‌ای، نشانهٔ مرگ است.

سیزده:در بیشتر هتل‌ها اتاقی به شماره ۱۳ وجود ندارد یا در آسمان خراش‌ها آسانسور از طبقه دوازده به چهارده می‌رود.

شکستن آینه:بنا بر برخی باورهای سنتی اگر کسی شیئی را که تصویرش در آن است مخدوش کند، هفت سال بدبیاری می‌آورد.

بعضی از دریانوردان اعتقاد دارند که خال کوبی کردن بدن، آن هارا در برابر خطرهای دریا حفظ می‌کند.

در گذشته، دزدهای انگلیس گمان می‌کردند که اگر هنگام دزدی قلب وزغ را در جیب خود بگذارند هیچ‌گاه دستگیر نمی‌شوند.

روس‌ها معتقدند که اگر کسی در یک محیط سر بسته سوت بزند، همه پولش را از دست می‌دهد؛ بنابراین شما در روسیه هرگز کسی را نمی‌بینید که در فضای سر بسته سوت بزند!

در برخی از کشورهای غربی اگر به شماره ردیف صندلی‌های هواپیما نگاه کنید ردیف ۱۳ را نمی‌بینید.

superstition

تفاوت علم و فلسفه

• تفاوت دنیای علم و فلسفه در این است که دنیای علم آجر را روی آجر می گذارد و بالا می رود ولی جهان فلسفه قدم می زند. به همین دلیل مطلبی که سقراط Socrates می گوید:

بیش از همه به این جمله اشاره می کند که:

“من می دانم که چرا مردم من را فیلسوف می دانند. برای اینکه بیش از همه می دانم که چقدر نمی دانم یا بیش از همه پرسشی دارم که هیچکس برای آن پاسخی ندارد”.

 در مفهوم عام، علم به هر دانسته ای میگویند که در مقابل هر ندانسته یا جهل قرار میگیرد
  از علم سه شناخت بدست می آید:
  1-شناخت مذهبی
2-شناخت فلسفی
  3-شناخت علمی
با توضیح اینکه عرفان همون شناخت مذهبی است که بار فلسفی دارد.

• در تعریف دقیق فلسفه همون متافیزیک یعنی ماورای طبیعت است

 علم در مفهوم خاص ترجمه ساینس Science است:
  اولا علم مرتبط هست به جهان مادی و فیزیکی.
  دوم اینکه مرتبط بر تجربه و آزمایش و مشاهده است.

محسوس و ملموس است حتی بوسیله دستگاه یا حواس انسان. علم به درک واقعیات اشیا، یعنی خواص درونی آنها و صفات اونها و رابطه اونها با بقیه پدیده ها میپردازد. عالم هیچ موضوعی رو بدون سند و دلیل و مدرک قبول نمیکند و آماده است آنچه را به عنوان علم میشناسد رد کند، لذا در تز دکتری کوشش در جهت رد هست
این مفهوم با اندازه و درصد کار داره و اساس تفکر علمی بر اساس تئوری احتمالات است. علم چیزی جز تئوری احتمالات نیست . این مفهوم علم علاوه بر اینکه جنبه کمی دارد و مبتنی بر مشاهده و آزمایش و تجربه هست، ویژگی اش خاصیت ابطال پذیری است. لذا هر جمله ای که قابلیت رد پذیری ندارد علمی نیست. مثلا اگه گفته بشه انسان وقتی میمیرد که خدا بخواهد علمی نیست

o خاصیت دیگر علم قابلیت پیش بینی کننده آن است.

• علومی انسانی هم دقیقا به مانند علوم تجربی علم هستند چون از راه و روش علمی استفاده میکنند. فقط در چند نکته تفاوت دارند :

1-شما در بیش از ۹۰ درصد موارد در علوم تجربی با ۵ فاکتور توانایی تبیین و پیش بینی پدیده ها رو دارید در حالیکه در علوم اجتماعی و انسانی تعداد این علل و عوامل به صدها مورد هم میتواند برسد

2-وزن و بار علل و عوامل در علوم انسانی در شرایط مختلف دگرگون میشه

3-در علوم تجربی همیشه علت اول میاید و بعد معلول ، ولی در علوم اجتماعی و انسانی برخی اوقات معلول قبل از علت رخ میدهد

4-علوم اجتماعی و انسانی خاصیت خودتباهی دارند ، مثلا شما میگویید وضعیت اقتصادی ایران در چند ماه آینده فرو می ریزد. خوب چون علل و عواملی میاید سیستم رو عوض میکند و ضریب آزادی همه چیز را دگرگون میکند

5-البته اگر همون سوالهای سختی که توی مباحث علوم انسانی هست را از علوم تجربی بپرسیم اونها هم نمیتونند جواب بدن چون همه اطلاعات رو نداریم ،  مثلا بگویید اولین قطره باران در شهر تهران در چه ساعتی و در کدوم نقطه فرود میاد؟ یا کدوم نقطه از لاستیک اتوموبیل برای اولین بار پاره میشه؟

• در بحث علم به معنی عام مساله درست و غلط مطرح است یعنی موضوع درست و نادرست از موضوع علمی ساینس متفاوت است یعنی اینکه هرچه درست است علمی است حتما حرف غلطیه چون خیلی چیزها درست هستند ولی علمی نیستند اینکه بگوییم هرچه غیر علمی است غلط است این هم اشتباه است

مثلا گفتگو درباره اصول اخلاقی یا خدا یا ریاضیات… ( البته ریاضیات به یک اعتبار علم نیست و در حقیقت یک نوع ابزار تفکر و اندیشه انسانی است که کاربرد اون پایه و اساس همه علوم بوده و میدونید شما عدد ۵ در دنیا ندارید مثلا حیوانات تا عدد ۳ رو بیشتر نمیفهمند . مثلا اگر یک مرغی ۱۵ تا جوجه داشته باشه و شما ۱۲ تاشون رو بردارید او متوجه نمیشه . ولی به محض اینکه ۱۳ امی رو بردارید او سردرگم میشه و دنبال جوجه اش میگرده )

• شما میتوانید در چارچوب بحث مذهبی یا فلسفی حرف درست یا غلط بزنید که غیر علمی باشد . اشکال بسیاری از ما اینست که موضوع درست و غلط رو با موضوع علمی و غیر علمی مخلوط میکنیم. اما بسیار مهم است که بدانیم بر اساس تعریف علم به معنی ساینس، یعنی علمی که در جهان فیزیکی و مادی عمل میکند : هرچیزی که غیر علمی است غلطه و هرچیزی که علمی است فعلا درسته یعنی در جهان طبیعت اگر ما حرف غیر علمی میزنیم غلطه و اگر حرف علمی میزنیم درسته

پایه های علم

• علم دو تا پایه اولیه داشته :

1-اصل این همانی
2-اصل عدم تضاد و تناقض

• علم با این دو تا قاعده زندگی میکند و لذا من حاضرم باورهای شما رو بشنوم که اولا پای حرفاتون روی واقعیت باشه و بعد هم من هیچ تضاد و تناقضی در حرفای شما نبینم ، اینکه میگویید خدا باران رحمت الهی است ، این تضاد و تناقض داره ، چون وقتی سیل اومد ، چی میخواین بگین؟ ، یا اینکه میگید ؛ خدا سلامتی میده ، پس این همه مریضی رو کی میده؟ . لذا به مجرد اینکه اولین تضاد و تناقض بیاد من رفتم .

• علم ناقص و محدود است و علما ممکنه برداشت غلط بکنند، معنایش این نیست که غلطه ، مثلا این که چشم من محدود میبینه معناش این نیست چیزی که من میبینم غلطه ، چون چشم و گوش من ناقص است ، معنایش این نیست که غلطه… لذا علم دائما در حال والایش و پالایش خودش است.

• انقلاب علمی به نظر میاد ظرف ۵۰۰ سال گذشته صورت گرفته است که با خودش اصل علیت رو آورد و گفت هر معلولی علتی داره .

• خرافات یعنی گفتگوهایی که مربوط به جهان طبیعت است ، ولی غلط چون غیر علمی است ، یعنی مربوط به جهان طبیعت است و مربوط به خدا و جهان اخرت نیست

• خرافات معانی متفاوتی دارد :

1-ضدیت یا نفی علم
2-جانشین کردن یک علم دیگه که علم نیست
3-استفاده از یک مقدار از تجربیات یا داده ها برای یک تجزیه تحلیل هایی است
• دنیای امروز بیشتر گرفتار خرافات یا شبه علم است یعنی میزان کتابهای شبه علم و ضد علم و حقه بازی و فریب و دروغ ۱۲ تا ۱۵ برابر کتابهای اصیل علمی است.

• در هر جامعه ای گرایش توده مردم نگاه علمی نیست

• خصوصیات شبه علم :

o در شبه علم ما روش علمی مشخصی رو نمیبینیم
o شواهد تائید کننده کافی پیدا نمیکنیم
o شبه علم اصلا تکرار شدنی نیست. یعنی قابلیت تکرار پذیری نداره و نمیتونن دقیقا همون کار قبلی رو تکرار کنند و به همون نتایج برسند
o شبه علم آزمون ناپذیر است که در واقع ویژگی اصلی و تفاوت اصلیش با علم همین خاصیت است یعنی قابلیت تست کردن نداره و قابلیت ابطال پذیری نداره.

• بین ۶۳ تا ۷۶ درصد مردم امریکا دست کم یک باور پارانورمال دارند که برخاسته از باور دینی آنها نیست و بین ۸۰ تا ۹۶ درصد مردم آمریکا باور پارانورمالی دارند که برخاسته از باور دینی انهاست و درصد افراد معتقد به طالع بینی و پیشگویی بیشتر از قرون وسطی است

• تفاوت اصلی علم و شبه علم در اینست که شبه علم نمیتواند چگونگی یک پدیده رو مثل علم توضیح بدهد.

• یافته های حاصل از شبه علم یا مدعاهای آن :

1- یا اصلا آزمون پذیر نیستند
2- یا آزمون پذیرند و ولی همواره ابطال میشوند
3- مخالف یافته های مسلم و پذیرفته شده طبیعی هستند

• شبه علم نسبت به حقیقت ها بی تفاوت است
• شبه علم نسبت به تحقیق بی تفاوت است ،
• یعنی ما مراکز تحقیق رسمی نداریم که درباره یافته های شبه علم تحقیق کند.
• شبه علم پیش از آنکه از داده ها و مشاهدات شروع کند ، از فرضیه ای نا آزمودنی شروع میکند
• شبه علم از آزمودن نتایج خود گریزان است
• شبه علم هیچگاه پیشرفت نمیکند. اولین ویرایش یک کتاب شبه علمی آخرین ویرایش آن هم هست.
• شبه علم از واژگانی ابداعی استفاده میکند که تعاریف عینی ندارد.
• شبه علم ؛ علم را به حسادت و ناکاملی متهم میکند .
• شبه علم از داده هایی استفاده میکند که یا ریشه در اسرار دارند و یا نا آزمودنی هستند
• شبه علم بر همزمانی دو رویداد بیشتر از هزاران عامل دخیل دیگر اعتنا میکند
• شبه علم معمولا کسایی رو برای مخاطبشان پیدا میکند که اطلاع و آگاهی زیادی از علم و تفکر علمی ندارن. مثلا در مورد سیاه چاله ها نظر نمیدهد ، چون اونجا مخاطبانشان آدمهای خطرناک و دانشمند و عاقل و فهمیده ای هستند و ازشون استدلال و دلیل میخوان.
• شبه علم بعد از مواجه علم با کمبود داده ای یا ناکارامدی نظریه ها پدیدار میشود ، ولی پیش از ان همچین کاری نمیکنه . مثلا ما یک گرفتاری در کیهان شناسی داریم که بخاطر ماده تاریک نمیدونیم ۹۵ درصد عالم کجا هستند و قبل از اینکه دانشمندان این رو عنوان کنند چیزی در این باره ها نمیگویند. ولی به محض اینکه دانشمندان این نقص رو عنوان میکنند، سر و کله اینها برای تبیین پدیده ها شروع میشه

• کسانی که تولید کننده باورهای شبه علمی هستند در زندگی روزمره خود از اونها استفاده نمیکنند ، مثلا میتونند بجای اینکه با همسایشون تلفنی حرف بزنند خوب با تله پاتی حرف بزنند، همین ادم وقتی رگ قلبش بگیره حتما میرن آنژیوگرافی میکنه و وقتی پاش میشکنه حتما میره گچ میگیره .

• علم برای هر چیزی جواب ندارد و اگر داشته باشد ممکن است نادرست هم از آب دربیاید ولی شبه علم برای هرچیز ناشناخته ای جواب و فرضیه ای دارد که همواره درست تلقی میشود.

• ادعاهای فوق العاده نیازمند شواهد فوق العاده هستند و الا من هم میتونم ادعای خدایی بکنم. برخی ادعاها در مورد حقیقت :

it’s true because i believe it
it’s true because we believe it
it’s true because i want to believe it
it’s true because i have always believed it
it’s true because it’s in my selfish interests to believe it

• شبه علم تهدیدی است برای همه علوم:

– زیست‌شناسی: دستبرد به نظریه‌‌ دگرگونش
– شیمی: تغییر شکل ملکول‌های آب
– فیزیک: برداشت‌های عرفانی و فلسفی از تعاریف فیزیک کوانتوم
– پزشکی: هومیوپاتی
– روانشناسی: اعتقاد به وجود نیروی درونی انسان و ارتباط آن با کیهان – اعتقاد به وجود انرژی‌های مثبت و منفی درون انسان
– ریاضی: بازی با اعداد و استخراج اتفاقات آینده از کتب مقدس بوسیله رقم‌شناسی (numerology)

• قانون مسخره و ضدعلمی و شبه علمی راز the secret

the secret

بنیامین راش کسی بود که حجامت را برای درمان بیماران مبتلا به تب زرد توصیه میکرد. منتقدان روش درمان او را مرگبار تر از خود بیماری تب زرد میدانستند. راش هر بیماری که بهبود پیدا میکرد را نتیجه درمان خودش میدانست و هر بیماری که علی رغم روش درمانی او فوت میکرد را ناشی از شدت بیماری تلقی میکرد و در واقع راش راه را برای ابطال نظریه اش بسته بود…
بعد ها متوجه شدیم که راش در اشتباه بود و اشتباه او نشان از اهمیت یکی از بنیادی ترین اصول تفکر علمی دارد و ان هم اینست که دانشمندان به مسئله های قابل حل یا نظریه های قابل آزمون میپردازند یعنی نظریه ای که قابلیت ابطال پذیری دارد.

• مساله فوق دقیقا در ارتباط با همین قانون مسخره و ضد علمی راز داره چون قانون راز نظریه ای رو عنوان میکنه که قابلیت ابطال پذیری نداره. الف ) فرض کنید من خودم یک قانون کشف کردم…اسم قانونم هست قانون غورباقه : شما دو تا غورباقه و دو تا پر مگس رو توی آب بجوشونید بعد کمی اسپند بهش اضافه کنید… و بزارید روی یخچالتون بمونه …
حالا شما به هر چی تو زندگیت بخوای میرسی ولی سه تا شرط داره :
1-مثبت باشی و بسیار بسیار تلاش کنی و امیدتو از دست ندی
2-خواستت معقولانه و منطقی باشه
3-برای هدفت برنامه و زمان مشخصی بزاری و هدفت ممکن و دست یافتنی باشه و هدفت مطابق با امکانات و زمان دسترسی بهش باشه

• خوب اگه شما به خواستتون نرسید بخاطر اینه که شرطها رو رعایت نکردین. میبنید که قانون غورباقه چقدر شبیه قانون راز هست ولی هردوی این قانونها ضد علمی و مزخرف هستند.

ب)مثلا قانون مسخره جذب میگه : شما اگر بخوای میتونی آب رو جوش بیاری.. شما فقط کافیه اراده کنی و بخواهی تا آب جوش بیاد. ولی سه تا شرط داره :
1-آب رو توی کتری بریزی
2-آب رو آتیش بزاری
3-چند دقیقه واییسی تا آب جوش بیاد

حالا کسی که طرفدار این قانون مسخره است میگه : من امتحان کردم و جواب گرفتم… خوب یکی نیست بگه : عزیزم تو جواب گرفتی و آب هم جوش اومد ؛ ولی چه ارتباطی به قانون جذب داره